The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت69 این قسمت:خوانگ جونگ خان جونگ رو فتح میکنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
یک پدر قانون شکن
یک پسر قانون شکن پس میندازه
یک رسوایی کامل در کشور
اقای شون
پس میخواید من چی کار انجام بدم؟
من از شما میخوام که برگردید
دینگ یی در خدمتم
والا حضرت
مسئول دربازه اسب سفید کیه؟
والا حضرت،من هستم
شو چو
ببریدش و سرشو بزنید
سرورم عفو کنید سرورم عفو کنید
نخست وزیر
این والا حضرت هست
درود بر نخست وزیر
پسر شما بود که قوانین رو شکست
چرا در عوض محافظ رو اعدام میکنید؟
اگر محافظ دربازه رو باز نکنه
پسرم چطور میتونه قانون رو بشکنه؟
این قانون من هست
اگر محافظ به خاطر باز کردن درباره سزاوار مرگه
پس درباره این مقامات دربار که دربازه رو برای اعطای نشان نخست وزیر باز کردن چی؟
پس درباره این مقامات دربار که دربازه رو برای اعطای نشان نخست وزیر باز کردن چی؟
سزاوار مُردن نیستن؟
شون یو شون یو
برای 30 سال بهم خدمت کردی
انتظارشو نداشتم اینقدر نافرمان بشی
افراد
نخست وزیر قصد دارن بکشنم؟
لطفا نگران نباش
سااُسااُ هرگز کسی رو که بهش خدمت کرد رو نمیکشه شوچو
فورا دربازه اسب سفیدو تخلیه کن
اطاعت
من میخوام که ببینی
درحالیکه دربازه دیگه باز نیست
جاده به اسمون ها ختم میشه و همه میتونن رد بشن
اونوقت قوانینی که اشاره میکردی کجا خواهند بود؟
اقای شون اقای شون
تو کی هستی؟
وزیر مباشر گنگ جی
گنگ جی؟
خدمتکاران هان هنوز نمردن
والا حضرت،دربازه اسب سفید خراب شدش؟
کاملا خراب شدش
شون یو نیومد تاتر بازی بکنه؟
از اون روز
اون یهو،بیمار شده
3روزه غذا نخورده
نباید چیزی نخوره
من کمی میوه اینجا دارم
براش ببر
از طرف من برو به خونش و ملاقاتش بکن
اطاعت
قربان
ون رو
حالت بهتره؟
تو اومدی؟ اون بهت دستور داده بیای؟
والا حضرت همش بهت فکر میکنن
دستور دادن ملاقاتت بیام
والا حضرت حتی یه جعبه میوه دادن برات بیارم
تو میتونی بری
ون رو،در ارامش بخواب
ایا میدونی؟
دلم برای زمان های گذشته که با هم بودیم تنگه
بدون تو شون ون رو
سااُسااُ چطور به امروزش میرسید؟
در اولین سال شینگ چینگ اولین سال حکومت شینگ پینگ:194میلادی
وقتی با تااُ چی ین میجنگیدم
تو پشت دفاع ین جو موندی
انرژیتو صرف کردی تا متقاعدم کنی کمبود تدارکات ندارم
وقتی جانگ میااُ شورش کرد
هر بخشی برای پشتیبانیش سرخ شد
بازم تو بودی
که ارتشو برای دفاع رهبری کردی و تضمین کردی کمپ اصلیه من سقوط نمیکنه
در پنجمین سال جی ین ان،در نبرد گواِن دو پنجمین سال جی ین ان:سال 200 میلادی
غلات ارتشم داشت تموم میشد و روحیه سربازا کم شده بود
همه جنرال ها میخواستن من عقب نشینی کنم
اما تو گفتی دفاع کنم و منتظر فرصت درست باشم
شبونه برای ارتشم غلات و تجهیزات اوردی
با اون کار،با حمله غافلگیرانه تونستم پیروز شم
و یواِن شااُ رو شکست بدم
ون رو
تو جانگ لیانگ،جانگ زی فانگ من بودی جانگ لیانگ ملقب به زی فانگ،مشاور ارشد بنیانگذار سلطنت هان بود
تو مثل دستای من بودی
تو برادرم بودی
افسوس که
در ارزوهام سهیم نشدی
پی پسرم
من خیلی غمگین هستم
بله،من متوجه شدم
پدر،مجبور شدید دوست قدیمی ای رو بکشید که چاره ای جز کشتنش نداشتید
پدر،مجبور شدید دوست قدیمی ای رو بکشید که چاره ای جز کشتنش نداشتید
اما این دوست قدیمی
محرم اسراری برای پدر بود
اینو شنیدی،ون رو؟
پسرم پی درست میگه
تو،دوست قدیمیم و محرم اسرارم بودی
اما تو
مثل باقیه مردم کشور در مورد سااُسااُ اشتباه قضاوت کردی صبر کنو ببین
زمان خواهد گفت
که تصمیمت باعث شد اشتباه کنم
دیگه نمیشه اشتباه کرد
چون من
درست هستم
سااُ یه خیانتکاره
امپراتورو مجبور کرد والاحضرت وِی بکنش
اقای شونو مجبور کرد بمیره
جوری عمل میکنه انگار امپراتوره
به عنوان خدمتکاران هان
باید خیانتکار رو بکشیم و امپراتوری رو برگردونیم خیانتکارو بکشیم و امپراتوری رو برگردوینم
حتی به قیمت جونمون که شده
برادران من به من گوش بدید
سااُسااُ امشب در برج وو فنگ می مونه
برج توسط محافظان امپراتوری محافظت میشه
چند تا از اون محافظا رو به عنوان کمک به خدمت گرفتم
چند تا از اون محافظا رو به عنوان کمک به خدمت گرفتم
نیمه شب در طویله ها اتیش روشن میکنن
این باعث میشه نگهبان ها برای خاموش کردن اتیش برن
بعدش باید با افرادمون برای حمله به برج وو فنگ بریم
و سااُسااُ رو بکشیم
بعد امپراتورو میاریم بر تخت بشینن
همه وزراء رو احظار میکنیم و فرمان میدیم خیانتکارا نابود بشن
همه وزراء رو احظار میکنیم و فرمان میدیم خیانتکارا نابود بشن
خب
اینجوری،ماموریتمون موفق میشه
ما باید خدمتکاران شایسته هان بشیم
اتیش گرفته،یکی اتیش روشن کرده
زود باشین زود باشین اب بیارید بریزید
زود باشین اینجا زود باشین
سریعتر سریعتر
برادرا دنبالم بیاین
بیاین برج وو فنگ رو نابود کنیم حمله
زود باشین،برج ووفنگ رو نابود کنید
باید سااُ خیانتکارو بکشیم حمله کنید
شو چو شو چو
والا حضرت چه اتفاقی افتاده؟
در کمپ محافظان اتشی روشن شده
به نظر شورشیان هستن
والا حضرت،لطفا سوار اسب بشید
من به بیرون اسکورتتون میکنم
ترس نداشته باش
گوش کن
میتونی صدای فریاد زدنو از هر جا بشنوی
از کجا میتونی بگی که کدوم مسیر بی خطر هستش؟
فقط باید از برج ووفنگ محافظت کنی
اگر هر شورشی جرات کرد نزدیک بشه بدون رحم بکش
چشم
خبر بد ارباب جوان
ارباب جوان خبر بد ارباب جوان
ارباب جوان خبر بد
بیرون اتیش گرفته
صدای جنگیدن از همه جا میاد
و همه در شهر دارن فریاد میزنن
چی داد میزنن؟ بکشین،سااُ خیانتکارو بکشین،هانو برگردونید
پدر کجاست؟
در برج وو فنگ
اتیش به زودی به اینجا میرسه
همه رو بیدار کن و دنبال من به برج وو فنگ بیاین
همه رو بیدار کن و دنبال من به برج وو فنگ بیاین
برادر سوم داریم کجا میریم؟
شورشی ها در کمپ ها اتیش روش کردن و باعث مشکل شدن دارم میرم بکشمشون
شورشی ها در کمپ ها اتیش روش کردن و باعث مشکل شدن دارم میرم بکشمشون
این نقشه اوناست
پدر در برج وو فنگه باید بریم ازش محافظت کنیم
مهم ایمنیه پدره
مهم نیست که حتی شو چانگ ویران بشه
خب،من باهات میام
زود
والا حضرت،محرکش گنگ جی دستگیر شد
گنگ جی،چرا شورش کردی؟
سااُسااُ،من شورش نکردم بلکه تو کردی
میخواستم شورشه هان رو بکشم
چه گستاخی ای
میدونی که دارم میرم تموم خونوادتو نابود کنم؟
حتی اگه تمام خونودامو نابود کنی بازم میکشمت
زبون این خیانتکارو ببرید
نه،بزارید ادامه بده
بزارید بهم توهین کنه تا قلبش راضی بشه
خیلی وقته که به وسیله کسی توهین نشدم
وزیر مباشر،گنگ
لطفا در یک مورد منو راهنمایی بکن
بعد مرگ امپراتور لینگ
دربار ضعیف و فاسد شد
امپراتورها مقاماشونو برای پول فروختن
وزراء با زور مالیات میگرفتن
اربابان جنگ زمین ها رو قاپیدن و نارامی ساختن
تمام کاخ دربار هان
مثل خرده سنگ هایی زیر پای من بود
فقط من همه چیزمو دادم تا این امپراتوری ساخته بشه
تا مردم بالاخره غذای کافی داشته باشن
تمام زن هایی که مقامات فاسد باهاشون مرتکب فساد میشدن از بین بردم
تمام زن هایی که مقامات فاسد باهاشون مرتکب فساد میشدن از بین بردم
من باور دارم
تا حدی برای این امپراتوری اعانه دادم
اما چرا شما مردم اینقدر ازم متنفرید؟
یا میخواید بکشینم؟
نکنه مردم میخوان سلطنت هان برگرده
No comments yet. Be the first to leave one.