FROM

FROM

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

From 2022 S04E08 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-18
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 192 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت... ‏

‏اَبی، بس کن! نه!‏

‏هنوز چیزهایی می‌بینی که وجود ندارن؟‏

‏نه؛ فقط همون یک بار بود‏

‏هی، هی، هی!‏

‏من قبلاً این‌جا بودم‏

‏بارها و بارها‏

‏من مادر ویکتور بودم‏

‏دفعهٔ قبل یه پسر و یه دختر آوردی‏

‏و همه مردن، جز اون پسر‏

‏حالا دوباره با یه پسر و یه دختر اومدی‏

‏و مرد زردپوش برگشته‏

‏- مامان، یعنی چی؟‏ ‏- اشکالی نداره‏

‏- باید آماده باشی، ایتن‏ ‏- ویکتور‏

‏- باید بدونی چی در راهه‏ ‏- نه، ویکتور، بس کن!‏

‏چه مرگته؟‏

‏اون چیزی رو که درونم حمل می‌کردم‏

‏هنوز حس می‌کنم؛ انگار به هم وصل‌ایم‏

‏یه بخشی از من چیزی رو حس می‌کنه که اون حس می‌کنه‏

‏اوه، نه‏

‏نه!‏

‏می‌خوای بری توی اون تونل‌ها‏

‏جایی که اون موجودها زندگی می‌کنن، چون فکر می‌کنی‏

‏استخون اون بچه‌ها اون پایین دفن شده؟‏

‏آره! اگه استخون‌ها‏

‏چیزی باشن که روح اون بچه‌ها رو این‌جا نگه داشتن چی؟‏

‏پس نسخهٔ درست این نقشه چه شکلیه؟‏

‏هنوز کاملاً مطمئن نیستم‏

‏به سلامتی تاب‌آوری روح انسان‏

‏بیاید با هم تاب بیاریم‏

‏هیچ‌وقت فکر کردی شاید همه‌ش یه خواب باشه؟‏

‏برگشته؛ اگه صدام رو می‌شنوی دو بار پلک بزن‏

‏بابا‏

‏- و...‏ ‏- بابا، باهام بمون‏

‏هنری!‏

‏هی‏

‏وقت بازیه‏

‏می‌دونم هنوز اون تویی!‏

‏الان چه کوفتی شد؟!‏

‏مطمئنیم این بار واقعاً مرده، نه؟‏

‏قبلاً هم مرده بود‏

‏کسی آسیب دیده؟‏

‏استیو حسابی آسیب دیده‏

‏اگه الگین نبود، خیلی بدتر می‌شد‏

‏الگین؟‏

‏اون بود که بهش ضربه زد...‏

‏یعنی به اون موجود‏

‏انقدر نگو آروم باش! هیچ‌جا امن نیستیم!‏

‏می‌شه ببریدش بیرون؟‏

‏دانا، باید توی تخت باشی‏

‏نه، نه‏

‏خوبم؛ این مهم‌تره‏

‏مردم تازه دارن می‌فهمن طلسم‌ها‏

‏در برابر همه‌چیز ازشون محافظت نمی‌کنن‏

‏از پسش برمیایم؛ تو فقط بفهم‏

‏چطور بدون کشتن نصف شهر استخون‌ها رو بیرون بیاریم‏

‏توتم جواب داد؟‏

‏چی؟‏

‏توتم‌های آبادی‏

‏گفتی می‌خوای ببینی‏

‏می‌تونن به هیولاهای شبانه آسیب بزنن یا نه‏

‏جواب داد؟‏

‏نه‏

‏حیف شد‏

‏آره‏

‏بابا؟‏

‏می‌شه یه لحظه بیای بالا؟‏

‏- ببخشید‏ ‏- و...‏

‏دانا، اگه حالت اجازه می‌ده تو هم بیا‏

‏با جسد چی‌کار کنیم؟‏

‏بسوزونیدش‏

‏پس داری می‌گی...‏

‏کنی رو توی خطر دیدی‏

‏ببین، فقط ندیدمش، بوید‏

‏انگار واقعاً اون‌جا بودم‏

‏از چشم‌های اون می‌دیدم‏

‏از چشم... و فکر می‌کنی‏

‏تو باعث شدی اون موجود کنی رو نکشه‏

‏فکر نمی‌کنم؛ مطمئنم‏

‏- ام...‏ ‏- و یه چیز دیگه هم هست‏

‏نشون‌شون بده‏

‏چی رو نشون‌مون بده؟‏

‏بعد از این‌که به اون موجود وصل شدم، حس کردم...‏

‏نمی‌دونم چطور توضیحش بدم‏

‏یه چیزی درونم‏

‏سرد شد‏

‏باشه‏

‏چی...؟‏

‏صبح این رو دیدم‏

‏ایتن؟‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏نقاشی می‌کشم‏

‏ویکتور همیشه می‌گفت نقاشی‌ها به یاد می‌سپارن‏

‏پس وقتی همه مردن‏

‏و من تنها موندم، نمی‌خوام هیچ‌کس رو فراموش کنم‏

‏می‌دونم‏

‏حرف دیروز ویکتور از روی ناراحتی بود‏

‏می‌دونم‏

‏چیزی که براش اتفاق افتاد وحشتناک بود‏

‏اما معنیش این نیست که برای تو هم تکرار می‌شه‏

‏گفت باید آماده بشم‏

‏پس دارم آماده می‌شم‏

‏باشه، بیا‏

‏پایین می‌بینم‌تون‏

‏و هی، یه راهی پیدا می‌کنیم‏

‏می‌دونم‏

‏باشه‏

‏دقیقاً دارم به چی نگاه می‌کنم؟‏

‏این... ماکت تونل‌هاست‏

‏این رو می‌فهمم؛ اما چرا ماکت‏

‏از کشیدن نقشه بهتره؟‏

‏خیلی براش زحمت کشیدم‏

‏نمایشگاه علوم مدرسه نیست، جید!‏

‏محض رضای خدا! باشه، می‌دونی چیه؟‏

‏این ماکت همه‌چیز رو دربر می‌گیره‏

‏تمام چیزهایی که دربارهٔ تونل‌ها می‌دونیم‏

‏هرچی خودم از حضور اون پایین فهمیدم‏

‏و هرچی ویکتور و تابیتا بهم دادن‏

‏این مسیریه که از سرداب رفتی، درسته؟‏

‏آره‏

‏با توجه به همهٔ این‌ها‏

‏چند سناریوی مختلف دارم‏

‏از نظر میزان امنیت و پیچیدگی‏

‏اول نقشه‌های ساده اما فوق‌العاده خطرناک رو می‌خوای‏

‏یا از امن‌ترها شروع کنم‏

‏که پیچیده‌تر و...‏

‏احتمالاً غیرممکنن؟‏

‏این همون اتاقیه که استخون‌ها دفن شدن، درسته؟‏

‏درسته‏

‏و این تونل‏

‏تنها راه ورود یا خروج از اون اتاقه؟‏

‏آره‏

‏ما نقشه‌ای نداریم‏

‏صبر کن؛ هنوز حتی فرصت نکرده...‏

‏وقتی توی ارتش بودم، به چنین جایی می‌گفتیم‏

‏میدان تیر‏

‏چون همین که دشمن واردش بشه‏

‏مثل ماهی توی بشکه گیر افتاده‏

‏حتی اگه بدون بیدارکردن اون‌ها از کنارشون رد بشیم‏

‏وارد اتاق بشیم و استخون‌ها رو بیرون بیاریم‏

‏اگه وقتی اون توییم بیدار بشن چی؟‏

‏اگه تنها راه خروج‌مون رو ببندن چی؟‏

‏باید بهتر از این عمل کنی‏

‏چطور؟‏

‏نمی‌دونم؛ نابغه من نیستم‏

‏یه راه پیدا کن‏

‏حتماً؛ چرا یه بالن هوای گرم هم نسازم‏

‏تا همه‌مون رو از این‌جا ببره؟‏

‏عالی می‌شه‏

‏هی!‏

‏حتی به حرف‌هاش گوش ندادی‏

‏لازم نبود‏

‏کنی، هیچ‌وقت بدون راه خروج دوم‏

‏وارد فضای دشمن نمی‌شی؛ تمام‏

‏فهمیدم؛ پس چی‌کار کنیم؟‏

‏قبلاً به مردم گفتیم پیداکردن اون استخون‌ها‏

‏ممکنه کلید برگشت همه به خونه باشه‏

‏شاید یه مأموریت شناسایی بریم‏

‏یکی دو نفر رو ببریم توی تونل‌ها‏

‏ببینیم شکاف یا درزی‏

‏توی اون اتاق هست که از چشم‌مون افتاده‏

‏اگه نبود چی؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏اگه قراره این کار رو بکنیم، باید درست انجامش بدیم‏

‏آدم‌ها رو اون پایین نمی‌برم و نمی‌تونم...‏

‏بوید؟‏

‏چی شده؟‏

‏چی؟ هیچی، من...‏

‏باید برم درمانگاه‏

‏به الیس گفتم اون‌جا می‌بینم‌شون‏

‏فاطیما خوبه؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏هنری، چیزی لازم داری؟‏

‏من...‏

‏اون‌جا چه خبره؟‏

‏بوید می‌خواد همهٔ وسایل انبار رو بگردن‏

‏دنبال چی می‌گردن؟‏

‏هرچیزی مربوط به کت‌وشلوار زردی که ویکتور پیدا کرد‏

‏اوه‏

‏خوبی؟‏

‏باید یه کاری برای انجام‌دادن داشته باشم‏

‏این اواخر...‏

‏یه‌کم زیادی مشروب خوردم‏

‏فکر کنم داره کم‌کم...‏

‏هوم‏

‏به‌هرحال، فکر کردم اگه سرم رو گرم نگه دارم...‏

‏هوم‏

‏توی آشپزخونه هم بد نیستم، اگه...‏

‏چطوره برای ناهار کمکم کنی؟‏

‏خوشحال می‌شم؛ ممنون‏

‏باشه‏

More Farsi/persian subtitles for FROM

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left