The first 200 lines.
سلام خوشتیپ اشکالی نداره دوش بگیرم؟
خب، آینهم بخار میگیره
نظرت چیه یه دایرهی کوچولو روی در پاک کنم
تا بتونی دید بزنی؟
دو تا دایره پاک کن. یکی برای جاهای خوب خوب و یکی دیگه واسه صورتت
باشه، قبوله
و ملک خیلی خوبیه ولی بابتش بدجوری رفتم زیر قرض
شاید مجبور بشم با ضرر بفروشمش و باعث شده دوباره احساس سرافکندگی کنم
ببخشید، حالت خوبه؟
آره. داروهام رو خوردم ولی همیشه مثل سابق جواب نمیدن
اگر اذیت میشی میتونم دستمو بذارم لای پام
و این پتو رو بندازم روش
ولی اینطوری بهنظر میاد دارم با فکر مشکلات مالیت خودارضایی میکنم
ببخشید، اگر حواستو پرت میکنه
ممنون
« مرکز تخصصی عصبشناسی سیرا مادره »
« مایکل جی فاکس، بازیگر بازگشت به آینده که در 29 سالگی به پارکینسون مبتلا شد »
برای چی اومدی؟
پارکینسون. تو چی؟
اومدم موهامو کوتاه کنم
جوکم خندهدارتر از این بودا
ببخشید. امروز حوصله ندارم
خوب بهنظر میای. صدات محکمه باعث میشه خردمند بهنظر بیای
آره، خیلی خردمندم
تعادلت چطوره؟
بدک نیست. اون نرمشهای مسخره بهم کمک میکنن
من روزی چند بار میفتم تو فکرم برم تو کار بدلکاری
- من "پاول"ـم - من "جری"ـم
یه لرزش خفیف بیشتر نداری برای همچین لرزشی حاضرم هرکاری بکنم
آره خب، بدنم بدجوری میگیره
و سمت چپ بدنم تمام مدت درک میکنه
به دوستدخترم گفتم سکس حالمو بهتر میکنه
ولی دکتره برای همین میدونه دارم چرند میگم
چه بد
احساس حماقت میکنم که دارم پیش تو گلایه میکنم
نه بابا
همهمون در راه بدبختیآباد همسفریم
اوضاع ذهنت چطوره؟ توهم نمیزنی؟
نه، خداروشکر
اونا از همه بدترن
همین که بدنت از کار میفته بقدر کافی بد هست ولی بعد توهم هم میزنی، لامصب وحشتناکه
نمیدونستم اینم یکی از علائم پارکینسونه
البته یه بار دیدم هلی بری توی وان کنارم نشسته
ولی یه بار دیگهش مامانم بود
پس هم خوبه هم بد؟ مگر اینکه مامانت خیلی جذاب باشه
خب، بابام میگه توی رختخواب آتیشی بوده
غر زدن بسه هنوزم زندهم، پس کیرم تو پارکینسون
آره. خیلیخب
باید به زبون بیاریش تا از ته دلت باشه
جری، یه دقیقهی دیگه میام صدات میکنم
پاول، آمادهای؟
کیرم تو پارکینسون
کیرم تو پارکینسون
این چه وضعشه؟ من زودتر اومده بودم
باید قبول کنم، جیمی
روزهای آخر زندگیم قراره خیلی سخت باشن
و یا میتونم مثل احمقها واسه خودم غصه بخورم
یا میتونم شیرهی این زندگی فوق العاده رو بکشم
دیگه توی عالم "آخه چرا من" سر نمیکنم
از عالم "آخه چرا من" خوشم میاد
همین اخیراً یکی دو سال اونجا بودم
قشنگه
خب، بگذریم، این تفکر جدیدمه کیرم تو پارکینسون
گیراست. کیرم تو پارکینسون
- کیرم تو پارکینسون - کیرم دهن پارکینسون
کیرتو نکن تو دهن بیماریم، جیمی
تا ببینیم چی میشه
ولی ازت میخوام یه لطفی بهم بکنی
اگر دیدی دارم تو ناراحتی غرق میشم، یه تلنگری بهم بزن
منو بکش بیرون
میدونم خواستهی زیادیه
پاول
خیلی بهت تکیه کردم
خوشحالم فرصت دارم حداقل یهخرده برات جبران کنم
البته بازم نمیفهمم چرا این یعنی باید
وقتی داری عین روانیا رانندگی میکنی توی ماشین اسپورت کنارت بشیم
میای یا نه؟ فقط چون اجازه ندارم رانندگی کنم
دلیل نمیشه نتونم اینکارو بکنم
پاول، پاول
- خوش میگذره؟ - آره
خوبه
پاول، آرومتر برو
پاول، دارم بهم میریزم
زنم توی تصادف ماشین مُرد، پاول
بیخیال بابا! حرص نخور
« به امـیـد ایـران آزاد »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
عزیزم، ببخشید، کافیمیت تموم کردیم آخه حال نداشتم برم بخرم
بعلاوه، دیشب که خواب بودی...
بذار ببینم... چطور بگم؟
یهویی عین دختربچهها شروع کردی جیغ کشیدن
چی شده؟
- خب، میدونی... - بگو دیگه. نه، نه، واقعاً چی شده؟
قضیه چیه؟
خیلیخب
وقتی 10 سالم بود
توی حیاطمون یه کاج پرت کردم سمت یه کلاغ
اونم طبیعتاً خیلی عصبانی شد
و هردفعه میرفتم ایستگاه اتوبوس حمله میکرد سمتم
هردفعه، میدونستی کلاغها کینه بهدل میگیرن؟
نه نمیدونستم. ولی همین الانشم بهترین داستانیه که تابحال شنیدم
آره. خب، هنوزم که هنوزه مدام کابوس میبینم که قراره پیدام کنه و پدرمو دربیاره
چی؟ مثلاً فکر میکنی قراره چشمهاتو از کاسه دربیاره؟
احتمالاً فقط یه چشمت رو از کاسه درمیاره
اینطوری وقتی داره میخورتش میتونی لبخندش رو ببینی
خیلی خوشحالم اینو بهت گفتم
میدونم. متاسفم عزیزم. دوستت دارم
منم دوستت دارم
- چیه؟ - یعنی چی چیه؟
مگه نشنیدی چجوری گفتی دوستت دارم؟
چرا، عادی گفتم
عین مورفیوس گفتی. دوباره بگو
دوستت دارم. عجب!
- عادی بگو، اینطوری، دوست دارم - خیلیخب
دوست دارم
یه بوس بهم بده
پـم نژادپرست جلومونه
باید یه کاری بکنم تا بفهمه ازش متنفرم
از من بشنو، تمام کسایی که ازشون متنفری کاملاً میدونن ازشون متنفری
خب، تو یه کاری بکن که بفهمه توام ازش متنفری
مثلاً چیکار؟
مگه چند بار میتونم بهش بگم بیا بخورش؟ دیگه تکراری شده
دارم بهش نزدیک میشیم یه راهی پیدا کن
صبح بخیر
این جذابترین چیزی بود که تابحال دیدم بریم خونه یه عشقوحال سریع بکنیم؟
- آره، چرا که نه - خیلیخب
یالا، بیا بریم
تموم شد. منو باش، چیز میز میسازم چقدر مردونه، تحریک نشدی؟
اگر درست انجامش میدادی تحریک میشدم
بیخیال بابا، هیچی مردونهتر از این نیست که با اعتماد بهنفس کاری رو اشتباه انجام بدی
مگر اینکه کنار کبابپز وایساده باشم
و همزمان هم سوسیس بسوزونم هم درست کباب نکنم
ممنون رفیق
- هی بابا - بله؟
برای گراهام فلفل بیشتر توش گذاشتم
و یکشنبه سر شام میبینمتون
کجا میری؟
داره میره یه دختر بزنه زمین
- یعنی... - خودش میدونه یعنی چی
عجبا، ناسلامتی 40 و خردهای سالمه
خانمه هم همینطور
میوه هرچی رسیدهتر، شیرینتر
گاهی اوقات میگم ایکاش هنوزم با هم حرف نمیزدیم
بس کن. خیلیخب
یه خبر مهم!
آخرین شرت تمیزم رو پیدا کردی؟
چی؟ نـه. نه
مربی فوتبال دانشگاه وسلین قراره بیاد مسابقهی بعدی بازیم رو ببینه
- عجب. اونم هیجانانگیزه - آره
هی! یافتم. اخبار خوب تمومی ندارن
ایش، الان شرت نپوشیدی؟
- چرا - بازم ایش
بیخیالش بگذریم
قراره برم کنتیکت فوتبال بازی کنم!
عجیبه، ظاهراً این اواخر همهی اطرافیانم شاد و خوشحالن
ولی من هنوزم بابت کوچکترین چیزها داغون میشم
جالبه، دوستم پاول منو به فکر فرو برد
همهمون حق اختیار داریم
و شاید شادی یه چیز غیرممکن نیست
فقط کافیه انتخابش کنی
چرا داری اینو به من میگی؟
شرمنده
تو شادترین آدمی هستی که میشناسم
ببین، لازم نیست هردفعه صحبت میکنیم بهم دلگرمی بدی
چرا نمیشه فقط بشینیم و از قهوهمون لذت ببریم؟
چون قهوهی کافهی شما عملاً در حد جنایت جنگیه
حرفت حقه. پس فکر میکنی چرا گورگ صحرایی روش اینقدر غمگینه؟
شاید چون بهش میگی گورگ صحرایی؟ این لهجهی بریتانیایی نیست، اشتباهه...
- پس شما چی بهش میگین؟ - گرگ صحرایی
گورگ صحرایی
- نچ - خیلیخب
باید بپرسم
راضی هستی که هر روزت رو صرف دادن رمز وایفای به بقیه
و شیر گرم کردن میکنی؟
هی، شکل چیدن کیکفنجونیها هم کاملاً به انتخاب خودمه
باشه. قبلاً طراح گرافیک نبودی؟
آره. لوگوی بازار کشاورزان هست؟
- خب؟ - من طراحیش کردم
برو پی کارت بابا
هردفعه میرم بازار کشاورزان میبینمش
آره، روالش همینه
بالاخره یه روزی باید زندگیت رو از سر بگیری
میدونم
ولی خب بالاخره از وضعیتم راضیم
نمیخوام خطر تغییر دادنش رو بهجون بخرم
آره، میفهمم چی میگی
الان وضعیت من و آلیسون خیلی خوبه
قراره بهزودی بره دانشگاه
تنها خواستهم اینه که کنارم بمونه تا اینکه در آرامش بمیرم
بعدش میتونه بره
و هر اشتباهی که یه دخترجوون توی 70 سالگیش ممکنه بکنه رو انجام بده
بهنظر منطقی میاد
چطوری داری باهاش کنار میای؟
همونطوری که به بیمارهام میگم اونقدر تظاهر کن تا بهش برسی
ازش حمایت میکنم
هرکاری از دستم برمیاد انجام میدم تا توی وسلین قبول بشه
تظاهر میکنم از درون زجر نمیکشم
گـــــــــــل!
دارم تمرین میکنم آخه میدونم قراره امروز گل بزنی
واقعاً داری اینقدر منو تحتفشار میذاری؟
No comments yet. Be the first to leave one.