Shrinking

Shrinking

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shrinking S03E09 Daddy Issues 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 Shrinking 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-03-25
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

الو؟

الو؟

از اون پایین منو می‌بینی؟

سلام

می‌بینمتون، لاک‌پشت‌ها

یادتونه تیا می‌گفت خیلی آروم پیاده‌روی می‌کنیم؟

بعد مثل دیوونه‌ها می‌دوید جلو و مثل روانی‌ها دست تکون می‌داد و خداحافظی می‌کرد؟

من یادم نیست چون اون موقع‌ها منو به پیاده‌روی دعوت نمی‌کردین

چون فکر می‌کردین من آدمِ عصبی و بدقلقیم

ولی الان دیگه این‌طوری فکر نمی‌کنیم

من همینیم که هستم

ولی دخترمون رو ببین، دوباره اون شلوارهای عجیب‌وغریبش رو پوشیده

آره، اینا محبوب‌ترین‌هامن

آره، حالم داره رو به راه می‌شه

دوباره انیمیشن هابیت رو دیدم

ناخن‌هام رو درست کردم، سعی کردم روشون شمشیرهای کوچولو بکشم

یه ذره شبیه آلت تناسلی شد. انگار یه مشت آلت کوچولوی هابیته

حالا هم مَردم رو آوردم اولین پیاده‌رویش

آره، والا از پیاده‌روی زیاد سر در نمیارم

چی؟ یعنی فقط وقتی هوا گرمه راه می‌ری؟

گاهی اوقات آدم عرق‌سوز می‌شه

می‌شه فعلاً در مورد گبی حرف بزنیم؟ مرسی

خب، یعنی فردا برمی‌گردی سر کار؟

هنوز دارم با مسائل کنار میام

داره با مسائل کنار میاد، جیمی

یا ابوالفضل، بکش عقب پسر

باشه، چرا همه علیه من جبهه گرفتین؟

محض خنده. الان دیگه پیاده‌روی رو دوست دارم

آره. جیمی، من حداقل

یه هفته‌ی دیگه وقت لازم دارم

چی شده؟ از رانندگی برای پل خسته شدی؟

آخه هر روز صبح مجبورم می‌کنه برای "آکایا" نگه دارم

اسمش آسایی‌ـه

و کی این یارو رو با گروه "اسمش ماوث" آشنا کرد؟

من

قبل از اینکه دوباره برم دانشگاه، یه حرکتی روی موهام بزنم؟

مثلاً آبی یا صورتیش کنم؟

یا می‌تونی تهِ خفنی باشی و کلاً همه‌ رو بتراشی

با این موافقم

اون‌وقت ملت فکر می‌کنن یا روانی‌ای یا مثلاً مریضیِ لاعلاج داری

در هر دو صورت، همه می‌ذارن هر غلطی دلت خواست بکنی، پس یه بازیِ برد-برده

سلام رفیق. سلام

ناهارت رو که یه ساعت پیش تموم کردی

هنوز اینجا چیکار می‌کنی؟

شاید فقط دارم با هم‌سن و سال‌هام خوش می‌گذرونم

کی می‌خواد بهش بگه؟ خودم می‌گم

برایان، ما دوستت داریم ولی داداش، تو دیگه پیری

همین الان مونده یه چک بخوابونم زیر گوشت

در ضمن، من پیر نیستم

این جمله رو تموم کن

"ماشاالله..." بیا، دیدی؟

اه، لعنتی

باشه، قبول. نیاز داشتم یکم از چارلی فاصله بگیرم

داشتیم به "ساتن" آموزشِ خواب می‌دادیم و افتادیم به جونِ هم

دیشب داشت بدقلقی می‌کرد

و منم بهش گفتم که اون پدرِ بچه نیست

که خب بدون شک درسته

ولی اونم داد زد: "تو هم نیستی!"

که واقعاً

خیلی دردناک بود

اوه، لعنتی. "دره تیبدو"ـه

عجب اسمِ باحالیه. آره، مگه نه؟

از اون اسم و فامیل‌های چسبیده است. باید هر دو رو با هم بگی

سلام، دره... تیبدو

دیدی گفتم؟

باشه. عالیه

از شنیدنش متأسفم

آره، مرسی که زنگ زدی

لعنت. کار رو نگرفتی؟

نه، عمه‌اش فوت کرد

ولی من گرفتمش. لعنتی، کار مالِ منه

من کمک‌سرآشپز شدم، عزیزم

ایول! آره

وای خدای من

چی؟ اوه، لعنتی

هی، "خورخه" هنوز خبر نداره، پس هوامو داشته باشین

هی، دارین چی رو جشن می‌گیرین؟

بچه‌ام اولین کلماتش رو گفت

چه جالب. آره

چی گفت؟

گفت

"بابایی چقدر جوونه."

پسر، تو موقعِ تولدِ من اونجا بودی

تو هنوز تلفنِ ثابت داری

هنوز بهش می‌گی "چکسلواکی"

چرا؟ مگه چی شده؟

باشه

خوشحالم که این ورا بودی

خب، شاید هم این ورا نبودم

شاید فقط دلم می‌خواست ببینمت

این دقیقاً همون چیزیه که امیدوار بودم بگی

نه، واقعاً این ورا بودم

اوه، لعنت بهش

کلاس پیلاتسم اون طرفِ خیابونه

خیلی دلم می‌خواد بگم هفته‌ای سه بار منو می‌بینی

ولی بیشتر شبیه دو هفته یک باره

اونم بعد از اینکه یه مشت دونات می‌خورم و از خودم متنفر می‌شم

خامه بیشتر لطفاً. حتماً

پس باید صبر کنم تا از خودت بیزار بشی

تا دوباره بتونم ببینمت، آره؟

آره، ولی تقریباً هر لحظه می‌تونم به اون حس برسم

عالیه. منم همین‌طور. خب

امشب چطوره؟

لعنتی

من کلاً هیچ‌وقت هیچ برنامه‌ای ندارم

ولی متأسفانه بابام امشب میاد اینجا

درسته. دیدنِ والدین هم شاید یکم زود باشه

منظورم اینه که، تو همین الانش هم شوهر سابق و بچه‌ام رو دیدی

و یه جورایی سوتینِ راحتیِ خونه‌ام رو هم لمس کردی

پس شاید دیگه وقتش باشه

گوش کن، من از اینکه سریع پیش بریم نمی‌ترسم

ما قانون‌شکنیم

صبح بخیر، جیمی

صبح بخیر، ای زنِ ناشناس

پل، ایشون سوفی هستن

سوفی، اینم پله

دلالِ محبتِ من

سلام. این آخر هفته یه ذره خوردم زمین

جولی مجبورم کرد از این استفاده کنم

ولی راحت باشین، مسخره‌تون رو بکنین

پالتو پوستت رو توی ماشین جا گذاشتی؟

نمی‌دونم چرا اینو گفتم. اصلاً تو رو نمی‌شناسم

اون دقیقاً برات مناسبه

این رو به عنوان تعریف نگفتی، نه؟

اصلاً

خب، دیگه من باید برم

زود باهات حرف می‌زنم. باشه. باشه

از دیدنت خوشحال شدم، پل

منم همین‌طور

واو

اه، خفه شو

چی؟ یادمه یه نفر توی عروسیِ من

داشت تشویقت می‌کرد که دوباره بری توی رابطه

فکر کردم شاید بخوای از اون طرف به خاطرِ درایتش تشکر کنی

ممنونم، پل

بهت افتخار می‌کنم

همین‌طور شجاع بمون

گبی اومده؟

گفت یه هفته‌ی دیگه وقت لازم داره

لعنتی. این خوب نیست

اگه بخوای می‌تونم دوباره برم باهاش حرف بزنم

نه. خودم خرابش کردم، خودم درستش می‌کنم

اگه مجبور بشم، خودم کِشون کِشون برمی‌گردونمش سرِ کار

این شبیه حرف‌های یه دلالِ محبته

آروم باش بابا خفن

درخواستی دارین؟ یه ۲۵ سنتی بهم بدین، هر چی بخواین می‌زنم

فقط اسمش رو بگین

سلام. سلام

واو، جمعتون جمعه، نه؟

آره، می‌دونی، حوصله‌ام تو خونه سر رفته بود

دیدم بابات داره میاد بالا

و همون‌طور که همیشه می‌گی "خونه‌ی من خونه‌ی توئه."

من حتی یک بار هم همچین چیزی نگفتم

خب، باید بگی. باشه

می‌دونی که جیمی پیانو می‌زنه

آره، همه‌مون با تمامِ وجود از این موضوع باخبریم

یه کمیش رو مدیونِ منه. من، می‌دونی

یه بار بلیط کنسرتِ "بیلی جوئل" رو داشتم

دوستم نیومد. منم... می‌دونی... فکر کردم، "خب، جیمی رو می‌برم."

می‌دونی، فرداش مدرسه داشت. مامانش راضی نبود

ولی می‌خواستم تجربه کنه

لذتِ موسیقیِ زنده رو، برای همین... آره

اون‌قدر کیف کرده بود که تا یک هفته گیج و منگ بود

من منگ نبودم

شوکِ عصبی بهم وارد شده بود

اون پیرزن ۶۰ ساله‌ای که بغل دستم وایساده بود

شورتش رو درآورد و پرت کرد روی استیج

چیزهایی دیدم که هیچ بچه‌ی هفت ساله‌ای نباید ببینه

بعدش فرستادمش کلاس پیانو و بقیش رو هم که می‌دونین

اسمش "والری شون‌برگر" بود

این شد یه داستانِ درست و حسابی

کاش تو بابای من بودی

این داستان منو یادِ یه چیزی انداخت

یه بار سعی کردم برم پشتِ صحنه‌ی کنسرتِ "اد شیرن"

با این ادعا که دخترِ مخفی‌اش هستم

ولی معلوم شد این‌قدر موقرمزها این کار رو می‌کنن

که یه مأمور تستِ پدری همیشه همراهش سفر می‌کنه

کی قهوه می‌خواد؟

فردا چیکاره‌این؟

دارم یه ماشینِ جدید می‌گیرم که نیاز به یکم رسیدگی داره

فکر کردم می‌تونیم کل روز رو بهش برسیم و آهنگ گوش بدیم

با اینکه بیگاری کشیدن خیلی سرگرم‌کننده به نظر میاد

ولی ما در واقع قصد داریم فردا برای اتاق خوابگاهِ آلیس خرید کنیم

خب، اونو هر وقتِ دیگه‌ای هم می‌شه انجام داد

من می‌خوام با پدربزرگ برم دنبالِ کارهای ماشین

اشتباه از من بود. یادم رفته بود چقدر عاشقِ "کارهای ماشین" هستی

باشه، آره، شما دوتا برین سراغِ اون کار

منم کلی کارهای عقب‌مونده دارم که باید بهشون برسم

عالیه. خب، فکر کنم من زود بخوابم

درک خسته‌ام کرد؛ بهم ده دلار داد تا کلِ آهنگ‌های "استیلی دَن" رو براش بزنم

اون باحاله. به نظر میاد اونم واقعاً از بودن با تو لذت می‌بره، بابا

خیلی خب، یکم استراحت کن

خداحافظ پدربزرگ. فعلاً

می‌دونی چی عجیبه؟

می‌فهمم وقتی بقیه ازش خوششون میاد، اذیت می‌شی

چی؟ نه بابا. بیخیال

باشه، شاید یه ذره

ببین فسقلی

پدربزرگ آدمِ زبون‌بازیه

این یعنی مردم فقط یه رویِ اون رو می‌بینن

More Farsi Persian subtitles for Shrinking

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left