The first 200 lines.
میتونم تأیید کنم که بله، از اوایل امروز صبح
نیروهای ایالات متحده با موفقیت تمام پهپادهای باقیمانده رو از کار انداختن
کارول
مسئولینش چی میشن؟
متأسفانه در حال حاضر نمیتونم اطلاعات بیشتری بهتون بدم
نکته مهمی که اینجا باید به یاد داشته باشین، عزیزان، اینه که خطر دیگه رفع شده
سؤال دیگه ای هست؟
با همه اینا پشت سر گذاشته شده
رئیسجمهور گرانت در روزهای آخر خدمتش روی چی تمرکز خواهد کرد؟
رئیسجمهور، کارول، همچنان مشتاق و پرشور خواهد بود
با لیستی بلندبالا از علایقی که هنوز امیدوارم بهشون رسیدگی کنه
انتقال قدرت هم موفقیتآمیز خواهد بود و هم آسان
نه فقط برای رئیسجمهور منتخب، بلکه برای خود کشور هم
امروز، آمریکاییها باید از آنچه در پیش رو دارن هیجانزده باشن
و از وعدههای فردا انرژی بگیرن
خب... نظرت چیه؟
به نظرم باید بهم میگفتی ساقدوش باید چیکار کنه
زیاده؟ کمه؟
نه. تو زیبا به نظر میرسی
خب، دیگه زیاد فرصت ندارم
که اینجا جلوی همه شما آدمهای دوستداشتنی بایستم
و خب، از سؤالاتتون فرار کنم
اما من، خودم، بیشتر از همیشه خوشبینم
در مورد آینده این کشور
شاید فقط یک هفته و نیم دیگه اینجا مونده باشیم
اما ما تموم نکردیم. حتی نزدیک تموم شدن هم نیستیم
نُه روز دیگه از این مونده. نُه روز دیگه
بهم اعتماد کنید، مردم. وقتی کارمون تموم بشه، خودتون میفهمید
آقای روزن، از بین تمام کسایی که انتظار داشتم بیان بدرقهم، شما تو لیست نبودید
.- دارید میرید؟ - بله
بازنشسته میشم. کارم اینجا بالاخره تموم شد
!بالاخره
اون داره میره موزه تاریخ طبیعی آمریکا
و من دارم میرم به سواحل ماسهای سفید
آبهای آبی زلال
امیدوارم اینجا نیومده باشید که جلوی این اتفاقو بگیرید
.نه. نه، نه، نه
...خوبه. چون ترور فرانکی وارگاس
.- یه پرونده مختومهست، اینطور نیست؟ - بله، همینطوره. کاملاً
نه، من اینجا به هیچ عنوان رسمی نیستم
...- آها. من اینجام
خب، من اینجام تا در مورد سامانتا بپرسم، همون بداخلاقه با دماسبی
من و اون... ما بودیم... - بله، میدونم
داشتم سعی میکردم اسم واقعیشو بفهمم
اون تو بازجویی یه اسم دیگه بهم داد
گریس دنیس. اما اونم یه بنبست دیگه بود
اون هیچوقت چیزی به شما نگفت؟
چیزی از خودش به جا نذاشت که بهم کمک کنه شناساییش کنم؟
.- یه رسید کارت اعتباری؟ - نه
اون یه مسواک تو حموم من داشت، قرمز بود. انداختمش دور
حالا ای کاش نگهش داشته بودم
میتونستم دیانایشو از طریق سیستم بررسی کنم و اینطوری شناساییش کنم
یا شاید، آقای روزن، وقتشه که فراموش کنید؟
اگه میدونستی چه حسی داره که ازت استفاده بشه... یکی وانمود کنه دوستت داره
و بعد ازت استفاده کنه تا سعی کنه دموکراسی رو نابود کنه
اما شما دارید میرید سفر و من وقتتونو میگیرم
سفر بیخطر
وایستا
...من، اِم
شاید چیزی داشته باشم که بتونه کمک کنه
.- اینا همه درخواست عفو هستن؟ - آره
باید تا آخر هفته انتخاب کنم که کدوم زندانیهای محکوم رو عفو کنم
میدونی که دهها نفر رو داری که اینا رو برات بررسی کنن
دارم با دقت عمل میکنم
.- خودت انجام میدی
داری بیمسئولیتی میکنی چون ترسیدی
.- ترسیدم؟ از چی؟ - از ابی
.- از اعتماد به ابی
.- میخوام این کار درست انجام بشه. - هوم
باید باهاش حرف بزنی، فیتز. اون مکالمه سخت رو داشته باش
یا بهش اجازه میدی برگرده، یا میذاری بره
رئیسجمهور دیگهای نداری که به چالش بکشی و اذیتش کنی؟
.چرا که نه
.اوم
برنامه امروز
ساعت ۱۱ با مارکوس قرار داری
اون تو رو برای مصاحبه BNC آماده میکنه
بهت میگه چه جور سؤالاتی احتمالاً ازت پرسیده میشه
بعدش ساعت ۲ اکرمن برای عفوها میاد اینجا
دستیارش دیشب بهم اطلاع داد که روی کدوم درخواستها فشار میاره
میتونستم بمونم و بهت بگم کدومها رو توصیه میکنم
رسیدگی میشه
چرا بقیه روز رو مرخصی نمیگیری و از خونه کار نمیکنی؟
اینجا همه چی خوبه
از خونه کار کنم؟ قربان، این کارو نکنیم
چیکار نکنیم؟ "از خونه کار کنم."
من کی تا حالا از خونه کار کردم؟
من کی کاری جز خدمت به شما و خدمت به این دفتر انجام دادم؟
واقعاً میخوای جوابشو بدم؟ من ازت خواستم یه دوست باشی
در مورد تمام کارهای وحشتناکی که کردم بهت گفتم
چون به یه دوست احتیاج داشتم و تو قبول کردی و حالا داری اینو به رخ من میکشی
از لیو خواستی منو ببخشه. اون بخشید
چرا تو نمیتونی؟
باشه. میرم و از خونه کار میکنم
از اونجایی که نمیتونیم برای ماه عسلمون روی یه جا توافق کنیم
بیاین از ABC های کارائیب شروع کنیم
آروبا، باربادوس، کوبا
.ما وقت نمیشه به همه این جاها سر بزنیم
.نمیتونم این همه مدت از اداره دور باشم
.کدوم اداره؟ انتخابات که تموم شده
.ملی داره قسم میخوره و ما یه عالمه وقته هیچ پروندهای نداشتیم
.بهم اعتماد کن، رابین، الیویا همین الان یه پاش بیرون دره
.لیو داره میره؟ امکان نداره
.او پی ای بدون او پی معنی نداره
.دقیقاً حرفم همینه
.محض اینکه بره تو اون کاخ سفید، دیگه کارمون تمومه، بچهها
عمراً لیو اینجا رو تعطیل کنه. این میراثشه، مگه نه هاک؟
.نمیدونم. شاید. بچهها، همه چی تابلوئه
.این قضیه همیشه تو B613 اتفاق میافتاد
.بلیز یادتونه؟ اون یه پایگاه توپ بود
حدود شیش هفت ماه خوب پیش رفتیم، مگه نه؟
.زیپ لاین، قایقسواری تو غار... ترورهای سیاسی
.واقعا کیف میکردیم
.تا چشم بهم بزنی، میگن وقت رفتنه، چراغا روشن میشه
.و میدونستیم فقط یه نوشیدنی دیگه وقت داریم قبل اینکه بریم خونه
.اینا چین؟ درخواستهای عفو ریاست جمهوری
مال منم شامل میشه؟
.کاخ سفید میخواد یه عفو مهم و حسّاس رو اجرا کنه
.یه چیزی تمیز و بیدردسر
.بگردین، یه چیزی پیدا کنین
.یه پرونده بیعیب و نقص میخوایم که برای رئیس جمهور خوب باشه
.اینم از اون خداحافظی شما
.دیدی؟ لیو هیچ جا نمیره
...چت شده؟ قیافهت
خودت چت شده؟ میتونم بیام تو؟
.چرا؟ مرسی
.دیوید... ببخشید
.م-من باید اینو بذارم تو فریزر یا تو یخچال
.ولی تو فریزر یا یخچال من جا نبود
.و فکر کردم ابی یه فریزر و یخچال خیلی بزرگ داره
.که عجیبه، چون هیچوقت هیچ غذایی توش نداره
چرا آخه؟
اگه ازش استفاده نمیکنی پس چرا یه یخچال به این بزرگی داری؟
.تو غذا میخوری. من دیدم که غذا میخوری، پس دیوید، بس کن
چه خبره؟
.م-م-من باید جعبه رو... اِه... یه جای سرد بذارم
.چی تو جعبهست؟ ن-نمیخوام بگم
.بهتره بگی. نمیخوام بگم
...بهتره بگی. خودت که میدونی چی میگن
."مواظب باش چی آرزو میکنی"؟ دیوید
.مواظب باش چی آرزو میکنی. بده اون رو به من
!نه، ابی، ابی-ابی! دیوید، بس کن
.خفه شو و بشین
!بشین
این... چیه؟
...دیوید، این یه جور شوخیه یا
.دیوید
این سر انسانه؟
.آره
این رو از کجا آوردی؟
یه هدیه بود. هدیه؟
.از رُوان
...پدر الیویا، اون جاسوس قاتل خبره
.به تو یه سر به عنوان هدیه داد. آره
...تولدت بود مگه؟ چون ابی
.شروع کن به حرف زدن، با کلمات... کلمات پرمحتوا که بهم اطلاعات بده
.باشه. خب، میخواستم بدونم اون کیه
.سامانتا. اون حرومزاده دماسبی، فهمیدم
.پس رفتی پیش روُوان؟ آره، رفتم پیش روُوان
.فکر کردم شاید چیزی بدونه
.یه چیزی داشته باشه که کمکم کنه شناساییش کنم، پیداش کنم، اسم واقعیش رو بفهمم
و اون چیزی که داشت سر اون بود؟
.اون مرد منو میترسونه. قرار نبود باهاش بحث کنم
.اون به من سر میده، منم سر رو میگیرم
میگم "ممنون بابت سر." سر رو میگیرم و میرم، مگه نه؟
.درسته، دیوید
باشه، پس یخچال یا فریزر؟
.دیوید، من اینجا زندگی میکنم. اینجا خونهمه، و اون یه سر انسانه
.به جیک زنگ زدم. همین الان داره میاد
.اون دیانای رو جمع میکنه و هر کاری که آدمای ان اس ای با یه سر میکنن، انجام میده
.و بعد تمومه، تموم میشه
.یک بار برای همیشه میفهمیم این آدما کی بودن
.میفهمیم چی میخواستن. جوابهامون رو میگیریم
.اون گفت میخواست با من بچه داشته باشه، ابی
.یخچال
.ما نوآ بیکر رو برای آخرین مصاحبهتون انتخاب کردیم
.چون اون به میراث شما علاقه داره، نه اینکه شما رو محاکمه کنه
.این آخرین فرصت منه که با مردم آمریکا صحبت کنم
.خب، کلینتون در مورد تبدیل کسری بودجه به مازاد صحبت کرد
.و متوازن کردن بودجه
.بوش (پسر) از کسایی که بعد از ۱۱ سپتامبر برای امنتر کردن کشورمون جنگیدن، تقدیر کرد
.در هفتههای آخرش
.و هر دو خودشون رو به توماس جفرسون تشبیه کردن
.اگه من جای شما بودم، جفرسون رو بیخیال میشدم
.اوکی
.من سراغ لینکلن میرم
"تقریباً همه آدما میتونن سختیها رو تحمل کنن،
ولی اگه میخوای شخصیت یه مرد رو محک بزنی، بهش قدرت بده."
.قویه. به نظرم
.من این رویکرد رو میپسندم
.باید با عطوفت باشی، از بحث در مورد ضعفهات نترس
ضعفهای من؟
منظورت از اون نقل قول همینه، درسته؟
.نه
.آه. البته که نه
.من میخوام در مورد کلارنس پارکر صحبت کنم
...که قدرتی که طی هشت سال گذشته بهم داده شده
از طریق مردم آمریکا
از طریق داستانهاشون، از طریق فجایعشون
تونستیم قوانینی مثل لایحه براندون رو تصویب کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.