The first 200 lines.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
- سلام؟ - میشه با جما صحبت کنم؟
- جما هستم. - جما؟ جما خودتی واقعا؟
- گویکو؟ - آره، جما. خودمم.
- گویکوی من؟ - گویکوی تو.
صبح کی بود اینقدر زود زنگ زد؟
گویکو.
از سارایوو.
اون چند ماهه میخواد با من تماس بگیره از طریق سفارت
اونا یه نمایشگاه درست کردن برای یادبود محاصره
از من خواست که بیام
بعضی از عکسای دیگو اونجاست
من باید برم اداره، کلی کار دارم که انجام بدم
نمیتونم اینجوری ول کنم
نمیدونم...
البته که میتونی بری
پیترو با من نمیاد.
اما این یه فرصت برای اونم هست
بیا
گویکو!
- اون هنوز زنده است. - اون همیشه زنده بوده.
مامان.
بیا بریم مامان
پیترو!
- زن خوشگل! - زن پیر. - برو بابا!
-تو یه نوازنده ای -من یه دلقکم
-خوشت اومد؟ - خیلی زیاد.
- بستنی هست؟ - آره یه گوشه.
- چطور میگید "بستنی" توی بوسنی؟ - "Sladoled".
- Chokolada، vanila... - اگه بگم بستنی میفهمن؟
لطفا میتونم یکم پول داشته باشم مامان؟
صبر کن. بیا.
ممنون!
- بچه خوبیه - مثله باباشه
با من تماس بگیر جما، هر وقتی خواستی
من نشسته میخوابم...
چون اگه بخوابم قلبم میاد تو چشام
راحت تره که بدویی طرف نارنجکا تا این که توی خرابه ها قدم بزنی
جما؟
من گویکو هستم، راهنمات.
پس داری یکم تحقیق میکنی روی... اوه آندریک
آره، برای پایان نامم
-یه جای خوب برای موندن داری؟ -آره، یه مهمان سرا، خوبه
نگران نباش چون میتونی زیر پل روی رودخونه بخوابی،
و کسی مزاحمت نشه
دیگه مست و یا دزدی این روزا نیست، میدونی که
پاکسازی کمونیستی.
اولین باریه که داریم خودمونو وارد دنیا میکنیم
لطفا.
بازی های المپیک داره شروع میشه
و ما برف نداریم، یکم نگرانم
ببین من اینجام آثار آندریک رو مطالعه کنم.
من به یه نفر نیاز دارم که بتونه منو ببره به جاهایی که مربوط به زندگیشه توی بوسنی
شاید تو آدم مناسبی نیستی
من یه ماشین دارم!
- چه کار می کنی؟ - نه نه نه. نگران نباش.
این آلمانیه، آلمانیا کار مونتاژ رو اینجا انجام میدن، اونا به ما اعتماد دارن
میخوای بدونی چرا؟ چون ما خیلی دقیقیم
خب، شاید خیلی دقیق نباشیم ولی مطمئنا ارزونیم
من خوب بهت پول میدم
پس باید یه جنده واقعی باشی
- چی؟ - پس باید یه جنده واقعی باشی.
نگه دار، ماشینو نگه دار!
چی میخوای بمن یاد بدی؟ چی هستی تو، یه پرفسور ایتالیایی؟
شعر هنر گوش دادن به زندگی انسانه.
اون دیوانس!
شعر... شعر خداست وقتی که برای آدما حس نوستالوژی داره.
سخته شعر رو ترجمه کنی.
مشتی از زمین سقوط میکرد، در حالی که گورکن فحش میداد و تف میکرد
خواهش میکنم جما، بیا تو
ماشین من نیست، یه دوست بمن قرض داده من نصف پولمو میدم بهش
لطفا بیا داخل، بسه دیگه
تو خوش شانسی اوردی
یه زن زیبای ایتالیایی!
شعر راجب چی بود؟
یه گورکن، که باید یه شاعرو دفن میکرد،
و اون فحش میداد و سیگار میکشید سر قبرش
- و تف میکرد. - بله... بله و تف میکرد
من میفهمیدم یه چیزایی.
همونجوری که نوشته میشه خونده میشه،
و کلمات با هم معنیاشون نزدیکن
به عنوان مثال، اگر یک اسم مؤنث باشه همه کلمات دیگه مؤنث میشه
ما خیلی جتلمن هستیم میدونی که؟
ازدواج کردی؟
- آره. - بگو، چجوریه؟
خوش شانس بودم.
اون خونه توی مونت بویچ چطوره؟ هنوز هم هست؟
پر مینه ولی...
اگه بخوای میتونیم بریم اونجا و منفجر شیم
بچه ها، بچه ها! توجه کنید، لطفا.
اجازه بدید دوست ایتالیاییمو معرفی کنم
جما، این زورانه، یه تقلید کار بزرگ. همچنین ملقب به کافکا
پدرش، فیلسوف محلی ما، که به عنوان کانت هم شناخته میشه
این بویانه، نوازنده شگفت انگیر ساکسیفون ما
بیا، بزار به دوست ایتالیاییم معرفیت کنم،
این دیگو، عکاس، و یه دوست آمریکاییه دیگو.
این ماجو مجسمه ساز بزرگیه و اون دیوونه ترین ماست
هنرپیشه بزرگ آنا
یه زنی که همه میخوان، و خیلیا داشتنش
من کل روزو توی برف میخوابم، اسکی بازا از روم میپرن،
تیکه های یخ میره تو چشام
احتمال زیاد کور میشم، خیلی برای یه عکاس خوب نیست
نمیفهمم، چرا عینک آفتابی نمیزنی
لعنتی!
نه، مثل این میمونه که با لباس عشق بازی کنی
هیچ چیز نباید بین تو و لنز باشه
اینجا.
اون خنده هات...
-با کسی هستی؟ -چند سال با یکی بودم
- تو چطور؟ - من؟
من آزاد هستم!
من آزاد هستم! همه چیو ول کن با من بیا.
کجا؟
برزیل. از بچه هایی که توی معدن کامارو کار میکنن عکس میگیرم
من قرار بود فردا برم
خیلی خوشحال بودم، حالا ناراحتم
منم فردا میرم
- ببخشید، میرنا ماری؟ - اتاق 13.
"مامان"؟
"مامان..."
میشه بگیرمش؟
سرشو مراقب باش
بزار خودمو بهت معرفی کنم، خانوم کوچولو
من برادرتم، گویکو، همچنین قراره پدرت باشم
به خاطر پدرمون که تازگی از دنیا رفته
این چیه؟
مادرم میخواد ازت تشکر کنه که بمن کار دادی
خیلی خوب.
اون پرسید، دوست داری بچه رو نگه داری
آه، اون خیلی شیرینه.
خیلی کوچولوئه.
بچه میخوای؟
الان؟
کل چیزیه که من میخوام
بیا، بیا، خوش اومدی به خونه من
شاهزاده خانم ایتالیایی میتونه اینجا بخوابه
تو عکاس، تو توی اتاقم میخوابی
نگران نباشید، ملافه ها به اندازه کافی تمیزن، منم روی مبل میخوابم
شاعرمون خوابش برده
-خب، شب بخیر -نه، من عاشقتم
- تو دیوانه ای. - من - من می خوام بقیه زندگیمو با تو باشم.
- باشه. چند سالته؟ - بیست و سه.
خب برو دیگه
شعر زیبایی بود، گویکو، تبریک میگم.
نه! برو!
آه خدایا!
حالا تو مال منی
یه رستوران نزدیک هست، مادرتو قبلا میوردم اونجا
یه پاستایی درست میکردن...
بیا فرار کنیم.
من خوشحال هستم، بابا! من متقاعد شدم.
و اون یکی، آمریکاییه؟ که شبا زنگ میزنه چی؟
-کس دیگه ای نیست -پس... پاستا بدون پاستا
- تو دیوونه ای، دیوونه. - بهت گفتم زودی میام رم.
تو نمیتونی اینجا بمونی. این خونه پدرمه. تازه طلاق گرفتم
آخ جون!
اشکال نداره، من میتونم از پس خودم بر بیام، یه جا برای موندن گرفتم
- آرماندو؟ - دیگو! سفرت چطور بود، دیگو؟
عالی بود! نصیحتتو گوش کردم
- من جاده،... - اورلیا! - اورلیا، آره.
یه هدیه برات دارم
این از دوران کودکیمه، وقتی بچه بودم
هی، ببین، من تغییر نکردم اصلا هنوز جا میشم
باسنم همون اندازس
خوشحالی منو میبینی؟
بله؟ شاید؟ شاید فقط یک کمی؟
- اوه. - دیگو! یکم قهوه.
- دیگو. شما یک عکاسی؟ - آره آره. من یک عکاس هستم.
تو توی عروسیا و تبلیغات کار میکنی؟
-مناظر بیشتر -منظره ها، آره
جالبه
میشه امشب افتخار اینو داشته باشم دخترتو ببرم شام؟
البته، دیگو.
تو فکر میکنی من میخوام اینجا زندگی کنم؟
نه، این مال یه دوسته، یه نفر که توی برزیل دیدم
این طرف.
همش برای تویه عشقم
بیا دیگه.
چه عطری زدی؟
ژل حمام جونیپر.
بشین
ببخشید، من لباسای رسمیمو خونه جا گذاشتم
- این شمع های قبرستونه. - تنها چیزی بود که توی سوپرمارکت داشتن.
-چرا این عکسا رو گرفتی؟ -فراموش کردی؟
فکر کردی برای گذران زندگی چکار کنی؟
خیلی خانم های پیر هستن که یه عکس خوب برای سنگ قبر میخوان
-خیلی ما رو به جایی نمیرسونه -نه، ولی ما همین الانشم اینجاییم
هر روز با من یه مهمونیه عزیزم قول میدم
چطور میتونی همیشه خوشحال باشی؟
ناراحت بودنو نمیتونم تحمل کنم
عاشقتم جما
- شبی بود که خونه گویکو بودیم؟ - آره
No comments yet. Be the first to leave one.