The first 200 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
«مامور کیم برگشته»
-مینجی. -هی، چه خونهی بزرگی!
خوبه، بزرگ و جاداره.
چی میگی تو؟ معلومه که کوچیکه.
مینجی، بیا تو. خطرناکه.
-به نظرم حدود ده... -بیا تو!
خب، شاید هشت نفر بتونن اینجا زندگی کنن.
یه کم جعبهها رو جابجا کن دیگه.
قسمت ۵
هی، چرا نگفتی آسانسور نداره؟
اگه میدونستم، نمیاومدم.
الان میتونی بری.
جدی؟
از اونجایی که اینجا یه نوکر آوردی،
من فقط میرم.
کجا فکر کردی داری میری؟
نق نزن. برو پایین و یه کم جعبه جابجا کن.
چه جور ورزشکاریه
که هیچ زوری نداره و فقط وسایل سبک رو جابجا میکنه؟
اگه زور داشتم، وزنهبردار میشدم.
چی گفتی؟
تکواندو ربطی به زور نداره.
از سر راهم برو کنار!
نمیتونی بچرخی، میتونی؟
-اه. -همهاش عضلهای و مغز نداری.
باید از مغزت استفاده کنی.
برو کنار قبل از اینکه اینو پرت کنم سمتت.
خدا، چقدر سرده.
خیلی خوبه.
ممنونم قربان.
خواهش میکنم. بازم بیا.
-باشه. -باشه.
کی میخواد بره پارک؟
-من! -منم!
ولی من باید برم کلاس آموزشی.
تازه اومدی اینجا؟
آره.
میخوای با ما به پارک بیای؟
تو این یکی رو بردار.
این یخچال رو جابجا کن.
مینجی.
چیه؟
مینجی!
-چی شده؟ -اون کجاست؟
مینجی!
مینجی رفته.
-مینجی! -کجا رفت؟
مینجی!
-مینجی! -کیم مینجی!
مینجی!
مینجی!
مینجی!
مینجی!
-من از این طرف میرم. -باشه.
مینجی!
مینجی!
-انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن -هی.
-من دارم میام -کجا میخوای قایم شی؟
-تو از این طرف برو، من از اون طرف میرم. -انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن
من دارم میام
-موفق باشی. -انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن
من دارم میام
انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن من دارم میام
انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن من دارم میام
انگشتاتو قایم کن، دماغتو قایم کن
مرکز رفاه سالمندان جیلوون
-مینجی! -مینجی!
بیا به گشتن ادامه بدیم.
زود باش.
مینجی!
مینجی!
ببخشید،
ولی این بچه رو ندیدید؟
نه، ندیدیمش.
ممنون.
هی، کیم!
-بله؟ -هیچی نشونهای هست؟
نه.
بیا برگردیم خونه.
شاید برگشته باشه.
-باشه. -زود باش.
مینجی!
همشون رفتن؟
کسی اینجا هست؟
الان در رو قفل میکنم.
در حال حاضر خارج از محل
ببخشید!
این طرف!
این طرف!
-خونهست؟ -نه.
کجا رفت؟
رفتم به مجتمع آپارتمانی، ولی اونجا نیست.
خدای من.
همین جا بود.
چرا حواست بهش نبود؟
خدایا خدایا.
-پارک رو گشتی؟ -اه.
-مینجی! -دقیقاً همین جا بود.
کیم مینجی!
همین جا بود.
بابا!
مینجی!
-هی! -مینجی!
بابا!
-مینجی! -هی!
کجا رفتی؟ همه جا دنبالت گشتم.
خوبی؟
داشتم تو پارک قایم باشک بازی میکردم.
نتونستم در رو باز کنم که بیام بیرون،
ولی گریه نکردم.
خدایا، مینجی. چقدر شجاعی.
ممنون.
حتماً پیدا کردن اینجا سخت بوده.
مینجی بهم گفت کجا برم، برای همین آسون بود.
خیلی باهوشه.
دکه شیرینی ماهی شکل اونجاست،
صندوق پست،
و خونه قرمز.
مینجی باید درس بخونه.
-آدم موفقی میشه. -درسته.
بذار درس بخونه تا دکتر یا قاضی بشه که بعداً بهمون کمک کنه.
اه، فقط این به فکرت میرسه؟
از حالا به بعد،
نمیتونی تنهایی جایی بری، باشه؟
اشکالی نداره.
ببخشید بابا.
خوبی؟
آره، خوبم.
-ببخشید. -ممنون.
اشکالی نداره.
مأمور کیم دوباره فعال شد
هی!
هی!
در رو باز کن!
یه لحظه صبر کن. چه خبره؟
زندهست؟
این دیگه چه کوفتیه؟
هی!
هی، بچه!
یه لحظه همونجا بمون.
صبر کن.
چه کوفتیه؟
تو دیگه کی هستی؟
ببخشید. خواهش میکنم.
ببخشید.
چرا جواب نمیده؟ لعنتی!
الو؟
رئیس، سوکجونگ هستم.
تقریباً رسیدیم. کجا میخوایمون؟
هی، بچهها رو آوردی؟
بله، همشون رو آوردم.
برو به دفتر.
سانگمان و گانگمین جواب نمیدن.
فهمیدم رئیس.
تو دیگه کی هستی؟
چرا برای یه دختر اینقدر راه اومدی؟
جو گانگچان فرستادت؟
جو گانگچان؟
نه؟
پس کی هستی؟
پلیسی؟
بگو.
مینجی کجاست؟
انبار سردخونه.
اون تو یخ زده.
برو یه نگاه بنداز.
گفتم برو یه نگاه بنداز!
انبار سردخونه؟
مینجی من...
ببین، ما فقط بعد از اینکه دختر جو گانگچان بهمون زنگ زد، جابجاش کردیم.
از اولشم مرده بود!
اگه...
مینجی واقعاً مرده باشه...
من...
همهتون رو میکشم.
اون دیوونهی خل. نه، من نمیخوام بمیرم.
هیچی توی جنگ جهانی دوم به پای MG42 نمیرسید.
"اره برقی هیتلر."
"نجات سرباز رایان" رو دیدی، نه؟
آلمانیها ازش برای به رگبار بستن همه توی نرماندی استفاده کردن.
مردک، ۱۲۰۰ تیر در دقیقه اون موقع دیوونهکنندهست، نه؟
با ۱۲۰۰ تیر در دقیقه، چند تا تیر در ثانیه میشه؟
چند تا تیر میشه؟ ها؟
ریاضی بلدی؟
میشه ۲۰ تیر در ثانیه.
شوخی بردار نیست.
حیفه که فقط میتونیم تو موزه ببینیمش.
-حیف نیست؟ -نه واقعاً.
هنوز داری حساب کتاب میکنی؟
مردک، چه اوضاعیه.
چرا احساساتی شدی؟
باید بگم،
زندگی وقتی فقط لباس اتو میکردم آسونتر بود.
برای مأمور کیم هم یه زندگی معمولی آسونتر بود، نه؟
آخه آسونترین آدمی بود که میشد دورش زد.
بعضی وقتا، مطمئن نبودم واقعاً ۶۶ سالشه.
خب، هنوزم مطمئن نیستم.
اگه من جای اون بودم،
معاون مدیر شعبهمون خیلی وقت پیش یه جا مرده پیدا میشد.
No comments yet. Be the first to leave one.