Ancient Aliens

Ancient Aliens

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Ancient AliensS03E09Aliens and Deadly Weapons Persian By felora60
A Commentary by felora60
متناسب با نسخه HDTV.XviD-DiVERGE

Tags

other
Published on: 2011-10-29
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...راکتهايي با قدرت نابودي يک شهر

...آتشي که زير آب هم مي سوزد

...و جنگده هايي که بدون سرنشين در پروازند

در طول تاريخ ، پيشرفتهاي تکنولوژي موجب

...توسعه سلاحهايي قدرتمند شده

که هر کدام مرگ آورتر از .سلاحهاي پيش از خود هستند

ما از چسباندن سنگهاي تيز به تَه يک چوب

.ناگهان به ساخت شمشير رسيده ايم

"در "ماهاباراتا"، 46 نوع متفاوت از "سلاح

.توصيف شده

از موشکهاي هوا به زمين ،استفاده مي کرده اند

.سلاحهاي قدرتمند پرتويي

واقعاً خارق العاده است وقتي درباره ،اتفاقاتي از قرنها پيش مطالعه مي کنيم

و در آنها از سلاحهايي استفاده مي کرده اند .که ما همين "امروز" از آنها استفاده مي کنيم

آيا اين سلاحهاي مخرب

محصول اختراعات بشري بوده اند؟

يا اينکه با کمک

منبعي "فوق جهاني" توسعه يافته اند؟

کاملاً محتمل هست که فرازميني ها

.اين سلاحها را در اختيار بشر گذاشته باشند

،آنها مي خواسته اند که ما پيشرفت کنيم

.و در نهايت هم شبيه آنها بشويم

ميليونها نفر در سراسر دنيا

بر اين باورند که ما در گذشته

.با موجودات فضايي ملاقات داشته ايم

اگر اين موضوع حقيقي باشد چه؟

آيا "غريبه هاي باستاني" حقيقتاً به ما در شکل بخشيدن تاريخمان کمک کرده اند؟

و آيا ممکن است که آنها

"مسئول پيشرفت "مخرب ترين سلاحهاي ساخت بشر بوده باشند؟

غريبه هاي باستاني "S03E09"

"غريبه ها و سلاحهاي مرگ آور" مترجم: الهام کاشي تنظيم: م.ح.لشگري

.زمين، 4.5 بيليون سال پيش

مواد مذاب از زير سطح زمين .به بيرون فوران مي کند

.تندر و برق در آسمان مي غرند

.و جريانهاي "لاوا" در سطح زمين جاري مي شود

...از آغاز زمان ، سياره ما در حال تغيير بوده است

،به شکوفايي رسيده و به دست نيروهاي شگفت طبيعت .از هم پاشيده است

و اين مهار طبيعت است که

دشوارترين کشمکشها و بزرگترين دستاوردها را .به بشر ارزاني نموده

دستيابي بشر

،به مهار آتش احتمالاً

.تاريخي ترين اتفاقيست که تاکنون رخ داده

وقتي ما توانايي

.مهار آتش را پيدا کرديم ، همه چيز براي بشر تغيير کرد

اما پيشينيان ما چگونه

راه بازيافت دوباره و مهار اين سرکش ترين

و اساسي ترين عنصر زمين را آموخته اند؟

آيا اين تنها بخشي از تحول هوش ما بوده؟

يا اينکه ممکن است اين دانش از

منبعي " فراجهاني" آمده باشد؟

،ما وقتي به آتش نگاه مي کنيم به اين فکر مي افتيم که

پيشينيان ما دو قطعه چوب را به هم مي ساييده اند

"اما همه فرهنگها همواره گفته اند که "آتش ."هديه ايست از طرف "خدايان

"در فرهنگ "سرخپوستان امريکا

اغلب گفته مي شود که آتش .از جهان بالا دزديده شده

در افسانه هاي "مائوري" هم .باز شاهد دزدي آتش از خدايان هستيم

در افسانه هاي يونان ، اين "پروميتئوس" است

.که آتش را از خدايان مي دزدد

چگونه ممکن است که چنين افسانه هاي مشابهي درباره دستيابي بشر به آتش

از طريق "خدايان" وجود داشته باشد؟

،بر اساس نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني اين تشابهات وهم آور

ممکن است در حقيقت "شاهدي بر اين باشند که "خدايان

.يا "فرازميني ها"، واقعاً وجود داشته اند

در اينصورت اين ممکن است نشان دهنده آنهم باشد که بشر از آتش

براي خلق سلاحهايي مرگ آورتر و پيچيده تر .استفاده نموده است

وقتي ما درباره برخورد با غريبه هاي باستاني" صحبت مي کنيم"

کجا بايد انتظار ديدن اثرات آن را داشته باشيم؟

.من انتظار دارم که آن را در کارهاي فلزي ببينم

آيا ما در واقع شواهد محکم و قاطعي از

جهشهاي عظيم و ناگهاني در صنايع فلزي بشر داريم؟

.بله ، داريم

ما از چسباندن سنگهاي تيز به تَه چوب

.ناگهان به شمشير دست پيدا کرده ايم

،بر اساس نظر باستانشناسان کار انسان بر روي سلاحهاي فلزي

"در عصر "برنز

در حدود 3.300 سال پيش از ميلاد .و در خاور نزديک آغاز شده است

اغلب شمشيرها در يک روزگاري .از جنس "مس" يا "آهن" بوده اند

،"اگر به گذر قرنها نگاه کنيد ، مي بينيد که ما با "برنز

و "نيکل" و فلزات نرم تر که کار با آنها آسان تر بوده شروع کرده ايم

دليل اينکه ما "آهن" را در اين دوران نداريم

.به اين خاطر هست که ماده ايست بسيار سخت تر شما بايد آتش پرحرارت تري داشته باشيد

تا بتوانيد با آن کار کنيد و آنهم فقط .براي اين هست که ماده سختي براي کار هست

مردم با هم مي جنگيدند مي کردند و همديگر را با اين شمشيرها مي ترساندند

اين شمشيرها بسيار هم زمخت بوده .يعني اينکه هميشه خيلي تيز نبوده اند

اينها با هم مي جنگيدند ، در حاليکه

،سر و دست همديگر را مي کندند

در واقع سر و دست هم را .با قطعات آهن تکه تکه مي کرده اند

تقريباً هزار سال پس از کشف آهن

:سلاحي حتي بُرنده تر از آن از راه رسيد

."اختراع "استيل

هيچکس واقعاً نميداند از چه زماني

.مردم شروع به ساخت استيل کرده اند

بعضيها مي گويند که اين .به 1.000 سال پيش از ميلاد بر مي گردد

،ساخت شمشير از استيل در دوران باستان .کار ساده اي نبود

.بايد آهني با کيفيت بالا تهيه مي کرديد

و اغلب هم آنها نمي توانستند

.آهن را از زمين استخراج کنند

،شهاب سنگها در دسترس بودند

که از جنس آهن خالص بودند و مي شد .بهترين شمشيرهاي استيل را از آن ساخت

اين شمشيرها را به عنوان شمشير جادويي" مي شناختند"

که معمولاً هم يک راز حفاظت شده بودند و هر دهکده اي

يک يا دوتا از اين شمشيرهاي استيل را .در اختيار داشت

روايتهايي درباره افسران جنگ و هدف آنها وجود دارد که آنهم

يافتن تمامي شمشيرهاي استيل

.و مصادره آنها براي ارتش خودشان بوده

شکي نيست فرهنگي که قادر به

.تهيه استيل بود ، معمولا هم حاکم بر دنيا مي شد

اما در حاليکه فرم دادن به آهن نيازمند

،دانش غير پيچيده اي در فلز کاريست

برعکس ، توليد "استيل" داراي روندي .پيچيده تر و علمي تر از آن است

اما چه کسي يا چه چيزي مسئول

اين ابتکار باورنکردني متحولانه بوده است؟

در سوره "اينوک"(ادريس) ما شاهد نوعي

.همکاري بين موجودات آسماني و بشر هستيم

به ما چه دادند؟

."استيل"

"و اين افسانه ها فقط به "انجيل و "ادريس" هم ختم نمي شود

بلکه به دوران سومريهايي که خدايانشان .استيل" در اختيار داشته اند هم مي رسد"

ساخت شمشير در دوران پيش از

فلزکاري مدرن ، يک روند جادويي محسوب مي شد

توانايي استفاده از مواد طبيعي و ساخت شمشير از آن

کاري محسوب مي شد که .فقط از عهده جادوگران بر مي آمد

مردم نبايد به چشمهاي "آهنگران" نگاه مي کردند

.چون از کشته شدن با نگاه خيره آنها مي ترسيدند

آهنگر" هم اجازه نداشت" به خاطر همين قدرت جادويي

.در دهکده زندگي کند

انديشه سياه بودن و جادويي بودن روند فلزکاري

چنان در دنياي باستان مرسوم بود که در اساطير يونان هم

"حتي "زئوس" به پسرش "هفاستوس- خداي فلزکاري

.با شک مي نگريست

"هفاستوس" مسئول تهيه "جوشن" براي خدايان است

اما معجزه اصلي که او انجام مي دهد .سپريست که براي "آشيل" مي سازد

.و همه جهان روي آن نقش شده

مطلب حيرت انگيز درباره اين سپر

اين نيست که فقط يک سپر ساده بوده باشد بلکه در واقع زنده بوده

.و چيزي نيست که بشر توانسته باشد آن را بسازد

ترسناک است ، وحشت آور است و مي تواند

.فقط با زيبايي ماوراءالطبيعه خودش ، شما را بکشد

پس او واجد اين توانايي عجيب هست که بتواند

.به فلز ، يک حيات واقعي ببخشد

به همين دليل هم "زئوس" درباره او بدگمان است و

.مي خواهد از شرّش خلاص بشود

پس "زئوس" او را بلند کرده و پرتابش مي کند و او هم

مي رود و مي رود و مي رود تا اينکه در

.جزيره "لِمنوس" به زمين مي خورد

در جزيره "لِمنوس" شهر کوچکي هست "به نام "هفاستيا

بنابراين مکاني وجود دارد که دقيقاً .به ياد "هفاستوس" نامگذاري شده

سه هزار سال پيش از اين ،"هفاستيا" يکي از

.مهمترين شهرهاي يونان بود

،و بر اساس روايات باستاني هفاستوس" در حقيقت"

.در کنار مردم "لِمنوس" زندگي ميکرده است

يونانيها اين "آهنگر مقدس" را مي پرستيدند و

.براي او يادبودها مي ساختند

اما آيا اين موجود اسطوره اي

افسانه هاي يونان ، موجودي واقعي بوده است؟

،اگر چنين باشد آيا ممکن است که يک "خدا" نبوده

بلکه يک "ميهمان خارجي باستاني" بوده باشد؟

در اسطوره هاي يوناني درک شما از خدايان

.چيزي شبيه به انسان است

و ما در ادبيات ، نکات بسياري داريم از تمامي زواياي

برخوردي که انسان مي توانسته .با خدايان داشته باشد

بسيار روشن گفته شده که دانش

ساخت شمشير مستقيماً .از طرف خدايان انتقال پيدا کرده

و اين خدايان هم اوهام خيالي نياکان ما نبوده اند

.بلکه موجوداتي کاملاً فيزيکي بوده اند

آيا واقعاً ممکن است که توانايي نياکان ما

در ساخت آهن و تهيه سلاح با کمک

موجودات فرازميني همراه بوده باشد؟

و آيا ممکن است که داستانهاي شمشيرهايي با قدرتهاي جادويي

چيزي بيش از تخيل محض بوده باشد؟

نظريه پردازان فضانوردان باستاني معتقدند که پاسخ را مي توان

:در نيمه ديگر زمين يافت ."در "ژاپن

.ژاپن"، 700 سال پس از ميلاد"

،اينجا بود که بر طبق افسانه ها آهنگري به نام "آماکوني" و پسرش

آماکورا" خود را" در کارگاه آهنگري خود حبس کردند

.تا بهترين سلاح را بسازند

،به مدت هفت روز و هفت شب

به درگاه خداي "شينتو" دعا کردند .تا آنها را راهنمايي کند

سي و يک روز بعد ، آنها از انزواي خود بيرون آمدند

به همراه شمشيري يک لبه و خميده .با تيغه اي که تا آن روز هيچکس مثل آن را نديده بود

در آن زمان ، شمشيرهايي که ،مورد استفاده قرار مي گرفت

.شمشيري دو لبه و طراحي چين بود

.شمشيري توخالي و سنگين و غير حرفه اي

آماکوني" شروع به ساخت دوباره و آموختن دوباره"

همه آنچه که درباره فلزکاري مي دانست کرد و بعد از حدود يک ماه

بالاخره انزواي خودش را شکست و اين تيغه يک لبه

.خميده را از کار در آورد

.همه آهنگرهاي منطقه مسخره اش کردند

.همه به او خنديدند

،فکر مي کردند که اين مسخره است

.و او نميدانسته چه مي کند

"!شمشير را که اينطور نميسازند"

...اما بار بعد که امپراطور به جنگ رفت

"در وقت بازگشت او ،"آماکوني

در بالکن خانه اش ايستاد :و شروع به شمردن شمشيرها کرد

...دو ، ده ، پانزده ، بيست ، صد ، دويست شمشير .هيچکدام نشکسته بود

:و امپراطور هم او را تحسين کرد و گفت

."تو بهترين آهنگر دوران هستي"

.و از آن زمان تا به امروز ، همين طرح دنبال شده

اما راز پنهان

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left