The first 189 lines.
با اینکه امروز مرخصیم «خوشحال میشم بگم «حرکت
خیلیخب. آماده باشین. میخوایم فیلمبرداری رو شروع کنیم پس همه باید آروم باشن
حرکت
به ندرت پیش میاد بتونین نقطه مشخصی
که مسیر تاریخ مد رو تغییر داده رو تعیین کنین
اما اکران اولیهی لندن یکی از فیلمهای کلاسیک دههی ۹۰
«یعنی «چهار عروسی و یک تشییع جنازه یکی از این نقاط عطف بود
اودئون میدان لستر برای نخستین اکران فیلمی
که همه در سراسر دنیا ،دارن درموردش صحبت میکنن
یعنی چهار عروسی و یک تشییع جنازه تغییر شکل داده
یادمه بازیگر جوانی به اسم الیزابت هرلی رو دیدم
که راستش رو بخواین تا حالا اسمش به گوشم نخورده بود
با دوست پسر اون دورانم، هیو که از بازیگرهای فیلم بود برای تماشاش رفتیم
پس از سالها نخستین فیلم بزرگ بریتانیایی بود که اکران میشد
بازیگر تازهکاری بودم و زندگی بخور و نمیری داشتم
به تازگی تو یه روزنامه محلی دربارهم نوشته بودن واسه همین پیش خودم خیال میکردم
که دیگه معروف شدم ولی خب مشخصا خبری نبود
میدونستم باید یه پیراهن خوب بپوشم و یکی بهم گفت
یکی رو میشناسه که یه شرکت روابط عمومی داره و احتمالا بتونن در این رابطه کمکم کنن
ما هم زنگ زدیم و پرسیدیم، دارینش؟
گفتن ما یه پیراهن بیشتر نداریم
من هم گفتم، اگه اندازهم بشه خوشحال میشم بذارین قرضش بگیرم
خلاصه سوار مترو شدم که برم بگیرمش
تو یه کیسه پلاستیکی سفیدرنگ بهم تحویلش دادن
تا اون روز اسم ورساچه هم نشنیده بودم
یادمه خیلی جسورانه بود و بهش مطمئن نبودم ولی انگشتهای پام رو لمس کردم
و کشیدمش بالا اما بعدش حتی نمیتونستم توش نفس بکشم
اون زمان خیلی جوون بودم از پلهها رفتیم پایین و دیگه همین
اون موقع همه چی با الان فرق داشت
درحالی که یه پیراهن خیرهکننده از ورساچه تنش بود اومد
با سنجاق قفلی بهم وصل شده بود
خیلی جذاب بود
تقریبا میشد گفت به سبک پانکه
مسحورش شده بودم
فکر کنم اون شب یه میلیاردتایی عکس ازم انداختن
و روز بعد روی جلد تک تک مجلات و روزنامهها بودیم
برگهامون ریخته بود
یادمه نگاهشون میکردم و پیش خودم میگفتم یعنی چی؟
و گفتیم خب خیلی پیراهن جسورانهای انتخاب کرده بودم
چون خودمون تا قبلش متوجه نشده بودیم
تو آپارتمان آینهی قدی نداشتیم
واسه همین نمای کلیش رو تا قبل از دیدن عکسها ندیده بودم
چی میتونم بگم؟
قدرت اون لباس نشون داد که یه لباس میتونه چه کارهایی برای یه بازیگر بلندپرواز
و یه خانهی مد بکنه
و یهو ورساچه ورد زبون همه شد
فکر میکنم یکی از بازترین و بدننماترین لباسهای اون موقع بود
اما همه ازش استقبال کردن
توجه همه رو به خودش جلب کرد، درست نمیگم؟
...صفحه اول دیروز - شیک وستاندی -
و امروز تمام روزنامهها بهش اختصاص داده شده
در اواسط دهه ۹۰، تازه از بحران رکود اقتصادی و ایدز گذر کرده بودیم
و گمونم دنیا آمادهی جشن و پایکوبی بود
بگذریم. میتونیم دوباره یه نگاهی به لباس الیزابت هرلی بندازیم؟
منظورتون همون پیراهن کوتاههست دیگه؟ - آره -
از پیراهنهای کوتور ورساچهست و قیمتش سه هزار پونده. با این وجود همهش رو فروختن
...اون زمان، تو دههی ۹۰، انفجاری به لحاظ
تمایلات جنسی، شهوانیت و آزادی رخ داد
چیزی که توی دهههای گذشته اصلا رایج و محبوب نبود
آدم مدت زمان کوتاهی میتونه افسرده باشه
بالاخره یه روز از جاش پا میشه و میگه بسه دیگه خسته شدم
و میره یه کار باحال انجام میده
پس بهنظر شما هردوش رو احتیاج داریم؟ منظورتون همینه؟
لباس سنجاق قفلیدار الیزابت هرلی یک لحظه فراموش نشدنی
در دنیای فشن بود که کاملاً درخور یک هنرپیشه خیرهکننده بود
و اون پیراهن توجه همه ما رو در وُگ به خودش جلب کرد
نشون داد که مردم مشتاق همچین
زرق و برق و جذابیتیان
و این دقیقا همون چیزی بود که آنا دنبالش میگشت
بهنظرتون چه زمانی مناسبه؟
اون زمان چندین یادداشت سردبیر برای وُگ نوشتم
مد به سمت ظاهری شیکتر و قدرتمندتر در حال تکامل بود
و من اعلام کردم که مد متناسب با اندام دوباره برگشته
و داریم وارد عصر جدیدی از مد و فشن میشیم
خوانندگان و مشتریان تشنهش بودن
کمپین زرق و برق وُگ یه جورهایی واکنشی به گرانج محسوب میشد
آنا اصلا از گرانج خوشش نمیومد
از ویف هم همینطور
و با طراحهایی که دوستشون داشت تماس گرفت
...و یه جورهایی بهشون گفت
راستش نمیدونم دقیقا چی بهشون گفت اما میتونم تصور کنم
اما یه مشکلی سر راهش بود
هنوز جوانهای زیادی بودن که طرفدار استایل گرانج بودن
مخصوصا قشر بازیگران جوان هالیوود
توی اون بازهی زمانی افراد بیشتر با لباسهای غیررسمی
و ساده روی فرش قرمز حضور پیدا میکردن
زمانی بازیگران با دنیای مد بیگانه بودن و جسارت به خرج نمیدادن
یه زمانی تو هالیوود پیش خودشون فکر میکردن
نکنه مردم من رو به عنوان یه بازیگر جدی نگیرن؟
پس لباس ضد مد میپوشم
من یه لباس دست دوم با چکمه پوشیده بودم
و فکر کنم حتی یه سری دوستهام بهم میگفتن
دیگه نباید لباس ریون بپوشی. کافیه
من هم در جواب میگفتم خب دوستشون دارم. خیلی هم ارزونن، چه اشکال داره؟
،وقتی شروع به کار کردم خبری از استایلیست و اینها نبود
همه خیلی صاف و ساده بودن
من بیشتر لباسهای مطمئن رو انتخاب میکردم شلوار بگ، تاپ تنگ
با یه کمربند بزرگ. کی رو میخواستم گول بزنم؟
اما خب سبک لباس پوشیدنم اون زمان اینطوری بود
با پوشیدن چیزی که دوست داشتیم خودمون رو ابراز میکردیم
تمرکز بیشتر روی سبک و استایل شخصی بود
بعضی وقتها حتی بدون آرایش صورت و مو میرفتم
تو وُگ دنبال پیام جدیدی جهت نمایش زرق و برق بودیم
و طراحی جوان که بتونه کار رو برامون دربیاره
.بله. هیجان خاصی وجود داشت همه حس میکردن که همه چیز در حال تغییره
آیا میدونستیم چی در انتظارمونه؟ نه ولی میدونستیم اتفاقی در شرف وقوعه
ایتالیا مهد پاستا، شراب کیانتی
گوجه فرنگی خشک شده و برخی از طراحان معتبر جهانه
ورساچه، استعداد محلی اینجا آرمانی
و طراحهای محبوب اهل سیسیلِ برند دولچه گابانا رو داریم
که همهشون آمادهن تا از مجموعه جدیدشون
برای پاییز و زمستان ۹۳-۹۴ رونمایی کنن
اوایل دهه ۹۰ ما تو مجله آیدی خیلی محبوب بودیم
ما مد رو تعیین میکردیم
...و یهو
به شهرها و فشنشوهای مختلف مثل میلان دعوت میشدیم
درسته ورساچه جنجال الیزابت هرلی رو به اسم خودش ثبت کرد
ولی راستش رو بخوام بگم بهنظرمون برندهای ایتالیایی یه مقدار از مد افتاده بودن
از خز، پر و پولک استفاده میکردن
چیزهایی که اون زمان بیش از اندازه اغراقآمیز بودن
اما گفتم باشه. بریم ببینیم
دوربین آمادهست
من اون زمان میلان بودم
و یادمه همه خیلی هیجانزده بودن
چون گوچی یه طراح جدید آورده بود
یه آمریکایی جوان
تام فورد وارد عرصه شد
با همین یه ذره مویی که برام مونده
یه طراح متولد تگزاس که سال ۹۴ مدیریت نوآوری گوچی رو به عهده گرفت
اون زمان و حتی همین الان
بسیار جاهطلب بودم
من رو آورده بودن تا برند رو احیا کنم
فکر میکنم تو صنعت مد شناخته شده بود اما ما نمیشناختیمش
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
همه با لوفرها، کیفها و لوگوی گوچی آشنایی داشتن
اما برند تاثیرگذار و تعیینکنندهای نبود
اون زمان اگه کسی کیف گوچی داشت
ترجیح میداد سریعتر ردش کنه بره
گوچی در دهه ۷۰ خیلی موفق بود و من تصاویر متعددی در آرشیوها دیده بودم
که حین خرید افراد مشهور از فروشگاههای مختلف گوچی
ثبت شده بودن
گوچی در دهه ۶۰ و ۷۰ به طرز موثری
از جذابیت این زنان نهایت استفاده رو برده بود
پیش خودم گفتم خیلیخب، همچین آدمی الان دوست داره چی بپوشه؟
منظورم از الان، سال ۹۴ ئه
اولین فشنشوهام به هیچ عنوان موفقیتآمیز نبودن
تو اولین فشنشوی گوچیش شرکت کردم
و خب... بد نبود
من همیشه نظرم رو به صراحت بیان میکنم
خیلی خستهکننده بود
هیچکی دوستش نداره و براش مهم نیست
هیچ تغییری ایجاد نکرد
و یادمه که ریچارد، برای کسایی که نمیدونن باید ذکر کنم که همسرم هستن
بهم گفت، باید کاری کنی که سکسیتر بهنظر برسه
و همین یه جملهش من رو یاد زمانی انداخت که هنوز همه چیز برام سکسی بود
ساعت سه نیمه شب در منهتنه و همچنان مردم پشت درهای استودیو ۵۴
به امید وارد شدن تجمع کردن
خیلی خوششانس بودم که تونستم لحظات پایانی استودیو ۵۴ رو
قبل از اینکه تعطیل شه تجربه کنم
و اولین باری که جلوی درب ورودیش قدم گذاشتم رو خوب یادمه
میتونستی صدای تپش رو حس کنی. بوم، بوم
بوم، بوم، بوم، بوم
واقعا فضاش لذتبخش بود
ترنسجندرها، دگرجنسگراها، پرنسسها بودن
،یه سریها هم با لباس رسمی بعضیها داشتن سکس میکردن
همه چی درهم بود
افراد مشهور و سلبریتیها هم همه جا بودن
نویسندگان ستونهای اجتماعی بهخاطر شخصیتهایی که جذب استودیو ۵۴ میشدن
مثل پله، دوستش داشتن
معیارهای زیبایی اون زمان خیلی سکسی بود
به طرز شهوانی و بوسیدنیای
یه جذابیت آشکار
میدونین یه زیبایی ظریف نبود بلکه ظاهری جسورانه و آشکار داشت
انگار از تو دل فیلمها بیرون اومده باشه
به همین خاطر رفتم سراغ اون زمان
یادمه یکی از دوستانم گفت این خیلی مسخرهست
میخوای یهو وایب دهه ۷۰ و سکسی بودنش رو برگردونی؟
میخوای کاری کنی دخترها سکسی بهنظر برسن و بفرستیشون رو استیج؟
اینکه خیلی مسخرهست
میخوای استودیو ۵۴ رو زنده کنی؟ امکان نداره
هفته مد ۱۹۹۵ خیلی مهم بود
خیلی اضطراب داشتم
سلام - سلام. حالتون چطوره؟ -
خوبم. شما چطورین؟
خوشحالم میبینمتون - همچنین -
دوربینتون کوچیکتر شده
سنگینی حفظ آبرو و اعتبار کل شرکت رو به دوش میکشیدم
فشار روی تام فورد به چه صورته؟
قطعا داره عذاب دنیا و آخرت رو تجربه میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.