The first 184 lines.
.بهار، فصلی که اتفاقات جدیدی رقم میخوره
این داستان گروهی از نیروهای تازه وارد .پلیس هست که در بهار به آکادمی ملحق میشن
چند سال قبل
از اینکه تونستی بعد نوش جان کردن .مشتهام سرپا وایسی جاخوردم
فورویا ری (22 ساله)
ماتسودا جینپی (22 ساله)
.خودتم همینطور
!مو طلایی
نمیدونم چی تو من دیدی که ازم ،خوشت نمیاد
.ولی بدون شک باید افسر پلیس بشم
.سر راهم قرار نگیر
.دقیقاً همینه
همین طرز فکرت "که من عاشق پلیس .شدنم" که ازش متنفرم
.چرت نگو
.توهم به این آکادمی ملحق شدی تا بتونی پلیس بشی
!این وقت شب دیگه کیه؟
موروفوشی هیرومیتسو (22 ساله)
.ساعت دو شبه
.ها؟! کسی اینجا نیست
!چی؟! زرو؟
.متاسفم هیرو .چسب زخمم تموم شده
،اگه اشکالی نداره !میشه یکم بهم قرض بدی؟
!چطور اینجوری زخمی شدی؟
،یکی باهام گلاویز شد .منم مجبور شدم دعوا کنم
.ولی خداییش بدجور از خجالتت در اومدن
!خب، حالا تونستی حسابش رو کف دستش بذاری؟
.چی؟! شوخیت گرفته
.پاشو برو توی اتاقم منتظر بمون
.میرم جعبه داروها رو از درمانگاه بیارم
.ممنون. یکی بهت بدهکارم
،با یکم کش و قوس تو حل پرونده
!به حقیقت نزدیک بشید و اسرار رو هویدا کنید
این داستان پیوند ناگسستنی آمورو تورو
.و دوستانش در دوره جوونی ـه
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
آرک آکادمی پلیس
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
حقیقت پرونده پلیس وحشی آکادمی پلیس. ماتسودا جین پی
!حقیقت پرونده پلیس وحشی آکادمی پلیس. ماتسودا جین پی
اداره پلیس کلانشهر: دانشکده افسری
،اداره پلیس کلانشهر .دانشکده افسری
اینجا یک دانشکده حرفه ای هست
که سالانه حدود 1200 دانشجو در اویل ماههای آوریل و اکتبر ثبت نام و آموزش میبینن
.تا اینکه بتونن به افسران پلیس تبدیل بشن
!سه تا ستون تشکیل بدین
!کلاس اونیزوکا، به جای خود
اونیزوکا هاچیزو (48 ساله) افسر آموزش تازهکارها
چه بلایی سر صورتتون اومده !ماتسودا و فورویا؟
!دلت میخواد داستان بدونی؟
.آره، دوست دارم بشنوم
دیت واتارو (22 ساله)
دیشب سر و کله یه خلوار سوسک .توی اتاق پیدا شده بود
اونا جوری درگیر کشتن سوسکها بودن .که حواسشون نبود و با میز برخورد کردن
.اونا شب بدی رو سپری کردن
.... که اینطور. با این حال
بهمون گفتن به عنوان مجازات افرادی ،که به اثاثیه دانشکده آسیب رسوندن
.کلاس اونیزوکا یک دور اضافی میدوه
.بزنید بریم
.فهمیدم
.هی، صبر کن
.توی دو ستون شروع به دویدن بکنید
.صبر کن. حرفم باهات تموم نشده
.هی، جین پی چان
!چه بلایی سر صورتت اومده؟
هاگیوارا کنجی (22 ساله)
.فک خوشگلت بدجور اومده پایین
.خفه بمیر، هاگی
،تو حتی دندون مصنوعیت رو از دست دادی .خیلی خنده داره
.اون پسر فورویا خیلی سر سخته
اون کاملاً پا به پات اومده، با وجود اینکه .پدر بوکسور حرفه ایت بهت آموزش داده
!خب، آخرش کی برنده شد؟
... خب، معلومه
.من بردم
چی؟! واقعاً مطمئنی که ضربات سنگیم !باعث از دست ندادن حافظت نشده؟
!اینو از خودت بپرس
!چی زر زدی؟
،من نمیدونم چه اتفاقی بینتون افتاده
.ولی دفعه بعدت ازم دعوت کنید تا بهتون ملحق بشم
!هی، احمق ها
!بهتر مثل بچه آدم بدوید
.یک، دو، یک، دو، یک، دو
مربی اونیزوکا، انگار .چند تا دانشجو دردسر ساز به تورت خرده
.نه تنها یکی، 5 تا در آن واحد
.آره
.این بار از بدشانسی چوب کوچیک قرعه کشی برام در اومد
.همشون یه تختهشون کمه
،A توی تمام دروس
اون با نمرات استثنایی وارد دانشکده شده .که حتی در تاریخ طولانی آکادمی بی سابقهست
،شاید بخاطر طرز فکر بیش از حد جدی و موهاشه
نماینده کلاس فورویا نمیتونه دست .از درگیری با دانشجوهای دیگه برداره
موروفوشی که برادر بزرگترش یک ،افسر عالی در پلیس ناگانو ـه
احساس عدالت خواهی قویی داره ولی .هنوز بخاطر پرونده والدینش رنج میکشه
دومین فرد بعد از فورویا در توانایی کلی ،دین دارای ویژگیهای رهبری هست
.اما نمیتونه بیخیال بازنشستگی پدرش از نیروی پلیس بشه
،هاگیوارا دارای مهارتهای شهودی و ارتباطی استثنایی ـه
.ولی ازشون تو راه دید زدن زیر دامن دخترا استفاده میکنه
.بالاخره، ماتسودا
اون نمرات ضعیفش در آزمون کتبی ،و مهارتهای عملی
،با سطح بالای دانش فنیش جبران کرد
اما رفتار خشونت بار و عدم .همکاریش کشنده ست
.حسابی نگرانش آیندهش هستم
به هر حال پلیس اطلاعات شاهدان عینی رو .از اطراف محل جنایت جمع آوری میکنن
مدرس اونیزوکا
کسی میدونه در حین انجام این !کار باید مراقب چه نکاتی باشیم؟
.بله، قربان
.بگو ببینم، فورویا
.اطاعت
توجه به نکاتی از قبل
،استرس ناشی از حضور در جریان جنایت ،پیش فرض ها
یا هدایت سوالی از طرف پلیس !میتونه شهادت یک شاهد رو مخدوش بکنه
به همین دلیل، به جای اینکه ،کورکورانه شهادتشون رو باور کنیم
.به دست آوردن شاهدهای پشتیبان کار ضروری ـه
.دقیقاً. مثل همیشه کارت درست فورویا
سوال درست اینکه آیا فارغ التحصیلان این دانشکده
.توانایی انجام این کارو دارن یا نه
!هی، ماتسودا
!به نظرت پلیس چیه؟
... خب، معلومه
آنها با احساس غرور و وظیفه شناسی ،باید به مردم خدمت کنن
به حقوق بشر احترام بذارن ،وظایف خود را عادلانه و با ملاحظه انجام بدن
،رعایت عادلانه قانون ،تقویت همکاری
،پرورش دادن شخصیت، بالا بردن مهارتها ،کار روی پیشرفت خود
.و حفظ کردن سبک زندگی یکپارچگی و قابل اعتماد
!این کاری که افسران پلیس انجام میدن، مگه نه؟
.به شرطی که درکش کنی
.برای امروز دیگه کافیه
.حتماً تکالیف ذکر شده رو مرور کنید
!بفرما! اینم از جوجه پلو با یکم تخم مرغ
.ممنون
!هی، میخوای اونجا بشینی؟! هی
،اگه کسی اینجا ننشسته !پس میشه برداشت کرد که صندلی خالیه؟
.بفرما
.این اواخر زیادی داری ازمون فاصله میگیری
.مرسی
!حالا تو چرا اینجا میشینی؟
!چی؟! این صندلی که خالیه؟
.پسر حسابی گرسنه ام
سرگروه، من اینو نمیخوام .میتونی برش داری
!نمیخوای؟
.آره. الان زیاد اشتها ندارم
.پس در این صورت اشکالی نداره
!هی، اینجا روی میز سس دارین؟
.بیا بگیرش
.فکر میکردم تهیه لوازم تخصص خودته
.به دلایلی بقیه میزها چیزی نداشت
.مرسی
.جیب پی چان، داری پرستیژت رو خراب میکنی
!داری چیکار میکنی؟
.با دستت نباید تمیزش کنی
.سرت به کار خودت باشه
.بیا، پس خودت انجامش بده
.همینه. مردا نباید سر همچنین چیزایی قشقرق به پا کنن
!هاگیوارا کون
!اومدم؟
!میشه باهات ناهار بخوریم؟
.البته
.اینم از سس
چی باعث شد توی کلاس احساساتت !بلکل تغییر بکنه؟
.هیچ کدوم از میزها سس ندارن، پس میتونید از این استفاده کنید
.اگه درست یادم بیاد، تو از افسرای پلیس متنفری
.بهم نگو که براشون سوندره بازی در میاری
.توی آکادمی پلیس جایی برای موطلاییها نیست
.ولش کن
.اشتباه میکنی
.من هنوزم از ته قلب ازشون متنفرم
.افسران پلیس میتونن برن گه بخورن
.پیداش کردم
مظنون ماتسودا دستگیر شد
بوکسور حرفه ای ماتسودا جوتارو
قاتل
.خودشه
بوکسور حرفه ای ماتسودا جوتارو، به .اتهام قتل دستگیر شد
.آره، اون زمون این پرونده حسابی سروصدا کرده بود
.هیرو
اتاق مرجع
!داری اطلاعات پدر ماتسودا چک میکنی؟
آره. میخواستم بدونم چرا اینقدر !از پلیس متنفره؟
.من داستان رو از دوست ماتسودا هاگیوارا شنیدم
.ظاهراً اشتباهی دستگیرش کردن
چی؟ اشتباهی دستگیرش کردن؟
،در راه برگشت به خونه از باشگاه
پدر ماتسودا که یه بوکسور حرفه ای بوده ،چند نفرو میبینه که باهم درگیر شدن
اون چون یه مسابقه داشت .درگیر نشد و محلو ترک کرد
No comments yet. Be the first to leave one.