The first 200 lines.
آنچه در «چـاکـی» گذشت
چاکی همیشه بهم میگفت که یه روزی مامانِ واقعیم میاد دنبالم
واسه همین همیشه اینجا مشکل داشتم
بهت دروغ گفته - تو هم خواهر واقعیم نیستی -
من خواهرتم، کارولین - !زحمت دادیم -
!نه، کارولین. نه
تیفانی، بین ما هیچی عوض نشدهها
هنوزم قراره شکنجهت کنم و بعد بکُشمت
!وای، نه
!نه! نه
دلتون برام تنگ شده بود، خارکُسهها؟
بگو کجایی و همین الان میایم خدمتت
خونۀ جدیدم قوانین خیلی سختگیرانهای تو زمینۀ پذیرش مهمون داره
سهتاشون افقی شدن، سهتای دیگه مونده
یعنی چاکی تو کاخ سفیده؟
اصلاً چطور رفته اونجا؟
دنبال چیه؟
!نــه « ژانویۀ پارسال »
!پلیس! در رو باز کنید
!نه
!بیحرکت - !ایست -
جنیفر تیلی، شما به جرمِ قتل عمد
بازداشتی - قتل؟! کدوم قتل؟ -
حق داری سکوت اختیار کنی
...هرچی بگی در دادگاه علیهـ - آخه قتلِ کی؟ -
همینطوری «قتل» خیلی کلیـه
بهت بگم قتلِ میشل کراس چطوره؟
!من اونو نکُشتم کار چاکی بود
چاکی کیـه دیگه؟
منو اشتباهی دستگیر کردید
!کار چاکی بود چاکی اونو کُشت
!همون عروسکۀ اون دخترۀ تخمجن
خوب شد گفتی! یه جرم دیگهت هم آدمرباییـه
!وایسید ببینم کتابم کو؟
!کتابم !کتابم رو برداشت
!کتابم رو میخوام ...خانم، خانم -
!کتابم رو میخوام
اسمش «گامبهگامِ جادوجنبل» ـه
!اینطوری نمیشه! میخوامش
!نمیشه که بیکتابم برم زندان
خانم، تنها کتابی که لازمت میشه
انجیلـه
خیلیخب، دوستان. متفرق شید
.چیزی نیست نگاه کنید بفرمایید
نیکا
!تو روحت
!وایسا
!لعنتی
چی شده، نیکاجون؟
پاهاتو موش خورده؟
.وایسید ببینم شما همدیگه رو میشناسید؟
!آره بابا من و نیکا داستانها داشتیم
راستش یه مدت اصلاً نمیشد از هم جدامون کرد
کارولین... اسمت همینـه دیگه، نه؟
عروسک رو بده من، کارولینِ قشنگم
دستهات چی شده؟
خب... چیزی که منو نکُشه قویترم میکنه
درست نمیگم، چاکی؟
!آره جونِ عمهت
کارِ تو بوده؟
کار تیفانی ـه
گفتم که خُلوضعـه
ولی دیگه پلیسها مینشوننش سرِ جاش
!حالاحالاها مونده تا تموم شه، چاکی
معلومـه که مونده، نیکا
تازه داریم شروع میکنیم و
!شک ندارم یه عشقوحال حسابی تو راهـه
!تا بعد
میگم... بارون شدید قراره بیادها
بارونیای چیزی داری، قندعسل؟
!رانندگیتو کن تو، عسل
!وای عروسکِ سخنگوئه؟
سرت تو کونِ خودت باشه، خب؟
!اوه، از اون رُبات تعاملیهاست که هوش مصنوعی دارن
...آره بابا، تو تلویزیون دیدم انگار واسه بچههای تنها یا همچین کسایین
!حواست به جلوت باشه، جنابِ بلبلزبون
!باشه، باشه
بگو ببینم حالا برنامهمون چیـه، چاکی؟
فکر کنم وقتشـه به چندتا از دوستهای قدیمیم
یه سری بزنیم
تیف که فعلاً خط خورد
خودش شرّشو کم کرد
...ولی بقیهشون
!قراره حسابی سورپرایز شن
تو چی، بچهجون؟
کسِ خاصی مد نظرت هست؟
هیچوقت از خانم شرمن، معلم کلاساولم، خوش نمیاومد
هرچه بیشتر بهتر
اینم اضافه کنیم به
لیستمون
...یه چیزی بگم، کارولین از اول هم میدونستم تو استعداد داری
لکسی و اون بچهخوشگلها مالِ این حرفها نبودن
ولی تو اصلِ جنسی
خب، منم تا حالا رسماً کاری نکردم
استرس داری؟
هشت سالمـه خب
من از هفتسالگی شروع کردم
من یهکم دیر راه میافتم
میشه خودت یادم بدی
کلاسِ درسمون همین الان شروع شد
میگما... اوضاعاحوال؟
خوبم من - آره؟ -
عروسکِ خیلی جالبی داریها
از کجا گرفتیش؟
اوه... چاکی تَکـه تک
حالا دارید در موردِ چی حرف میزنید؟
در مورد آدمکُشی - !چیچی؟ -
خب دیگه! اصلاً میدونی چیـه؟
شرمنده، کوچولو
ولی باید یه ماشینِ دیگه بگیری
این رفیقِ نیموجبیت رو که میبینم مورمورم میشه
از اوناش نیستم که بذارم یه عروسکِ دوزاری
چرتوپرت بهم بگه
!من مردِ گندهمها حالیتـه؟
!همینم مونده یه عروسک نکبت برام زبوندرازی کنه
من بچۀ برانکسم، تازه کهنهسرباز هم هستم
!ارتشی بودمها
!حال ندارم یه وروجکِ موقرمز رو تحمل کنم
...این عروسکِ مسخرهت رو بردار و
!اوه !میزنم دهنتو میگام
حالا هفت سال بدشانسی میاریم؟
فکر کنم اون واسه آینه شکوندنـه
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
« ترجمه از یـاشـار جـماران و مـریــم » carelless whissper & TAMAGOTCHi
« چــاکــی »
.سلام، رفقا لکسی هستم
هنوزم اطلاع نداریم خواهرم کجا ممکنـه باشه
ولی یکی بهم پیام داد و گفت ژانویۀ پارسال
تو میدونِ تایمز دیدنش
یه نفر گفت دیده که کارولین
رفته تو یکی از ایستگاههای مترو
اگه اطلاعات بیشتری در این مورد دارید لطفاً باهام تماس بگیرید
خیلی نگرانشم
میبینی تو رو خدا؟
آره... واقعاً
وای... مرسی، کایل
کارتی که فرستادم به دستت رسید؟
خوبـه
همهشو از تهِ دل گفتم
راستی... هاپوجدیده چطوره؟
خب، حتماً عکسشو برام بفرست، باشه؟
روبهراهم. آره
دیگه خبری از کابوس نیست
میدونی چی خیلی عجیبـه؟
دیگه احساس خطر نمیکنم
فکرشم نمیکردم همچین روزی رو ببینم
بالاخره واقعاً مُرد و
میتونیم دیگه به زندگیمون برسیم
تو هم همینطور، کایل
زود همو میبینیم، خب؟
!آخ
...اندی
!پاشو پاشو، خوابالو
یادِ گذشتهها زنده شد... هوم؟
قیلیویلی میرم
!چاکی؟
!کمک! کمک !یکی به دادم برسه
!کمک! کمک
!چه گوشنواز - !تو رو خدا -
.بگو بگو اونقدر داد بزن تا جر بخوری
!کمک
هیچکس این دور و برها نیست
چطوری پیدام کردی؟
راستش کارولین پیدات کرد
فسقلیخانم واقعاً مُخِ کامپیوتر ـه
بنده دوستِ همیشگی جدیدشم
کارولین، نمیخواد تو از این کارها بکنی
.کاری نکردم من فقط نگاه میکنم
.ببین چی میگم آدمکُشی گناهـه
متأسفانه مذهبی بار نیومدم
زیادی بهت خوش گذشته، اندیجون
تا حالا چند بار خواستم بکُشمت؟
حسابش از دستم دررفته
هر بار هم از چنگم فرار کردی
واسه من حکم نهنگ سفید رو داری، اندی
موبیدیکِ قلمبۀ منی
حالا واسه ما به رماناینا اشاره میکنی؟
!نه، بیشتر خواستم خیکی بودنت رو مسخره کنم
!کیرم دهنت
وای که چقدر منتظر این لحظه بودم، اندی
حالا حسابی قراره حال کنم
وای که چقدر منتظر این لحظه بودم، اندی
حالا حسابی قراره حال کنم
!این چه وضعشـه؟
!همینو کم داشتیم
!ها؟
«اقدامات لازم در صورت مشاهدۀ علائم بالارفتنِ سن»
«قدم اول: خارج شدن از جسمِ تسخیرشده»
آده دوئی دَمبِلا
!التماس میکنم به من قدرت عطا کن
...آده دوئیـ
...اوه
!صبح بخیر
خوب خوابیدی؟
من موبهموی این کتاب رو حفظم
اگه میپرسیدی بهت میگفتم جواب نمیده
:تو صفحۀ ۳۷ نوشته
اگر سن جسم تسخیرشده بالا میرود»
«باید به دکتر مراجعه کنید
به چشم میاد؟ !راستشو بگیها
No comments yet. Be the first to leave one.