The first 200 lines.
خوب ، برو بريم
ديگه تموم شد
اين يکي همش داشت گريه ميکرد
واقعا هميشه تو خاطرم ميمونه
خوب ، لاست هم تموم شد
نميدونم چي شد ، واقعا نميدونم
ولي امشب دست اندرکاران سريال اينجا هستند
براي توضيح دادن و موشکافي کردن
و اگه خدا بخواد براي پاسخ دادن به سوالي که فکر ميکنم الان همه دارن بهش فکر ميکنن
واقعا چه کوفتي اتفاق افتاد ؟
امشب جيمي کيمل ميزبان دست اندرکاران لاست ميباشد
اين برنامه توسط " باد لايت " براي شما خريداري (اسپانسر) شده
ممنون ، شش سال قبل
لاست مثل آوار روي خونه هامون خراب شد
با داستاني در مورد عشق ، مرگ ،خوبي ، شيطان ، سفر زمان
خرس قطبي و مرغ سوخاري
و اگه فکر ميکنيد قراره امشب
در مورد همه ي اينها حرف بزنيم
احتمالا موضوع برنامه رو
فراموش کرديد
فکر ميکنم دو تا چيز رو مطمئناً ياد گرفتيم
نکته ي اول ، هيچ وقت از آبشار پائين نريد
و نکته ي دوم اينکه هيچکدام از سگها لازم نيست به بهشت برن
بسيار خوب ، بهتره که برنامه رو شروع کنيم با کسي که
همه چيز با او شروع شد و همه چيز هم با او تموم شد
دکتر جک شپرد
لطفا همگي خير مقدم بگيد به متيو فاکس
من واقعا خوشحالم که زنده ميبينمت اينجا جدي ميگم
پس اين اولين بارت بود که
قسمت پاياني رو ميديد ، آره ؟
اولين بار بود ، آره
که فقط پشت صحنه نشسته بودم
و فيلم زيبائي بود
آره
يه مقدار احساس ميکني
که شبيه تام ساير
داري مراسم تشييع خودت رو نگاه ميکني ؟
آره ، يه ذره ، آره
نگاه کردنش براي من سخت بود
ولي بعضي وقتا آخر جاده
بايد برگردم و
تمام راهي که پيمودم رو نگاه کنم
گردنت خوب شده ، باعث خوشحاليه
آره ، آره
خوب ، ميخوام برات توضيح بدم
البته اگه بتونم ، که به عقيده ي من
چه اتفاقي افتاد
باشه ؟
در بسياري از مذاهب
که مسيحيت يکي از اونهاست
عقيده بر اينه که زندگي يک امتحانه
که شما توش زندگي ميکني
و اگه آدم خوبي بودي ، ميري بهشت
يا به خدا ميرسي يا هر چيز ديگه
و اگه آدم بدي باشي ، اونجا نميروي
به جهنم ميري و يا به هيچ جايي نميتوني بري
عقيده ي من اينه که ما در کل داستان
از ابتدا تا انتها
داشتيم امتحان جک رو تماشا ميکرديم
امتحان اون رو
و زندگيش در جزيره
من فکر ميکنم زندگي واقعيش بود
آره
تو فکر ميکني ... ؟
من کاملا با اين موافقم
پس دمم گرم
آره ، آره
مثلما جک توي امتحان قبول شد
آره
و ممکنه کاراکترهاي ديگه هم
هر کدوم داستان خودشون رو داشته باشن
و امتحان خودشون رو داشته باشن
ولي اين داستان ، امتحان جک بود
دوست دارم باهات موافق باشم
منظورم اينه که
من واقعا به هوش خودم افتخار ميکنم نميدونين الان چه حسي دارم
ولي توي يه همچين لحظه اي
چقدر قشنگ ميشه اگه
پاياني که توي اون اتاق اتفاق افتاد رو
بر اساس اعتقادات معنوي
افراد مختلف تفسير کنيم
من فکر ميکنم مذاهبي هم وجود دارند
که معتقدند وقتي که ميميري
به جايي ميري که
زمانش کمتر از يک ميليارديم ثانيه هست
يا به جايي ميري که از لحاظ چرخه ي زماني نامحدوده
جايي که مرگ خودت رو به ياد مياري
و تمام مردم اطرافت رو
که برات سودمند بودند و
بيشترين عشق رو بهشون داشتي و
و بيشترين کمک رو بهشون کردي
و از همه برات مهمتر بودند
و بايد همشون رو به ياد بياري
و به ياد آوردن اونها تو رو هدايت ميکنه
که لحظه ي مرگت رو به ياد بياري
قبل از اينکه بتوني به هر مکان بعدي سفر کني
من ميخوام که کليپي ببينيم
از اولين اپيزود اين فصل
که فصل پاياني هست
اينجا جائيه که توي هواپيما بودي
دوباره
ببينيم
نگران نباش
ديگه ميتوني راحت باشي
همه چي مرتبه ، ميتوني ولش کني
من فکر ميکنم چيزي که
توي اون آشفتگي اتفاق افتاد
اين بود که جک اونجا مرد
و وقتي که هواپيما فرود اومد
وقتي بود که تو امتحانت رو رد کرده بودي
ممکنه تمام اون جزيره
ماجراجويي ها ، سفرها و تمام اون چيزهايي
که اتفاق افتاد توي کسري از ثانيه بودده
همونطور که خودت گفتي
اين امکان پذيره ؟
يک نظريه ي ديگه هم دارم
که داشتم بهش فکر ميکردم
چون جک با کيت بود و
کيت با ساوير بود و بعدش
جک با جوليت بود و باز
جوليت با ساوير بود
يه چيز ديگه اي که من باهاش حال ميکنم
اينه که جزيره مثل مهمونيه
همه چيزش البته
که تو مجبور نيستي بابت هر چيزي
بهاي خيلي زيادي بپردازي
يه جورايي درست ميگي
مطمئنا همينطوره
خوب تو قبلا چندين بار به ما گفته بودي
که از همون اول ميدونستي پايان اين ماجرا چي بوده
کي ميخواي حقيقت رو به ما بگي ؟
من تصوير لحظه ي پاياني رو ميدونستم
ميدونيستم که سريال با
بسته شدن چشمهاي اون تموم ميشه
ميدونستم که قراره بميره
و هميشه اميدوار بودم
که رستگاري در اون باشه
و معتقدم که هست
ميدوني اين يه جورايي
فوق العاده و باورنکردني بود
تجربه ي بازي کردن در نقش اين شخص
چهار سال اين شخصيت رو داشتن
از جايي که به عنوان يک مرد تقريبا شکست خورده بود
و سرنوشتش توي جزيره عوض شده بود
و ميدونست که بايد برگرده
وگرنه ميميره
و شروع کرد به پذيرفتن
تفکراتش و چيزايي که توي وجودش داشت و
کارايي که بايد توي جزيره ميکرد
و ميدونست که بايد جونش رو در اين راه هديه بده
اون شروع کرد به قوي بودن
و به تفکراتش شديدا معتقد شد
که دقيقا کاري بود
که بايد ميکرد
و آره ديگه
پس هميشه ميدونستم که
سريال با چشمهاي بسته ي اون تموم ميشه
خوب ما آدمهاي زيادي رو
امشب اينجا جمع کرديم
هي ، ميتونيم فقط يک بار ديگه
لحظه ي بسته شدن چشمهاتو ببينيم ؟
به هيچ وجه
ما براي يک ساعت کامل
امشب برنامه داريم
متيو فاکس با ماست
بيشتر بازيگران با ما هستند
ما تابحال نديده ايم
پايان ديگري براي سريال
توسط ديمون ليندولف و کارلتون کيوز
برميگرديم با بن لاينوس
و جان لاک مايکل امرسون
و تري اوکوئين
اوه سلام
من استفان کالبرت هستم
تبريک ميگم به لاست
براي راه عظيمي که پيموده
من تابحال لاست رو نديدم
ولي من بمب خنده ي
سريال تلويزيوني
جزيره ي گليگان بودم توضيح : اين سريال در آمريکا در بين سالهاي 1964 تا 1967 پخش ميشده که موضوع آن هفت نفر بودند که در يک جزيره ي ناشناخته گرفتار شدند
بايد بگم در اين ورژن جديد
خيلي سخت تر بود که
بين گينگر و ماريان يکي رو انتخاب کنم
تنها ناراحتي من از اينه که
اين ماجراجويي هيچ وقت پخش نشد
يا شايدم پخش شد ؟
فصل سوم و اپيزود هفتم رو
دوباره با دقت نگاه کنيد
به هر حال تبريک ميگم که لاست
بالاخره پخشش متوقف شد
گفتم که من اصلا نديدم
آخرش چي شد
ولي جي جي آبرامز يک نابغست
برنامه زنده ي جيمي کيمل از کانال اي بي سي
خداحافظي با لاست
خريداري شده براي شما توسط باد لايت
متيو فاکس با ماست
همونطور که گفتيم خداحافظي با لاست
فصل آخر و مجموعه ي کامل لاست
روي دي وي دي و بلو ري
No comments yet. Be the first to leave one.