Snowfall

Snowfall

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Snowfall S01E03-HdTV
A Commentary by ImLoSeR
► ImLoSeR | LiLMeDiA.TV ◄ زیرنویس از: حسین گنجی

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2017-08-15
Downloads: 82
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫هزاران سرباز منتظر من بودن تا ‫براشون تسلیحات و تجهیزات برسونم

‫واقعاً فکر می‌کنی کسی هستی که ‫می‌تونه پا تو این ماجرا بذاره؟

‫رئیس چقدر دلش می‌خواد پول این جنگ تأمین بشه؟

‫همه‌ی کارها طبق چیزی که گفتیم، انجام میدی.

‫میری داخل و میای بیرون. ‫انگار خونه‌ی خودته

‫نمی‌تونیم همینجوری دست رو دست ‫بذاریم تا ما رو بکشه

‫- تو اون کیف چی داری؟ ‫-هیچی.

‫فکر نکنم دیگه از اون موادهایی که ‫یه ذره‌ش میبرتت هوا، نداری.

‫مگه نه؟

‫اون کیف لعنتی رو بردار

‫جوونک اونا دهنت رو سرویس کردن؟

‫دیدم باهاشون حرف می‌زنی

‫خیلی مواظب حرف‌هایی که می‌خوای بزنی باش

‫خیلی راحت برام پاپوش درست کردی

‫خیلی نرم‌زبونی،

‫ولی هیچی راجع به تجارت حالیت نیست.

‫مشتری‌دزدی کردی، برا همین ‫باید پای پیامدش بشینی.

‫فکر کنم طرف معامله‌ات خیلی از این اتفاق خوشحال نمی‌شه.

‫سؤال اینه که می‌خوای چیکار کنی؟

‫اونا کی هستن؟

‫بعد چرا باید اینو بهت بگم؟

‫چون دارم ازت سؤال می‌کنم

‫اونم محترمانه

‫بهت می‌گم کی هستن....

‫دفعه‌ی بعدی که ازت خرید می‌کنم، باید خیلی باهام بیشتر کنار بیای

‫می‌دونی چی میگم؟

‫آره

‫اسمشون «لنی» و «ری-ری»ـه

‫ «لنی» و «ری-ری»

‫کجا می‌پرن؟

‫«وسترن ترایب»

‫سؤال کن. پیداشون می‌کنی

‫شکار خوبی برات آرزو می‌کنم، عزیزم

‫«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ‫ImLoSeR

‫از اونجا بیشتر خوشم میاد

‫منم همینطور

‫وای نه، مشکلی نداره! ‫آره، راحت باش

‫اینا از ثبت دولتی خارج شده‌اند؟

‫خب نه، همینجوری از اسلحه‌خونه بارشون زدم

‫فکر می‌کنی کسی متوجه می‌شه؟

‫البته که از ثبت دولتی خارج ‌شده‌اند

‫میرن تو «آنیستون» که امحاء بشن

‫چطور تونستی...

‫یه تغییر کوچیک تو جابه‌جایی میدم،

‫و اسمش رو می‌ذارم اشتباه و این اسلحه‌ها...

‫به نظر برای یه تعداد اسلحه کار زیادی میاد

‫بهش نگفتی؟

‫حالا متوجه شدی، رفیق؟

‫معامله فسخه

‫چی؟

‫اسلحه‌ای که احتمال داره ربطی به آمریکا پیدا کنه، رو نمی‌خوام

‫اصلاً خبر داری که چی کشیدم تا

‫این کوفتی‌ها رو بیارم اینجا؟

‫معذرت می‌خوام که لوگان وقتت رو تلف کرد

‫وای نه، تو داری وقت منو تلف می‌کنی

‫به ما یه کم وقت بده. باشه؟

‫یه دقیقه فقط

‫این تنها راهی بود که می‌شد موشک‌انداز گیر آورد

‫و وقتی که یه گزارش‌گر نیویورک‌تایمز بیاد و

‫درباره‌ی اون جنگ بنویسه، بعدش رد شماره سریال‌های اسلحه‌ها رو بزنه،

‫تا به «ال تورو» و اون شیرین‌عقل برسه،

‫فکر می‌کنی اسم کی رو لو میده؟

‫هیچ کسی قرار نیست شماره سریال‌ اسلحه‌ها رو بررسی کنه

‫خود من بررسی کردم

‫خب اگه اسلحه نداشته باشیم ،

‫چطور قراره با کومونیست‌ها بجنگیم؟

‫خیلی خب

‫تو مشکلت با شماره سریال‌هاست

‫- آره و جعبه‌ی اسلحه‌ها ‫- خیلی خب

‫دوباره بسته‌بندیشون می‌کنیم

‫به محض اینکه رسوندیمشون اونجا،

‫به افرادم میگم که شماره‌ سریال‌ها رو مخدوش کنن.

‫مشکل حل شد

‫خیلی خب، قبل از اینکه بریم، من و تو، ابزارهای قدرتمندی گیر میاریم

‫خودمون شماره سریال‌ها رو مخدوش می‌کنیم.

‫بعدش بارگیریش می‌کنیم و می‌فرستیمشون

‫فقط خودمون؟ اصلاً حالیت هست که چقدر طول می‌کشه؟

‫پدرو، هکتور بچه داره؟

‫بهت گفتم که از این احمق استفاده نکنیم. عوضی

‫اونا همه جا هستن

‫می‌شه یه بار هم که شده تمرکز کنی، لطفاً؟

‫تنها راهی که می‌شه چشم پدر رو ‫از خودمون دور کنیم اینه که

‫یکی از این پنج نفر رو بکشم.

‫طوری شبیه‌سازی کنیم انگار اونا ‫پول رو دزدیدن و فرار کردن.

‫- حالا هکتور خونواده داره یا نه؟ ‫- آره ولی هکتور خیلی ناکسه

‫پدر خوشحال می‌شه بدونه کار اون بوده

‫- یعنی بچه نداره؟ ‫- نه، چهار تا داره

‫اون بچه‌ها بدون پدر خیلی براشون بهتره

‫بهت گفتم، خونواده نداشته باشن

‫خیلی خب، «ران» هم اینجوری ‫از لیست خارج می‌‌شه

‫- توماس یا انریکه؟ ‫- توماس

‫- چرا انریکه نه؟ ‫- چون انریکه تو بخش حراست کار می‌کنه

‫شش سال آدم‌کشی کرده

‫و توماس فقط یه پیکه.

‫همون پس

‫وقتی که کارش رو ساختی بهمون بگو

‫خودم تنهایی؟

‫چرا نه؟ ‫همین چند روز پیش یکی رو کشتی

‫به همین دلیله که الان اینجاییم

‫چاره‌ای نداشتم

‫الان هم چاره‌ای نداری

‫شونه‌ی من کجاست؟

‫لورین، تو شونه‌ی من رو... ‫کی شونه‌ی من رو برداشته؟

‫دارکوب‌ها مثل اینکه یه سر ضخیم

‫- برای ضربه زدن دارن. ‫- جدی؟

‫- همه‌گی سلام و علیکم ‫- سلام فرانکلین

‫ و برا همینه که نوک‌زن هستی

‫- چطوری رفیق؟ ‫- تو یه نوک‌زن هستی!

‫- چطوری؟ ‫-وای! فرانکلین!

‫- چطوری عزیزم؟ ‫- سلام مارلا

‫!وای

‫اوه

‫کی بهت آسیب رسونده؟ ‫امیدوارم اون بیرون دعوا نکرده باشی

‫نه خانم

‫تو فوتبال آرنج خورد به صورتم

‫داری دروغ میگی

‫ببند اون گاله رو،‌ بچه

‫این طرف خودش بلده چطوری ‫گلیمش رو از آب بکشه بیرون.

‫شاید بهتر باشه یه سری ‫چیزا رو ازش یاد بگیری

‫- آره، جون من ‫- آره، جون من

‫سلام

‫آره، جون من

‫وقتی کسی دروغ بگه متوجه میشی نه؟ ‫درست مثل پدرت.

‫تو هم متوجه می‌شی؟ مگه نه؟

‫مثل اینکه تو بد مخمصه‌ای گرفتار شدی

‫اسباب‌بازی‌هات کجان؟ ‫این خونه رو تمیز کن!

‫خسته شدم از بس این خونه بهم‌ریخته‌ست

‫تا حالا نشده بود که به من اطلاع ندی

‫لعنتی. معذرت می‌خوام. تقصیر من بود

‫می‌خواستم بعد چند تا معامله ‫بیارمت تو خط،

‫که یهو اوضاع خراب شد.

‫خیلی خرابه اوضاع نه؟

‫و همه‌ی اون پول‌ها رو تقدیم کردی رفت؟

‫هواتو دارم

‫نقشه‌ات چیه؟

‫فکر می‌کردم تو کسی رو بشناسی

‫خب آره ولی مجانی نیست، رفیق

‫!لعنتی

‫خیلی طول می‌کشه ‫افرادم منتظر هستن

‫وقت برای این مسخره‌بازی‌ها نداریم

‫هرچی سریع‌تر شماره‌ها رو ‫مخدوش کنیم...

‫...زودتر می‌تونم این یارو گمرکیه رو بسنجم

‫زودتر هم می‌تونیم بریم!

‫سلام

‫حرف بزن

‫من چی؟ کِی؟

‫مطمئنی؟

‫تو لس‌آنجلس؟

‫نه، نه، نه. خودم ‫ترتیبش رو میدم

‫ممنون

‫من باید یه کاری رو انجام بدم

‫زودی برمی‌گردم

‫روبه‌راهی؟

‫آره، فقط یه کم سردرد دارم

‫- چقدر دیگه مونده؟ ‫- همینجاست

‫بگاش بده

‫ترسیده، نگاش کن

‫بزنش

‫اینجا نمی‌تونی کار کنی نه؟

‫- بزنش ‫- می‌خوای فرار کنی؟

‫- نه، بیارش اونجا ‫- بگیرش، بگیرش

‫- بکشش، جی‌جی ‫- همینه

‫ نگاش کن. نگاشون ‫ببین چطوری دارن فرار می‌کنن

‫- جایی نمی‌تونی بری ‫- حالشو سر جا بیار، جی‌جی

‫- خودتم می‌دونی ‫- حالشو جا بیار، جی‌جی

‫دارمش. دارمش ‫نگاه کن، نگاه کن

‫لعنتی

‫لئونن سیمنس، نه؟

‫لیل لئون

‫از زمان «وی‌ساید» دیگه ندیدمت

‫بخاطر درگیر شدن ‫با اون ولگردها یه مدت اون تو بودی

‫همیشه تنشون می‌خارید باهام درگیر بشن

‫آره، تو شهر «تهاچاپی» درگیر شدی

‫اونا برای یه اسنک کونت رو پاره می‌کنن، رفیق

‫حالا چی می‌خواین؟

‫می‌خواین یه کم پول بزنین به جیب؟

‫یکی یه چیز ما رو برداشته و ‫ما می‌خوایم پسش بگیریم

‫- چی برداشتن؟ ‫- مگه مهمه؟

‫پس از اینجا گم‌شین برین

‫هی

‫کی این کار رو کرده؟

‫چند تا کلاه‌بردار

‫لنی و ری‌‌ری ‫لنی یه ماشین مدل «کاتلس» داره

‫آره، لنی و ری‌ری

‫از اون مادرجنده‌های لاشیِ قدیمی

‫آره

‫خیلی خب. بریم تو کارش

‫اونحاست، می‌بینی؟

‫گفتیم شاید بتونی بهمون بگی کجا ‫می‌تونیم پیداشون کنیم

‫واقعاً؟

‫شات‌گانت رو بیار، لیل لئون

‫اسمم لئونه

‫آره. درسته

‫لئون

‫می‌تونی این کار رو کنی؟

‫یا این؟ آره. می‌تونی بذاریش داخل؟

‫سلام

‫اینو ببین، اینو ببین

‫سلام

‫سلام

More Farsi Persian subtitles for Snowfall

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left