The first 200 lines.
.در سال 2048
.تکنولوژيهاي تکامليافته ديگر قابلکنترل نيست
...پيشرفتهاي پرمخاطره چشمانداز
.جنايي رو براي هميشه دگرگون ساخت...
.پليسها آمادگي نداشتند
...پليس با سيستم دفاعي جديدي با
.اين فساد مبارزه ميکند...
.ولي همهشون يکسان ساخته نشدند
...ها اين بودDRN ايدهي اوليهي ساخت
.که آنها هرچه بيشتر شبيه انسان باشند...
.مبناي ساخت اونها برنامهاي به نام "روح مصنوعي" بود
.اين يکي از اون ديوونههاست
.ميبرمت داخل - .بزن بريم -
...حالا همهي پليسها ...انسانها و رباتها با هم
.براي محافظت از همهي ما مبارزه ميکنند...
.: شبـه انسانـي :. فصل اول؛ قسمت چهارم The Bends
:تــرجمه و زيــرنويس رضــا
.همينطور داره زنگ ميخوره
.دوباره بهش زنگ بزن
.هنوزم جواب نميده
.اون بايد منتظر تماسمون ميبود
.دليلي نداره که جواب نده
.اون همچين آدمي نيست
.حتماً يه اتفاقي افتاده
تـيـم تـرجـمـه «ايـران فـيـلـم» تـقـديـم مـيکـنـنـد
.جان"، بزن بريم"
.بايد برگرديم اونجا
،بيخيال پسر .با اين حرفات "نوري" رو ناراحت ميکني
.جان" که اصلاً بيملاحضه نيست"
.من که بهت تعارف کردم - .من غذا نميخورم -
،خب، من که ميخورم. اگه مشکلي داري .برو تو ماشين منتظر بمون
...مگه نميدوني ...توي ژاپن، ترک کردن ميز قبل از
.تموم شدن غذا بيادبانهست...
.وقتي تا تهاش رو خوردم، اونوقت ميريم
...اين دوستِ من، شبيهِ انسانهاست
!!ولي متأسفانه، مثل يه گاو غذا ميخوره...
!بهش چي گفتي؟
.از "نوري" خوشم مياد، آدم باحالي ـه
.آره، منم ازش خوشم مياد !چي گفتي؟
.نوش جان
.اون زندهست
!تو که نميخواي "نوري" رو دلخور کني
.تلافياش رو در ميارم
!اُه... خدايا... اخ
.سلام
داري مياي خونه؟
.آره
...همين الان، آه
...همين الان پيش سوپرمارکت وايسادم
.تا چندتا چيز بخرم...
روزت چطور بود؟
.طولاني
...کارل" زنگ زد و گفت مريضه"
.پس مجبور بودم شيفت اضافه وايسم...
دوباره؟
خودم ميدونم، باشه؟
.کِل"، بايد برم"
صبح قبل از اينکه بخوام برم سرِ کار ميبينمت؟
.مطمئن باش
.دوستت دارم
.منم دوستت دارم
.شب بخير
آماده اي؟
.آره - .فقط بذار من صحبت کنم -
،يه نمونه بهشون ميديم ،تا ثابت کنيم که مواد خوبي درست ميکني
و از اونجا ميزنيم بيرون، باشه؟ - .حتماً -
.بررسي اسلحهها
.چيزي نداره
.هميشه دير ميکني
.هي، تو کسي هستي که به من احتياج داري
اين سازندهات ـه؟
.خودشه
آره، "بيشاپ" کجاست؟
.آره
.فرانک" با سازندهاش اينجاست"
.به نفعت ـه که کار اين يارو خوب باشه
."از اينکه بالاخره ميبينمت خوشحالم، "بيشاپ
.شنيدم آدم بااستعدادي هستي
.اونايي هم که اهل "فيجي" بودن همين فکر رو ميکردن
.يه نمونه آوردم
.خلوص 84 درصد
حالا قيمت پيشنهاديم منصفانه به نظر مياد؟
.داريم راجب 600 ليتر جنس خام صحبت ميکنيم
.اول بايد کار سازندهات رو ببينم
!داري چه غلطي ميکني؟
،هر چي تو فکرت ـه !داري اشتباه ميکني
اين ديگه چيه؟
.يه سيم زير پوستي
.اون يه پليس ـه
...بيخيال
.خيلي خب
.من تنها نيومدم اينجا
.چرا، تنهايي - ...اوه، نه، نه -
.يه مورد داريم .قتل دو نفر
.يه افسر کشته شده
.ساوت ترن"، اسکله 22"
.يه ماشين بينشون اينجا داريم
.اثر انگشتهاي افسر مُرده همهجاش هست
.ما اينو پيدا کرديم
."بنزوپروپاين"
اين از يه گياه دريايي که توي .اقيانوس رشد ميکنه، ساخته شده
.اين همين 3 سال پيش کشف شده بود
."بهش ميگن "بندز در اصل به معناي درد بدن در اثر The Bends) (کاهش فشار اتمسفري در غواصي و فضا هست
...اداره پليس فقط همينو کم داشت
يه پليس فاسد که !صندوق عقبِ ماشينش پُر مواد باشه
اون کي بوده؟
.اسمش "کوپر"ـه
.از پليسهاي بخش 25 ـه
تو ميشناسيش؟
.اون پليس کار درستي بود
.امکان نداره اون خطاکار باشه
آخرين باري که ديديش کِي بود؟
.5يا 6 سالِ پيش
."توي 5 سال چيزهاي زيادي ميتونه تغيير کنه، "جان
.بعضي چيزها تغيير نميکنن
.اون توي صندوقش مواد داشته
ميخواي گزارش بررسي اوليه رو بخوني؟
.برام مهم نيست اونجا چي نوشته
.اسمش توي هيچ عمليات مخفياي نبوده
يه نفر يه سيم زير پوستي رو .از بدنش بيرون کشيده بوده
،اگه اون خطاکار بوده
چرا يه سيم زير پوستي داشته؟
ميدوني اون کيه؟
.اون "الکسيو بارُس"ـه
،اون فرمانده حوزه 25 ـه .بخش مواد مخدر
...الانه که اون به "ملدونادو" بگه که
...آياِي" هم داشته دربارهي افسر "کوپر" بخاطرِ"...
.معامله مواد تحقيق ميکرده...
."تمومش کن، "پاول
،اگه اون بيگناه بوده ...چرا بايد 15 ليتر
بندز" توي صندوق ماشينش ميبوده؟"...
،اگه اون گناهکار ـه پس چرا سيم زير پوستي داشته؟
.خب، يه حدس که کاملاً واضحه
...اون مدارک محکمي برعليه کسي که
،داشته باهاش معامله ميکرده، ميخواسته...
،تا با اون مدرک بهشون فشار بياره ...و مجبورشون کنه که
.سهم بيشتري از سود بهش بدن... .نميدونم
.تو بهم بگو
.اون دوستت بوده
.آره، دوستم بوده
."جان"
.همسرِ "کوپر" اينجاست
."کِلي"
."جان"
.خيلي متأسفم
.اين همکارم، "دوريان"، هست
.تسليت ميگم، خانم
لطفاً بهم بگو چيزايي که ...دارن راجب
.ترِوِر" ميگن حقيقت نداره"...
،کوپر" يکي از بهترين کارآگاههاي من بود"
.ولي چند ماهه که مأموريت مخفياي نداشته
دليل خاصي داره؟
...کوپر" فکر ميکرد که "بندز" آسيب"
.شديدي به خيابونهاي اين شهر ميزنه...
.اون ميخواست که توزيعکنندهي اين مواد رو گير بندازه
ولي صيد کردن يه ماهي بزرگ مثل اون .زمان زيادي ميبره
...گرفتن بودجه و منابع براي
،تحت نظرگيري طولاني مدت... .کار خيلي دشواري ـه
.آره، ميدونم .و اداره هم ميخواد که سريعاً به نتيجه برسي
.آره، و اينطوري "کوپر" نميتونست اونا رو بگيره
سعي کردم تا جايي که ميتونستم ،شرايط رو عادي نگه دارم
...ولي وقتي اون نميتونست کسي رو دستگير کنه
توي گزارشات پرسنلي اون به .يه سري تنبيههاي انضباطي اشاره شده
.کوپ" هميشه آدم سمجي بود"
وقتي يه کاري رو شروع ميکرد .بايد تا آخرش ميرفت
.اين ميتونه آدم رو تو دردسر بندازه
.اينجور آدما رو ميشناسم
کوپ" چيزي راجب کاري کاري" که داشت ميکرد بهت گفته بود؟
.اون هيچوقت مسائل کاريش رو توي خونه نميآورد
...نميخواست که منو تحت تأثير چيزايي
.که سر کارش ميديد، قرار بده...
خانم "کوپر"؟
...اخيراً متوجه تغيير خاصي توي
طرز برخورد شوهرتون شده بودين؟...
.دقيقاً نه
.يعني، اون مضطرب بود
.ميفهميدم که بخاطر کارش ـه
...اونا طوري باهاش رفتار ميکردن
که انگار اون يه تبهکار ـه... .نه يکي از خودشون
.اون بيگناه ـه
تو هم اينو باور داري، مگه نه؟
.آره
.ولي بايد ثابتش کنم
پس، تو عقيده داري که "کوپر" داشته ...بدون دستور اداره
.روي يه تحقيقات غيرقانوني کار ميکرده...
.اين همون چيزيه که دوست دارم باور کنم، آره
و مواد توي صندوق ماشينش؟
.ممکنه جاسازي شده باشن
...قتل يه پليس توجه زيادي رو
،به خودش جلب ميکنه... ..."پس مقصر نشون دادن "کوپر
.يه راه براي مرتفع کردن اين مشکله...
الکس"، يکي از کارآگاههاي من" .مدارک مالي "کوپر" رو بررسي کرد
...اون يه حساب به اسم پدرش
.پيدا کرد، که اخيراً فعال بوده...
.واريزها و برداشتهاي کلان
.پدر اون 7 سال پيش مُرده
،ببين، ميدوني ،اميدوارم من اشتباه کنم
ولي اگه "کوپر" زيادي ...با اين آدمايي که دنبالشون بوده
،آشنا شده باشه... ...تو منجلاب فرو رفته باشه
يعني، اون اولين مأموري مخفياي نيست .که همچين اتفاقي براش افتاده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.