The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
! حسني
حسني تو کجائي ؟
کجا رفتي ؟
داره تاريک ميشه ! تو کجائي ؟
!حسني
!حسني
! مامانت داره از نگراني مريض ميشه
. اگه حالت خوبه ، يک نشونه بهمون بده - تو کجائي ؟ -
! جوابمو بده ، پسر
تو کجائي ، حسني ؟
.قبل از اينکه تاريک بشه بايد بريم خونه
تو کجائي ، حسني ؟
.جوابمو بده ، پسر
کجائي؟
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
دانلود به روز ترين کتاب هاي کميک @subforu
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
...عقرب
ناصر؟
...عقرب
..اونها دارن ميان
جن قسمت دوم
...فهد
..ميرا
..ميرا
. ميرا ، تو تنها چيزي هستي که من لازم دارم
دکتر مصطفي ، لطفا سريعا به اورژانس شماره سه مراجعه کنيد
. من متاسفم ، خانم سعيديان . من خيلي متاسفم
.متشکرم , عزيزم . از هردوتون ممنونم که اينجا هستيد
. ليلا ، تو خودت ميدوني که پسر من از هرکس ديگه اي بهتره
...يعني ، قبل از همه اين اتفاقاتي که واسه ناصر افتاده
تو ازش چيزي ديده بودي ؟ ..
چيزي هست که تو از من مخفي کرده باشي ؟
.. شايد چيزي باشه که بگم
. ناصر هميشه قوي بوده ..
. اون هيچي به ما نگفته
، اما هروقت بيدار بشه . مطمئنم بهمون ميگه چه اتفاقي افتاده
.مطمئنم , عزيزم
. من ميرم يکم آب بخورم کسي آب ميخواد ؟
. نه - . نه ، ممنون -
کراس؟
ميرا ، تو بايد به خودت باور داشته باشي
..ببين، من ميدونم ترسيدي،اما . من ميخوام ازتون محافظت کنم
،بايد به من اعتماد داشته باشي .و منم به کمکت احتياج دارم
از کجا ميدونستي ناصر ميخواد همچين کاري بکنه ؟
. ناصر توسط يک جن تسخير شده بود - توسط يک جن تسخير شده بود ؟ -
منظورت چيه که "تسخير شده بود "؟
شما حالتون خوبه ؟
. خوبم - . خيلي خب -
چرا همچين چيزي گفتي ؟
چرا گفتي ناصر حالش خوب بود ؟
اون بمن گفت عاشقمه . و من هيچوقت بهش جوابي ندادم
. نه ليلا ، همچين چيزي نگو
. همش تقصير منه - . ليلا ، گوش کن چي ميگم -
، شايد موضوع ديگه اي در بين باشه . که اصلا به تو ربطي نداره
منظورت چيه ؟ - ..منظورم -
.. نميدونم چطور بگم ، اما
تو به جن اعتقاد داري ؟
... پس تو داري ميگي
.. که يک جن داشته ناصر رو کنترل ميکرده ..
و باعث شده اون يک چاقو برداره ... و اينکارو با خودش بکنه ؟ ،
.بله
..ميرا، عزيزم ، تو بايد بري خونه
، و کمي بخوابي .. .چون اصلا نميفهمي چي داري ميگي
باشه ليلا ، ميدونم مسخره بنظر ميرسه اما آخه واسه چي بايد بهت دروغ بگم ؟ ،
.مشخصه که براي من هيچ فرقي نميکنه
. بايد مادر ناصر اين حرفها رو بشنوه
...ليلا - . من بايد به مادر ناصر بگم -
.ليلا ، نترس
ميرا، چه اتفاقي داره ميفته ؟ - . نترس -
ميرا ، اون کيه ؟
! بگذار اون بره ، کراس - . تو نميتوني به هيچکس درمورد من بگي -
. تو نميتوني همينجوري اين کار رو با مردم بکني
. بگذار اون بره ، حالا
تو حالت خوبه ؟ - اين يارو کيه ؟ اينجا چه خبره ؟ -
! کراس ، در رو باز کن . نبايد ما رو اينجا حبس کني
،نميتونم اجازه بدم اتفاقي که واسه ناصر افتاده .دوباره تکرار بشه
، حالا گوش بده ، واسم مهم نيست که تو جن باشي
يا روح ، يا يک عوضي دوبيتي ... . که داره سر به سرمون ميگذاره
، اگه اين در رو همين الان باز نکني . يک بلائي سرت ميارم که توي قصه ها بنويسند
.ليلا ، آروم باش . اون اينجا نيومده که به ما صدمه بزنه
اين همون جني نيست که اون کار رو با ناصر کرده ؟
. نه ، کار اون نبوده
. يک جن ديگه اينکارو کرده
پس واقعا ناصر اين کار رو با خودش نکرده ؟
. ناصر هيچکاري نکرده
. اما اون هنوزم در خطره
، و اگه سريع عمل نکنيم . تو و تمام کساني که دوستشون داري هم ، درمعرض خطر خواهيد بود
چرا من ؟ - . تو کسي بودي که منو فراخوندي -
. اما من هيچکاري نکردم که تو رو فرابخونم
. و من هيچ کنترلي بر اين اوضاع ندارم . من فقط صدات کردم ، و تو جواب دادي
درهرصورت ، چي ميخواي ؟
، من ميخوام تو بهم کمک کني ، اون جن رو به جائيکه ازش اومده برگردونم
. قبل از اينکه بيشتر از اين دنبالش بيان ... - جن هاي ديگه اي هم هستند ؟ -
، يک عالمه ، و باور کن . اصلا دلت نميخواد اينجا باشند
، اگه اونها فرار کنند . باعث آسيب هاي بيشتري خواهند شد
. خيلي خب ، حالا در رو باز کن
، تو نبايد به هيچکس چيزي بگي . و ما هم بايد سريع عمل کنيم
! خيلي خب ، حالا درو باز کن
ميرا ، اون کجا رفت ؟
.نميدونم
. ميرا ، ما بايد يک کاري بکنيم
، دو تا دختر اونجا بودند ، و يکيشون خيلي جيگر بود
! ولي اون يکي خيلي امل بود ..
! اون به زبان چيني يا همچين چيزي با من صحبت کرد
. اما احتمالا بدون من حوصله شون سرميرفت - . نه ، راستش ما يک ماجرايي داشتيم -
سلام ! چه خبر ؟
چه خبرا ؟ - آماده صبحانه هستيد ؟ -
. آره ! منم ميخواستم همين رو بگم
.لعنتي..عجب چيز بيخوديه ، مرد
. اون ناصر يک رواني کامله
. بچه خوبيه . با هم رفيقيم
،چطور بعد اينکه با چاقو خودشو چاک داد بهش ميگي رفيق ، داداش ؟
اين چه قيافه اي ، واسه همچين روز قشنگيه ؟
.بده بياد
کراس ؟
کراس ؟
.ميرا
...لعنتي - چي شده ؟ -
.هيچي . بيخيال - اين چيه ؟ -
چرا همش اينکارو ميکني ؟ - چيکار ميکنم ؟ -
. يکدفعه از ناکجاآباد ظاهر ميشي
.خب ، ببخشيد
من و دوستهام واقعا در خطريم ؟
. آره ، اما من قراره از تو محافظت کنم . من هيچوقت از کنارت جم نميخورم
نميشه اينقدر غيب نشي ؟
، نه ، من اونقدر کنارت ميمونم ، تا احضارکننده را پيدا کنيم
. تا من بتونم اون جن رو برگردونم
صبرکن ببينم ، داري ميگي يکي ديگه هم مثل من هست ؟
کسي که يک جن را فراخونده ؟
. بله ، يک نفر ديگه هم توي مدرسه تون هست
. کسي که از دست همه عصبانيه
. و ما بايد خيلي زود اونها رو پيدا کنيم
کتت رو دربيار و اين يکي رو بگير . يالا
. و يادت باشه ، با هيچکس صحبت نميکني
، اگه کسي باهات حرف زد . ناديده اش بگير ، جواب نده
! ميبينم که هنوز با هم هستيد
. ميگم ، خيلي با هم جذاب به نظر ميرسيد
تو واقعا فکر کردي ميتوني اون رو با خودت بياري مدرسه ؟
. حداقل ميتونم تلاشم رو بکنم
. ناجي، من الان برميگردم
اندازته ؟ نکنه کوچيکه ؟ - . فکر کنم خوبه -
ما چطور قراره اين احضارکننده رو پيدا کنيم ؟
. سلام ، ناجي - .من ميدونم تو چي ميخواي -
.کوتاهش کن ، ليلا - . تو که نميدوني من ميخوام چي بگم -
. اول گوش بده من چي ميگم - . واسم مهم نيست -
خب ، خب ، .. اين کلوخ کيه ؟
.فهد ، آروم باش . من بعدا همه چيز رو توضيح ميدم
.. برو خوش بگذرون با . اون اوسکل کيه ؟ دوست پسر ديوانه ات
.چقدر هم بهم ميائيد - ...ناجي -
آره ، ميرا ، اين بچه خوشگل کيه ؟ - . صبرکن ، دارم جدي ميگم -
چي رو ميخواي توضيح بدي ؟ دوست پسر تازه پيدا کردي؟
مگه هر پسري که باهاش حرف ميزنم، دوست پسرمه ؟ - شوخيت گرفته ، مگه نه ؟
. من با هرکسي که دلم بخواد،صحبت ميکنم - . نه ، نميکني -
چطور جرات ميکنيد باهاش اينجوري حرف بزنيد ؟ - . کراس ، کاري نکن -
! عجب ! يک مرد واقعي - ميخواي منو امتحان کني ؟ -
. بهت نشون ميدم مرد کيه - .تمومش کنيد -
بهت درمورد صحبت کردن با آدمهاي اين شهر چي گفتم ؟
چطور جرات ميکني باهاش اينجوري حرف بزني ؟ اون قوم و خويش منه ، مگه نه ، ميرا ؟
. اون پسرخالشه - .. آره ، پسرخالمه . اومده منو ببينه از -
. اون يک باديه نشينه
.آره
اين دلقک پسرخالته ؟ - آره هست . حالا مشکلت چيه ؟ -
! خب ، پسر سرسختيه - چطور تونستي همچين کاري بکني ، فهد ؟ -
. داد نزن - . بيا من اطراف رو نشونت بدم -
! سعي نکن مغلطه راه بندازي
.داد نزن . از ديروز دارم بهت زنگ ميزنم و جواب نميدي
. اي کاش منو تنها ميگذاشتي
چي شد ؟
جريان چيه ؟
.. معذرت ميخوام . نميخواستم - . کار تو نبود -
چي شده ، فهد ؟ - . دستش يکدفعه درد گرفت -
اون تازه وارد کيه ؟
. اون پسرخاله ليلاست
. بايد بره دفتر مدير، گزارش بده
. با من بيا . زود
تو اونکارو کردي ؟
. من قسم خوردم از تو مواظبت کنم - ! نه اين شکلي -
. خب ، اين چيزي بود که تو خواستي - من ؟ -
. من هيچوقت از تو چيزي نخواستم
! تولدت مبارک
. تولد من چندروز ديگه است
. مثل يک جشن زودهنگام ميمونه - ! آره ، انگار من 7 سالمه -
! ياسين
نميخواي در مورد صورتت صحبت کني ؟ - . چيزي نيست . من خوبم -
. اي کاش ميتونستم کاري بکنم تا ازت محافظت کنم
شوهرت کجاست ؟
. رفته بيرون
با يکي از دوست دخترهاشه مگه نه ؟
. صبحانه ات رو بخور
...زهير - ! زهير يک کثافته -
. اما من بهش احتياج دارم و تو هم بهش احتياج داري
ما همينجوري بايد باهاش دعوا کنيم ؟ مثل ديروز و هر روز لعنتي ديگه ؟
. من ديروز بخاطر شهريه تو باهاش دعوا کردم
چي؟
، ما درگير صورتحساب ها هستيم
. اما يکجوري حلش ميکنيم
.. اما سال ديگه ، ممکنه مجبور بشيم
No comments yet. Be the first to leave one.