The first 200 lines.
!پاشو! پاشو! پاشو
چی شده؟ نشنیدم ساعتم زنگ بخوره - آخه هنوز ساعت 6 و 23 دقیقهست -
وای، محض رضای خدا بذار
هفت دقیقه دیگه هم بخوابم - !نه -
بیشتر از این نمیتونم صبر کنم و !برات تعریف نکنم
وای، نه. کسی مُرده؟
!تو رو خدا، کسی نمُرده باشه
،کسی نمُرده، جز بلیری که تا الان بچه بود
!ولی به وسیلهی سکس از بین رفت
!من و مایلز دیشب باهم سکس داشتیم
!خیلی منتظر این لحظه بودی
واقعاً نمیدونم از این به بعد !چی قراره دغدغهی ذهنیت باشه
!هی، زر نزن
خب، قشنگ برام تعریف کن. چطور بود؟
خب، دفعهی اول که خیلی آروم و
عاشقانه و پراحساس و لطیف بود
!وایسا ببینم. دفعهی اول؟
آره، بعد دفعهی سوم
بیمعطلی بهطرز غافلگیرکنندهای
بعد از دفعهی دوم اتفاق افتاد
ولی دفعهی چهارم از همهش بهتر بود
تو یه شب چهار بار سکس داشتی؟
اوهوم
.فکر نمیکردم اصلاً همچین رکوردی ممکن باشه حالا دفعهی چهارم چرا بهتر بود؟
،چون همونطور که کرده بود توم
!ارضا شدم
!به آخرین درجهی ارضا رسیدم
واقعاً؟ - !آره -
اینجوری بود که... خیلی با خودارضایی کردنم !فرق داشت
حتی با وقتهایی که مایلز جورهای دیگهای
!من رو به ارضا میرسوند هم فرق داشت
.راستش نمیتونم توصیفش کنم ...انگار عمیقتر بود
انگار آتیشبازی دیدم یا رقص آتیش
یا از اینایی که آتیش میخورن. چه میدونم
تو اولین باری که توی سکس با لوک به ارضا رسیدی چی دیدی؟
...اوه
!گویهای آتشین و خود خدا رو دیدم
سراغ کلویی رو میگرفت. خیلی دوستداشتنیـه
ایول
شرمنده که حرف لوک رو پیش کشیدم
اوضاعت روبراهـه؟
!از اون که بهترم
وای، خدای من! 27 تا پیام داده
طفلکی
.ایول به این بیتموجیای که درست کرده !دقیقاً شبیه خودشـه
نمیدونم چه جوابی بهش بدم، میفهمی؟
نمیخوام ضربهی روحی بخوره ولی
راستش اصلاً از این جریان ناراحت نیستم
!تازه سعی میکنم ناراحت باشم ها
مثلاً دیشب یه فیلم خیلی سنگین دیدم و
سعی کردم باهاش گریه کنم
،ولی آخرش، هم احساس باهوشی میکردم هم خوشحال بودم
آخه زیرنویس هم داشت
.عمراً نمیتونستی با لوک ببینیش !خیلی یواش میخونه
:آره دیگه! برمیگرده میگه چرا باید یه فیلم رو بخونم؟»
«!مگه رولت گوشت رو با لیوان میخورن
فکر کنم تصمیم درستی گرفتی
حقتـه با کسی دوست باشی که
همون حسی رو بهت بده که مایلز به من میده
چه حسی هست حالا؟
حس میکنم یه خانمِ بزرگام
« ترجمه از یاشار و آرین » .:: Cardinal & TAMAGOTCHi ::.
هوگو دِ نارانخا (آب پرتقال)؟
رفتم از اون فروشگاه مکزیکی خرید کردم
بهنظرم بهتره همهمون !به ذائقهمون تنوع بیشتری بدیم، بچهها
...هوم
خیلیخب. باشه
...دخترها
با این وضع مجبوریم یکم صرفهجویی کنیم
کدوم وضع؟
!وضعِ از کار بیکار شدن من
اگه تا حالا متوجه نشدین بدونین مادرتون کلی از این قضیه دلخور شده
خب، ناراحت نشدم، عزیزم
منم همون چیزی رو میخوام که تو رو خوشحال میکنه
!که ظاهراً شکار گوزن وسط هفتهست
.ممکنه همین شاممون باشه .درضمن خوبه یکم استراحت کنم
ذهنم آروم بشه
به این فکر کنم قدم بعدیم چیه
لطفاً ترکم نکن، عشقم
قول بده ترکم نکنی
قول بده، عزیزم
.قول بده !خواهش میکنم قول بده
باشه، قول میدم. بسه
حالا بگذریم، استرلینگ فردا قراره تو مسابقات مناظره شرکت کنه
هیجانانگیزه، نه؟
!خیلی هیجانانگیزه
کاش میذاشتی من و پدرت هم بیاییم
.شرمنده، مامان آخه این یکی خیلی مهمـه و
نمیخوام مضطرب بشم و شکست بخورم
و اگه تو اونجا باشی، اضطرابم دوچندان میشه
،مامانت پیش هرکی باشه همین تأثیر رو روش میذاره
!عجب
...منـ
!عجب
اینطور که پیداست، مامان و بابا هردوشون پریودن
میدونستی مردها هم پریود میشن؟
از نظر تغییرات هورمونی
!معلومـه که میدونستم
من خیلی چیزها بلدم
تازه خیلی چیزها بلدم که تو ازشون بیخبری
!سکس باعث شده یه خرده غیرقابلتحمل بشی ها
خوب گوش کنید، مناظرهگرهای دلاور
،همونطور که تا الان در جریان قرار گرفتین
ویلینگهام فردا میزبانِ مسابقات در سطح شهریـه و
ما قراره چیکار کنیم؟
!برنده بشیم - !وای -
«خب، «همهچی که بُردن نیست
هیچکس اینجا همچین نطری نداره، غیر از اینـه؟
،خانم جانسون لطف کردن داوطلب شدن بهمون کمک کنن
فکرکنم سابقهی مناظره دارین دیگه؟
اوه، بله، جناب
پستچیمون همهش بستههام رو ،میذاشت پشت باغچه
منم برگشتم بهش گفتم: «ببخشید
میشه بذارینشون تو صندوق پستیمون؟
«چون این اطراف هم دزد داریم، هم موش کیسهدار
خلاصه یکم باهم جر و بحث کردیم و
حالا حدس بزنید چی شده؟
کاری که بهش گفتم رو میکنه
اکثر روزها
خب، میتونم بهتون اطمینان بدم که من بلدم چطور با استدلال حرفم رو به کُرسی بنشونم
و اینم براتون بگم که
در مقام اولین سرگروهِ دخترِ سفیدپوست مدرسه
افتخار سرپرستیتون رو بهعهده دارم
دلم واسه متانت و روحیهدادنِ صبورانهی لیندا چترجی تنگ شده
منم دلم براش تنگ شده
ولی اون با کلهی بزرگ و متفکرش
و دندونهای خرگوشیِ فوقالعادهش
به چپیهای دانشگاه استنفورد پیوسته - هوم -
پس به یاری خدا خودمون بر مشکلات غلبه خواهیم کرد
پروندهی همهی سرگروههای ،تیمهای مناظرهی رقبا رو آماده کردم
که شامل اطلاعات مدافع عنوان قهرمانی امسال، کریگ وو، هم میشه
اوه
:پروندهها شامل اطلاعاتیـه از جمله نقاط قوت، نقاط ضعف
وضعیت تأهل پدر و مادرهاشون
و بله... اینکه در مدارسشون از نظر بقیه چقدر محبوب و جذاب هستن
فردا همهمون باید قبراق و آراسته باشیم
نمیخوایم مثل پارسال خرابکاری تو جمعمون باشه
بنابراین، نباید بودجهی دولتی به زیرسازی ترابری
تعلق بگیره
مگه بهسازی بنادر یکی از مهمترین مسئولیتهای دولتی نیست؟
پس سرمایهگذاری دولت فدرال
برای حفظ جایگاه رهبری ایالات متحده در تجارت جهانی لازمـه
به نکتهی ظریفی اشاره کردی
نگران نباش، وسلی
.فردا هم روز خداست .رفتی خونه قشنگ بخواب
با همهتونم، اگه کسی پاشه با ،چشمهای خمار و خسته بیاد اینجا
!خودم میگیرمش و قطره میریزم تو چشمهاش
دخترها، یادتون نره که شما همتیمی هستین
قبلاً خیلی با هم صمیمی بودین
مطمئنم بازم میتونید مثل قبل باشید
فقط یکم سعی کنید
مربی، تو این فکر بودم که واسه بچههای تیمهای دیگه کیک مافین بیارم
...خواستم ببینم مایلید هزینهها رو تقسیم کنیم یا
قبلاً همیشهی خدا همفاز بودیم
واقعاً؟
شاید من فراموش کردم
الکی نگو
یادتـه کلاس پنجم خانم ویلیس رو راضی کردیم
که باید یه جلسه از درسمون رو
به تأثیر و اهمیت فرهنگی موزیک ویدیوِ «بَد بلاد» اختصاص بده؟
،ولی بعد اون مارسی براونینگ که شبیه موش بود یادش انداخت باید ازمون امتحان بگیره
رومُخترین بود
!یه خبرچین تمامعیار بود
حداقل توی اون امتحان 100 شدم
من 95 شدم چون کوئیکرها رو با «ع» نوشتم
«کوعیکرها»
یه ماه اعصابم خرد بود
واسه برنده شدن باید پشت هم باشیم
ولی بعد از مسابقهی فردا شرایط به حالت عادی برمیگرده
یعنی من میدونم که تو فقط ظاهرسازی میکنی
و تنها کسیام تو کالج که متوجه این مسئلهست
،میدونستی تو زبان فرانسوی به لحظهی ارضا شدن میگن
نیمچه مرگ»؟»
بهنظرت ارضا شدن مثل مُردنـه؟
اگه اینطور باشه من مثل یه گربهم که 9 تا جون داره و
از یه دونه اساسیش هم استفاده کردم
ولی اگه قراره هربار که ارضا میشم ،یه ذره بمیرم
9000 تا جون لازم دارم
ایناهاش
خیلیخب. فکرکنم رابطهمون جوری شده که
از این به بعد باید حد و مرزهای بیشتری رو رعایت کنیم
دفعهی بعد که با مایلز بخوابم ...اینجوری میکنم
بعدشم میچرخونمش و
!اینطوری میکنم بوم! بوم! بوم
بعد اونم اینطوری میشه
بعد اون حرکتی که خوندم و یاد گرفتم رو !با کونم انجام میدم
و اونم همچین میشه
خب دیگه، نمیخوام بقیهش رو بشنوم
وایسا، تازه دارم به بهترین بخشش میرسم
بعد گردنش رو میگیریم و ...میکشمـ
!تمومش کن
رفیق، چت شده؟
دروغ گفتم. هیچوقت تو رابطه با لوک به ارضا نرسیدم
وای، لعنتی
وای
خیلی متأسفم
فکر میکردم حداقل یه بار زده باشه تو خال و ارضات کرده باشه
شنیدی که چی میگن
حتی یه سنجاب کور هم هر از گاهی» «پاش میره رو یه فندق و پیداش میکنه
فقط شیش بار سکس داشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.