The first 128 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
اقتباسی از تصفیه ی چی برای ۳۰۰۰ سال
رمانی از جینگ ژوانگ جی گوانگ دیائو کِجی
.هیولا ها امروز تسخیر خواهند کرد .هیچ کسی نباید بیرون بماند
.کسانی که نافرمانی کنند کشته میشوند
چرا شهر باستانی پیداش نشده؟
لند ایمورتال ها ترسیدن؟
!استاد
.همشونو به دیوار چسبوندم
قرار نیست مشکلی پیش بیاد، درسته؟
.بالاخره، شهروندا همه فانی ن
.آروم باش
.همه ی فرقه های اصلی قوی ترین تذهیبگراشونو فرستادن
.همه چیز برنامه ریزی شده
.مشکلی پیش نمیاد
شهر باستانی واقعا اینجا ظاهر میشه؟
بیشتر از چهار ساعت شده
.ولی هنوز نشونه ای ازش نیست
لند ایمورتال ها فهمیدن که
ما در کمینشون هستیم؟
.نمیفهمن
.شمشیری که توی شهر باستانی جا گذاشتم داره به شدت میلرزه
.میتونم لرزشش رو احساس کنم
.درست بالای سرمونه
.نگران نباش
شما شاگردا آماده این؟
.بله
.ما توی موقعیت هستیم
!ایناهاش داره میاد
!توجه، همگی
!آرایش جنگی بگیرید
!بله، قربان - !بله، قربان -
،"تذهیبگرای قلمروی "تجزیه قداست
.باهام بیاید
!بله، قربان - !بله، قربان -
.ارشد ها، با من آرایش جنگی بگیرید
!بله، قربان - !بله، قربان -
،خانم ها
.بیاید بنوازیم
.اونا دنبالم کردن
چطور جرات کردن برام کمین کنن؟
فکر کردین این منو متوقف میکنه؟
!غیر ممکنه
.همگی
.وقتشه که با هم کار کنیم
این لند ایمورتال های شرور
میخوان که پادشاهی باستانی رو احیا کنن
.و به جهان حکومت کنن
...حالا، ما بهشون یه درسی میدیم
!باهام بیاید
!ایست
.خیلی راحتتره
!متفرق شید
اون کجاست؟
.شاهزاده ی لند ایمورتال کاملا خونسرده
.رووی، کمکشون کن
.باشه
...تو چی - .ارباب شمشیر -
.بذار من هم بجنگم
...چیونرن
...اون
،چیونلیان، اکه اینطوری بری بیرون
.ممکنه بترسونیش
.یه مدت صبر کن
چند تا جانمایه ی دیگه
برای فعال کردن عمارت واقعی "جاودانه خرد" نیازه؟
.مجبور نیستی بگی
وقتی که گوشمالیشون بدم
.به اندازه کافی به دست میارم
.تازه کار ها
!همتون رو میکشم
آقای جو، حالتون خوبه؟
.خوبم، بابت من نگران نباشین
.من دور نگهش میدارم
.لند ایمورتال ها و ارتش جسدها رو به دام بندازین
.بله، قربان
شاهزاده ی لند ایمورتال
.از قلمروی "عظمت" عبور کرده
.نمیذارم رد شین
کلی پول خرج کردم
.تا این شاگردا رو تعلیم بدم
تذهیبگرای فعلی
مثل تو واسه پول تشنه ن؟
.مسخره ست
.آقای یو، اینجایید
.بسپرش به من
...شماها
.اون هیولاها رو دور نگه دارید
.برادر عزیزم
.تو باشکوهی
تو واقعا هیچ رحمی
.بهم نشون ندادی
.بدن برادرم رو بهم برگردون
.اگه میتونی بگیرش
درد داری؟
تو و این بدن
با هم تلپاتیک هستین، درسته؟
.برادر عزیزم
.منو محکم زدی
الان خیلی دردم اومد
.شمشیر پهن قشنگیه
انتظار نداشتم که
همچین تذهیبگری غیرمومن قدرتمندی وجود داشته باشه
که به مهارت های آهنگری تکیه کنه
.ولی واقعا تاسف باره
.چیونلیان
.درد دارم
.لطفا
میشه مبارزه رو تموم کنیم؟
!توی حرومزاده
!چیونرن همچین حرفای ناراحت کننده ای نمیزنه
...برادران یو
.ارباب شمشیر، همه چیز آمادهست
.بیا. میبرمت بالا
،اگه نتونی اون شاهزاده رو شکست بدی
.هممون میمیریم
.شاگرد دست استادو از پشت بسته
.همگی، برید به موقعیتتون
.الان برید
.ارباب شمشیر واقعا نمیتونه پرواز کنه
.استادم بهم دروغ نمیگفت
.مهم نیست اگه نمیتونه پرواز کنه
.هر مردی قوی تر از استادم مرد خوبیه
.خیلی خب. بهمون گفت که بریم سر جاهامون
نشنیدین؟
!از بدن چیونرن بیا بیرون
!چیونرن
No comments yet. Be the first to leave one.