Virgin River

Virgin River

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Virgin River S07E04 Pipe Dreams 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-XEBEC
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 4 Virgin River 2019 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-03-15
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام! چه زود بیدار شدی

اوه

زود بیدار شدی. بله، بیدارم. یه مأموریت دارم

لیست کارهایی که باید انجام بدیم رو آوردم

اوه، عجب. خب، پس بریم سراغش

خب

اوم، حسگرهای مونوکسید کربن

حله

اِم، درپوش ایمنی برای تمام پریزهای برق

همین‌جان. امروز نصب می‌شن. خب. تخت‌خواب نوزاد هم امروز می‌رسه

جک؟ اوه

آشپزخونه هنوز کار داره

پس اصلاً... اوه

جک، بازدیدِ مددکار از خونه فرداست

فردا؟ فکر کردم گفتی

ببخشید، حتی نمی‌تونم با قیافه جدی این رو بگم

شوخی می‌کنم! می‌دونم

نگران نباش، باشه؟ ردیفش می‌کنم. اصلاً خنده‌دار نیست

فقط اون‌طرفی رو نگاه نکن. از این‌طرف می‌ریم

ببین دیگه چه چیزهایی توی لیستت داری

اِم، خب، فکر کنم باید

می‌دونی، یه سری از چیزهایی که ممکنه مددکار اجتماعی ازمون بپرسه رو مرور کنیم

باشه، مثلاً چی؟

خب، مثلاً، می‌دونی، پویایی رابطه‌مون و اینکه چطور اختلافاتمون رو حل می‌کنیم

این‌جور چیزها. این‌که راحته

من همون کاری رو می‌کنم که همیشه کردم

اوه، خیلی بامزه بود ولی این توی لیست من نیست

اوه، بیخیال! ببین، منم می‌دونم این چقدر مهمه

ولی کاملاً مطمئنم که مددکار اجتماعی

می‌بینه که خونه‌مون امنه و رابطه‌مون هم عالیه

اِم-هِم

چیه؟ باورم نمی‌کنی؟ نه، باورت می‌کنم

فقط هنوز خیلی کار باقی مونده

و می‌دونی، هنوز حتی به داک نگفتم که با مارلی به توافق رسیدیم

اون خیلی برامون خوشحال می‌شه. می‌دونم

ولی کاش وقتش بهتر بود

الان بار خیلی زیادی روی دوششه

یه کاریش می‌کنیم، باشه؟ آره

بله. با بازدید از خونه شروع می‌کنیم

آره! باشه؟

خب، بعد از اینکه کارم تموم شد، میام تخت‌خواب رو سرهم می‌کنم

چون "بری" گفت این کمک می‌کنه که مددکار

بچه‌مون رو اونجا تصور کنه. آره

چیه؟

این اولین باره که

بهش گفتی "بچه‌مون"

آره. بچه‌مون

کنجکاوم بدونم چطور بچه‌ای می‌شه، می‌دونی؟

اِم-هِم. به چی علاقه پیدا می‌کنه

شاید بازیکن بیسبال بشه؟

شاید هم شاعر؟

یا اصلاً با مادری مثل تو، این بچه می‌تونه رئیس‌جمهور بشه

دیگه داریم خیلی تند می‌ریم. بیخیال. با من رویاپردازی کن

اوه، چرا توی رویاهات نمی‌ری تو آشپزخونه و کابینت‌ها رو تموم نمی‌کنی؟

خیلی خب، امروز بعدازظهر باید برای بار یه سری کارها رو انجام بدم

واسه همین پدربزرگ قراره بیاد و برای این کابینت‌ها کمک کنه

اوه، واقعاً لطف می‌کنه. اِم

بهتون خوش بگذره

حتماً همین‌طوره

هی، مِل. بله؟

داریم بچه‌دار می‌شیم

داریم بچه‌دار می‌شیم

دوستت دارم

"روز بنیان‌گذاران" چند هفته دیگه است

اوه، بی‌صبرانه منتظرم. داوطلب شدم که قصیده بنیان‌گذاران رو دکلمه کنم

می‌خوای اجرای من رو بشنوی؟ ترجیح می‌دم غافلگیر بشم

درسته. کسی پستانک "کوکو" رو ندیده؟

اِم، منظورت اینه؟ شسته و آماده‌ست

عالیه. حالا چتر چطور؟

اِم، بفرمایید

اگه من رو نداشتی چیکار می‌کردی؟ ممنون

مگه قراره امروز بارون بیاد؟

نه، ولی این اولین باریه که کوکو از خونه می‌ره بیرون

واسه همین به برنامه هواشناسی اعتماد نمی‌کنم

اِم، خب، مراسم روز بنیان‌گذاران هر سال توی زمین‌های "برنادت وودراف" برگزار می‌شه

ولی اون جواب تماس‌های من رو نمی‌ده

ازت می‌خوام بری درِ خونه‌اش

و شخصاً دعوتش کنی که توی جلسه امروزِ کمیته شرکت کنه

اگه لازم باشه، کشان‌کشان میارمش اینجا

یه دعوت شخصی باید کافی باشه

این هم آدرسش. حله

خیلی خب. خوبه. ممنون

اوه، صبح بخیر! صبح بخیر

هی، فکر کردم شیفت صبح با منه

باز دوباره تا دیروقت داشتی درس می‌خوندی

من هم بیدار بودم، واسه همین گذاشتم بخوابی

می‌دونی که همیشه می‌تونی بیدارم کنی. باشه

مراقب سرش باش. آره

بیا. سلام دختر گل

خب، پوشک، حوله، لباس عوضی، پستانک برداشتم

دو تا پستانک

اِم، کلاه آفتابی، کلاه بافتنی و یه... چتر. چیز دیگه؟

می‌دونی که فقط داریم برای چکاپ می‌ریم درمانگاه؟

شاید بهتر باشه قبل از رفتن، یه بار دیگه بهش غذا بدم

باشه. باشه؟

بیا اینم از این. خب

تمام صبح داشت ساز می‌زد

کار نیکو کردن از پر کردن است؟

می‌دونی، واقعاً هیچ‌وقت تا حالا نشنیده بودم ساز بزنه

خیلی وقت بود نزده بود

اِم

نمی‌خوای تمام روز رو پای اون پیانو بگذرونی، می‌خوای؟

خب، "اِورت" یه جورایی بهم انگیزه داد

پیدا کردن یه علاقه قدیمی که بهش رو بیارم، ایده خوبی به نظر می‌رسید

اوه. خیلی وقت بود نزده بودم

شاید ایده خوبی باشه که یه سری هم به دنیای بیرون بزنی

اِم، "موریل" بهم گفت که دعوت "والت" رو رد کردی؟

آره، برای بازی "پیکل‌بال". "نیک" هم قراره اونجا باشه

نمی‌خوام وانمود کنم که نیک آدم خیلی رو مخی نیست، اما

اون هنوز دوستته

آره، خب، اینکه "جامبا جویس" رو به کمک کردن به ما برای مبارزه با "گریس ولی" ترجیح داد

این اصلاً دوستانه نیست

اگه هنوز ناراحتی، شاید بهتر باشه به چالش بکشیش

به یه بازی پیکل‌بال؟

نه، به اینکه زل بزنه تو چشمات و بهت بگه

چرا نیازهای خودش رو به نیازهای این شهر ترجیح می‌ده

چرا حس می‌کنم داری سعی می‌کنی از شر من خلاص بشی؟

چون برات خوبه که تکلیف خودت رو بدونی

و چون امروز صبح اینجا میزبان یه جلسه "روز بنیان‌گذارانِ" بدون موسیقی هستم

آها! آره

آره

اصلاً می‌دونی برای پیکل‌بال چی باید پوشید؟

یا اصلاً چطوری اون کوفتی رو بازی می‌کنن؟

ممنون که اومدی حالم رو بپرسی

آره. البته. می‌خواستم ببینم اوضاعت چطوره

یه کم بهترم

اما، اِم، مایک قراره بعداً بیاد تا وسایلش رو ببره

که اصلاً دلم نمی‌خواد باهاش روبرو بشم

امیدوارم زود تموم شه. دیگه مجبور نیستی ببینیش

اِم، راستش

دارم بهش کمک می‌کنم دنبال "شارمین" بگرده

داریم سعی می‌کنیم زندگی شخصی‌مون رو کنار بذاریم تا کاری رو که برای اون درسته انجام بدیم

پس "برِیدی" چی؟ برِیدی چی؟

درسته، خب

خب، اون... گفتم که برای یه سری مسائل حقوقی توی موتورفروشی جدیدش بهش کمک می‌کنم

پس... با برِیدی هم وقت می‌گذرونیم

ببین، خودش گفت که می‌خواد سعی کنیم با هم دوست باشیم

اوه، که این‌طور، گفت؟

هی، اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست، خب؟

اون شب توی بار کلی با هم حرف زدیم

بهم گفت با "لارک" چی شده. اوه

اون فقط... نیاز داره یه نفر حامیش باشه

خب، خودت گفتی که وقتی پیششی نمی‌تونی به خودت اعتماد کنی، پس

می‌دونم، اون رو گفتم، ولی

هنوز برام مهمه و دلم می‌خواد توی زندگیم باشه

واسه همین دارم به دوستی یه شانس می‌دم

چطوریه که تو با دو تا مرد که باهاشون توی رابطه نیستی

بیشتر از وقتی که من با "پریچر" می‌گذرونم، وقت می‌گذرونی؟

اوه، وایستا، چی؟ بین تو و پریچر چی شده؟

اوه، اون فقط توی بار خیلی سرش شلوغه

اوه، امشب با دوستِ سرآشپزش "جیمی" شام می‌خوریم

همونی که اون مقاله رو نوشت

آهان! بله. باید خوش بگذره

آره. آره؟

یه لحظه وایستا

هی. هی

زود اومدی

آره! اشکالی نداره؟

نه! اوه آره! آره، البته. بفرما تو

کایا. اِم

هی

نمی‌خواستم مزاحم بشم

نه، من در واقع دارم می‌رم سمت دبستان "ویرجین ریور"

قراره کلاس سومی‌ها رو با ماشین آتش‌نشانی بگردونم

کار خطرناکیه ولی بالاخره یکی باید انجامش بده

باشه! بعداً می‌بینمت؟ آره

اِم

هی، بالاخره چیزی توی فیلم‌های دوربین مداربسته اطراف "جوویز" پیدا کردی؟

چیز مفیدی نه

فردا می‌رم آرایشگاهِ شارمین

با همکارهاش صحبت می‌کنم، شاید اطلاعاتی داشته باشن که به درد بخوره

باشه. آره

اشکالی نداره منم باهات بیام؟

حتماً، آره. جزئیات رو برات پیامک می‌کنم

اِم

آهان. اِم-هِم

آره

پس فردا می‌بینمت

باشه

اوه! هی! سلام

اِم، خب، بفرما تو

تو... تو تنیس بازی می‌کنی؟

اِم

الان دیگه شده "پیکل‌بال"

ظاهراً، این تنیسِ جدیده. باشه

نپرس. نپرس

خب، چی شد اومدی اینجا؟

اِم

خب، من و جک می‌خواستیم بهت خبر بدیم که ما

با مارلی به توافق رسیدیم

پس اون قراره مادرِ بیولوژیکی بچه‌مون باشه

مِل! تبریک می‌گم. ممنون

خبر فوق‌العاده‌ایه

آره، ممنون

هنوز... باورم نمی‌شه

می‌دونی، فقط داریم عجله می‌کنیم که همه کارها رو انجام بدیم

و بچه مارلی کِی به دنیا میاد؟

چند هفته دیگه. آه

آره، واسه همین می‌خواستم باهات حرف بزنم

می‌دونم که... با وجود تمام اتفاقات درمانگاه وقتش اصلاً خوب نیست

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left