The first 200 lines.
دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا، بدون سانسور و حذفیات، به همراه زیرنویس چسبیدهی اختصاصی، تنها در رسانهی اینترنتی نایتمووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
.برین کنار
!حرومزاده
!صبر کن، حرومزاده
!کمک .یه نفر با چاقو افتاده دنبالم
!برین کنار
!چاقو رو بیار پایین
!میکُشمت - !چاقو رو بیار پایین -
!اون خیلی بیشعوره
.میتونم توضیح بدم
.من یه خبرنگار از میکوـم
پس چرا داشتی از زنم
راجع به شورتش میپرسیدی؟
،ببخشید
میخوام یه وقت برای فردا بگیرم .تا مواردتونو توی شیبویا ببینم
خانوم، گرفتن خونه توی توکیو
.فرایند خیلی پیچیدهایه
.آره، میدونم
میشه یه وقت برای فردا بهم بدین؟
.متاسفانه مراحل زیادی باید طی بشن
.من اون مراحلو طی کردم .میخوام از خونهها دیدن کنم
متاسفانه مالک اون خونه
.دوست ندارن به شما اجارهش بدن
...صحیح
.پس یکیو پیدا میکنم که دوست داشته باشه
.ممنون که وقتتونو در اختیارم گذاشتین
خبرگزاری گزارش
یه دزد شورت رو دیروز توی کابوکیشو گزارش داده
و مارویاما سان میخواد قبل از چاپ عصرگاهی
،دو پاراگراف راجع بهش بنویسم .ولی تا الان هیچ اطلاعاتی ازش ندارم
تمام صبح داشتم توی کابوکیشو اینور اونور میرفتم
،و از زنا راجع به شورتاشون میپرسیدم
.و نزدیک بود کشته شم
.دو روزه نخوابیدم
آره، اما یه مقاله ازت منتشر شده، مگه نه؟
.راجع به امنیت در رانندگی - .بازم مقاله محسوب میشه -
.هر کی بهش میرسیدم، نه .کلا اعصابش خورد میشد
.در همین حال، من برای خودم یه مقاله نوشتم
.از تمام اینا هم بهتره
اون یارویی که توی شینجوکو خودشو آتیش زد رو یادته؟
.هومم. آره
فکر میکنم به قضیهی چاقوکشیای .که پوشش دادمش ربط داره
،منظورت از پوشش اینه که مثل یه قتل جلوهش دادی
جوری که باکو نزدیک بود اخراجت کنه؟
!اجنبی! اجنبی
دوست داری رو مخم بری، ها؟
.خیلی حال میده
.خیلیخب
.باید برم. وقت ندارم
.سلام، پال
.یه کار اضطراری دارم
دوباره توی رستوران آکیرا گیر کردی؟
اون حرومزادهی عوضی نمیتونه برات تاکسی بگیره؟
.نه .اون عشق زندگی منه
کمک میخوام تا یه کادوی تولد برای یکی از .مشتریای ثابتم بخرم
همون که دهنش بوی کیمچی میداد؟ - .نه، هازیگاوا سان -
.اوه .ابروهای پرپشت، چشماشو موقع حرف زدن میبنده
.آره
،من براش کادوهای خوب میخرم .اونم تمام شب شامپاین میخره
.خواهش میکنم، تو رو خدا
.تو سلیقهت خیلی خوبه
.باشه. جلوی آنیکس وایمیستم
ساعت 4 همو توی شیبویا ببینیم؟
الان داری چیکار میکنی؟
.لعنتی - .باید برم. میبینمت -
منو کسایی بدتر از یه مرد که دستش چاقو هست هم .دنبال کردن
.اینم جزو خطرات شغلمونه
.میفهمم، مارویاما سان
.فقط یه خرده دیگه وقت میخوام
.تا ساعت 3 بعدازظهر وقت داری .بیشتر نه
.من سرنخه رو ندارم .هیچی ندارم
با هر کی حرف میزنم، هیچی راجع به این قضیه نمیدونه --و
.جیک، جیک
.راه نرو
.حالا برگرد عقب و فکر کن
دیگه پیش کی میتونی بری؟
.میاموتو سان
فقط باید بگم»
«.لباست خیلی تحریککنندهست
جواب داد، مگه نه؟ خیلی خوب بود، نه؟
.آره
هی، هیچکی مثل تو کابوکیشو رو نمیشناسه، درسته؟
.خب، آره
تو چیزی راجع به این دزد شورت میدونی؟
دزد شورت؟
چیزی میدونی؟
چون راجع بهش قراره مقاله بنویسم .و هیچ سرنخی ندارم
،نباید اینو بهت بگم
،و اگه اسم منو هم تو مقالهت بیاری .تکذیب میکنم
.خیلیخب
.دزد شورتی وجود نداره
جدی؟
بعضی زنا توی یه روز طوفانی .شورتشونو گم کردن
خبرگزاری اینو نوشته
چون روزنامهها عاشق داستانای .راجع به منحرفای جنسیان
.ممنون. وایستا، وایستا
کس دیگهای هم از این خبر داره؟ - .هنوز هیچکی -
.ممنون، ممنون
.ممنون
.میاموتو سان
.دوباره بنویسش
.باشه
.دوباره بنویسش
.خوب نیست
.خیلیخب، آشغال عوضی
.بذار دوباره امتحان کنیم
،تو داشتی از خیابون رد میشدی ،و مشغول کار خودت بودی
یه دفعه یکی که داشت میدویید از ناکجاآباد پیداش شد ...و خورد بهت
و؟
بعدش چی؟
چی میخوای بهم بگی؟
.حقیقت. به قول خودت
.قربانی تصادفا با یه سارق برخورد داشته
.در مکان و زمان اشتباه
.فوناکی، واقعا باورت نمیشه
ما اثرانگشتاشو روی یه چاقو .و یه گواهی امضاشده ازش داریم
دیگه چی میخوای؟
یه دزد سطح پایین توزاوایی همینطوری میاد وسط خیابون
و خودشو تسلیم میکنه؟
به نظر میاد سریعترین راه برای .در رفتن از بازرسیه
بازرسی؟
شغل ما اینه تا پروندهها رو .واضحتر کنیم
.همین
.این سومین مغازه توی ماه اخیره
.تمامشم تحت محافظت ماست
.توزاوا
داره سعی میکنه ثابت کنه .که نمیتونیم از منطقهمون حفاظت کنیم
.باید بهشون حملهی متقابل کنیم
و خطر جنگو به جون بخریم؟
.اما الان جنگه
،اگه حمله کنیم
چیکارا کای به عنوان بازرسای ما ،دیده میشن
.و پلیسا میان دنبالمون
!خل شدین؟
.نه. حملهی متقابلی انجام نمیدیم
.فعلا، باجها رو زیاد میکنیم
از پول اضافی .برای جمع کردن نیرو و آماده شدن استفاده میکنیم
...کومه
.بله
...کوبایاشی
.بله
،اگه یه جنگ با توزاوا تو راهه .براش آماده میشیم
.اویابون دوست داره خوب خورد شده باشن
،نوکش روی تخته قرار میگیره ...یه حرکت ملایم
.لعنتی، ساتو
فکر میکنی
توی کسب و کار اشتباهی داری فعالیت میکنی؟
امیدوارم کار با چاقوت .بیرون از آشپزخونه هم خوب باشه
بریم بفهمیم؟
.ساتو
.برو کارا رو درست کن
.این ماه پولشونو گرفتن
.جدیدا پول بیشتری هم میدن
.خیلیخب
.گند نزنین به پیازا
در این حد بده؟
.ساکت
.اینقدر از صفتها استفاده نکن
.خیلیخب
.میره توی شمارهی صبحگاهی
جدی؟
،تو از خودت قدرت به نمایش میذاری .و این حقیقته
.ادامه بده
.بدک نیست، جیک سان
.این اولین مقالهمه، پسر
.آره، میدونم
چرا حس میکنم بهترین روزنامهنگار جنایی
تاریخم؟
،چون تو یه آمریکاییای
.برای همین فکر میکنی از چیزی که واقعا هستی بااستعدادتری
.درسته
.یا شایدم من خوششانسم
چقد دیگه باید برای کو-اتسو برگردیم میکو؟
.حدود 90 دقیقه دیگه
.هی. همهمون باید این کارو بکنیم
.چک نهاییه، جیک
!نباید دیر کنی. هی
،با توجه به مدرک
،و حالا هم این اعتراف .انتظار یه مجازات سبک داریم
امیدوارم این برای شما و خونوادهتون
.آسایش به ارمغان بیاره
عذر میخوام اگه دوباره حرف زدن راجع به این جریان ...خیلی ناراحتکنندهست اما
،درک میکنم
با توجه به حرفی که به کارآگاه فوناکی زدین
.که شوهرتون مشکلات مالی داشته
.با بقیهی کارآگاها هم این موضوعو در میون گذاشتم
.به نظر میرسید فکر میکردن مناسب نیست
.البته
فقط میخوام مطمئن شم چیزی .از قلم نیفتاده باشه
.ما وام گرفتیم
.خیلی زیاد
یه قسطو ندادیم
.و نرخ سود ده برابر بیشتر شد
.برای همین شوهرم اومد بیرون
چهطور؟
داشت اطلاعات جمع میکرد .تا تحویل وکیل بده
راجع به وامدهندهها ...و
.روشهای کارشون
شما اون اطلاعاتو دارین؟
No comments yet. Be the first to leave one.