The first 200 lines.
در هفتم اکتبر 2001 به تلافی حمله تروریستی 11 سپتامبر در آمریکا
1300سرباز آمریکایی به افغانستان اعزام شدند
تا دسامبر 2011 این رقم به 98 هزار سرباز افزایش پیدا کرد
ارتش آمریکا 50 هزار مترجم افغانستانی را استخدام کرد
بر اساس توافق صورت گرفته بنا بر این شد که آنها واجد شرایط درخواست
ویزای مهاجرتی ویژه و نقل مکان به آمریکا شوند
بهتره بریم
خب بریم
اوضاع چطوره جیجی؟
آخرهاشه
بگو صندوق عقب رو باز کنه
جکجک؟
حله
مشکلی هست؟
وقت تمومه
ادی، وقت ناهار نیست؟
.من که آمادهم تام؟
به من نگو، به جان بگو
جان، وقت ناهار نیست؟
عقب چی ماشین چی دارین؟
جکجک؟
مشکوکن جان
.باشه، مواظب باش الان میایم
میگه خالیه - ...گولش رو نخـ
بگو بازش بکنه
بگو وایسه
جکجک؟ - ...بگو در کیری رو -
جکجک؟
کیر توش
جکجک؟
بجنبید
بجنبید
« عهد » «فیلمی از گای ریچی»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
دمت گرم داداش
شنیدم آدم کار درستیه
آمادهش میکنیم دیگه؟ جیزی
گویا شرت تازه پوشیده
گروهبان کینلی؟
.استیو کرشر، افسر جنگهای الکترونیکی جدید هستم خوشوقتم
کرشر؟ خوشوقتم
جیجی، با آشخور جدیدت آشنا شو
سلام، من جیجی هستم
چطوری؟ من استیوم
به بچهها معرفیش کن - حتما -
بیا با بچهها آشنا شو
بچهها، با کرشر، افسر الکترونیکی جدیدمون آشنا شید - هی کینلی -
برات مترجم جور کردم
چهخبر؟ من استیوم
همهشون تعلیم نظامی دیدن؟
بعضیها کمتر، ولی نکات پایه رو بلدن
یکی رو میخوام که آمادگی بدنی داشته باشه
اون کچل ریشوئه رو میبینی؟
من جات بودم روی هوا میزدمش
طرف چهارتا زبان با ارزش بلده
.ولی یهکم بدقلقه زیر بار دستور نمیره
.بعضی از یگانها ازش خوششون نمیاد باهاش کار نمیکنن
خیلیخب، بگو بیان جلو
هی آحمد
بیا جلو
سیگار میشی؟
نه قربان، اهل سیگار نیستم
این کار رو میخوای؟
به پولش نیاز دارم قربان
قبل از این، حرفهت چی بوده؟
مکانیکی
بلدی ماشین تعمیر کنی؟
هرچی موتور داشته باشه خوراک خودمه
عه؟ خب این چیه؟
موتوره قربان
داری با حالت خودبرتر بینی باهام صحبت میکنی، آحمد؟
نه، نه
هیچوقت با یه افسر همچین رفتاری نمیکنم
چند وقته اینجایی؟
پنج سال
باهاش حال میکنی؟
کاره دیگه قربان
خب احمد جان، تخصص یگان ما
پیدا کردن مکان مهمات و مواد منفجرهی طالبانه
میشه گفت خودمون رو میندازیم توی دردسر
...متاسفانه
مترجممون رو از دست داد
متوجهم
و اینکه اسمم احمده قربان
اوه آره
من هم گروهبانم نه قربان
بچهها، با احمد مترجم جدیدمون آشنا بشید
چهخبر داداش؟ - چطوری آقا احمد؟ -
لطفا نا امیدم نکن و رو مخ نباش
خیالت راحت قربان
چه چندش
دلم واسه گوشت خوک لک زده
همهش به فکر غذایی؟
همین تازه هم غذا خورد
اینجا چیز درست حسابیای برای خوردن پیدا نمیشه
تام، اون خوراکش چیه؟
خوراک همیشگیش، سوسیس
یه تیکه سوسیس کوچولو که ضرری نداره
خودت رو با این حرف گول بزن، چاوچاو
خیلیخب بچهها
وقت مدرسهست
میدونی، اگه دنبال سلاحی
اینجا گیرت نمیاد
جدی؟ از کجا میدونی؟
میدونم پشت این درها چهخبره
پس از عالم غیب بهت میرسونن
دوباره در بزن، حدی
خیلیخب
امنه
امنه
امنه
اینجا هم امنه
امنه
اینجا چهجور جاییه؟
شبیه چیه بهنظرت؟ بار ورزشیه
چی میگه؟
میگه سطح اطلاعاتتون ریده
یه غیبگوی دیگه
از این کیری کاریها خستهم
خب، من اینجا میمونم یه دودی بگیرم
موقع طلوع خورشید میبینمتون
از کجا اینقدر درباره اینجا اطلاعات داری؟
اهل عشق و حالم
عصرهات رو اینجوری میگذرونی؟
بهطرز غیرقابل پیشبینیای زرنگی، احمد
خیلیخب
بیاید از اینجا بریم
نه چیزی رو لیس بزنید نه فشار بدید، نه بخورید
جیزی
به پایپه دست نزنی
خب، خوش گذشت
بهگمونم باید بریم سراغ بعدیش
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .:: @SublimeTitle :ترجمه رایگان در تلگرام
زدیم تو خال
.مقر طالبانه محاصرهشون کردیم
حدی، یهکم کشیک بده
عجب خونه قشنگی
باهم میتونیم دوران بازنشستگیمون رو اینجا بگذرونیم، جیزی
میتونیم به یه سگ لابرادودل پناه بدیم و شیر یه موجودی رو بدوشیم
این مختصات چیان؟ داره بگایی میشه
منشاء این اطلاعات کجاست؟
ستاد مرکزی
میخوای چی کار کنی؟ - میخوام بیشتر از این، وقت تلف نکنم -
بههرحال چند ساعت وقت داریم
بند و بساط کباب همراهته، چاوچاو؟
خودت چی فکر میکنی؟
تحسینبرانگیزه
میدونی احمد، مهم نیست پشت سرمون چی میگن
ما حیوون نیستیم
البته جز چاوچاو
به سلامتی جکجک
به سلامتی جکجک
بهنظرت استیو باید اولین آبجوش رو کی بخوره؟
نمیدونم
استیو، بهنظرت کِی اولین آبجوت رو میخوری؟
هروقت شما بگی قربان
نوش کلهت
ممنون ژنرال
به سلامتی جایگاهی که امیدوارم از پسش بربیام
سیبهاش چطورن قربان؟
عاشقشونم جان
قربان، معمولا واسه همچین مشکلاتی مزاحمت نمیشم
ولی این طراف، شما تنها کسی هستید که مرد عمله
عه؟ چی شده؟
همهش میریم ماموریت و دست خالی برمیگردیم
مدام دارم جون افرادم رو بهخطر نمیندازم
انگار داریم آب رو با صافی جمع میکنیم
شنیدم قبلا هم توی این حوزه به مشکل خوردی
ببین، ماموریت شما اینه که کارخونههای بمبهای جادهای رو پیدا کنید
میتونید توی پیدا کردنشون خلاق باشید، درسته؟
به روش خودت انجامش بدین
فکر نکنم از روش من خوشتون بیاد
فکرنکنم مهم باشه من خوشم بیاد یا نیاد
بهخصوص اگه ازش خبر نداشته باشم
واقعا از نداشتن این مکالمه لذت بردم
روز خوبی داشته باشی
من هم از نداشتن این مکالمه لذت بردم، قربان
منتظر برگشتنتون هستیم، قربان
زمان احتمالی رسیدن: ساعت 23:00ـ
میدونم قربان
دکلان؟
جان؟
اومدی کمکم؟
حس میکنم ازم سوءاستفاده کردی، جان
فقط من رو واسه هوشم میخوای
اوه
تو هم بیشتر از وظیفهت کار دیگهای نمیکنی
چون هیچوقت قبلش شام مهمونم نکردی
و نه، نیومدم کمک
سالها طول کشید تا اینا رو جمع کنم
نمیام در اختیارت بذارمشون
و از اونجایی که تازه با وکس مکالمهای نداشتی
برام غیرممکنه که این لیست اهدافِ تفتیش نشده رو بهت بدم
همیشه یهدندهبازی درمیاری
فقط باید آدم مصری باشی
چی کار میکنی؟
دارم تسمه پروانه رو سفت میکنم قربان - این یارو رو میشناسی؟ -
آره
خیلیخب، همراهم بیا
خودشه، اسمش فرجه
No comments yet. Be the first to leave one.