The first 200 lines.
آنچه در «چـاکـی» گذشت
خودم هم جوزف رو دیدم
شارلوت، خودش بود
جیمز داره دیوونه میشه
نمیشه به این کارم گفت حفاظت از خونواده
دارم نابودشون میکنم
...بهنظر من طرفمون هرچیـه ماوراءالطبیعهست
چارلز روبهموتـه
چاکی قبلاً هم مُرده. هزار بار
روح چارلز به جادوی مسیحیت آلوده شده
...از یه جنگیری ناموفق حرف میزد
آها، پس کار شما بوده
...من هنوز دلم خیلی کارها میخواد
مخصوصاً با تو
...تا حالا این احساس رو داشتی که
انگار دیگه هیچی برات مهم نیست؟
!به خودت بیا بابا
!تو چاکی هستی
!تو کاخ سفیدی، لامصب
من که میگم حتی مرگت هم باید باشکوه باشه و
دم آخری هر چند نفری که میتونی رو تو آتیشت بسوزونی
جوزف
چیکار کنم که تو بهتر شی؟
دلم نمیخواد دوباره بمیری
!نباید دوباره بمیری. جونِ من
مرگ حقـه، بچهجون
واسه بعضیها حتی بیشتر از یه بار
حالا متوجه شدم که
،هدف اینـه تا وقتی زندهایم
تأثیرگذار باشیم
یه اثر بهیادموندنی بهجا بذاریم
باید یه حرکت بزرگ و بیسابقه بزنم
یه حرکتی اونقدر قشنگ که
،وقتی اوضاع آروم شد هرکی موند
...یه اسمی رو هیچوقت یادش نره
چــاکــی
چاکی کیـه؟
اوه... یه چشم بهم بزنی دوزاریت افتاده
چطور؟ مگه قراره چی بشه؟
خب، از الان به بعد یه بازی جدید شروع میشه
شایدم یهکم اوضاع خطری شه
ولی بچهجون، از حالا به بعد هرچی هم که شد
هیچجوره پشتم رو خالی نکن
محالـه بذارم باز ازم جدا شی، جوزف
بهتره سیگار نکشیها
واسه سلامتی خیلی مضر ـه
!یه روح زده صورت شوهرم رو تیکهپاره کرده
.در جریانم قرارم هست جمعوجورش کنم
یه کارهایی هم هست که قبلش باید بهشون رسیدگی کنم
پرایس؟ - هوم؟ -
پرایس؟
« کار چاکی بود »
« ترجمه از یـاشـار جـمـاران » ::.:: TAMAG OTCHi ::.::
!چاکی دیگه کدوم خریـه؟
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
« چــاکــی »
آرتور شاه صحبت میکنه
لطفاً یه ارابه به اینجا اعزام کنید
کِی؟ - همین حالا -
راستی یه نکتۀ دیگه - بهگوشم -
در مورد فردی به نام چاکی ،بین اشخاص مرتبط با رئیسجمهور
هر اطلاعاتی میتونید گیر بیارید
چشم
شما دوتا اینجا چیکار میکنید؟ - اون کمد -
...چیکار... چیکار
!اون از اموال کاخ سفید نیست
وسیلۀ شخصیـه
مال پسرم بوده
خواهش میکنم سر و صدا نکنید
نه، نه
نه، نه، نه، نه
نه، حق ندارید با جسد شوهرم
!این کار رو کنید
!پرایس کجاست؟
ایشون گفت شما همینجا منتظر بمونید
یعنی چی؟
چرا؟ - ...خانم -
!نکن! دستت به من نخوره
خانم؟
کوپ. کوپ
باید از اینجا برم
...بهخاطر پسرهاتون باید قوی باشید، خانم
نمیتونم
بهخاطر کشورمون
نمیتونم. نمیتونم
الان وقت جا زدن نیست، خانم
به من اعتماد کنید
سعیم رو میکنم
سعی میکنم
...وایسا ببینم، چـ
...کوپ، کوپ، چیـ
متأسفم، خانم
واقعاً متأثر شدم
...ایشون - !ولم کن -
فرد بینظیری بود
کار جابهجایی عقاب انجام شد؟
!بهش نگو عقاب - !هیس -
!«به من نگو «هیس
،معذرت میخوام، خانم ولی بچههاتون نباید بیدار شن
!بچههام
پاشید. پاشید
بیدار شو، گرنت - !این چه کاریـه، مامان؟ -
...باید پاشید وسایلتون رو جمع کنید در حد یه چند روزی
همین امشب میریم - چی داری میگی؟ -
!کاپشن یادتون نرهها میریم شیکاگو
!چه خبر شده؟ بابا کجاست؟
باباتون همینجا میمونه
یه چند روزی میریم
خونۀ خاله ویدا، خب؟
...نکنه تو و بابا - نه، همهچی روبهراهـه -
من عاشقِ خونۀ خاله ویدام - هنری -
میشه خودم وسایلم رو جمع کنم؟
آره. معلومـه که میشه، عزیزدلم - مامان -
خانم
!این کیـه دیگه؟
آقای پرایس یکی از مشاورهای پدرتونـه
اوضاع روبهراهـه، خانم؟
بله
میخوایم بریم شیکاگو دیدنِ خواهرم
،خانم کالینز
با نهایت احترام، با وجود ناراحتی و بی هیچ قصدوغرضی عرض میکنم
اتفاقی که امشب اینجا افتاد
مهمتر از شماست
مهمتر از خونوادۀ شماست
مهمتر از شخص بندهست
مهمتر از جون تکتک اشخاص
یا هر جانداری که تا حالا پا به جهان گذاشته
،اگه این خبر جایی درز کنه دنیایی که برامون عزیزه به آخر میرسه
پس... پاتونو از اینجا نمیذارید بیرون
پسرهاتون هم همینطور
خود منم صددرصد همینجا موندگارم
وقتشـه که دیگه سازِ مخالف نزنیم
متوجهاید؟
!شما دوتا کدوم گوری بودید؟
!خیلی هم عالی
...وقتی شما دوتا مشغولِ
...زفاف" بودین"
!راستی تبریک
من اینجا داشتم سعی میکردم
باز دل گرنت رو به دست بیارم تا خواهرم رو پیدا کنیم و
!چاکی رو بکُشیم
اوه... خودش پاش لب گور ـه
!بهبه
اگه ما همینطوری دسترودست بذاریم و
اون بمیره دیگه هیچوقت کارولین رو پیدا نمیکنیم
انگار وسط "زفاف"تون
!فکر اینجاشو نکرده بودید
شرمنده
درضمن اون عادت داره هی بمیره
باز سر و کلهش پیدا میشه
این دفعه دیگه ابدیـه
همهمون دلمون میخواد کارولین پیدا شه
!ما رو ببخش
بگو ببینیم گرنت چی شد؟
پسر رئیسجمهور دعوتمون کرده واسه شام بریم و باهم فیلم ببینیم
!خب... عالیـه که
کِی؟
همین امشب
هشت ساعت دیگه یه ماشین میاد دنبالمون
کافیـه واسه اینکه
قشنگ دل به کار بدید؟
آره - خوبـه -
حالا این جریانِ
چاکی قراره واسه همیشه بمیره» رو برام بگید»
!قضیۀ سکس رو میتونی بذاری واسه بعد، جیک
چه میکآپِ خفنی
!رو جوزف پیاده کردی
از کجا یاد گرفتی؟
طرف از ایناست که تو تیکتاک باید بهش گیر بدم؟
میگم... باحال میشه دوتایی
!خِرشو بچسبیمها
...شایدم نه
بابا زود رفته سرِ کار؟
آره، خیلی سرش شلوغـه
پدرتون شما رو خیلی دوست داره
...دیشب قضیه چی بود
یهو گفتی باید وسایلمونو جمع کنیم و اینا
ناراحت بودم
زیادی شلوغش کردم
سرِ چی؟
به بابا ربطی داره؟
...مامانی چیز خاصی دیدی؟
نه، قندعسلم
آدمبزرگهام یهوقتهایی کابوس میبینن
همینوبس
خانم، آقای پرایس میخوان تو دفترتون باهم صحبت کنید
گفتن موضوع خیلی واجبی هم هست
...اگه چیزی میخواید مثلاً دارو، فیزیوتراپی
یا هرچی... میتونیم ترتیبش رو بدیم
فقط کافیـه بگید
...من فقط میخوام خونوادهم رو
...همین کسایی که برام موندن رو
تا جای ممکن
از کاخ سفید دور کنم که امنیت داشته باشن
ولی جنابعالی مجبورم کردید
بعد از اینکه یه روح شوهرم رو به قتل رسوند
اینجا تو دوقدمی مرگ نگهشون دارم
!حالا شما باز از فواید طب سوزنی بگو
خانم کالینز، چه بخواید چه نه
حتی بیشتر از شریکجرم سر موضوع لاپوشونی قتلها پاتون گیر ـه
No comments yet. Be the first to leave one.