Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Frasier S09E19 Deathtrap 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 19 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اونجاست، نایلز

این یوریک ماست

عالیه، فرژیه

حلقه گمشده برای نمایش حیاط خلوت‌مون از هملت

دقیقاً همون چیزی بود که من فکر می‌کردم

حالا برو اون بالا

چرا من؟ چون من کارگردانم، واسه همین

یالا

فقط برو اون بالا

«آه، بیچاره یوریک، من او را می‌شناختم...» بس کن. آخ!

حالت خوبه؟ نه

سرمو شکستی

فرژیه: یه لاته دابل میتونم بگیرم؟

یه شات اسپرسو بدون کافئین، یه شات اسپرسو معمولی

شیر کم‌چرب بخارپز و یکم فوم بدون چربی

حتماً

خب؟

حتی یه پلک هم نزد. این مرد خونسرده

معرکه‌ست، نه؟

یه چای اسپایس ریسترتو-آمریکانو کان پانا برام درست کرد

انگار مردم قرن‌هاست اینا رو می‌خوردن

واقعاً، این یه عصر طلاییه

راستی، بابا بهت گفت؟ خونه قدیمی‌مون برای فروش گذاشته شده

فرژیه: تعجب نمی‌کنم

کل اون منطقه داره یه چیزی به اسم «بازسازی» رو تجربه می‌کنه

البته، احتمالاً فقط خرابش می‌کنن و یه بِنِتون جاش می‌سازن

یا یه بَث اَند بادی وُرکس یا یه سانگلاس هات

من تا حدودی از بَث اَند بادی وُرکس خوشم میاد

منم همینطور

یه فکر عجیب به سرم زد، فرژیه

اگه خونه رو بخریم چی؟

منظورت به عنوان ملک اجاره‌ای؟

شاید. یا به عنوان یه آپارتمان کوچک مهمان برای بازدیدکننده‌های خارج از شهر

شاید مادر دافنه؟ اوه، به اون فکر نکرده بودم

چه فکر خوبی

یه خونه براش بخر و دیگه هیچوقت نمیره

می‌دونی، نایلز، می‌تونیم درشو به روی عموم مردم باز کنیم

فکر بدی نیست. یه تخت گرم. یه کلوچه تازه پخته شده

یه هزینه معقول. خودش هزینه‌اش رو تأمین می‌کنه

به عنوان یه بی اَند بی

اگه شما دو تا شروع کنید به آواز خوندن، من میرم

سلام، رُز، اینو گوش کن

متاسفم. اشکالی نداره. بشین

تازه برای آلیس یه همستر جدید خریدم و تمام شب منو بیدار نگه داشته

روی اون چرخ لعنتی که جیر جیر می‌کنه می‌دوید

چرا یه چرخ ساکت‌تر براش نمی‌گیری؟

یا جیر جیرشو روغن بزنی؟ یا شبا چرخو دربیاری؟

یا قفسو بذاری یه اتاق دیگه؟

ممنون

ساعت ۳ صبح کجا بودید شماها؟

وقتی داشتم سعی می‌کردم یه قرص خواب‌آور رو تو هویج فرو کنم؟

منم همین مشکل رو داشتم وقتی موش‌های نمایشی پرورش می‌دادم

منظورت اون موجودات موذی بدجنس ناقل طاعون که نیست، هست؟

نه، منظورم موش‌های اصیل بود، مثل سیامی یا هیمالیایی یا هاسکی

باارزش‌ترینشون یه آبی اندلسی بود

که اسمش لیدی پریسی بود و تو عمرش یه روز هم مریض نشد

پس همه موش‌ها رو به خاطر چند تا خرابکار سرزنش نکن

چند تا خرابکار؟

دافنه، اونا یه بیماری رو پخش کردن که تقریباً نیمی از اروپا رو از بین برد

معلومه که چی می‌دونی!

اونا موش‌های قهوه‌ای معمولی اروپایی بودن

بله، ولی اصل مطلب... دافنه: اوه، نه، نه

من اینجا میشینم و به وراجی‌هاتون درباره شراب و اپرا گوش میدم

ولی وقتی بحث موش میشه، این دیگه قلمرو منه

مارتین: پیرمرد لاسکوف باید ۵۰ سال صاحب این خونه بوده باشه

مارتین: عجیبه چرا داره میفروشه. میتونه ۵۰ برابر چیزی که خریده رو بگیره

آره، واقعاً بلد بود چطور یه قرون رو هم فشار بده

میدونی، اون هیچوقت پول پیش منو پس نداد

ممکنه همین رو پیش بکشم

اوه، نه، این کارو نمیکنی

وقتی اینجارو تبدیل به یه بی اَند بی کنیم، تو همه رو از انعام جبران می‌کنی

این دیگه چه کوفتیه که...

اوه، آقای لاسکوف، چقدر خوبه دوباره میبینمتون

خیلی وقت بود

چی؟

ما قبلاً این خونه رو از شما اجاره کرده بودیم. بله

من نایلز کرینم. این برادرم فرژیه و بابامونه

یادتونه؟

نه

نه

قیافه‌تون یه جورایی آشناست

باید هم باشم. ده سال بهتون اجاره دادم، خونه رو تو بهترین شرایط تحویل دادم

و هیچوقت پول پیش منو پس ندادید

نه، شما رو هم یادم نمیاد. بفرمایید تو

بفرما، بابا

وای پسر، این چقدر خاطرات رو زنده می‌کنه

اوه، نایلز، یادت میاد؟

مشق‌هامون رو سر میز ناهارخوری انجام می‌دادیم؟

نایلز: اوه، بله

درس‌های پیانو عصرگاهی

از مادرتون موهامون رو کوتاه می‌کردیم

و میز تحریر کِشوپیچِ مامان کنار این دیوار اینجا

جایی که همه "معماهای پسران کرین" رو نوشتیم

هنوز میتونم ببینم که با لباس تویید نویسندگیت قدم می‌زدی

و عینک نیمه‌ت، و دیکته می‌کردی

و تو با ژاکت یقه‌شالت

با سرعت روی کلیدهای اون ماشین تحریر رویال قدیمی ضربه می‌زدی

وای خدای من

این دو تا بچه دیوونه کِی

شدن این دو تا آدم خشک و قدیمی؟

اوه، نایلز

یادته، این پنجره‌ای بود که بعد از خاموشی ازش فرار می‌کردیم؟

واقعاً؟ شماها؟ من اصلاً نمی‌دونستم!

معلومه، بابا. می‌رفتیم بیرون دنبال دخترا

و یکی دوتا نوشیدنی می‌خوردیم.

خب، پسرا پسرن دیگه.

فریزیر. هوم؟

ما دنبال دخترا نمی‌رفتیم. ما می‌رفتیم فیلم‌های خارجی می‌دیدیم.

فکر می‌کنی بابا دوست داره اینو بشنوه؟ یه ذره بهش حال بده.

خب، چی شد بالاخره تصمیم گرفتی بفروشی؟

می‌رم جزایر کایمن. یه تغییری می‌شه از سیاتل.

جداً؟

شنیدم اونجا غواصی عالیه. تو غواصی می‌کنی؟

به قیافم می‌خوره غواصی کنم؟

شانس آوردم برای نفس کشیدن تو خشکی به کپسول نیاز ندارم.

فقط دنبال عوض کردن آب و هوایی، نه؟

دنبال اینم که تنها باشم.

من اون چیزی که شما بهش می‌گین آدم اجتماعی، نیستم.

تو که با پول ودیعه من خوب رفیق شدی!

می‌دونی نایلز، حق با توئه.

برای یه اقامتگاه با صبحانه، اینجا به اندازه کافی بزرگ نیست.

نه، اما حسابی ما رو برد به گذشته‌ها.

آره.

نایلز؟

ما یه جعبه یادگاری زیر یکی از این کف‌پوشا قایم نکردیم؟

همین دور و بر؟

چی؟ من فکر کردم تو وقتی اثاث‌کشی کردیم، اونو با خودت بردی.

من فکر کردم تو برش داشتی.

فکر می‌کنی هنوز اینجاست؟ خب، حتماً هست.

اشکالی نداره اگه من و برادرم یه نگاهی اینجا بندازیم؟

آخه ما یه جور کپسول زمان اون زیر گذاشته بودیم.

اوه، نه، عمراً. هیچکس اینجا قرار نیست کف‌پوشا رو بکنه.

نه، نیازی نیست. تخته شل بود.

تخته شل نداریم.

همه‌شون محکم شدن. من خودم مطمئن شدم.

نمیشه فقط یه چک بکنیم؟ ببین، من اومدم اینجا تا اینجارو بفروشم،

نه اینکه خرابش کنم.

خب، شما واقعاً خریدار جدی هستین یا داریم وقتمونو تلف می‌کنیم اینجا؟

اینکه به ما اجازه بدین یه تیکه کوچیک از گذشته‌مون رو پس بگیریم، بعید می‌دونم وقت تلف کردن باشه.

خب، برای من که همش مسخره‌بازی به نظر می‌رسه.

بریم. فریزیر: آقای لاسکوف.

من به شما اطمینان می‌دم که من و برادرم هیچوقت اهل مسخره‌بازی نبودیم.

هیچوقت. لاسکوف: اوه، واقعاً؟

پس به یواشکی بیرون رفتن برای مشروب خوردن و دنبال دخترا رفتن چی می‌گین؟

نه، نه، نه، اون درست نبود. ما می‌رفتیم فیلم خارجی می‌دیدیم.

می‌دونستم!

نه، نه، وایسا.

نایلز: این از این.

عالی بود، فریزیر.

هنوز بلدی. ممنون، نایلز.

مثل دوچرخه سواریه.

بزن بریم. باشه.

فقط بیا جعبه یادگاری‌مونو پیدا کنیم و بزنیم به چاک از اینجا.

خب، فکر کنم همین دور و براست، هوم؟

این، امم...

پیداش کردم. پیداش کردم. پیداش کردم. همونجاست. این یکی، این یکی.

فریزیر: باشه، باشه.

بذار ببینم می‌تونم اینو اینجا جا بدم. همینه. اینجاست.

خوب. درست. اوه خدای من.

تصور کن!

همینه، همینه. من برمی‌دارمش. آره، خوبه. عالی بود.

آها. عالی بود، فریزیر.

آره، فکر کنم بیشتر از این نمیره.

باشه، دستتو ببر اون تو ببین چی می‌تونی پیدا کنی.

من دستمو اون تو نمی‌ذارم. ممکنه موش باشه.

شاید فقط موش‌های نمایشین که بدشانسی آوردن.

می‌دونم. اون چی بود؟

از من نپرس. تو داری باهاش ازدواج می‌کنی. باشه، من انجامش می‌دم.

باشه. مواظب باش، مواظب باش.

باشه، باشه، من هیچی نمی‌بینم. اوه، نه، اونجا نیست، نه؟

خب، نمی‌دونم. یه لحظه صبر کن.

چی؟ وایسا. وایسا، وایسا، وایسا.

آره؟ وایسا. خدای من. خدای من.

یه لحظه وایسا. آره.

یه چیزی هست. وایسا، وایسا. آره، اینجاست.

اوه خدای من، نایلز، نگاه کن! نده به من!

اینو واقعیه؟

قطعاً واقعی حس می‌شه.

خب، اون زیر کف‌پوشا چیکار می‌کنه؟

خب، از کجا بدونم من آخه؟

عجیبه کی می‌تونه باشه.

خب، شاید یه کارگر ساختمانیه که موقع ساخت و ساز اونجا گیر کرده.

یا

یه سم‌پاش که با دود خفه شده.

فرضیه‌های جالبی هستن، نایلز. متاسفانه، هیچ کدومشون منطقی نیست.

چرا نه؟ چون، نایلز،

وقتی می‌میری سرت مثل چوب پنبه شامپاین نمی‌پره.

به ستون فقرات وصل می‌مونه.

و اینجا رو نگاه کن، نایلز.

استخوان گیجگاهی شکسته.

انگار با یه شیء کُند بهش ضربه خورده.

پس شاید این بنده خدا تو یه جور تصادف خشونت‌آمیز جونشو از دست داده.

خشونت‌آمیز، آره.

ولی تصادف؟

قتل.

قتلی فجیع.

دافنی: هی، راز، آلیس، بیاین تو.

هی، مارتین. فریزیر خونه‌ست؟

نه، اون و نایلز رفتن بیرون. باشگاه شراب یا همچین چیزی.

امم، زود برمی‌گرده؟ سخته بگم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left