The first 172 lines.
" The Simpsons "
D'oh!
هسته تا 10 ثانيه ي ديگر ذوب مي شود
... 8, 9
فرايند ذوب شدن متوقف شد. افرين پسر خوب!!!
چي؟
چطور جرئت کردي موقع چرت زدنم مزاحم شي؟
ما از طرف کميسيون ساماندهي هسته اي هستيم
ما بدون خبر قبلي اومديم تا صلاحيت کارمندهاتون رو بسنجيم
حتما اشتباهي رخ داده
ما... ما کلوچه درست ميکنيم
آقاي بورن بيشتر چيزاي قديمي رو دوست داره ... چيزاي خوردني و
طبر رو بيار
سگهاي نگهبان امنيت عمومي از اون کارمنداي خنگمون هم رفتن اونجا
نگران نباشيد قربان. من کارمندهاي بي استعداد تر رو يواشکي فرستادم تو زيرزمين
هومر ما الان دقيقا داريم اينجا چيکار ميکنيم؟
واي خدا... برني بهت گفتم که ما اومديم اينجا تا از اين زنبور محافظت کنيم
ولي چرا؟ نه انگار وضع شما خيلي خرابه
تعجبي نداره که چرا اسميترز منو به عنوان !!! سرپرست محافظت از زنبور انتخاب کرد
آه... اون داره در ميره اوه... اشتباه کرديم
هي... هي... برگرد
هومر سيمپسون اينجا نيست؟
نه متاسفانه اون نميتونه انجا باااشه باشه=be زنبور=bee
... اوه, بله, اون تو ژنو
يه کنفرانس در مورد شکافت هسته اي داشت
اره, بايد باورشون شده باشه
D'oh! زنبور باسنم رو نيش زد
حالا باسنم باد کرده
هومر, اين يه جاي شبيه سازي شده از محل کار توئه
حالا ما ميخوايم يه موج قدرت از بخش 8 رو شبيه سازي کنيم
شما دارين در مورد چه کوفتي حرف ميزنين؟
بايد چيکار کنم؟بايد چيکار کنم؟
تو رو خدا شما بايد به من بگيد
اروم باشيد اين فقط يک شبيه سازيه هيچ حادثه اي نميتونه رخ بده
شانسي دکمه هارو بزن تا ولت کنن بري
اوه نه نه !!!اين غير ممکنه
!قربان, براي رضاي خدا اونجا دو تا صندلي هست
من دوست دارم پام رو بذارم بالا
!!! بشر بايد نابود بشه
!ايول, وقت ناهاره
ما هنوز نمي دونيم اون چطور باعث ذوب هسته اي شده
هيچگونه مواد هسته اي توي کاميون نبود!!!
خيلي خوب الان وقته رشوه دادن به شماست!!!
حالا, شما يا ميتونين اون ماشين لباسشويي و خشک کني ... که کنار اسميترزه دوست داشنيه رو داشته باشيد
يا ميتونيد اونو با چيزي که توي اين جعبه هست معامله کنيد
!!! جعبه !!!جعبه
بورنز اين يه مشکل بزرگه نميتوني با پول حلش کني
اقايون, من تصميم گرفتم در اين مورد از رشوه استفاده نکنم
حالا هم اگه منو ببخشيد من ميرم گم و گور شم
بورنز, توي بد هچلي افتادي کار سيمپسون نياز به تحصيلات دانشگاهي تو رشته ي فيزيک هسته اي داره
پس يا اونو ميفرستيد دانشگاه يا ما مجبور به اقدام قانوني ميشيم
اينجوريه؟
... خب من فکر ميکنم که
شما دارين به من اتهاماتي وارد ميکنين
قربان, نقاش ميزتون رو جابجا کرده بود اوه, درسته
سلام, سيمپسون. من و وکلام همين دور و ورا بوديم گفتيم يه سريم به تو بزنيم
ميخواين براي خوردن چاي و مارشمالو بياين داخل؟
بله. ايشون ميان
پس شما از من ميخواين که برم دانشگاه؟ دانشگاه؟
رشته ي سلموني يا دلقکي !!!بارت
به فکر کارت و آينده ي خانوادت باش
همش بستگي به موفقيت تو توي فارغ التحصيلي در رشته ي فيزيک هسته اي 101 داره
و يه چيز ديگه
... تو بايد تا قرص کامل ماه بعدي
ميمون پشمي رو پيدا کني
ببخشيد قربان ما ميمون پشمي رو پيدا کرديم
توي داش بورد ماشينتون بود
نقشه ي جاده ها و يخ شکن دستي چي؟ اونا هم همونجا بودن
!عاليه
همشون برگشتن به جايي که بايد باشن
فکر کنم اين فرصت خوبيه ميتوني خيلي چيزا ياد بگيري
شايد حق با تو باشه من هميشه ميخواستم برم دانشگاه
ولي سرنوشت هميشه مانع راه من ميشد
هومر اينو امضا کن بعدش تو اينجا پذيرفته ميشي
اين سگه گوشت يکيو کش رفته من قبلا ديدمش
گوشت رو بده من سگ احمق
بابا, نذار اين مقالات درخواستي نا اميدت کنه
بذار ببينم: سه تا از کتاب هاي مورد علاقه ي خود را نام ببريد و بگوويد چه تاثيري روي شما داشته اند
راهنماي کار با تلوزيون کتابه? Son of Sniglet? نه. نه
- Katherine Hepburn's Me? !نه
اوووه من گند زدم
اين بيشترين زمانيه که من بالا اوردم و اين زندگي من رو براي هميشه عوض کرد
ايول, هومر. همينه
ممنونم پسرم. اينم اخريش
نميدونم بابا يه عکس بهتر نداشتي؟
بي خيال کسي به عکس توجه نميکنه
به نظر ديوونه مياد موافقم
خوندن مقاله ي درخواستيش فقط وقت تلف کردنه
... و بالاخره مزه ي عالي سس وورکشاير
در يک نوشيدني بدون الکل...
اه ه ه... واقعا دلچسبه
ببخشيد پسرم. ولي الان يه برنامه در مورد زندگي دانشجويي داره که من حتما بايد ببينم
وحالابرميگرديم به ادامه ي داستان مدرسه ي بد گويان
Corey Masterson با بازيه
آقاي دين بيترمن, اميدوارم که در بين بازديد من از اينجا حادثه ي ناگواري اتفاق نيفته
همون طوري که ميدونيد من رئيس جمهور آمريکا هستم
اوه, نگران نباشيد من تمام بچه هاي سرکشي که عضو گروه انفجار بودن رو اخراج کردم
اوه, من از اين دين نکبتي خيلي بدم مياد
ندرلينگ, بهتره که بمب کرستيت درست کار کنه
Cory!
آقاي رئيس جمهور نگران نباشيد
!!!من... آقاي رئيس جمهور
بي خيال بيترمن
اين جوانک ميتونه گزينه ي خوبي براي عضويت توي کابينه ي من باشه!!!
!مدير عشق و صفا
آره, حقته بيترمن
هومي, بيا اينم جواب درخواست هايي که به دانشگاه هاي مختلف داده بودي
D'oh!
D'oh! D'oh!
Whoo-hoo! يه آگهي براي فروشگاه سخت افزار
- D'oh! بابا حالا ميخواي چيکار کني؟
کاري که خيلي وقت پيش بايد انجام ميدادم...
خودتم نميدوني. نه؟ نه خانم
نگران نباش سيمپسون
از اين اتفاق ها زياد ميوفته من يه صندلي توي هيئت علمي دانشگاه اسپرينگفيلد دارم
معذرت ميخوام آقاي بورنز ولي بايد بگم
که سيمپسون اصلا صلاحيت نداره
متوجهم
خب ميدونيد رفقا, من هميشه هيئت پذيرش دانشجو ها رو مثل يه تيم بيسبال ميدونم
همتون مثل بازيکناي بيسباليد درسته؟
خب پس براي داشتن يه تيم بيسبال موفق بايد کار تيمي داشته باشيد
نه اينکه يه مامور پذيرش خودخواه هرکاري که دلش ميخواد بکنه
!!!ببخشيد داريد چيکار ميکنيد؟
من دارم چنان کتکت ميزنم که ديگه هيچوقت فراموشش نکني
... ببينيد, اگر تمومش کنيد
اگر واقعا انقدر ميخواين که اون تو اين دانشگاه باشه چرا فقط نميگين
اسميترز اين جسد رو تيکه تيکه کنيد و بعدش براي زن بيوه اش يه دسته گل بفرستيد
Whoo-hoo! من الان يه دانشجو ام
من ديگه به مدرک ديپلمم احتياجي ندارم
!من يه نابغم !من يه نابغم
!من يه نابغم !من يه نابغم
ن-ا-ب-ه نه!ن-ا-ب-غ-ه
روز اول دانشگام اي کاش بابام زنده بود و اين روز رو ميديد
!!!هي
از کي تو اون پشتي؟ از سه روز قبل
!گاگوووول
... هومر اين کارت اصلا قشنگ نيست
مارج, سعي کن بفهمي
دو نوع دانشجو وجود داره: با حال ها و گاگول ها
من به عنوان يک باحال وظيفه دارم که گاگول ها رو اذيت کنم
هي ريفيق! گاگول رو داشتي
!ببخشيد
من يه دانشجو ي قهرمان ميشم!
همه توجه کنيد
ظرف مشروب مسموم شده
نگران نباشيد. با مامان باباهاتون تماس گرفته شده تا سريعا بيان دنبالتون
هورااا!
مارج, يکي زندگي اين بچه هارو چلونده
يا اينکه تلوزيون به من دروغ گفته
همه ي اينا زير سر دين خرفته
سلام, من دين پترسون هستم ولي شما ميتونيد منو بابي صدا کنيد
من فقط ميخواستم شما بدونيد که اگه براي درس خوندن يا چيزه ديگه اي دچار استرس شديد
من هميشه براي روحيه دادن به شما توي دفترم هستم
يا اگر هم به خاطر شلوغ کاري اومديد پيش من من براتون گيتار بيس ميزنم
پسر, ديگه نميتونم براي گرفتن حال اين ادم متظاهر صبر کنم
صبح بخير و به کلاس فيزيک هسته اي 101 خوش اومديد
من چهره هاي جديد زيادي رو ميبينم ولي شما حتما اون ضرب المثل قديمي رو شنيديد
چيزاي قديمي رو بنداز دور و برو سراغ هسته
... خب ما با
اون احمق رو ديدين؟
يادداشت هاش رو انداخت
خب, حالا اگه کسي بخواد بعد کلاس هم بمونه
من ميخوام مباحث مربوط به هر جلسه رو بعد همون جلسه يک جمع بندي جامع بکنم
موندنمون اجباريه؟ نه
پس باش تا بمونيم خدااا حافظ
هومر ما که يه کتابخونه ي خوب داشتيم
ارره, ولي اين کاريه که تو دوره ي دانشجويي ميکنن
در ضمن هيچ خرجي هم برامون نداشته اين آجر ها رو از منطقه ي ساختمون سازي کش رفتم
قربان, 6 تا از آجرامون گم شده
پس بيمارستان بي بيمارستان من به بچه ها ميگم
اين شتاب دهنده ي پروتون ... باعث بي ثباتي هسته در
اين اتاقک ميشه ... و سپس اون رو به بخش بعدي ميفرسته که
No comments yet. Be the first to leave one.