The first 200 lines.
راوی: در قسمتهای قبلی "نگهبان سوم"
باید این کارو ول کنی!
اون پای لعنتی رو قطع کن. تو که نمیتونی همینجوری پاشو ببری!
فقط یه امدادگر بودن واقعاً فرقی نمیکنه.
نجات دادن زندگی یه نفر خودش به اندازه کافی فرق میکنه.
یالا، یالا! بلندش کن! بلندش کن! بلندش کن!
یالا، بریم! کار ما چیه؟
اجرای قانون. نه. ما داریم مشکلاتو حل میکنیم.
جیمی: عاشق کارمم. عاشق آتشنشان بودنم.
من آتشنشان خوبیام.
آه...
هی، حالت خوبه؟ ولش کن، خودشون مقصر بودن.
باس. باسکو: خودشون بودن.
چی؟ حالا باید به خاطر اون گریه کنم؟
هی، فِیث. تقصیر خودشون بود.
تقصیر خودشون بود.
کس دیگهای دلش میخواد حسابی مست کنه؟ آره. یه نوشیدنی میچسبه.
نه، من فقط میخوام برم خونه و به بچههام زل بزنم.
و دعا کنم هیچوقت بزرگتر نشن. خب، بالاخره میشن.
فکر کنم فقط منو تو موندیم.
فکر کردم رفتی خونه. اوه، دارم کیم رو میرسونم.
هنوز داره لباس عوض میکنه. زنها دیگه!
دکتر، میخوای بریم بیرون یه چندتا نوشیدنی بزنیم؟
نه، ممنون. من میرم.
تو هیچوقت بیرون نمیری. من مشروب نمیخورم.
بابی: لازم نیست مشروب بخوری.
دکتر: منو بیخیال شو، باشه؟ بیخیال چی؟
فقط بهش میگفتم بریم بیرون. یه نوشیدنی میچسبه. تو چطور، جیمی؟
آره، فکر کنم. بابی: عالیه.
نقشه اینه.
میریم هاگِرتی.
اونجا رو تعطیل میکنیم.
میریم کونی آیلند یه آتیش روشن میکنیم.
طلوع خورشید رو تماشا کنیم. اینه نقشه؟
بذار لباسامو عوض کنم.
بابی: چی؟
بذار لباسامو عوض کنم. منم میام.
باشه.
به کیم بگو عجله کنه.
کارلوس: کیم!
بابی میگه عجله کن. همه داریم میریم بیرون.
آره. آمادهام.
به چی داشتی نگاه میکردی؟ هیچی.
بریم یه کمی خوش بگذرونیم.
همین؟
همینه.
باید تایپ بشه؟
نه.
خوبه.
وقتی کارم تموم شد به کی تحویلش بدم؟
سالی.
فقط به تو برش گردونم؟
تو که واقعاً نمیخوای استعفا بدی.
به تو بدم؟
آره. بیارش پیش من.
افسر: میبینمت، فِیث.
چی شده؟ مشکل ماشین داری؟ چی؟
خب، معمولاً از تو راحتتر میشه رانندگی کرد.
نه، ماشین خوبه.
اون چیه؟
اون روز به یه پسری خوردم که باهاش دبیرستان میرفتم.
داره املاک میفروشه. آره؟
ماشین خوبی سوار میشه.
بدترین روزشم، سیصد دلار تو جیبشه.
شغل دوم بدی نیست.
شغل اول بدی هم نیست.
میخوای بریم یه قهوه بخوریم؟
آره. همه خونه ما خوابن.
خوبه. یالا. من رانندگی میکنم. باشه.
سالی؟ ما داریم میریم قهوه بخوریم.
خوش بگذره.
هی، چرا با ما نمیای؟
یالا. از تنهایی نشستن تو خونه که بهتره.
چرا که نه؟
اوه، جون میده!
و یه کمی هم از این.
بویلرمیکر؟ آها.
شب کوتاهی میشه.
بازم بیار.
گوشت خشک شده داری، داداش؟
کیم: آره. آره، میارم.
ممنون، مامان.
عصبانیه؟ بدتر از اینا هم بوده.
حال نوشیدن ندارم. آره.
اینجا حال نمیده. باسکو: میخوای بریم؟
چی؟ میخوای بری؟ بریم.
چی؟ پولای من تموم شد. تو تمام شب بازی کردی.
نوبت یکی دیگه است. بهتره کنار بکشی.
لازم نیست دعوا کنی.
باسکو: سرشو از جا میکنم! باسکو!
هیچکس نمیخواد دعوا کنه. من میخوام.
ما اینجاییم که خوش بگذرونیم. برو بیرون!
برو یه گشتی بزن، مرد کوچولو. من دارم چیکار میکنم؟
یالا. برو. فقط برو یه کمی آروم شی.
نمیتونیم همه با هم کنار بیاییم؟
کس دیگهای دلش میخواد بره؟
من آمادهام. منم همینطور.
کیم: تو چطور، الکس؟ من هنوز تو قسمت اول نقشهام.
آره. لطفاً یکی دیگه از اینا میخوام.
و حسابی توشه
باشه. میبینمت.
آره.
یکی دیگه میتونم داشته باشم؟ کارلوس: میبینمت.
باید حال اون یارو رو میگرفتم.
فکر میکنی نمیتونستم از پسش بربیام؟ آره، میتونستی از پسش بربیای، مرد.
بعداً میبینمت.
کیم، چطور میری خونه؟ کیم: با مترو.
میخوای برسونمت؟
واقعاً؟ آره، چرا که نه؟
من از اینجا خیلی دور نیستم.
آره. جا برای چهار نفر دارم.
سالی: آخ، شما راست میگفتید.
این خیلی بیشتر از تنها خونه نشستن حال میده.
کمیسیون پنج درصده.
این میشه بیست و پنج هزار دلار بابت یه کاندوی پانصد هزار دلاری.
خوبه. این حقوق نصف یه ساله.
داری به فروش آپارتمان فکر میکنی؟ چطور ممکنه اینقدر دربیاری
با فروش ملک و ما به زور شکم خودمونو سیر کنیم؟ اینا اولویتهای کشوریه.
مثلاً مدرسه. بعضی سرایدارا بیشتر از معلما درمیارن.
دقیقاً. لعنتی.
مسخرهست. ببخشید.
ببخشید مزاحمتون شدم. اما در مورد اتوبوسهای اینجا چیزی میدونین؟
یه ساعته منتظرم.
سه تا خیابون اونورتر، تو ششمین خیابون. اونا تمام شب کار میکنن.
آهان، درسته.
ممنون.
برای یه دختر کمی دیره که سوار اتوبوس بشه.
عالیه.
من حواسم هست. فکر خوبیه. هر دو چشمت باز باشه.
کسی نیست که بتونی بهش زنگ بزنی؟ با دوستپسرم دعوام شد.
چی کار کرد؟ از ماشین بیرونت انداخت؟ بیشتر شبیه اینه که خودم پیاده شدم.
پدر و مادرت چی؟ من خوبم.
کجا زندگی میکنی؟ نزدیک پارک.
چرا با ما نمیشینی؟
و وقتی کارمون تموم شد، میرسونیمت خونه.
میتونی آقای پرمدعا رو نادیده بگیری.
اشکالی نداره، واقعاً. بشین. ما هر دو پلیسیم
و اونم امدادگره. باشه. ممنون.
عالی میشه.
باشه. خب...
اینجا مثل یه مردهخونه لعنتیه.
لعنتی، باسکو! بهتر از اینه که به هیچی گوش ندی.
تو که بلندگو پشت گوشات نداری!
با این کلهت، پژواک باید کرکننده باشه. باسکو، لطفاً. سرم درد میکنه.
متاسفم.
هی، این یه ماشین باحالیه، مرد. باحال؟
کارلوس: چه سالیه؟ ماشینه؟
کاماروی من اینو پودر میکرد.
تو حرف مفت میزنی. این ماشین آشغاله.
برو بابا. مثل اون.
باشه. میشه فقط یکی از شماها سعی کنه مثل آدم بزرگا رفتار کنه، باشه؟
فقط چند دقیقه وانمود کنین.
همه چیز به خاطر ماشینه.
فقط یه ماشین خفن کافی نیست.
یه دوستپسر تو دبیرستان داشتم. یه موستانگ داشت. چاز.
چاز؟ چاز؟
فکر کنم اسمش چارلز بود. و برای کوتاهی بهش میگفتن چاز.
چرا بهش نگفتن چاک؟ یا بهش نگفتن چارلی؟
نمیدونم. ولی با این حال، دلیل اینکه باهاش دوست شدم ماشینش بود.
با همون ماشین رفتم آخرین جشن فارغالتحصیلی دبیرستانم.
ام، باید برم دستشویی.
نمیتونی تا وقتی میرسی خونه صبر کنی؟ نه.
میدونی چیه؟ منم یه دستشویی لازم دارم.
باسکو: باورم نمیشه از دست شما دو تا.
دارم با بچههای شش ساله رانندگی میکنم.
به به، به به، به به.
بذار یه دونه دیگه بردارم. نمیدونستم اینجوری میخوری.
نمیخورم.
به نظر من که حرفهای میای.
از اون تخممرغ ترشیا به من بده، مرد حسابی.
آره. و یه نوشابه رژیمی. حالش خوب میشه؟
آره. من مطمئن میشم که سالم بره خونه.
چی؟ هیچی.
هیچی، هیچی. چی؟ ول کن دیگه.
تو همیشه همه رو مادری میکنی؟
مادری؟ آره.
برادر منم همین کارو میکنه.
من مردم رو مادری نمیکنم.
هی، این فقط یه مشاهدهست.
انتقاد نیست.
خب کجا بودی؟ تو یه مهمونی رقص؟
جشن فارغالتحصیلی.
بعد از چهارتاشون، خستهکننده میشن.
خب، چی؟ داری فارغالتحصیل میشی؟
من سال آخرم.
خب میری دانشگاه؟ تو کلمبیا قبول شدم.
اما من... چی؟ نمیخوای بری؟
آه، داستانش طولانیه.
این میشه شصت و پنج ماموریت در هفته ضربدر پنجاه هفته.
ما دو هفته تعطیلات داریم. این میشه...
سه هزار و دویست و پنجاه ماموریت در سال.
اون یه دانشگاه واقعاً واقعاً خوبیه.
طبق محاسبات من، ما برای هر ماموریت حدود سیزده دلار و هشتاد و پنج سنت میگیریم.
چی؟
با چهل و پنج هزار دلار در سال، اینجوری درمیاد.
این ناراحتکنندهست. این خیلی ناراحتکنندهست.
و شماها حتی بیشتر ماموریت میرین. پس کمتر میگیرید.
باشه. میدونی که اینجوری نیست که از یادگیری لذت نبرم.
من کمتر از پول یه بلیط معمولی استادیوم درمیارم.
هر دفعه جونمو به خطر میندازم، ولی واسه رسیدن به ماشینم باید تاکسی بگیرم.
No comments yet. Be the first to leave one.