The first 93 lines.
«مرحلهی مخفی»
«مهاجرت: سفری پرماجرا»
برای کسانی که در میان ستارگان سفر میکنن
زمان باارزشترین منبعه
برای فضاپیماهایی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت میکنن
زمان به کندی سپری میشود
چیزی که برای مسافران گذر چند روز بهنظر میرسد میتواند برای عزیزانشون در خانه، چندین سال طول بکشد
لایدون یه سیاره مرزیه
دنیایی جدید که همیشه برای کسی مثل ماری هنسون
بسیار محدود مینمود
زندگی در اینجا بسیار دشوار بود
مخصوصا برای اولین نسل از مهاجرانی که با سفینهی کمانی از زمین به اینجا اومده بودن
،مادر ماری کمی پس از فرود در زمستانی سخت از دنیا رفت
و پدرش، نیک، دست تنها و به بهترین شکلی که از دستش برمیاومد بزرگش کرده بود
بابا! شنیدی کیلن چطور شده؟
برای یه ماموریت اکتشافی به دنیای دیگه انتخاب شده
احتمالا تا چند دهه دیگه نمیبینیمش
در جریانم. اون آچار رو بده
کیلن داشت میگفت هنوز یه جای خالی دیگه دارن
داشتم فکر میکردم شاید خوب بشه اگه من هم برم
ماری، در این باره صحبت کرده بودیم
هنوز خیلی جوونی، و سفر بسیار خطرناکیه
چند ماه دیگه سنم به حد نصاب میرسه
کسی هم که نمیاد دقیق فرم ثبتنامم رو چک کنه
ذهنت مثل یه ماجراجوی حقیقی کار میکنه
قوانین برای کسانی تصویب میشن که قوه تخیل ضعیفی دارن
...ریف ساباتین. شما باید
بره خونه
سه روز طول میکشه تا رانشگر سمت چپ تعمیر بشه
ولی سوپاپش تا اسکوشیا میرسونتتون
اسکوشیا؟ مقصد نهاییتون اونجاست؟
وای، خدا نکنه
اسکوشیا حکم گورستان اجرام آسمانی رو داره
اما شنیدم هنوز اشیای ارزشمندی توی خرابههاش مدفون شده
شاید بتونی شیءای پیدا کنی
...که باعث شه لایدون کمتر مثل چیز بهنظر برسه
یه جهنمدره یخزده؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
بالاخره کار سفینه ساباتین تموم شد
به زور چسب و آدامس چسبوندمش ولی میتونه بلندش کنه
نه، قرار نیست جایی بره
از ملایو یه پیام دریافت کردم و ازمون خواستن که سفینهش رو ضبط کنیم
پدرش حاضر نشده هزینهش رو بپردازه
ظاهرا پسره بدون اجازه پدرش سفینه رو قرض گرفته
تمام ماجراجوها دزدن ولی اینکه خانواده خودت رو بچاپی یه حرف دیگهست
آره. پسره خیلی شره
حالا میفهمم چرا ماری اینقدر دلباختهش شده
بیخیال نیک
بعید میدونم حتی تو هم دوهزاریت اینقدر کج باشه
حرومزادهی آبزیرکاه
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
بابا، ببخشید که اینطوری گذاشتم رفتم اما امیدوارم درک کنی
اگه تو لایدون بمونم هیچوقت به آرزوهام نمیرسم دلم برات تنگ میشه. دوستت دارم، ماری
ولی سنی نداره
نیک مرد ثروتمندی نبود اما دخترش، همه چیزش بود
باید برش میگردوند
به همین خاطر تیدی واس، به نیک پول قرض داد
تا جایگاهی در خدمه سفینه ساترن کراس دست و پا کنه
سفینه باری به آرامی در فضا سفر میکرد
اما یکی از توقفگاههایش، اسکوشیا بود
همونجایی که دخترش درنظر داشت بره
درحالی که سفینه با سرعتی نزدیک به سرعت نور سفر میکرد، نیک یک سالی در سفر بود
،درحالی که ماری در همین حین هشت سال در اسکوشیا زندگی کرد
مکانی که زمانی دنیایی کیهانی و پر رونق بود
حالا به جهنمی پرتوزا بدل شده بود
برخی از سفرهای اکتشافی به دل سطح ناهموارش
منجر به یافتن اشیایی گرانبها شد
اما بسیاری از آنها، پایانی جز مرگ برای ماجراجویان به دنبال نداشتن
اما نیک حاضر نبود امیدش رو از دست بده
ریف و ماری دست به سفری اکتشافی با شرایط نامساعد و تجهیزات ضعیف زده بودن
قماری که چیزی نمونده بود به قیمت جونشون تموم شه
اما این ماری بود که ریف رو
از دست اندک نیروهایی که از خرابهها پاسبانی میکردن نجات داد
درحالی که نیک تنها چند ماه در اون سفینه باری بود
در زمان واقعی
ماری و ریف چندین سال سخت رو در اسکوشیا سپری کرده بودن
نیک رد اونها رو به ملایو گرفت و به دنبالشون رفت
دنیای خانواده ساباتین
متاسفم نیک
راه طولانیای رو پیمودی و خبر ناگواری در انتظارته
ریف و ماری 12 سال پیش به سمت هیویلیاس حرکت کردن
دنبال نقشهای از دنیاهای گمشده دتنیر بودن
اما مشکلی براشون پیش اومد
ریف
خودت رو به سفینه برسون
میدونیم سفینه به پرواز دراومده
اما وقتی از سیستم خارج شد ارتباطمون رو باهاشون از دست دادیم
کیهانیها تعقیبشون خواهند کرد
شکارشون میکنن
...حاضرم هر کمکی از دستم برمیاد بکنم اما
یه سفینه
یه سفینه بهم بده
No comments yet. Be the first to leave one.