Law & Order

Law & Order

Download Farsi Persian Subtitle

Season 25

Release info

Law and Order S25E03 White Lies 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 25 قسمت 3 Law & Order 1990 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در سیستم عدالت کیفری

مردم توسط

دو گروه مجزا اما به یک اندازه مهم نمایندگی می‌شوند

پلیس که درباره جرم تحقیق می‌کند

و دادستان‌ها که مجرمان را محاکمه می‌کنند.

این‌ها روایت‌های آن‌هاست.

مردم شما را به بی‌رحمی متهم می‌کنند

در فلسفه سرمایه‌گذاری‌تان، مخصوصاً با توجه به اینکه

من تنها کسی هستم که این شرکت‌ها را صادق نگه می‌دارم.

سوءمدیریت و اتلاف منابع بیداد می‌کند

در شرکت‌های آمریکایی.

پاداش‌های بی‌جا، حقوق‌های نجومی.

وقتی من سهمی از یک شرکت را می‌خرم،

من به یک دیده‌بان تبدیل می‌شوم.

بعضی‌ها می‌گویند یک دیده‌بان هار.

حتی بهتر!

اما من این کار را برای مردم عادی می‌کنم؛

آه، پلیس‌ها، معلم‌ها، پرستارها.

آن‌ها سهام شرکت‌های دولتی را در حساب‌های 401k خودشان دارند،

در حساب‌های IRAشان.

من آن گردن‌کلفت‌ها را مجبور می‌کنم صادق باشند،

مجبورشان می‌کنم تصمیمات و پاداش‌هایشان را توجیه کنند.

پس خودتان را یک خدمتگزار عمومی می‌دانید؟

آه، نه، نه، نه.

من یک سرمایه‌دارم.

هدفم پول درآوردن است

برای خودم و برای همه سهام‌دارهای دیگر

که اعتمادشان را به دست مدیران اجرایی سپرده‌اند

که شرکت‌های سهامی عام را اداره می‌کنند.

موزه تاریخ طبیعی

من به رشد و شکوفایی اعتقاد دارم،

تلاش برای تغییر

به خاطر خیر جمعی.

مهمونی بزرگی بود؟

نه، نه، نه. اوه خدای من.

اوه خدای من. نه.

قربانی توماس هاردیمن، ۵۳ ساله. چی شده؟

ساعت ۲۰:۰۳ یک تاکسی بهش زده.

فرار از صحنه جرم؟ بیشتر شبیه "بزن و گریه کن" بوده.

راننده کاملاً آشفته بود.

گفت یه درگیری بوده.

قربانی رو هل دادن جلوی تاکسی.

دید کی هلش داد؟

نه.

مسافری تو تاکسی بود؟

یک زن.

سرش تو گوشی بود، چیزی ندید.

راننده مشخصاتی داد؟

تاریک بود.

حتی نتونست بگه مرد بود یا زن.

فقط گفت جثه‌اش متوسط بود و یه نوع کلاه قهوه‌ای سرش بود.

پیاده به سمت شرق رفت. باشه.

تمام فیلم‌های ARGUS منطقه رو بیرون بکشید.

و از اونجایی که درگیری بوده، بذارید MLI بررسی کنه

که آیا DNA شخص ثالثی روی قربانی هست یا نه. بله.

گوشی قربانی اینجاست.

و این یک کیف پول خیلی شیکه.

پس فکر نمی‌کنم سرقت در کار باشه.

آدرسش ۱۱۵۷، خیابان ۵۷ـمه.

اونجا نزدیک "خیابان میلیاردرهاست".

حلقه ازدواج دستشه.

بریم خبر رو بدیم.

تا وقتی که مرگ ما رو از هم جدا کنه.

کمک بزرگی می‌کنه

اگه بدونیم همسرتون امشب کجا بوده،

با چه کسی قرار داشته.

آه، کاش می‌تونستم کمک کنم.

تام و من جدا شده‌ایم،

حدود سه ماهه.

می‌دونید تو اون محله چه کار می‌کرده،

تو خیابان ۴۳ غربی که کشته شده؟

آه. اونجا نزدیک باشگاه هاروارده.

تام اکثر شب‌ها حدود ساعت ۸ اونجا می‌رفت.

و آیا همسرتون دشمنی داشت؟

کسی که ممکنه تهدیدش کرده باشه؟

می‌دونید تام کی بود و چیکار می‌کرد؟

خب، روی کارت ویزیتش

فقط نوشته بود که مدیر صندوق سرمایه‌گذاری "برادچرچ" بوده.

تام فقط یک سرمایه‌گذار معمولی نبود.

اون یک سرمایه‌گذار فعال بود.

یعنی چی؟

اون سهم بزرگی می‌خره

و نه چندان با احترام بهشون می‌گه چی کار دارن اشتباه می‌کنن

و چطور شرکتشون رو اداره کنن.

قبلاً به این جور آدما "مهاجمان شرکتی" می‌گفتن.

پس پول درمی‌آورد، نه دوست.

دقیقاً.

در مورد اخیر چطور؟

با کسی خاصی درگیری پیدا کرده بود؟

من از کارهای روزمره‌اش خبر ندارم.

شاید دوست‌دخترش بدونه.

دوست‌دخترش؟

یه استادی تو "هادسون". اسمش رو نمی‌دونم.

گاهی اوقات بهتره ندونی.

و شما چی؟

شما امشب حدود ساعت ۸ شب چیکار می‌کردید؟

من در باشگاه کتاب‌خوانی‌ام بودم.

ده تا زن هستیم که همه‌مون با مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری ازدواج کرده‌ایم.

همه‌مون وقت آزاد زیادی داریم.

باشه، خب، ما...

ازتون می‌خوایم چند تا اسم برامون بفرستین.

البته.

باورم نمیشه واقعاً رفته.

اگه چیز دیگه‌ای یادتون اومد.

ما شبکه‌های اجتماعی دانشگاه رو چک کردیم.

تام هاردیمن یه استاد مهمان بود.

چند ماه پیش تو کلاس شما.

و حدس می‌زنم شما دو نفر، امم، با هم جور شدین؟

من هیچ‌وقت قصد نداشتم عاشق بشم.

هیچ‌کس مثل تام نیست.

متفکری بی‌باک در عصر تفکر گروهی بزدلانه.

یه سرمایه‌دار میلیاردر اینجا چیکار می‌کرد؟

تو کالج سخنرانی می‌کرد؟

جسارت نباشه.

من عدم تقارن اطلاعات رو درس می‌دم.

اینکه چطور دانش به قدرت اقتصادی تبدیل میشه.

خب، رابطه‌تون با هم چطور بود؟

ما همدیگه رو خیلی خوشحال می‌کردیم.

دیشب هاردیمن رو دیدین؟

نه. تو دانشگاه با دانشجوها جلسه داشتم و گیر بودم.

می‌تونید با حراست صحبت کنید.

تهدیدی دریافت می‌کرد؟ بعضیا ازش متنفر بودن.

یا از روشی که اون اونا رو به چالش می‌کشید، متنفر بودن.

روش‌های خشک و قدیمی‌شون رو به چالش می‌کشید.

دوست داشت بگه می‌تونه یه کشور رو پر از دشمن‌هاش کنه.

اسمی تو ذهنتون هست؟ نه.

اون هیچ‌وقت جدی‌شون نمی‌گرفت.

ما باید بریم.

باشه، خب اگه چیزی یادتون اومد...

احتمالی هست که شوهرتون از این رابطه باخبر شده باشه؟

البته. به مارک گفتم. به همین خاطر درخواست طلاق دادم.

ممنون.

باشه، اون پیامی که گرفتم چی می‌گفت؟

دی‌ان‌ای شخص ثالث زیر ناخن‌های هاردیمن پیدا کردن.

و روی کتش.

تو CODIS چیزی پیدا شد؟ نه، ولی مرد بوده.

به نظرم بریم سراغ اون شوهر جا مونده.

آریانا بهم گفت عاشق شده.

لعنتی، خوشحال بودم که بهم گفت.

حقیقت آدمو آزاد می‌کنه.

و اگه آریانا می‌خواست بره، این حقش بود.

خیلی آروم به نظر می‌رسه واسه کسی که این همه به تام هاردیمن زنگ زده.

بیش از ده‌ها بار تو هفته گذشته.

ببین، می‌خواستم رو در رو با اون مرد صحبت کنم.

اون احمق داشت هزینه وکیل طلاقش رو می‌داد.

داشت از دعوای حضانتش حمایت مالی می‌کرد.

اگه بخوام بی‌رحمانه صادق باشم.

این به نظر یه انگیزه میاد.

من چیزی برای پنهان کردن ندارم.

ما برای ناهار همدیگه رو دیدیم.

و من دقیقاً چیزی که فکر می‌کردم رو به هاردیمن گفتم.

اوه، واقعاً؟ چطور پیش رفت؟

اوضاع بد شد؟ به کتک‌کاری کشید؟

شاید کشیده می‌شد، ولی یه روانی دیگه زودتر از من کارشو تموم کرد.

این یعنی چی؟

وقتی هاردیمن داشت به سمت خروجی می‌رفت.

یه نفر اومد جلوش.

شروع کرد به گرفتنش و کتک زدن.

پس من فقط تماشا کردم و از نمایش لذت بردم.

باشه. واسه دیشب ساعت ۸ شب مدرکی داری؟

آره. داشتم یه سمینار تو "لوور ایست ساید" برگزار می‌کردم.

پیدا کردن حقیقت خودت.

یه وقت باید بیای.

هی.

پس شوهر لایف‌کوچ‌مون داشت راست می‌گفت.

۶۲ نفر داشتن یاد می‌گرفتن که بی‌رحمانه صادق باشن.

هر نفر ۱۸۰ دلار.

همون موقع که تام هاردیمن جلوی یه تاکسی هل داده می‌شد.

شرط می‌بندم بی‌رحمانه صادق بودن در سال آدم‌های بیشتری رو می‌کشه.

تا سیگار. آره.

آره، وقتی من و زنم دوباره با هم آشتی کردیم.

یه توافق داشتیم: هیچ سوالی.

هیچ اعترافی در مورد زمان جداییمون.

چیزی که ندونی نمی‌تونه بهت آسیب بزنه.

و چیزی که نگی، نمی‌تونه تو دعوای حضانت استفاده بشه.

هی.

خب، اون ویدیویی که از رستوران خواسته بودی رو آوردم.

یه نگاهی بنداز.

تو سیستم تشخیص چهره تطابقی پیدا نشد.

ولی یه وصله روی کتش بود.

باشه، بیا یه کم تحقیق کنیم.

و ببینیم آیا کسی از هاردیمن بد گفته.

تو بیمارستان مرسی. آره.

چند تا پست تو شبکه‌های اجتماعی اینجاست.

#بیمارستان_مرسی، #تام_هاردیمن.

یکی از کارلوس گوزمن که به نظر پرستاره.

این یکی گله، مال چند روز پیشه.

تام هاردیمن دستاش به خون آلوده‌ست.

وقت انتقامه.

مدیر عملیات گفت اون طبقه پنجم کار می‌کرد؟

فقط دوشنبه‌ها، آره.

چهار روز دیگه طبقه ششم هستش.

صبر کن. اونجاست؟ همون یارو ماست؟

به نظر میاد.

هی، کارلوس گوزمن. پلیس نیویورک. باید باهات صحبت کنیم.

فرار می‌کنه.

باشه، باشه. تکون نخور. تکون نخور.

اینقدر تعجب نکن.

داری با ما میای.

بهتون گفتم، من هیچ ربطی به هیچ قتلی ندارم!

More Farsi Persian subtitles for Law & Order

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left