The first 200 lines.
آنچه گذشت
خانم ها و آقایان ، نجات یافتگان اوشنیک 815
من فقط مردی رو کشتم که
هفته ی پیش بیرون ساختمان نشسته بود
می خوام تو باهام به یه جای امن بیای
من و تو هدف مشترکی داریم
ما تنها افرادی نیستیم که جزیره رو ترک کرده
ما ... ما نباید اونجا رو ترک می کردیم.. خداحافظ جک
ما باید برگردیم کیت
اون بهت گفت که من بیرونه جزیره بودم؟
آره ، گفت - اون گفت ما باید برگردیم
ما باید اون رو هم با خودمون ببریم.
بچه بیدار شد
نوبت توئه...
صبح بخیر.. بفرمایید جناب دکتر
من بهش نیاز ندارم
شروع کن . من کل روز رو وقت ندارم
سزعت ... خوبه
فیلم پیشتازان دارما ، شماره ی دو
آماده
اکشن
سلام .. من دکتر ماروین کندل هستم.
و این فیلم برای ایستگاه شماره ی دو می باشد.
ایستگاه تیر
به شما مهارت خاصی در مورد محل زندگیتون میده
شما می بایست این مطالب رو بیاموزید
هدفف اصلی این ایستگاه
گسترش دادن استراتژی های دفاعی هستش
و مرکزی برای کسب اطلاعات
در مورد دشمنان بومی در جزیره
دکتر چنگ!
دکتر چنگ؟ لعنتی.. اینجا چه خبره؟
کات ، جناب ما یه مشکل در ایستگاه اورکید داریم!
از این طرف
ما داشتیم اون سنگ رو می بریدیم.. همون سنگ مقابل رو
که ناگهان دریل ما ذوب شد!!!
دریل ذوب شد؟ بله
سه متر از خط هاشیه ی که روی نقشه بود
قرار بود شش سوراخ با مته ی الماسی ایجاد کنیم
آخریش دریل ما ذوب شد...
بعدش سر کارگر ما گیج رفت و غش کرد!
ما از ردیاب تصویری برای دیوار استفاده کردیم
بیست متر داخل این دیوار یک محفظه وجود داره
پشت سنگ
اونجا یه چیزی هستش
و تنها را برای فهمیدنش
قرار دادن مواد منفجره در اینجا و اینجا هستش
بعد از انفجار سنگ وسط رو برمی داریم و نگاهی به داخل می ندازیم
به هیچ وجه
این ایستگاه به این دلیل داره اینجا ساخته میشه که نزدیکی داره
به چیزی که ما معتقدیم انرژی بی حد و مرز هستش
و اون انرژی رو ما یکروزی می تونیم بصورت کامل کنترل کنیم
اون موقع ما این توانایی رو داریم که زمان رو کنترل کنیم
شما راست میگی
فهمیدم.. اون موقع ما می تونیم برگردیمو هیتلرو بکشیم
مزخرف نگو
اینجا یک قانونی هست
قانونی که ما نمی تونیم بشکونیمش
خوب. حالا میگید من چیکار کنم؟
هیچکار
اگه دریلت یک سانتی متر داخلتر بره
خطر آزاد شدن این انرژی وجود داره
آیا می خوای این اتفاق بیوفته؟
خدا به دادمون برسه
بلندش کنید بریم
جلو پاتو نگاه کن
ببخشید آقا.. دیگه تکرار نمیشه
خوبه، من بقیه وسایلشو میارم.
بریم
آیا حرفشو شنیدی؟
مسافرت در زمان. اون فکر می کنه ما احمقیم؟
بریم بچه ها
چرا درب اونو نمی بندی جک؟
زودباش
باید اونو بزاریم توی ون.. اون هم باهامون میاد
کجا می بریمش؟
تا زمانی که هوگو رو پیدا نکردیم شرمنده ام
هارلی...
اون توی یه مرکز بیماران روانیه
ما باید اون رو خارج کنیم
راحته ، چون اون باهات دوسته
اونا دیگه دوستای من نیستن
اون با روحیه است
ما چطوری اومدیم اینجا؟
تمام این اتفاقاتی که افتاد
اتفاق افتاد چون جزیره رو ترک کردی جک
حالا بیا شروع کنیم. باشه؟
خوب باید اول هارلی رو بیاریم.. بعدش چی؟
بعدش میریم دنبال سان ، سعید
و کیت البته
من ندیدم او اتفاق بیفته
زمانی که برای آخرین بار دیدیش
منظورم لاکه
توی جزیره
توی ایستگاه اورکید ، زیر گلخونه
بهش گفتم متاسفم
برای اینکه زندگیشو تیره کردم
بعدش اون رفت
خوب جان به تو به عنوان یک فرد معتقد نگاه می کرد
اون بهت چی گفت که تو معتقد شدی؟
ساویر ، جولیت
همه ی افراد کشتی و افرادی که تنهاشون گذاشتیم
جان گفت اونا میمیرن ، اگه من برنگردم
بهت نگفت بعد از انتقال جذیره چه اتفاقی براشون افتاد؟
نه
نگفت
پس فکر می کنم ما هیچ موقع نفهمیم!
یعنی چه
ریچارد؟! ریچارد
کسی نیست؟
کسی اینجا نیست؟
چه اتفاقی افتاده؟
اون نوره چی بود؟
ما باید در همون شعاع حرکت باشیم
اون چه مسخره ای بود؟
نمی دونم
کشتی کجاست؟
شاید غرق شده باشه.. نه .. نمیشه
یه دقیقه پیش یه کشتی بود که ازش دود سیاه بلند شده بود
حالا هیچی اینجا نیست
هلیکوپتر چی؟
اون بالای قایق بود
رز
رز
برنارد! رز!
رز رو ندیدی؟ نه
خدای من
برنارد! رز!
کجایی تو؟ من اونجا بودم.. کنار کلیسا
اون صدا چی بود؟ اون نور چی بود؟ نمی دونم
فقط آروم باشید! چیزی برای ترس وجود نداره. باشه؟
ما فقط بر میگردیم به کمپ و ... آروم باشید
نیازی به ترس نیست. می تونیم برگردیم به کمپ
در مورد چی حرف می زنی؟ کمپی وجود نداره
آسمون روشن شد و بعدش هم این...
آشپزخونه... ناپدید شده
و تمام چادر ها ، آب و غذا هم ناپدید شده
خوبه . همه چیز به غیر از خود ما...
ناپدید شده
ناپدید نشده
دانیل!
هی
من فکر کردم تو تو قایقی؟!!
نه ، موفق نشدم
ما زمانی که تو راه بودیم این اتفاق افتاد
منظورت چیه؟ یعنی کمپ ناپدید نشده؟
اصلا تو کی هستی؟ اون دنه
اون فیزیکدانه... گوش کنید. ما وقت نداریم
نیاز دارم که شما منو ببرید به جایی
جایی که قبلا ساخته شده
یه ایستگاه دارما هست که 15 دقیقه تا اینجا فاصله داره
منظورت دریچه است؟ همونی که منفجر شد؟
اون عالیه
ما باید قبل از اینکه دوباره اتفاق بیفته حرکت کنیم
قبل از اینکه دوباره اتفاق بیفته؟
چرا کمپمون نا پدید شده؟
کمپ شما ناپدید نشده
اون هنوز ساخته نشده
چو! چو! تونل
اوه ، فکر می کنم چو چو بهتر از همه بدونه
اون میره داخل تونل و هیچوقت بر نمیگرده
کارتون نگاه کن عزیزم
مامان زود برمی گرده
خانوم آستون؟ بله؟
سلام ، من دن نورتون هستم از دفتر حقوقی آگوستونی و نورتون
می تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ و شما؟
ایشون شریک بنده هستن
اگه بتونیم بیایم داخل براتون توضیح میدیم
نه ، شما می تونی همینجا توضیح بدی
باشه، قبول
خانوم آستون ، ما اومدیم اینجا تا از شما نمونه ی خود بگیریم
و یکی هم از فرزندتون
در حال حاضر من از قوه قضاییه دستور دارم
برای رفع اتهام شما
چرا؟ رای اثبات ارتباط خونی شما با فرزندتان
متاسفم.. من متوجه نمیشم ... کی ...
من مجاز نیستم مسئولیتم رو فاش کنم
مسئولیتتون؟ بزارید بیام تو
از خونه ی من دور شو.. اگر شما قبول نکنید
من مجبورم برم و با مامور بیام
پس برو و با مامور بیا
کجا میری مامان؟
میریم گردش عزیزم
خداحافظی کن عزیزم
چرا از هلیکوپتر پریدی پایین؟
بهت که گفتم. بنزینمون داشت تموم می شد
می خواستم مطمئن شم که اون...
می خواستم مطمئن شم که اونا به سلامت برسن به کشتی
حالا که مهم نیست. هست؟ ببخشید
من واقعا نیاز دارم شما دوتا سریع تر قدم بردارید
اولین چیز
تی شرتتو بده به من
تی شرت من؟ بله
من فکر می کنم ما فشارهای زیادی رو تحمل کردیم
اونوقت من تی شرتمو بدم بهت؟
بهتره به حرکتمون ادامه بدیم. باشه؟ بهتره ما یکم صبر کنیم
حالا تو به من بگو چه خبره؟ بهتر نیست به من اعتماد کنید؟
به تو اعتماد کنیم؟
من تورو نمیشناسم!! ما واقعا وقت اینو نداریم که من برات توضیح بدم
تو نمی دونی
No comments yet. Be the first to leave one.