Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 11

Release info

Frasier S11E22 Crock Tales 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 11 قسمت 22 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فرژیه: آره، امروز منم خیلی بهم خوش گذشت، شارلوت.

اوه، هیچی واقعاً. دارم خانواده رو برای شام دعوت می‌کنم.

فقط خانواده و راز.

اوه، هزار بار قبل این کارو کردم.

آره، باشه پس. من، اِ، فردا می‌بینمت.

خداحافظ.

برای خدا، این لعنتی مثل سفال می‌شکنه.

"کار سفالی." بهت بگم فرژیه.

یک بار دیگه تو داری از فاجعه‌ی باهوش و تنها بودن رنج می‌بری. ها ها.

اوه، خدای من، بابا.

میشه لطفاً اون چیزو بندازی دور؟

چرا؟ برای چی؟ وقتی چسبوندمش، مثل روز اولش میشه.

از اولشم خوب نبود.

فقط یه گلدون زشت و بی‌ارزشه.

سلام. فرژیه: سلام.

ماه عسل چطور بود؟

اوه، تاهیتی یه بهشت واقعی بود. اوه، عالیه.

به جز نایلز بیچاره که آفتاب‌سوخته شد.

اوه عزیزم، نایلز، انگار از یه ظرف سوپ بیسک اومدی بیرون.

شبیه کسی هستی که نمی‌خواد

دستکش فر سوغاتی پل گوگن خودشو.

نایلز، یادت بود. مارتین: هی، بچه‌ها.

خوش برگشتین. دافنه: اوه، سلام مارتین.

برای یه شام خانوادگی یه کم زیاد لباس پوشیدی.

اوه، خب، راز داره با یکی میاد که می‌خواست من باهاش آشنا بشم.

اوه، یه دوست دختر؟ نه.

می‌خوایم یه گروه جاز سه نفره تشکیل بدیم، نایلز.

معلومه که یه دوست دختره، احمق سرخ‌رو.

پس می‌خوای ما بریم؟

نه، لازم نیست این کارو بکنید.

راستش، اگه خوشم نیاد ازش، راز میبرتش.

ما روی یه کلمه‌ی رمز توافق کردیم: "انشانته".

اگه اوضاع اینو ایجاب کنه، فقط کافیه بگم.

و راز می‌فهمه که من علاقه‌ای ندارم.

نایلز، زحمتی نیست که درو باز کنی؟ رازه.

اِ، من فقط می‌خوام از دست این کاردستی بابا راحت شم، باشه؟

سلام راز. سلام. اوه، سلام.

شما برگشتین. آره.

هی مارتین. مارتین: راز.

این دوستمه، لیزبث.

حالتون چطوره؟ خوبم، خوب.

این دافنه و مارتین هستن. سلام، حالتون چطوره؟

سلام. دافنه: سلام.

براتون شراب بیارم؟ راز: اوه، لطفاً.

فرژیه بهترین شرابا رو داره.

اوه، به نظرم عالیه.

زندگی کوتاه‌تر از اونه که شراب بد بنوشیم، درسته؟ ها ها ها.

آمین به این حرف. لیزبث: آره.

فقط نصف لیوان با سودا.

می‌دونی که چقدر عاشق اسپرایزر هستم. اوه، هه هه.

فرژیه.

چی--؟ اوه، سلام راز. چه سورپرایز دلپذیری.

این لیزبثه. تو محله بودیم.

گفتیم سر بزنیم. خب، چقدر عالی.

باعث افتخاره که باهاتون آشنا شدم، الیزابت.

الیزابت نیست، لیزبثه.

مثل لیسبون.

مثل چی؟

انشانته.

درسته. و، اِ، از آشنایی با شما هم عالی بود.

بله، احساس متقابله.

انشانته، انشانته، انشانته.

اوه، و برای منم همینطور عالی بود. عالی، عالی.

شانسمو امتحان کردم. آره.

آره.

خب، فکر کنم دیگه می‌تونیم دست دادنو تموم کنیم، نه؟

خب، من هر وقت شما آماده باشین، آماده‌ام. خب، پس فقط ول کن.

ول کردم. شمایید که منو گرفتین. فرژیه: چی؟

اوه، خدای من.

بابا، چه چسبی به اون گلدون زده بودی؟

سوپر.

چطور تونستی انقدر احمق باشی که ما رو به هم بچسبونی؟

فکر کردم گفتین اون باهوشه.

وحشت نکنید.

یادم میاد که چسب سوپر رو میشه با استون حل کرد.

می‌دونید، اِ، پاک‌کننده‌ی لاک ناخن.

اون باهوشه. از کجا می‌دونستین؟

اینو از، اِ، مدرسه می‌دونستم. ناهارای مدرسه.

برادرای کریزل قبلاً سینی سلف رو به کراواتش می‌چسبوندن.

خب، فکر کنم بهتره یه کم ازش بگیریم. بریم داروخانه.

داروخانه؟ اوه، من باید برم. نه، نه، ده دقیقه دیگه برمی‌گردن.

نه، نه، نه، من باید برم.

رژیم آبمیوه‌ی جدید رو شروع کردم و ۶۴ اونس

آب کران‌بری و تمشک دارم که دنبال یه جای جدید میگرده.

اوه، خدای من. باشه، بهتون میگم چی کار کنیم. اِ، فقط...

اینجا، اِ، فقط بیاین همینجا. باشه؟

ایناهاش. بله.

آره، باشه، فقط یه لحظه، اِ...

اونجایید؟

لیزبث: تقریباً.

همین‌قدر هم کافیه.

میشه شاید یه کم موسیقی بذارین؟

بابا، میشه یه کم موسیقی بذاری؟ مارتین: آره، حتماً.

چی می‌خوای؟ پاپ، بیگ بند؟

اوه، خدای من، فقط اون لعنتی رو روشن کن.

ببخشید دیر کردم. ممم.

ترافیک سینکو دی مایو "موی مالو" بود.

اوه، بله، درسته.

اونا چند تا خیابون رو برای نمایش آتش‌بازی بسته بودن.

خب، تولدت مبارک، راز.

آره، تولدت مبارک. حالا هر چی.

قبلا روز تولدم می‌رفتم بیرون و یه کم خوشگذرونی می‌کردم.

الان می‌رم بیرون و یه شام کوچولو می‌خورم.

شام خوردن که اشکالی نداره. می‌دونم. ولی قبلاً سکس هم چاشنیش بود.

راز، بیا. به نظر میاد یه نوشیدنی بدجوری لازمی.

اوه، قبلاً با اون سکس هم همراه بود.

به نظر میاد یه مسافر دیگه هم سوار کشتیِ "بی‌نصیب‌ها" شدیم.

الو.

چه روز فوق‌العاده‌ای، چه روز بی‌نظیری!

شما دو تا محشر شدین. دافنه کجاست؟

کی بهت قرص شادی داده انقدر سرخوشی؟

کشتی «هیچی دستمون رو نمی‌گیره» رو می‌شناسی؟ یک نفر افتاد تو آب!

تو و دافنه؟

دیشب، من و دافنه حسابی سرگرم لذت‌های جسمانی شیرین بودیم.

Did you say "carnal" or "caramel"?

باید برم کادوی تولد راز رو بپیچم.

آه! تولد رُز یادم رفت.

تو چیزی نداری که بتونم بهش بدم؟

خب، بذار ببینم. شاید یکی از این کتاب‌ها...

ولی تو رو خدا، نایلز، منظورم اینه...

مگه میشه یادت بره؟ واسه همین داریم شام می‌خوریم.

خب، منو ببخش. این اواخر یکم حواسم پرت بوده.

مخصوصاً دیشب.

و دوباره امروز صبح. نایلز...

خدای من، اگه دافنه می‌دونست که من اینقدر بی‌پرده حرف می‌زنم...

خجالت‌زده می‌شد.

درست وقتی فکر کردم خسته‌ش کردم،

منو مثل یه پنکیک برگردوند و دوباره شروع کردیم.

نایلز؟ آره؟

نفسم بالا نمی‌اومد. مثل یه ماراتن بود.

بهت بگم، دیگه هیچ مردی به چشمم نمیاد.

برادر فرازیر، نایلز؟

و حدس بزن امروز صبح چه جوری از خواب بیدارم کرد؟

اوه، بس کن دیگه!

خب، تولدت مبارک، بیا اینجا و چند تا کادو باز کن.

سلام. سلام به خودت!

خیلی خب شما دو نفر، حواستون رو جمع کنید.

امروز تولد رازه. این کادو از طرف نایلزه.

تولدت مبارک، راز.

همه‌ش کشکه!

با یه درِ لب‌پر و یه زنبور مرده. ممنون، نایلز.

خوشحالم خوشت اومد.

اوه، می‌دونی، فکر کنم کادوتو تو اتاقم جا گذاشتم.

نایلز، کمکم می‌کنی؟

اوه، البته. خیلی زود برمی‌گردیم... کویکی.

زود. نایلز: زود.

فکر نمی‌کنی اونا می‌خوان... اوه، نمی‌دونم.

سعی کن بهش فکر نکنی.

وای، اون واقعاً خوبه.

بابا، این هدفون‌ها رو برات خریدم.

تا مجبور نباشم چرندهای ورزشی‌ات رو تحمل کنم.

لطفاً بذارشون. باشه، می‌ذارم.

ولی فقط اگه تو بگی.

من می‌خوام تو...

اون هدفون‌ها رو بپوشی.

نمی‌دونم چرا برات مهمه.

تو که فقط قراره سوار اون کالسکه مسخره‌ی رژه باشی.

کالسکه روز چهارم جولای KACL مسخره نیست.

مگه اینکه فکر کنی گرامیداشتِ... مسخره‌اس.

یک دسته انقلابیِ استوار که ذهنشان با... شعله‌ور بود.

آره، حق با توئه. این‌جوری همه صداهای اضافه حذف می‌شه.

اوه، سلام داف!

وای خدای من، قیافه‌ت افتضاحه! ممنون.

من معمولاً توی گرم‌ترین روز سال پلی‌استر نمی‌پوشم.

ولی چندتا از دوستای انگلیسیم یه مهمونی «آمریکایی زشت» دارن.

قراره چندتا آبجو خنک بزنیم بالا،

بازی رو نگاه کنیم و از سیستم متریک استفاده نکنیم.

خیلی بامزه بود.

اوه، سلام نایلز. اوه، سلام عمو سام.

تو یه بروشور حراج تشک بهم ندادی؟

آها، بله.

ببین، رُز یکم دیر می‌کنه،

پس قراره بریم پایین ببینیمش.

بابا؟

ما رفتیم. فعلاً. اوه، باشه. موفق باشید.

وای، اینا عالین!

حالا می‌تونم بدون اینکه کسی رو اذیت کنم تلویزیون ببینم.

بیکن من، بیکن فرانک کشاورزه.

کیفیتش رو نمی‌شه اشتباه گرفت!

یه لحظه صبر کن.

آیا آویزهای تزئینی‌ام افتاده‌اند؟

باید صاف و یکدست آویزان باشه. آه، خدایا!

که دوباره منو نفرستی به اسپیس نیدل...

با دوربین دوچشمی و واکی-تاکی، مگه نه؟

نه، وقت این کارا نیست. بیا. همین الان درستش می‌کنیم.

یه ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه.

بیا نایلز، اون سر رو بگیر.

اوم، ببخشید.

این که نباید اینطوری کنده بشه، مگه نه؟

اوه، خدای من!

بیا.

اوه، خدایا!

اوه، بابا؟

بابا؟ بابا. بابا؟

بابا؟ دافنی: آقای کرین!

نایلز: بابا! بابا! بابا!

اون صدامونو نمی‌شنوه. ما گیر افتادیم. حالا چی کار کنیم؟

بیاین وحشت نکنیم. شاید همسایه‌هامون...

روی بالکن‌هاشون باشن. صدا می‌زنیم...

سلام. سلام؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left