The first 200 lines.
هزاران سرباز منتظر من بودن تا براشون تسلیحات و تجهیزات برسونم
واقعاً فکر میکنی کسی هستی که میتونه پا تو این ماجرا بذاره؟
رئیس چقدر دلش میخواد پول این جنگ تأمین بشه؟
همهی کارها طبق چیزی که گفتیم، انجام میدی.
میری داخل و میای بیرون. انگار خونهی خودته
نمیتونیم همینجوری دست رو دست بذاریم تا ما رو بکشه
- تو اون کیف چی داری؟ -هیچی.
فکر نکنم دیگه از اون موادهایی که یه ذرهش میبرتت هوا، نداری.
مگه نه؟
اون کیف لعنتی رو بردار
جوونک اونا دهنت رو سرویس کردن؟
دیدم باهاشون حرف میزنی
خیلی مواظب حرفهایی که میخوای بزنی باش
خیلی راحت برام پاپوش درست کردی
خیلی نرمزبونی،
ولی هیچی راجع به تجارت حالیت نیست.
مشتریدزدی کردی، برا همین باید پای پیامدش بشینی.
فکر کنم طرف معاملهات خیلی از این اتفاق خوشحال نمیشه.
سؤال اینه که میخوای چیکار کنی؟
اونا کی هستن؟
بعد چرا باید اینو بهت بگم؟
چون دارم ازت سؤال میکنم
اونم محترمانه
بهت میگم کی هستن....
دفعهی بعدی که ازت خرید میکنم، باید خیلی باهام بیشتر کنار بیای
میدونی چی میگم؟
آره
اسمشون «لنی» و «ری-ری»ـه
«لنی» و «ری-ری»
کجا میپرن؟
«وسترن ترایب»
سؤال کن. پیداشون میکنی
شکار خوبی برات آرزو میکنم، عزیزم
«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR
از اونجا بیشتر خوشم میاد
منم همینطور
وای نه، مشکلی نداره! آره، راحت باش
اینا از ثبت دولتی خارج شدهاند؟
خب نه، همینجوری از اسلحهخونه بارشون زدم
فکر میکنی کسی متوجه میشه؟
البته که از ثبت دولتی خارج شدهاند
میرن تو «آنیستون» که امحاء بشن
چطور تونستی...
یه تغییر کوچیک تو جابهجایی میدم،
و اسمش رو میذارم اشتباه و این اسلحهها...
به نظر برای یه تعداد اسلحه کار زیادی میاد
بهش نگفتی؟
حالا متوجه شدی، رفیق؟
معامله فسخه
چی؟
اسلحهای که احتمال داره ربطی به آمریکا پیدا کنه، رو نمیخوام
اصلاً خبر داری که چی کشیدم تا
این کوفتیها رو بیارم اینجا؟
معذرت میخوام که لوگان وقتت رو تلف کرد
وای نه، تو داری وقت منو تلف میکنی
به ما یه کم وقت بده. باشه؟
یه دقیقه فقط
این تنها راهی بود که میشد موشکانداز گیر آورد
و وقتی که یه گزارشگر نیویورکتایمز بیاد و
دربارهی اون جنگ بنویسه، بعدش رد شماره سریالهای اسلحهها رو بزنه،
تا به «ال تورو» و اون شیرینعقل برسه،
فکر میکنی اسم کی رو لو میده؟
هیچ کسی قرار نیست شماره سریال اسلحهها رو بررسی کنه
خود من بررسی کردم
خب اگه اسلحه نداشته باشیم ،
چطور قراره با کومونیستها بجنگیم؟
خیلی خب
تو مشکلت با شماره سریالهاست
- آره و جعبهی اسلحهها - خیلی خب
دوباره بستهبندیشون میکنیم
به محض اینکه رسوندیمشون اونجا،
به افرادم میگم که شماره سریالها رو مخدوش کنن.
مشکل حل شد
خیلی خب، قبل از اینکه بریم، من و تو، ابزارهای قدرتمندی گیر میاریم
خودمون شماره سریالها رو مخدوش میکنیم.
بعدش بارگیریش میکنیم و میفرستیمشون
فقط خودمون؟ اصلاً حالیت هست که چقدر طول میکشه؟
پدرو، هکتور بچه داره؟
بهت گفتم که از این احمق استفاده نکنیم. عوضی
اونا همه جا هستن
میشه یه بار هم که شده تمرکز کنی، لطفاً؟
تنها راهی که میشه چشم پدر رو از خودمون دور کنیم اینه که
یکی از این پنج نفر رو بکشم.
طوری شبیهسازی کنیم انگار اونا پول رو دزدیدن و فرار کردن.
- حالا هکتور خونواده داره یا نه؟ - آره ولی هکتور خیلی ناکسه
پدر خوشحال میشه بدونه کار اون بوده
- یعنی بچه نداره؟ - نه، چهار تا داره
اون بچهها بدون پدر خیلی براشون بهتره
بهت گفتم، خونواده نداشته باشن
خیلی خب، «ران» هم اینجوری از لیست خارج میشه
- توماس یا انریکه؟ - توماس
- چرا انریکه نه؟ - چون انریکه تو بخش حراست کار میکنه
شش سال آدمکشی کرده
و توماس فقط یه پیکه.
همون پس
وقتی که کارش رو ساختی بهمون بگو
خودم تنهایی؟
چرا نه؟ همین چند روز پیش یکی رو کشتی
به همین دلیله که الان اینجاییم
چارهای نداشتم
الان هم چارهای نداری
شونهی من کجاست؟
لورین، تو شونهی من رو... کی شونهی من رو برداشته؟
دارکوبها مثل اینکه یه سر ضخیم
- برای ضربه زدن دارن. - جدی؟
- همهگی سلام و علیکم - سلام فرانکلین
و برا همینه که نوکزن هستی
- چطوری رفیق؟ - تو یه نوکزن هستی!
- چطوری؟ -وای! فرانکلین!
- چطوری عزیزم؟ - سلام مارلا
!وای
اوه
کی بهت آسیب رسونده؟ امیدوارم اون بیرون دعوا نکرده باشی
نه خانم
تو فوتبال آرنج خورد به صورتم
داری دروغ میگی
ببند اون گاله رو، بچه
این طرف خودش بلده چطوری گلیمش رو از آب بکشه بیرون.
شاید بهتر باشه یه سری چیزا رو ازش یاد بگیری
- آره، جون من - آره، جون من
سلام
آره، جون من
وقتی کسی دروغ بگه متوجه میشی نه؟ درست مثل پدرت.
تو هم متوجه میشی؟ مگه نه؟
مثل اینکه تو بد مخمصهای گرفتار شدی
اسباببازیهات کجان؟ این خونه رو تمیز کن!
خسته شدم از بس این خونه بهمریختهست
تا حالا نشده بود که به من اطلاع ندی
لعنتی. معذرت میخوام. تقصیر من بود
میخواستم بعد چند تا معامله بیارمت تو خط،
که یهو اوضاع خراب شد.
خیلی خرابه اوضاع نه؟
و همهی اون پولها رو تقدیم کردی رفت؟
هواتو دارم
نقشهات چیه؟
فکر میکردم تو کسی رو بشناسی
خب آره ولی مجانی نیست، رفیق
!لعنتی
خیلی طول میکشه افرادم منتظر هستن
وقت برای این مسخرهبازیها نداریم
هرچی سریعتر شمارهها رو مخدوش کنیم...
...زودتر میتونم این یارو گمرکیه رو بسنجم
زودتر هم میتونیم بریم!
سلام
حرف بزن
من چی؟ کِی؟
مطمئنی؟
تو لسآنجلس؟
نه، نه، نه. خودم ترتیبش رو میدم
ممنون
من باید یه کاری رو انجام بدم
زودی برمیگردم
روبهراهی؟
آره، فقط یه کم سردرد دارم
- چقدر دیگه مونده؟ - همینجاست
بگاش بده
ترسیده، نگاش کن
بزنش
اینجا نمیتونی کار کنی نه؟
- بزنش - میخوای فرار کنی؟
- نه، بیارش اونجا - بگیرش، بگیرش
- بکشش، جیجی - همینه
نگاش کن. نگاشون ببین چطوری دارن فرار میکنن
- جایی نمیتونی بری - حالشو سر جا بیار، جیجی
- خودتم میدونی - حالشو جا بیار، جیجی
دارمش. دارمش نگاه کن، نگاه کن
لعنتی
لئونن سیمنس، نه؟
لیل لئون
از زمان «ویساید» دیگه ندیدمت
بخاطر درگیر شدن با اون ولگردها یه مدت اون تو بودی
همیشه تنشون میخارید باهام درگیر بشن
آره، تو شهر «تهاچاپی» درگیر شدی
اونا برای یه اسنک کونت رو پاره میکنن، رفیق
حالا چی میخواین؟
میخواین یه کم پول بزنین به جیب؟
یکی یه چیز ما رو برداشته و ما میخوایم پسش بگیریم
- چی برداشتن؟ - مگه مهمه؟
پس از اینجا گمشین برین
هی
کی این کار رو کرده؟
چند تا کلاهبردار
لنی و ریری لنی یه ماشین مدل «کاتلس» داره
آره، لنی و ریری
از اون مادرجندههای لاشیِ قدیمی
آره
خیلی خب. بریم تو کارش
اونحاست، میبینی؟
گفتیم شاید بتونی بهمون بگی کجا میتونیم پیداشون کنیم
واقعاً؟
شاتگانت رو بیار، لیل لئون
اسمم لئونه
آره. درسته
لئون
میتونی این کار رو کنی؟
یا این؟ آره. میتونی بذاریش داخل؟
سلام
اینو ببین، اینو ببین
سلام
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.