Shrinking

Shrinking

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shrinking S03 ATVP WEB 30nama Fa
A Commentary by PersianSUB
سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs ‫CinamaSub@

Tags

webdl
apple_tv+_synced
Published on: 2026-05-24
Downloads: 89
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلام خوشتیپ ‫اشکالی نداره دوش بگیرم؟

‫خب، آینه‌م بخار می‌گیره

‫نظرت چیه یه دایره‌ی کوچولو ‫روی در پاک کنم

‫تا بتونی دید بزنی؟

‫دو تا دایره پاک کن. یکی برای جاهای خوب خوب ‫و یکی دیگه واسه صورتت

‫باشه، قبوله

‫و ملک خیلی خوبیه ‫ولی بابتش بدجوری رفتم زیر قرض

‫شاید مجبور بشم با ضرر بفروشمش ‫و باعث شده دوباره احساس سرافکندگی کنم

‫ببخشید، حالت خوبه؟

‫آره. داروهام رو خوردم ‫ولی همیشه مثل سابق جواب نمیدن

‫اگر اذیت میشی ‫می‌تونم دستمو بذارم لای پام

‫و این پتو رو بندازم روش

‫ولی اینطوری به‌نظر میاد ‫دارم با فکر مشکلات مالیت خودارضایی می‌کنم

‫ببخشید، اگر حواستو پرت می‌کنه

‫ممنون

‫« مرکز تخصصی عصب‌شناسی سیرا مادره »

‫« مایکل جی فاکس، بازیگر بازگشت به آینده ‫که در 29 سالگی به پارکینسون مبتلا شد »

‫برای چی اومدی؟

‫پارکینسون. تو چی؟

‫اومدم موهامو کوتاه کنم

‫جوکم خنده‌دارتر از این بودا

‫ببخشید. امروز حوصله ندارم

‫خوب به‌نظر میای. صدات محکمه ‫باعث میشه خردمند به‌نظر بیای

‫آره، خیلی خردمندم

‫تعادلت چطوره؟

‫بدک نیست. اون نرمش‌های مسخره بهم کمک می‌کنن

‫من روزی چند بار میفتم ‫تو فکرم برم تو کار بدل‌کاری

‫- من "پاول"ـم ‫- من "جری"ـم

‫یه لرزش خفیف بیشتر نداری ‫برای همچین لرزشی حاضرم هرکاری بکنم

‫آره خب، بدنم بدجوری می‌گیره

‫و سمت چپ بدنم تمام مدت درک می‌کنه

‫به دوست‌دخترم گفتم ‫سکس حالمو بهتر می‌کنه

‫ولی دکتره ‫برای همین می‌دونه دارم چرند میگم

‫چه بد

‫احساس حماقت می‌کنم ‫که دارم پیش تو گلایه می‌کنم

‫نه بابا

‫همه‌مون در راه بدبختی‌آباد هم‌سفریم

‫اوضاع ذهنت چطوره؟ ‫توهم نمی‌زنی؟

‫نه، خداروشکر

‫اونا از همه بدترن

‫همین که بدنت از کار میفته بقدر کافی بد هست ‫ولی بعد توهم هم می‌زنی، لامصب وحشتناکه

‫نمی‌دونستم اینم یکی از علائم پارکینسونه

‫البته یه بار دیدم هلی بری ‫توی وان کنارم نشسته

‫ ولی یه بار دیگه‌ش مامانم بود

‫پس هم خوبه هم بد؟ ‫مگر اینکه مامانت خیلی جذاب باشه

‫خب، بابام میگه توی رختخواب آتیشی بوده

‫غر زدن بسه ‫هنوزم زنده‌م، پس کیرم تو پارکینسون

‫آره. خیلی‌خب

‫باید به زبون بیاریش تا از ته دلت باشه

‫جری، یه دقیقه‌ی دیگه میام صدات می‌کنم

‫پاول، آماده‌ای؟

‫کیرم تو پارکینسون

‫کیرم تو پارکینسون

‫این چه وضعشه؟ من زودتر اومده بودم

‫باید قبول کنم، جیمی

‫روزهای آخر زندگیم قراره خیلی سخت باشن

‫و یا می‌تونم مثل احمق‌ها ‫واسه خودم غصه بخورم

‫یا می‌تونم شیره‌ی این ‫زندگی فوق العاده رو بکشم

‫دیگه توی عالم "آخه چرا من" سر نمی‌کنم

‫از عالم "آخه چرا من" خوشم میاد

‫همین اخیراً یکی دو سال اونجا بودم

‫قشنگه

‫خب، بگذریم، این تفکر جدیدمه ‫کیرم تو پارکینسون

‫گیراست. کیرم تو پارکینسون

‫- کیرم تو پارکینسون ‫- کیرم دهن پارکینسون

‫کیرتو نکن تو دهن بیماریم، جیمی

‫تا ببینیم چی میشه

‫ولی ازت می‌خوام ‫یه لطفی بهم بکنی

‫اگر دیدی دارم تو ناراحتی ‫غرق میشم، یه تلنگری بهم بزن

‫منو بکش بیرون

‫می‌دونم خواسته‌ی زیادیه

‫پاول

‫خیلی بهت تکیه کردم

‫خوشحالم فرصت دارم ‫حداقل یه‌خرده برات جبران کنم

‫البته بازم نمی‌فهمم ‫چرا این یعنی باید

‫وقتی داری عین روانیا رانندگی می‌کنی ‫توی ماشین اسپورت کنارت بشیم

‫میای یا نه؟ فقط چون ‫اجازه ندارم رانندگی کنم

‫دلیل نمیشه نتونم این‌کارو بکنم

‫پاول، پاول

‫- خوش می‌گذره؟ ‫- آره

‫خوبه

‫پاول، آروم‌تر برو

‫پاول، دارم بهم می‌ریزم

‫زنم توی تصادف ماشین مُرد، پاول

‫بیخیال بابا! حرص نخور

‫« به امـیـد ایـران آزاد »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫عزیزم، ببخشید، کافی‌میت تموم کردیم ‫آخه حال نداشتم برم بخرم

‫بعلاوه، دیشب که خواب بودی...

‫بذار ببینم... چطور بگم؟

‫یهویی عین دختربچه‌ها شروع کردی جیغ کشیدن

‫چی شده؟

‫- خب، می‌دونی... ‫- بگو دیگه. نه، نه، واقعاً چی شده؟

‫قضیه چیه؟

‫خیلی‌خب

‫وقتی 10 سالم بود

‫توی حیاط‌مون یه کاج ‫پرت کردم سمت یه کلاغ

‫اونم طبیعتاً خیلی عصبانی شد

‫و هردفعه می‌رفتم ایستگاه اتوبوس ‫حمله می‌کرد سمتم

‫هردفعه، می‌دونستی ‫کلاغ‌ها کینه به‌دل می‌گیرن؟

‫نه نمی‌دونستم. ولی همین الانشم ‫بهترین داستانیه که تابحال شنیدم

‫آره. خب، هنوزم که هنوزه مدام کابوس می‌بینم ‫که قراره پیدام کنه و پدرمو دربیاره

‫چی؟ مثلاً فکر می‌کنی ‫قراره چشم‌هاتو از کاسه دربیاره؟

‫احتمالاً فقط یه چشمت رو از کاسه درمیاره

‫اینطوری وقتی داره می‌خورتش ‫می‌تونی لبخندش رو ببینی

‫خیلی خوشحالم اینو بهت گفتم

‫می‌دونم. متاسفم عزیزم. دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫- چیه؟ ‫- یعنی چی چیه؟

‫مگه نشنیدی چجوری گفتی دوستت دارم؟

‫چرا، عادی گفتم

‫عین مورفیوس گفتی. دوباره بگو

‫دوستت دارم. عجب!

‫- عادی بگو، اینطوری، دوست دارم ‫- خیلی‌خب

‫دوست دارم

‫یه بوس بهم بده

‫پـم نژادپرست جلومونه

‫باید یه کاری بکنم ‫تا بفهمه ازش متنفرم

‫از من بشنو، تمام کسایی که ازشون متنفری ‫کاملاً می‌دونن ازشون متنفری

‫خب، تو یه کاری بکن ‫که بفهمه توام ازش متنفری

‫مثلاً چیکار؟

‫مگه چند بار می‌تونم بهش بگم ‫بیا بخورش؟ دیگه تکراری شده

‫دارم بهش نزدیک میشیم ‫یه راهی پیدا کن

‫صبح بخیر

‫این جذاب‌ترین چیزی بود که تابحال دیدم ‫بریم خونه یه عشق‌و‌حال سریع بکنیم؟

‫- آره، چرا که نه ‫- خیلی‌خب

‫یالا، بیا بریم

‫تموم شد. منو باش، چیز میز می‌سازم ‫چقدر مردونه، تحریک نشدی؟

‫اگر درست انجامش می‌دادی تحریک می‌شدم

‫بیخیال بابا، هیچی مردونه‌تر از این نیست که ‫با اعتماد به‌نفس کاری رو اشتباه انجام بدی

‫مگر اینکه کنار کباب‌پز وایساده باشم

‫و همزمان هم سوسیس بسوزونم ‫هم درست کباب نکنم

‫ممنون رفیق

‫- هی بابا ‫- بله؟

‫برای گراهام فلفل بیشتر توش گذاشتم

‫و یکشنبه سر شام می‌بینمتون

‫کجا میری؟

‫داره میره یه دختر بزنه زمین

‫- یعنی... ‫- خودش می‌دونه یعنی چی

‫عجبا، ناسلامتی 40 و خرده‌ای سالمه

‫خانمه هم همینطور

‫میوه هرچی رسیده‌تر، شیرین‌تر

‫گاهی اوقات میگم ‫ای‌کاش هنوزم با هم حرف نمی‌زدیم

‫بس کن. خیلی‌خب

‫یه خبر مهم!

‫آخرین شرت تمیزم رو پیدا کردی؟

‫چی؟ نـه. نه

‫مربی فوتبال دانشگاه وسلین ‫قراره بیاد مسابقه‌ی بعدی بازیم رو ببینه

‫- عجب. اونم هیجان‌انگیزه ‫- آره

‫هی! یافتم. اخبار خوب تمومی ندارن

‫ایش، الان شرت نپوشیدی؟

‫- چرا ‫- بازم ایش

‫بیخیالش بگذریم

‫قراره برم کنتیکت فوتبال بازی کنم!

‫عجیبه، ظاهراً این اواخر ‫همه‌ی اطرافیانم شاد و خوشحالن

‫ولی من هنوزم بابت ‫کوچک‌ترین چیزها داغون میشم

‫جالبه، دوستم پاول ‫منو به فکر فرو برد

‫همه‌مون حق اختیار داریم

‫و شاید شادی یه چیز غیرممکن نیست

‫فقط کافیه انتخابش کنی

‫چرا داری اینو به من میگی؟

‫شرمنده

‫تو شادترین آدمی هستی که می‌شناسم

‫ببین، لازم نیست هردفعه صحبت می‌کنیم ‫بهم دلگرمی بدی

‫چرا نمیشه فقط بشینیم ‫و از قهوه‌مون لذت ببریم؟

‫چون قهوه‌ی کافه‌ی شما ‫عملاً در حد جنایت جنگیه

‫حرفت حقه. پس فکر می‌کنی ‫چرا گورگ صحرایی روش اینقدر غمگینه؟

‫شاید چون بهش میگی گورگ صحرایی؟ ‫این لهجه‌ی بریتانیایی نیست، اشتباهه...

‫- پس شما چی بهش میگین؟ ‫- گرگ صحرایی

‫گورگ صحرایی

‫- نچ ‫- خیلی‌خب

‫باید بپرسم

‫راضی هستی که هر روزت رو ‫صرف دادن رمز وای‌فای به بقیه

‫و شیر گرم کردن می‌کنی؟

‫هی، شکل چیدن کیک‌فنجونی‌ها هم ‫کاملاً به انتخاب خودمه

‫باشه. قبلاً طراح گرافیک نبودی؟

‫آره. لوگوی بازار کشاورزان هست؟

‫- خب؟ ‫- من طراحیش کردم

‫برو پی کارت بابا

‫هردفعه میرم بازار کشاورزان می‌بینمش

‫آره، روالش همینه

‫بالاخره یه روزی باید ‫زندگیت رو از سر بگیری

‫می‌دونم

‫ولی خب بالاخره از وضعیتم راضیم

‫نمی‌خوام خطر تغییر دادنش رو به‌جون بخرم

‫آره، می‌فهمم چی میگی

‫الان وضعیت من و آلیسون خیلی خوبه

‫قراره به‌زودی بره دانشگاه

‫تنها خواسته‌م اینه که کنارم بمونه ‫تا اینکه در آرامش بمیرم

‫بعدش می‌تونه بره

‫و هر اشتباهی که یه دخترجوون ‫توی 70 سالگیش ممکنه بکنه رو انجام بده

‫به‌نظر منطقی میاد

‫چطوری داری باهاش کنار میای؟

‫همونطوری که به بیمارهام میگم ‫اونقدر تظاهر کن تا بهش برسی

‫ازش حمایت می‌کنم

‫هرکاری از دستم برمیاد ‫انجام میدم تا توی وسلین قبول بشه

‫تظاهر می‌کنم از درون زجر نمی‌کشم

‫گـــــــــــل!

‫دارم تمرین می‌کنم ‫آخه می‌دونم قراره امروز گل بزنی

‫واقعاً داری اینقدر منو تحت‌فشار می‌ذاری؟

More Farsi Persian subtitles for Shrinking

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left