The first 200 lines.
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و (Amir_Soap) مــریـــم شـــراهـــی (mar7am79)
هنوز اون یونیفرم تنشه و اون نشون به سینشه واسش کاری نداره وارد هر جا که بخواد بشه
همگی لطفا برگردین داخل
ممنون
بله، هیچی نیست. همه چی روبراهه
پل
چی شد که فرار کرد؟
فکر میکنی من گذاشتم فرار کنه؟
آخه چرا باید بذاره فرار کنه؟ - نمیدونم -
عجالتا که فرستادمش خونهش - تو کدوم سوراخ کونیه؟ -
آموندسن و تیمش، طبقه رو زیر و رو کردن
از هر چی آپارتمان و کمد بگیر ...تا زیر هر تخت و
نکنه خانم به مهارت نامرئی بودن چیره شده؟
چون جِداً مهارتیه که میمیرم واسه یاد گرفتنش
ممکنه کلا مسیر رو دور زده و از راه قبلیش رفته
یا از اون طرف دیگه گمانه، رفته بالا یا پایین
این طبقه رو هم گشتین؟ - گشتیم -
و اینکه همهی دیدهبانهای خارج از شیفت رو هم به صف کردم چشممون به تک تک صفحه نمایشها هست
ازشون بخواه حرکات دیروزش رو پیگیری کنن شاید یه چی کف دستمون گذاشت
فکر کنم باید فرض کنیم یه جوری از اون طبقه فرار کرده
و شاید بعدش تونسته برگرده روی پلهها
آموندسن رو مامور میکنم با هر کسی که ممکنه پنهونش کنه، حرف بزنه
راب، امیدوارم متوجه باشی که چی یقهمون رو گرفته
برو
با دوستا و خونوادهش صحبت کن ببین کسی قایمش کرده یا نه
منم یه تیم محافظتی میخوام
پل
عزیزم
یه لحظه شل شدم
تقصیر تو که نیست - نه -
تقصیر منه
ازم که بپرسی حالم خوبه، میگم خوبم
از نظر جسمی احساسم طبیعیه ولی اینو نگاه
حتی الانم، دستام هنوز میلرزن
...اون همه دارو و گیاه
تو این مقطع، بیشتر ترجیح میدم ،مردم بدونن همچین تیک عصبی دارم
تا اینکه فکر کنن یه بیعرضهم
تو کجا بیعرضهای
واسه جایگاهت، کلی زحمت کشیدی
ولی... شاید دیگه وقتشه
وقته چیه؟ - که برگردی بخشی دادرسی -
اونجا دوستت داشتن
کارت رو بلد بودی و همچین الزاماتی هم لازمت نبود
من برنمیگردم دادرسی
پس برنامهت اینه که بهشون بگی این تیک رو داری
و دلخوش باشی از خیرش بگذرن و پیماننامه رو نادیده بگیرن؟
اونو که جدی نگفتم، کَت فقط داشتم احساسمو بهت میگفتم
تو دروغ گفتی، پل
قبول، شغلی رو داری که حقته
ولی اونم از صدقه سر نگفتن وضع و حالت بهشون
پس اگه برگشتن به دادرسی میذاره که
...رو به جلو حرکت - واسه این یکی شغل، صلاحیتم بیشتره -
منم که نمیگم نیست
ولی یه کلانتر رو قبلا واسه تمیزکاری فرستاده بودن بیرون و اون یکی هم تو راهش بود
و هیچکدومشونم بچه ای نداشتن
پس وقتی به اَسرارت و
غرورت راجب اون چه که صلاحیتش رو داری، فکر میکنی
دخترتو که در غیابت داره بزرگ میشه رو هم تصور کن
به اینم فکر کن
کَت، این... این حرفت نامردیه
راست که هست
...وقتی 17 سالم بود، یه پسر دیگهای بودش
جاستین کارلسون و همین تیک عصبی رو داشت
بیشتر پسرها خبر نداشتن، ولی من چرا
میدیدم که زور میزنه پنهونش کنه صاف عین من
و اونم میدونست منم تیک عصبی دارم
یه روز، اومد نزدیکم و ازم راجبش پرسید
انگاری که میخواست رفیق پیدا کنه
آنچنان مشتی بهش زدم که یکی از دندوناش پرید بیرون
بهش گفتم اگه روزی به احدی بگش ،یا باز بخواد باهام حرف بزنه
از این بدتر میزنمش
اینقدر واسم مهم بودش که صدای اون راز درنیادش
تا مردم از اینکه ناقصم مطلع نشن
چون من کسی بودم که طبق پیماننامه فقط میتونست شغلی بدونِ لازمهی
تلاش فیزیکی داشته باشه، آخه فرق داشتم
من تو بند چیزی نیستم که دیگران فکر میکنن که
...عرضهش رو دارم - پل، عزیزم -
و منم حق اشتباه کردن دارم...
منم حق اشتباه کردن دارم
چیکار میکنی؟
میرم کسی که گذاشتم فرار کنه رو بگیرم
جبران مافات میکنم
هنک - واکر -
راجب جولزه؟
زبونم مو درآورد از بس بهشون گفتم که ،بخش مکانیک واسه این
عین یه دستگاه خوب روغنکاری شدهست چون شهروندای زحمتکشش ایمنی سیلو رو به هر چی ارحجیت میدن
ولی، بازم که اینجان
آره
خب، تشریف فرما بشین
من هیچ آتویی واسه قایم کردن ندارم
ساعت 5 صبح واسه شیر خوردنش بیدار نشد
منم هیچ نا نداشتم
...پس تا ساعت 6 بیدارش نکردم و
دنیس، چیزی نشده که
عجب مادر افتضاحی هستم - نه، نه، نیستی -
فقط هیچ جونی نداشتی
نگاه. کلودیا خیلی هم حالش خوبه
چیکار میکنین؟ - پیتر نیکولز -
...بابا ما وسطه یه - شما خبر دارین دخترتون کجاست؟ -
بچه رو بیدار میکنیدها - شما خبر دارین دخترتون کجاست؟ -
نه. حالا هم خواهشا برین
گمونم به نفعته به حرفش عمل کنی
آخه اگه بچه رو بیدار کنی یهو دیدی این زن بیچاره، زد کشتت
یادش بخیر که اوج کار شاقهمون تو طول روز خوابوندن پسرمون بودش
از دخترم چی میخواین؟
دکتر نیکولز
به گمونم جولیت مهمترین شخص واستون تو دنیاست
ولی محض خاطرِ همه تو سیلو
لازمه که بهم بگین کجا ممکنه باشه
اون مهمترین شخص منه
ولی از طرز تفکرش یا اینکه کجا ممکنه باشه، بیخبرم
تا همین هفته، 20 سال بود که ندیدمش
مگه چی شده؟ - گفته میخواد بره بیرون -
الانم که کل سیلو دارن دنبالش میگردن
کمکم کنین پیداش کنم قبل اینکه یه افسر جو زدهی گروه ضربت، دستش بهش برسه
،اگه قراره اینو به پای یه هشدار بذارم
لازم نکردمش. خودم از صفر تا صد اونا رو از بَرم
من هم فکرم همینه
وسطای بالکن طبقهی اول یه جایی هستش که
یه نردهای داره که، توسط تمام آدمایی که
قبل از پریدن به سمت مرگشون، محکم میگیرنش، قشنگ فرسوده شده
هیچوقت به ذهنمم خطور نمیکرد زنمم بشه جزء اونا
ولی به لطف گروه ضربتتون فقط جولیتِ که واسم مونده
بذارین ازتون بپرسم آقای سیمز که اگه شما جای من بودین
یه آدمایی که دنبال شکار فرزندتونن کمک میکردین؟
،میکردم
چون هیچفردی مهمتر از ده هزار نفر یا چندین هزار نفر بعدترشون، نیستش
من هیچ نمیدونم اون کجاست
چرا مدرسه رو تعطیل کردن؟
امروز یه روز خاصه عزیزم منم لازم نیست برم سرکار
قراره فقط من و تو باشیم و واسه ناهار، ساندویچ پنیر کبابی میخوریم
بابا میادش خونه؟
بابات امروز قراره بدجور سرش شلوغ بشه
آخه یه چیزی واسش ساختم
"رابرت سیمز"
چقده قشنگه
فقط واسه بابات درست میکنی و واسه مامانت، نخیر؟
یکی هم واسه تو درست کردم، مامان
خانم سیمز؟ - بله؟ -
شوهرتون ما رو فرستاده تا از مدرسه به خونه، محافظتون باشیم
خب، یه نمه دیر اومدین که
چون در خونهمون صاف اینجاست - معذرت میخوایم، خانم -
میشه اقلا مطمئن بشیم که به سلامت وارد میشین؟
باشه
بفرما. وارد شدیم
میشه داخل رو چک کنیم؟ - پات رو تو خونهی من نمیذاری -
ولی میتونین به شوهرم بگین که وظیفهتون رو انجام دادین
خانم - ،من قبل اینکه به بخش فنی برم -
دوازه سال افسر ضربت بودم بلدم از پس خودم بربیام
...درسته خانم، ولی اینجوری خیالمون راحتتره
شما دوتا، با بدو بدو اومدن سمت من و عربده زدن اسمم، کلی توجه جلب کردین
به نظرتون شوهرم از این امر خوشش میاد؟
خیلیخب. خب دیگه. بیا
اینم از این
همه چی خوبه، مامان؟
آره
آره عزیزم. همهچی مرتبه
تو فقط همینجا بمون و مشقاتو بنویس
منم واست میان وعده درست میکنم، باشه؟
باشه - جانم؟ -
باشه مامان - حالا شد -
نمیخوام کاریت کنم ولی اگه مجبور بشم، میکنم
"برگرفته از مجموعه کتابهای سیلو، نوشته هیو هاو"
سیلو
قسمت نهم: گریز
عاشقشم، عزیزم
"مامان"
میگم بیا واسم نگهش دار، باشه؟
چشم خانم
میخوام در رو ببندم ولی هیچی نیستش
فقط باید با این شخص از سرکارم صحبت کنم
چشم خانم
بلدی ازش استفاده کنی؟ - نه، نه راستش -
با خودم گفتم اگه خیلی نزدیکم باشی دیگه اینش چندان مهم نیست
فقط یه گوله توشه
مگه چند تا لازممه؟
ببین، من نیومدم اینجا کاریت کنم
اینو که گفتی - بازم میگمش -
واسه منن؟ - آره. شوهرت که مال منو غصب کرد -
خودتو به نرده حموم دستبند بزن
نه
نگاه، با این تفنگ که بهت شلیک کنم ،چه بهت بخوره یا نه
اونقدری کفافه که به پسرت تا عمر داره هر چی کابوسه بده
دلت اینو میخواد؟
نمیرم جایی که نتونم هم تو و هم درِ اتاق خواب پسرم رو ببینم
آشپزخونه. یالا
جون من؟
با کمتر از ایناشم، کلی کارها کردم
ظاهر امر که حرفت رو تصدیق میکنه
چیکار میکنی؟
"بررسی هارد دیسک"
معاون، شما نمیتونید وارد بشین
قاضی گفتن که فقط بازرسهای بخش دادرسی اجازه ورود دارن
من به عنوان کلانتر موقت وظیفه انجام تحقیقات
در مورد هر کسی که درخواست بیرون رفتن کنه رو دارم
و منم دستور دارم هر کسی که بخواد از من رد بشه رو دستگیر کنم
قربان، نمیدونم منو یادتون هست یا نه
ولی پارسال تو کلاس پیماننامه شناسیتون شرکت کرده بودم
جین؟ - رابینسونم -
No comments yet. Be the first to leave one.