Bel Ami

Bel Ami (예쁜남자)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pretty Boy E14 2013
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهـــره ~shohreh~

Tags

other
Published on: 2014-01-26
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت چهاردهم سريال مردِ زيبــا

... اون ... چرا

اون بهت گفته بوده که

تو پسرِ نامشروعِ رئيس گروهِ ام جي هستي ؟

. دوک گو ماتــه

. تو پسرِ نامشروعِ رئيسِ گروهِ ام جي نيستي

... تـــو

. پسرِ منــي

منظورت از اين حرف چيه ؟

... من

پسرِ کيــَم ؟

... تــو

، پسرِ مني

. پسري که من رهاش کردم

. حالا دارم همهِ چي رو واضح مي بينم

چرا داري الان اسرارِ تولدم رو برملا ميکني ؟

ببينم اين مسخره بازي خيلي زيادي نشده ؟

آرزو داشتم که اين موضوع يه جوک بود

. همهِ ديشب اين آرزو رو ميکردم

. حتي به اندازه يه پلک به هم زدن نخوابيدم

فکر نميکني که منم به همون اندازه آشفته و شوکـــه شده بودم ؟

دليلِ اينکه خودمو جمع و جور کردم و به اينجا اومدم اين بود که

نگران بودم

. نکنه انتظارِ چيزي داشته باشي

حالا که وضعيت برعکس شده و ، تو هم پسرِ منــي

، اگه انتظارِ هرگونه خوش آمد گويي گرمي ازمن داري

. اشتباهِ بزرگي کــردي

. اصلاً هيچ انگيزه اي برايِ اينکار ندارم

زندگيِ يه نفر فقط

. همين الان وارونه شده

، هرچي الان گفتي

واقعاً واقعيت داره ؟

، اگه تو يه پسرِ گمشده بودي، خيلي فوق العاده ميشد

. يا پسري که من تويِ شرايطِ وخيم ولش کرده بودم

. شايد گفتنِ کلمهِ متاسفم خيلي خوب بود

. با اينحال، وضعيتِ من هيچکدوم از اينا نيست

، اصلاً پشيمون نيستم

. يا اصلاً وابستگي اي ندارم

. صرفاً تويِ يه موقعيتِ ناراحت کننده گير کردم

هونگ يي را اومد پيشِ منو . برام اتمامِ حجت کرد

، اگه من از جايگاهم در، ام جي عقب نشيني کنم

. اونم رازِ تولدت رو مخفي نگه ميداره

هونگ يي را هم

اين واقعيتُ مي دونه ؟

. قبلاً هم بهت اخطار داده بودم

. که سرنوشتت رها شدن و جدا شدنه

، سعي کرد منو با يه رمانِ وبلاگي به لرزه در بياره . اما همهِ اينا بي فايده است

، مهم نيست که چقدر هونگ يي را تلاش ميکنه

اما هر دوتايِ شما هيچ وقت نبايد اينُ فراموش کنين که

. من ام جــي هستم

پس، همهِ وسايلت ايناست ؟

. به خاطرِ اينکه چيزي جز لباس ندارم

. بيا عجله کنيم و بار رو تويِ ماشين بزاريم . من مي برمت

. نه، الان به يه کاميونِ اسبابِ خونه بر تماس ميگيرم

هي، چرا برايِ دوتا کيف ميخواي به اونا زنگ بزني ؟

. اون

. ميتونم يه جوري جاش بديم

. نه، خودم يه طوري مي برمش

، بزار سعي مونو بکنيم و اگه نتونستيم . جاش بديم بعدش با يکي تماس ميگيريم

. بايد يکم بهم توضيح بدي

... اگه ميخواستي انقدر ازم متنفر باشي

. چرا منُ به دنيا آوردي

. چرا منُ رها کردي

. اون دقيقاً شبيهِ تو بود

. دقيقاً شبيهِ خودت

. يه صورتِ خيلي جذاب داشت

. لبخندي مثلِ يه فرشته

اون تويِ زندگيِ من وارد شد و بعدش . هم همه چيزُ تيکه تيکه کرد

اون ميدونست که من دخترِ يه خانوادهِ . چائه بول هستم و برام نقشه کشيده بود

، برايِ من

. اون منُ تيکه تيکه کرد و بعدش ناپديد شد

، دليلِ اينکه نميتونم بهت خوش آمد بگم

رو ميتوني با اين توضيحات بفهمي، مگه نه ؟

پس همهِ زنده بودن و زندگي کردنم

. اينطوري توضيح داده ميشه

. بهت دو تا شانس مي دم

. اولي

. اين کشورُ ترک کن

ميتوني انتخاب کني هرکشوري که دوست داشتي، بري

. منم همه چيزُ برات آماده ميکنم که بتونه زندگي کني

. اينجا نميتوني زندگي کني، چون اينجا تبديل به جهنم ميشه

. براش زندگي رو جهنم مي کنم

. مطمئن باش نميتوني کاري بکني ، هيچ کاري

اما اگه انتخابِ اول

... برات غيرِ قابلِ قبول بود

. دومي

، به جايِ زندگي کردن تويِ جهنم -

چطوره برايِ هميشه از جلوم ناپديد بشي ؟

زندگي کردن تويِ اين کشور

. همونطوري که بهت ميگم، برات دردناکــِه

ببينم چيزي هست که متوجه نشده باشي ؟

دوست دارم بدونم ميشه سرعتُ يکم زياد کني ؟

. پس بايد پرواز کنيم

. بهمين خاطر بهت گفتم بهتره با يه اسبابِ خونه بر تماس بگيريم

داري محبتم رو ناديده ميگيري ؟

. نه، نه، نه

. از زمان استفاده کن و آروم بــرو

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....

، اگه اينطوري رانندگي کنه . حتماً تصادف ميکنه

. بيا بيرون

، از اونجايي که هر دوتامون به يه مسير ميريم

. نيازي نيست ازم ممنون باشي

اگه هنوزم احساسِ بدي داري، ميتوني . فقط به عنوانِ رانندهِ جايگزين بهم پول بدي

بايد کجا پارک کنم ؟

! امممم ! واووووو

! مامان

، نيازي نيست از من ممنون باشي

. دائه شيک ميخواست اتاقِ خواهرش رو زيبا کنه

. به همين خاطر ميخواد رويِ زمينِ اينجا بخوابه

. دائه شيک حتي اتاق خوابم نداره

! هي، کيم دائه شيک

! چرا ... انقدر داري منُ تحتِ تاثير قرار ميدي

! پس فقط عجله کن و ازدواج کن

. بعدش منم ميتونم اين اتاقُ برايِ هميشه نگه دارم

! ازش خوشم مياد

واي خدايِ من - ... نه -

رئيس تيم، اين ديگه چيه ؟

... صبر کن

!چرا اينُ بسته بندي کردي و آوردي اينجا ؟

. نميتونستم اينُ تويِ اتاقِ رئيس تيم بزارم

! حقه بــاز

... مامان، مامان، مامان

! واي خدايِ من

! رئيس تيم، ازتون معذرت ميخوام

. ببخشيد که شما رو مجبور ميکنه چنين کارايي بکنين

. اصلاً مشکلي نيست . حتي خيلي سنگينم نبود

واقعاً شگفت زده ام بدونم چطوري اينُ بار زدي؟

. همش به خاطرِ اينکه از تو پيرترم

. واي خدايِ من - . نه، نه، نه -

. مامان. مامان

. رئيس تيم، حتماً حس ميکني خونه خيلي خاليه

معمولاً آدم وقتي کسي توي ِ خونه زندگي ، ميکنه متوجهِ اين قضيه نميشه

اما وقتي کسي ميره احساسِ خالي بودن . ميکنه ، و خونه هم خيلي غيرعادي بزرگ به نظرميرسه

. قبلاً هم تنهايي اونجا زندگي ميکردم

. خيلي نزديکيم، اغلب ميايم و سرميزنيم

. بيا خونه مون و باهامون غذا بخور

. باشه، مامان

يا ميتوني بياي خونهِ ما و تويِ . اتاقِ دائه شيک با اون زندگي کني

، تو بوتونگِ ما رو نگه داشته بودي

. برايِ من دقيقاً مثلِ پسرِ ديگمي

منظورتون از اين حرف چيه ؟

. مطمئن ميشدم ازش اجاره رو سرِ وقت بگيرم

هي، پنجاه دلار چيه ؟

. بچهِ بداخلاقِ لوس

اگه بخوام صادق باشم، طوري ... تظاهر ميکردم که متوجه نشدم اما

اون اجاره ديگه چي بوده ؟

، تو وضعيتِ بوتونگِ ما رو ديده بودي

. و به همين خاطر خيلي در موردمون سخاوتمند بودي

رئيس تيم، تو واقعاً

. يه مــردِ واقعي هستي

. باعثِ افتخارِ من بوده

بعد از اين هر روز ميام خونهِ شما ! و شما هم بايد کلي غذا بهم بدين

ببينم مگه يه قاشق بيشتر رويِ ميز گذاشتنِ کارِ خاصيه ؟

! واي خدايِ من، واقعاً

ببينم چرا کيم بوتونگ نمياد بيرون ؟

. واقعاً عجيب و غريبه

، همهِ روز نتونستم با رئيس اوپا حرف بزنم . واقعاً نگرانش شدم

! داري چيکار ميکني

. رئيس تيم داره ميــره

. اوه، دارم ميام

. امروز نائب رئيس نا هونگ رانو ديدم

. يه چيزِ خيلي عجيب و غريب بهم گفت

. من ... پسرِ اون زنــَم

. به نظر ميرسه اين يه حقيقتِ پوچــِه

تو هم اينُ ميدونستي ؟

. تازه فهميدم

از کــي ؟

از همون اولي که منُ ديدي ؟

... نــه

تازه ، من يه ساعت رويِ ميزِ . بوتونگ ديدم و همون موقع متوجه شدم

اما ببينم چرا به من چيزي نگفتي ؟

چرا رفتي و با اون زن سرِ من معامله کردي ؟

... ماته رئيس تيم چويي -

، به خاطرِ اينکه در مقابله با نا هونگ ران

ديگه من بي فايده شده بودم ؟

. نميخواستم تو چيزي متوجه بشي

. به خاطرِ اينکه قلبت شکسته ميشد

يا ببينم

به خاطرِ اين بود که من پسرِ رئيس پارک گي سئوک نبودم ؟

. اين اصلاً بهانه تراشي نيست

. فکر مي کردم تو دومين پسرِ نامشروع اون هستي

بعدش چه اتفاقي ميوفته ؟

نکنه ميخواي اون چاقو رو

به سمتِ من نگه داري ؟

من فقط مي دووم

. بعد از اينکه به هدفم رسيدم

. اصلاً دوست ندارم خوب بازي کنم

ببينم همه دارن چه غلطي ميکنن ؟

زندگيِ من

برايِ همه اسباب بازيه ؟

چرا اين سوالو داري از آدمِ اشتباهي مي پرسي ؟

... مادرت

. نـــه

، نبايد اين سوالُ از کيم مي سوک زني که تو رو بزرگ کرد، بپرسي ؟

. حتماً ميدونسته تو کي هستي

حتماً اين واقعيتُ که دوک گو ماته . واقعاً کيه رو ميدونسته

چرا برات يه پسورد درست کرده ؟

و چرا جوري اشاره کرده که تو . پسرِ رئيس پارک هستي

نبايد اينا رو از مادرت بپرسي ؟

. دوست دارم بدونم بوتونگ خوابيده يا نه

More Farsi Persian subtitles for Bel Ami

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left