The Simpsons

The Simpsons

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

The Simpsons S05E05 x265 1080p WEB-DL Pseudo
A Commentary by peaceful_man
فقط هماهنگ کردم

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Published on: 2021-05-13
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 169 lines.

بازنويسي و هماهنگسازي دوباره daee habib

تابلوها:

تصاويري بي جان .که در قابهايي رنگارنگ ديده مي شوند

اما شب براي خودشان جان مي گيرند

انها درگاه هايي رو به جهنم مي شوند

به گونه اي ترسناک،وحشتناک و مخوف که

بارت ، تو بايد به مردم هشدار بدي که اين قسمت خيلي ترسناکه

شايد ترجيح بدن (به جنگ دنيا ها تو ر.ع.م گوش بدن(راديو عمومي ملي

- بله مامان خوبه-

حالا،مگي رو نگه دار.من ميرم چند تا گوشواره از مغازه هدايا بخرم

موضوع اولين تابلو امشب مربوط مي شود ...به

پليد ترين،بدجنس ترين و خشن ترين جانور اهريمني که به زمين قدم گذاشته مربوطه

کاملا مشخصه که من دارم اشاره مي کنم به

شيطان

و حالا مورد بعدي تو کاتالوگ ما که ما عاشقشيم

اين رويا از خامه توت فرنگيه

اوه!نبوغ خالص

اوه!وحالا براي پرش از خواب و رويا به واقعيت

ببخشيد هومر.وقتي تو خواب روزانه ات رو ميکردي .ما تمام پيراشکي ها رو خورديم

خب ،يه چند تايي شون باقي مونده بود ولي براي خنده داديم شون به يه مرد پير

اشخور هاي لعنتي! من که هنوز نمردم

خيلي خب.آروم باش.تمرينات رو به ياد بيار

''هومر عزيز من به تو يه پيراشکي اورژانسي بدهکارم.امضا هومر.''

کسافط!هميشه يه قدم جلوتره

اوه!من روحم رو براي يه پيراشکي مي فروشم

خب ميشه ترتيبش رو داد

فلندرز! تو شيطاني؟

هميشه کسي هستش که کمتر بهش شک مي کني

خب،آدماي زياد پيشنهاد مي کنن که روحشون رو بفروشن

بدون خوندن قوانين قبر و...

- پيراشکي داري يا نه؟ الان حاضر ميشه-

.فقط اينجارو امضا کن.مواظب باش خودکارش داغه

هووم.اون رفيق پا بزيمون کيه؟ .از استايل و حالتش خوشم مياد

اوه.پرنس تاريکي .ساعت 11 باهاش قرار داريد

...يادت باشه لحظه اي که تمومش کني من روحت رو براي

...هي صبر کن اگه من اين گاز اخر رو تموم نکنم

روحمو نمي گيري مگه نه؟

اوه ، نه!بلحاظ فني نه- من از شيطان باهوش ترم من از شيطان باهوش ترم-

!تو از من باهوش تر نيستي

!من تو رو تو جهنم خواهم ديد هومر سيمپسون

!نه احتمالا

!اممم.پيراشکيه ممنوعه

خب،خب چيزي رو تموم مي کني؟

هومر پيراشکي رو خوردي؟- .نه-

!شکم گنده ات اين بار نجاتت نميده.سلام بارت

سلام- صبر کن-

پدر من حق يه دادگاه منصفانه رو نداره؟

!اوه،شما آمريکايي ها و اين "حق منصفانه" و "دادگاه هاي منصفانه"تون

هميشه تو مکزيک راحت تره.خيله خب باشه.

.فردا در ضربه ي نيمه شب دادگاهي خواهيم داشت

.تا اون موقع تو روز رو در جهنم مي گذروني

خوب اينکه خيلي بد نبود؟

خب پس تو پيراشکي دوست داري؟

اهان-. خوب پس-...

.تمامي پيراشکي هاي دنيا رو بگير

!بيشتر

من که نمي فهمم.جيمز کوکو(بازيگر آمريکايي)درعرض 15دقيقه ديوانه شد

هومر تو حالت خوبه؟- نه-

اقاي سيمپسون نگران نباشيد.ديشب تو سريالي در مورد دادگاه و وکلا) رو تماشا کردم)Matlock يه ميخانه سريال

.صداش باز نبود ولي فکر مي کنم اصل مطلب رو فهميده باشم

!صداي منو بشنويد! صداي منو بشنويد

.دادگاه مسائل دوزخي حالا ديگه رسمي شده

:خيلي خب،ولي قبلش تعدادي قوانين ساده

.شماره 1:هر نيم ساعت يک بار وقت دستشويي مي گيريم

:قبوله.شماره 2 .هيئت منصفه رو من انتخاب مي کنم

.قبوله .نه اشتب شد!وايسا

.ساکت!من به شما هيئت منصفه نفرين شده رو مي دم

Benedict Arnold Lizzie Borden Richard Nixon

اما من که هنوز نمردم.اتفاقا تازه يه .مقاله براي کتاب قرمز نوشتم

هي گوش کن منو به تو يه لطفي کردم- بله ارباب

John Wilkes Booth دزد دريايي ريش سياه John Dillinger

و بالاخره تيم فيلادلفيا فلايرز در سال 1976

.متاسفم اقاي ريش سياه .صندلي هامون کمه و اين اخريشه

اين صندلي بلنده .من ميگم

...من اينجا قراردادي بين خودم و هومر سيمپسون دارم

که اون روحشو براي يه پيراشکي به من قول داده

!که من بهش دادم .و خيلي هم خوشمزه بود

.من به آساني دنبال چيزيم که متعلق به منه

سخنراني جالب و زيبايي بود آقا-

اما من از شما مي پرسم که يه قرارداد چيه؟

ديکشنري وبستر اونو يه موافقت زير قانون مي دونه که غيرقابل شکستنه'

"!که غيرقابل شکستنه"

.منو ببخشيد.بايد برم دستشويي

اه،اقاي هاتز؟

...هومر سيمپسون من چاره ندارم

جز اينکه شما ...به اقامتي ابدي در

صبر کنيد!قبل از اينکه اونو به جهنم بفرستيد .يه چيزي هست که بايد ببينيد

.اون يه عکس از من و هومر در روز عروسيمونه

يه دقيقه صبر کن ببينم.شما تو اتاق اورژانس ازدواج کرديد؟

.خب،هومر تمام کيک عروسي رو به تنهايي خودش خورد

.قبل از عروسي

!پشتشو بخونيد !پشتشو

.اوم.يه جور نقشه گنجه

احمق تو که خوندن بلد نيستي- بله حقيقت داره-

عياشي من .روش من براي جبران کردن بود

.مارج عزيز تو دستت رو براي ازدواج به من دادي

تمام چيزي که مي تونم بدر عوضش بدم روحمه

.که براي هميشه اونو به تو قول ميدم

.ما به اندازه ي کافي شنيديم جناب قاضي

...ما به اين نتيجه رسيديم که روح هومر سيمپسون قانونا متعلق به

.مارج سيمپسونه و نه شيطان

- يس - Whoo-hoo-- Ow!

.خيله خوب سيمپسون.روحت رو پس مي گيري

.اما بزار اون پيراشکي نفرين شده رو سرت بمونه

.هومر اينقدر بهش ناخونک نزن - Oh!

.اما من خيلي خوشمزه و شيرينم

.خب،بهتره که برم سره کار

.بابا،اگه جاي تو بودم بيرون نمي رفتم

.نگران نباشيد بچه ها بالاخره بايد از اون تو در بياد

...نمايش بعدي در گالري ترسناکمون

اتوبوس مدرسه؟

اهان!حتما منظورشون اتوبوس غوله به معناي غوله و با Ghoul) (به معناي مدرسه در انگليسي قافيه دارند school

نع .همين جا گفته "اتوبوس مدرسه"

.خب.هيچ چيز ترسناک تر از رفتن به مدرسه نيست

.هي بارت نگاه کن کارت هاي معامله کراستي

.سري 8 تايي که خيلي منتظرش بوديم

''کراستي به فاميلاش در اناپولس،مري لند سر مي زنه ''

''.کراستي براي کارت هاي معامله ژست مي گيرد ''

.به نظر ميرسه يکم ايده هاش کم شده

حداقل ادامس رو گرفتي- اوه،لپم رو بريدم-

Whoa! Whoa!

اٌه .اميدوارم اين عرق باشه

بارت،مشکل چيه؟

.همين الان يه رويا از مرگ آتشين و وحشتناک خودمو ديدم

و؟- ليسا، واضحه که داداشت يه کابوس ديده-

نگران نباش عزيزم.قسمت ترسناکش ديگه تموم شده-

مارج،نگاه کن چه وسايل جالبي تو .لنگرگاه پيدا کردم

همينطوري تو قايق يه يارويي مونده بود-

سلام سيمپسون.من امروز اتوبوس رو مي رونم چون مادرم کليد هاي ماشين رو قايم کرده

.تا منو براي حرف زدن با يه خانم پشت تلفن تنبيه کنه

حق داشت که اين کارو بکنه- ببخشيد امروز صبح بارت يکم ناراحته-

پس ميشه يکم همگي بيشتر باهاش مهربون باشيد؟

هي،پوشکت کجاست ني ني کوچولو؟

.خدا رو شکر که تمامي توجه رو از شرت من دور کرده.

!ميلهاوس!ميلهاوس بيدار شو

ريع از پنجره بيرون رو نگاه کن- امکان نداره بارت-

اگه خم بشم خودم رو معرض کشيدن شرت،دست تو گوشم کردن

.يا حتي هيولاي پشت سر گذاشتم

!اتوو بايد يه کاري بکني يه جن رو کناره ي اتوبوسه

هي،مشکلي نيست بارت .من ترتيبش رو ميدم

نه!اوه نه .همين الان قسط اخرش رو دادم

Oh.

!همگي

.يه هيولا در کناره ي اتوبوسه

.اينجا که هيولايي نيست

تو ما رو فريب دادي- من که چيزي نمي بينم-

هي،کي اتوبوس رو داره مي رونه؟

اوه اسپانيايي(الان ميرم)

!زميني هاي احمق

.ترسيدن از موجودي که وجود خارجي نداره

.خب،من شنيدم که يه بچه داره از تصور و خيالش استفاده مي کنه

.و من اومدم که متوقفش کنم

نه!نه!حقيقت داره!يه هيولا سواره اتوبوسه- تنها هيولاي اين اتوبوس-...

.کمبود احترام به قوانينه

Oh!

.الاغم تو گل راه نمي رفت

.پس مجبور شدم 17 تا گلوله بهش بزنم

تو حرفمو باور مي کني؟مگه؟ .تو دوستي هستي که حرف منو باور مي کني

.ميلهاوس مهربان و قابل اعتماد

.در واقع بارت داري يه جورايي منو مي ترسوني

من فکر مي کنم که ميرم با

.ب-ا با اون دانش آموز انتقالي بشينم

اوه گوتن تاگ(آلماني صبح به خير)مي خواي يه گاز به شکلاتم بزني؟

.همچنين پاستيلم دارم

!!جنه داره چرخ ماشينو در مياره

!!ماشينو نگه دار و گرنه هممون مي ميريم

.افسار منو بردار و دستاش رو با شلاقم ببند

يه ليس ديگه مي خواي به ابنبات من بزني؟

.اه،حتما

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left