The first 86 lines.
! خیلی خب
! فقط چند تا جعبه دیگه مونده تا رفتن
اوه ، عالیه
نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم بابت کمک برای تمیز کردن اتاقم
فقط خیلی سخته فهمیدنِ اینکه چه چیزی رو نکه داری یا بندازی دور
آره ، نگران نباش ، پاپس
ما باهات صادقیم
اگه باحاله نگهش دار اگه ضایع س بندازش دور
اوه ، آره ! آخرین جعبه
چی میتونه باشه ؟
! ببین کی اومده
، موردکای و ریگبی
این رفیقه بچگیامه ، پرسی
خیلی باحاله ، اه
اوه ، رفیق
نه ، باحال نیست ، پاپس
اوه ... اما ، نه ، باحاله
تو دوره ی خودش پیچیده ترین عروسک بود
با بیشتر از 250 عبارت ذخیره شده داخلش
ک هیچوقت نمیتونید جمله ی بعدیش رو حدس بزنید
رو صورتت نقاشی میکنم
این یکم ترسناکه ، پاپس
ترسناک ؟
چی میگید ؟ پرسی اصلا هم ترسناک نیست
بمولا که رو صورتت نقاشی میکنم
پاپس ! پاپس ! ببین
تو باید از شرش خلاص بشی
چی ؟
مطمعنی ؟
پاپس ، تو دیگه یه خرسِ گنده ای زیاد جالب نیس که با عروسک ها بازی کنی
نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزار
روز بعد
هی پاپس ! ما همین الان یه لونه زنبور پیدا کریم
میخوای بش سنگ پرت کنی ؟
آه ، پاپس ، چه اتفاقی افتاده
من و پرسی داشتیم بازی میکردیم
چرا تمام صورتت رو نقاشی کردی ؟
من نکردم ، پرسی کرد باحال نیست ؟
پاپس ، ما بهت گفتیم که جالب نیست با عروسک بازی کنی
نمیخوای بندازیش دور ؟
اوه چرا ، من تلاش کردم اما جواب نداد
ببین ، ما این کارو برات انجام میدیم
آره ، بهمون اعتماد کن به خاطرِ خودته
باشه
نگران نباش ، پاپس ما به خوبی مراقبش هستیم
داش ، اون دیگه چی بود ؟
آه ، نمیدونم
احتمالا پاپس ناراحت بشه که عروسکش رو انداختیم دور یا همچین چیزی
بهتره یه سر بهش بزنیم
پاپس ؟ هاه ؟
داش ، در قفله
پاپس داره با کی حرف میزنه ؟
What the--
هی ، پرسی ، یکم چای بخور
چایی بخورم ؟ چه مرگته تو
من احتیاجی به چاییت ندارم من میخوام رو صورتت نقاشی کنم
داش ، بهتره کمک پاپس کنیم
دست نگه دار
موردکای ، این روانی رو از من جدا کن
! ول کن
! همتون قراره نقاشی بشید
پاپس ، حالت خوبه ؟
. آره ، خوبم
داش ، چیکار کنم ؟
باید متوقفش کنیم
...نقاشی ...نقاشی
شنیدی ؟
! موردکای
پاپس ، ماژیک رو بده تا بتونم رو صورتشون نقاشی بکشم
نه
! چی ؟ ماژیک رو بده
! گفتم نه
زیاد جالب نیس که یه مردِ گنده با عروسک بازی کنه
تو باید بری گمشی ، پرسی
! نه
! نه
موردکای ، ریگبی ، حالتون خوبه ؟
آه ، آره
اوه ، خداروشکر
دیدی ، پاپس
ما بهت گفتیم که عروسکا باحال نیستن
پایان
من فکر میکنم یکم ترسناک بود
آره ، بخاطرِ غریزه ی غیرطبیعی علامت گذاشتن روی چیز ها
آه ، مسخره
من فکر کردم شماها گفتید این داستانا قراره ترسناک باشن
No comments yet. Be the first to leave one.