Lost

Lost

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Episode 10 Translated By MEHRZAD
A Commentary by lostmehrzad
NoTV

Tags

other
Published on: 2010-03-31
Downloads: 14
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

مقادیر بالاتر از 10000 دلار .بايد اظهار مي شدن

.شما...اينو اظهار نکرده بودين

.آقا، شما بايد با من بياين

!بهتون که گفتم، من هيچي نميدونم - .رفيق، آروم باش -

چرا تعقيبم کردي؟ - !زنت منو فرستاد -

.يه کاري هست که بايد انجامش بديم

.اون گفت بايد جلوي مرد سياهپوش رو بگيري

.نبايد اجازه بدي جزيره رو ترک کنه

چي توي جزيره هايدرا ست؟

يه هواپيما. همون هواپيمايي .که دوستاتو برگردوند

.ازت مي خوام بري اونجا و يه گشتي بزني

تو کي هستي؟

!اسلحه تو بنداز

.منو ببرين پش رهبرتون

چرا به من نميگين چي شما رو به اين جزيره کشونده؟

.جان لاک منو فرستاد .خب، بيا يه معالمه اي بکنيم، رييس

من بر مي گردم اونجا ...و بهش ميگم توي ساحل خبري نبود

.و کسي رو پيدا نکردم...

.بعد اون پيرمرد رو ميارم جلوي در خونه تون

در عوض چي مي خواي، جيمز؟

.يه راه عبور امن به خارج از جزيره

کاکائو مي خواي؟

کاکائو از کجا پيدا کردي؟

.پيدا نکردم. دارم تظاهر مي کنم

پات چطوره؟

.هنوز درد داره

.بايد يه کم اون باند رو باز بذاري .اگه يه کم هوا بخوره، بهتر ميشه

.اينم امتحان مي کنم

اشکالي نداره بشينم؟

من تو رو مي شناسم ...و قبلاً وقتشو پيدا نکردم که باهات حر ف بزنم

...ولي مي خواستم بدونم که جيمز...

اون چيزي که توي صخره ها نشونش دادم... .رو برات تعريف کرده يا نه

منظورت غاره. هموني که اسامي .روي ديوارش نوشته شده

.بيشتر اسامي الان حذف شدن

.فقط چند تاشون موندن

.کوان" يکي از اوناست"

اين يعني من يا سان؟

.خب، جين. مطمئن نيستم

...ولي معنيش اينه که تنها راه رفتن از اين جزيره

...اينه که همه اون اسمهايي که حذف نشدن...

.با هم برن...

.ولي سان که اينجا نيست

.تو فقط حواست به پات باشه

.من دارم روش کار مي کنم

...بسيارخب، آقاي کوان

اين چمدونتون و .اين هم ساعت شما

پول؟

متأسفم. قوانين فدرال ميگه که .ما بايد 25000 دلار شما رو مصادره کنيم

مصادره کنين؟ - ...اين يعني اگه پولتونو بخواين پس بگيرين -

.بايد برين دنبال کاغذبازي هاش...

.پول

.از اون سمت مي تونين برين بيرون، آقا

.بريم

حالت خوبه؟

.جلسه توي رستوران رو از دست دادم

اون پول واسه چي بود؟

.نميدونم

.قبل از اينکه بريم، پدرت اونو به من داد

.گفت بايد اونو همراه ساعت ببرم

.من خيلي از پدرت سؤال نمي کنم

.هر کاري که بگه رو مي کنم

مي تونم کمکتون کنم؟

.پک

.رزرو به نام پک

.بله .پيداش کردم

،اتاقتون در طبقه هشتم .نماي زيبايي از اقيانوس داره

.دو تا اتاق. دو تا

.ازدواج نکرديم

.کوان. جين سو کوان

.ببخشيد. معذرت مي خوام

بله، يه رزرو جداگانه هم .به نام کوان هست

.اتاق 842. بفرماييد، قربان

،خانم پک، آقاي کوان .به لس آنجلس خوش اومدين

.واسه يه مدتي دارم ميرم .يه مأموريت دارم که بايد انجامش بدم

کي بر مي گردي؟

.صبح

،وقتي من نيستم .حواست به اردوگاه باشه

.هيچي حس نمي کنم

ببخشيد؟

...خشم

...خوشحالي

.درد

.ديگه حسش نمي کنم

.شايد اينطوري بهتر باشه، سعيد

کمکت مي کنه که خودتو .با چيزي که در راهه، تطبيق بدي

چي کار مي کني، هاس؟

،قبل از اينکه اون چيز برگرده .مي خوام از اينجا برم

کدوم چيز؟

.لاک

...اونوقت تو هم اينجا نشستي

.و هر چي که بهت ميگه رو گوش مي کني... - .من به هيچکس گوش نمي کنم -

من که بهت گفتم با .ويدمور يه قرار گذاشتم

...پس اگه آروم باشي

.مهم نيست با کي قرار گذاشتي

.به قدر کافي صبر کردم .مي خوام همسرمو پيدا کنم

کجا مي خواي پيداش کني؟ - .بر مي گردم به معبد -

،و اگه اونجا نبود .ميرم ساحل

،ولي سان رو پيدا مي کنم ...پس ديگه سعي نکن

خودشه؟

.آره. بيا ببريمش

:قسمت دهم بسته

.بنداز ديگه، کاپيتان

حالا چي؟

.صبر مي کنيم

صبر مي کينم...که چي بشه؟

.که ريچارد برگرده

...بايد بدبيني منو ببخشي، ولي

ولي آخرين حرفي که ريچارد قبل از رفتنش... ...به جنگل زد

...اين بود که همه ما توي جهنميم...

.و نميدونست بعدش بايد چي کار کنيم...

.شرط مي بندم که ديگه هيچوقت نمي بينيمش

.هوگو پيداش مي کنه

.پيداش مي کنه و برش مي گردونه

فقط اگه آلپرت خودشو ...با روغن گوشت پوشونده باشه

.فکر نکنم هارلي بتونه پيداش کنه... - .حرف گوشت رو نزن -

.جيکوب هيچوقت به من دروغ نگفته

،اگه ميگه ريچارد ميدونه بايد چي کار کنيم .يعني ميدونه بايد چي کار کنيم

.اون بر مي گرده

.و تا اون موقع، صبر مي کنيم

گوچه فرنگي ها چطورن؟

.جون دادن

.دفعه اولي که اينجا گياه کاشتي رو يادم مياد

.انگار صد سال پيش بود

تو فکر نمي کني آلپرت برگرده، درسته؟

برام فرقي نداره .که برگرده يا نه

...چطوره ما خودمون

نامزد باشيم؟...

مگه چيه؟

.هارلي منو به فانوس دريايي برد

.به فانوس دريايي جيکوب

...و...يه آينه اونجا بود

...و اطرافش...

.صدها اسم نوشته شده بودن...

برام مهم نيست. نه آلپرت برام مهمه .نه نامزد شدن

...سان

...يه دليلي وجود داره که

!نمي خوام درمورد هدف يا سرنوشتمون بشنوم

.فقط مي خوام بري و تنهام بذاري

...جين

داري چي کار مي کني؟

پدرت منو اون سر دنيا فرستاده ...تا اين ساعت رو به صاحبش بدم

.پس مي خوام برم به رستوران..

نمياي تو؟

.دوست ندارم اينجا درموردش صحبت کنم

.ساعت يازده و نيمه

.الان که کسي توي رستوران نيست

...بايد سعيمو بکنم

...جين

.اون مرد براي پدرم کار مي کنه

.مشکلي پيش نمياد

چي برات مهمه؟

.اومدي مسافرت تا خريد کني

اينطور درموردم فکر مي کني؟

که اومدم اينجا خريد کنم؟

...نه

...شايد بخواي بهم بگي دکمه مو ببندم

مثل کاري که توي هواپيما کردي؟...

...هواپيما خيلي شلوغ بود

.ممکن بود يه نفر ما رو ببينه

.هيچکس به ما نگاه نمي کرد

پس...ميخواي دکمه مو ببندم؟

.نه

...اين يکي

چطور؟...

.نه

اين يکي چي؟

...نه

.معلومه که نه...

.سان

.ببخشيد. نمي خواستم بترسومنت

روز بدي داشتي؟

اينجا چي کار مي کني؟

.شوهرتو پيدا کردم

چي؟

.قول داده بودم شما دو تا رو به هم برسونم

البته يه کم بيشتر از اون چيزي که .فکر مي کردم، طول کشيد

ولي اون وسط جنگل، کنار افرادم .توي اردوگاهمه

.مي تونم الان تو رو ببرم پيشش

.حرفاتو باور نمي کنم

.تو اون آدماي توي معبد رو کشتي

.اونا گيج شده بودن

.بهشون دروغ گفته بودن

.نمي خواستم بهشون آسيب برسونم

هر کدومشون مي تونستن انتخاب کنن .که با من بيان

.منم الان دارم اين حق انتخاب رو بهت ميدم، سان

هيچوقت مجبورت نمي کنم کاري کني .که برخلاف خواستتته

.دارم ازت مي پرسم

.خواهش مي کنم

.با من بيا

.جين منتظره

!سان

!سان، صبر کن

...يه فکري دارم

چيه؟

.بيا فرار کنيم

چي؟

.جدي ميگم

.بيا فرار کنيم

آخه چطوري؟

More Farsi Persian subtitles for Lost

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left