The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت26 اين قسمت:پرده ها براي نبرد گواِن دو بالا ميرن (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
صبر كنيد،صبر كنيد،زود باشين
زود
من جانگ جيااُ جنرال اسمان هستم
زود باش از اسبت پياده شو و تسليم شو
پست فطرت،چطور جرات كردي هويت منو جعل كني؟
فرار كنيد،زود باشين فرار كنيد
مرد شجاع تو چه كسي هستي؟
جو سانگ
من جو سانگم،تو كي هستي؟
گواِن يو،ناميده ميشم يون چانگ
جنرال بالاخره با چشماي خودم ديدم
جنرال
مرد شجاع مرد شجاع،بلند شو زود باش لطفا
من سزاوار اين نيستم
جنرال من در حقيقت از افراد دستار(عمامه)زرد هستم
وقتي زير نظر جانگ جياُ ميجنگيدم نام مشهور شما جنرال رو شنيدم
وقتي زير نظر جانگ جياُ ميجنگيدم نام مشهور شما جنرال رو شنيدم
لطفا به عنوان پيروتون قبولم كنيد
جنرال،حتي اگه با گرفتن عنان اسبتون بهتون خدمت كنم با خوشحالي ميميرم جنرال
جنرال،حتي اگه با گرفتن عنان اسبتون بهتون خدمت كنم با خوشحالي ميميرم جنرال
جنرال من خواهش ميكنم جنرال
من خواهش ميكنم جنرال
جنرال
جو سانگ
تو در اينجا براي خودت پادشاه راهزن ها هستي
چه احتياجي به دنبال كردن من داري؟
زندگي اي كه من دارم رهبري ميكنم دائما با خطر هست
زندگي اي كه من دارم رهبري ميكنم دائما با خطر هست يك زندگي پُر مخاطره هست
من از مرگ نمي ترسم
حتي اگه يه سرباز پياده بشم بهتر از اينه كه پادشاه كوهستان بشم
حتي اگه يه سرباز پياده بشم بهتر از اينه كه پادشاه كوهستان بشم
اجازه بده اينو به دو زن برادرم اطلاع بدم
فقط اگه اونو اجازه بدن تو رو قبول ميكنم
خب
زن برادر ها،من چيزي دارم كه به شما بگم
برادر شوهر بفرمائيد
جلوي ما يك جنگجو به نام جو سانگ هست
اون در حقيقت يكي از افراد دستار زرد هست
الان اين كوهستان رو اشغال كرده و به اربابش خدمت ميكنه
اون ازم خواهش ميكنه كه اونو به عنوان پيروم بپذيرم
اون ازم خواهش ميكنه كه اونو به عنوان پيروم بپذيرم
گواِن يو جرات نداره تنها تصميم بگيره
بلكه منتظر تصميم بانو ها هست
برادر،اين مرد اول شورشي بود و بعد دزد شده
برادر،اين مرد اول شورشي بود و بعد دزد شده
اون حتما بايد دزدهاي زياد ديگري هم در كنارش داشته باشه نه؟
بله
پس ممكنه باعث دردسر بشه
برادر لطفا با دقت فكر كن
زن برادر درست ميگن
جو سانگ
زن برادرهاي من نگرانن كه تو اول شورشي بودي و بعدش دزد شدي
و هنوز تعداد زيادي از همكارات تحت احاطت هستن
اونا قبولت نميكنن
جنرال،من يك شورشي بعد دزد شدم
بخاطر اينكه چاره ديگه اي نداشتم
دربارش فكر كنيد،در اين دوره اشوب و هرج و مرج
يك مرد تحت تعقيب چطو ميتونه زنده بمونه؟
جنرال قبل اينكه شما به ارتش بپيونديد شما هم خودتون يك دشمن رو نكشتيد؟
جنرال قبل اينكه شما به ارتش بپيونديد شما هم خودتون يك دشمن رو نكشتيد؟
جو سانگ داره درست ميگه
تو هنوز افراد زيادي توي كوهستان داري
بانوها قبول نميكنن اونا هم بيان
من بلافاصله از همه افراد جدا ميشم
و كوهستان رو ترك ميكنم
و تنها جنرال رو همراهي ميكنم
منتظر باش تا اينو به زن برادرام اطلاع بدم
زن برادرهاي محترم،دل جو سانگ و قلبش درسته
زن برادرهاي محترم،دل جو سانگ و قلبش درسته
اون حاضره كوهستان رو ترك كنه و گروهشو رها كنه
اون حاضره كوهستان رو ترك كنه و گروهشو رها كنه
و تنهايي منو دنبال كنه
...اگه دو زن برادر ايم
اگه اون تنها هستش،پس مشكلي وجود نداره
بله
بلند شو،زن برادرهام قبول كردن
جو سانگ تا اخر عمرش پيرو شما خواهد بود جنرال
خب خب
جو سانگ،جلوي ما كجا هست؟
5مايل جلوتر ما گو چنگ هست
من در حقيقت ميخواستم اين شهر رو تصرف كنم
ولي غير منتظرانه دو ماه پيش يك دزد فاسد اومده
شهر رو دست گرفته و خودشو ارباب حكم كرده
در محدوده 300 مايلي اينجا
هبچ كس جرات نداره اونو خشمگين كنه
حتي تو هم جرات نكردي اينكارو كني؟
اون قد و هيكل يك خرسو داره و بسيار هم قدرتمنده
اون قد و هيكل يك خرسو داره و بسيار هم قدرتمنده
من سه دفعه با اون نبرد كردم اما هر دفعه شكست خوردم
تو ميري حضور منو اينجا خبر بدي؟
با بودن جنرال در اينجا
امروز پايان اون دزد خواهد بود
من بلافاصله ميرم و خبر ميدم
و ميگم اون حرومزاده خودش بيرون بياد
سون چي ين
در خدمتم
با گاري بمون
من ميرم جلو دربازه رو باز كنم،بعدش برميگردم شما رو داخل شهر اسكورت كنم
من ميرم جلو دربازه رو باز كنم،بعدش برميگردم شما رو داخل شهر اسكورت كنم
اطاعت
جنرال،مواظب خودتون باشيد
جنرال جانگ
جو سانگ رئيس دزدان كوه وو نيو بيرون دربازه شهر وايستاده و داره فرياد ميزنه
جو سانگ رئيس دزدان كوه وو نيو بيرون دربازه شهر وايستاده و داره فرياد ميزنه
ميگه جنرال كونشونو بيرون بيارن
نه نه نه،اون درخواست داره جنرال بيرون ملاقاتشون كنن
من با كسي كه قبلا شكستش دادم نميتونم به خودم زحمت بدم
اما اين دفعه اون تنها نيست يك جنرال ديگه هم با خودش اورده
اما اين دفعه اون تنها نيست يك جنرال ديگه هم با خودش اورده
اسم اون گواِن يو هست همچنين يون چانگ ناميده ميشه
چي؟گواِن يو؟
بله،اون برادر دوم جنرال هست
جنرال شما روز و شب دنبال اون نمي گشتيد؟
اون اومده
خب،خوبه كه اون اومده،خب
برو كنار
دزد پست،زود باش كونتو بيرون بيار
بيا براي جنرال گواِن زانو بزن
ييدو ست؟برادر سوم،تو اينجا چي كار ميكني؟
برادر سوم
برادر سوم
برادر سوم،من برادر دومت هستم،من گواِن يوئم
تو خيانتكار هستي،ديگه برادر من نيستي
تو خيانتكار هستي،ديگه برادر من نيستي
بگير
چرا منو ميخواي بكشي؟نمي توني اول توضيح بدي؟
خب ميذارم گناهتو بدوني بعد بميري
من ازت مي پرسم،تو تسليم سااُسااُ نشدي؟
تو مقام و ملك و ثروت از اون نگرفتي؟
بله
تو يان ليانگ و ون چو رو براي اون نكشتي؟
بله
خيانتكار،تو...تو از وفاداري و عدالت رو برگردوندي
چطور جرات كردي بياي منو ببيني؟
من بايد 10 هزار تا سوراخ توي بدنت بزارم
برادر سوم
دليلي كه من تسليم سااُسااُ شدم براي محافظت از زن برادرها و براي پيدا كردن جاي برادر بزرگ بود
دليلي كه من تسليم سااُسااُ شدم براي محافظت از زن برادرها و براي پيدا كردن جاي برادر بزرگ بود
من چاره ديگه اي نداشتم
زن برادرها؟زن برادرها كجا هستن؟
درست پشت سرت
باشه،تو حتس ارتش سااُسااُ رو هم اوردي
بازم جرات ميكني فريبم بدي؟
مزخرف گفتن كافيه،اينو از من بگير
اجازه بده جنرال طلايشونو بكشم تا وفاداريمو نشون بدم
خب،من براي سه دور طبل ميزنم و تو بايد جنرال دشمن رو بكشي
خب،من براي سه دور طبل ميزنم و تو بايد جنرال دشمن رو بكشي
وگرنه معلوم ميشه كه وفادار نيستي
و يك خيانتكاري
گواِن يو
سَي يانگ
تو بودي كه برادر زاده من چين چي رو كشتي؟
بله،من بودم كه اونو كشتم
من بايد تو رو بخاطرش بكشم
دور اول
سَي يانگ،من در حقيقت نمي خواستم تو رو بكشم اما بارها به شرافتم توهين كردي
سَي يانگ،من در حقيقت نمي خواستم تو رو بكشم اما بارها به شرافتم توهين كردي
پس سرتو براي اصلاح كردن نام خوبم ميگيرم
راند دوم
اماده باش
برادر سوم،اينو ديدي؟
فكر ميكني گواِن يو كيه؟اون كسي نيست كه به وفاداري خيانت كنه
برادر دوم،برادر دوم
...برادر دوم،من
برادر سوم
برادر دوم
برادر سوم
ارباب،من يك گزارش دريافت كردم
شو يو مشاور يواِن شااُ
كه برادر دوم ليو بِي،گواِن يون چانگ
سااُسااُ رو ترك كرده
اون از 5 معبر گذشته و 6 جنرال رو كشته
و 800 كيلومتر سفر كرده
الان اون به فرماندهي رو نان رسيده
و در گو چنگ برادر سومش جانگ ييدو رو ديده و الان با هم هستن
و در گو چنگ برادر سومش جانگ ييدو رو ديده و الان با هم هستن
خوبه،رونان كمتر از 200كيلومتر تا اينجا فاصله داره
اونا ميتونن تا 2 يا 3 روز ديگه اينجا باشن
ارباب
فقط اينكه بعدي كه برادرها دوباره به هم رسيدن
در شهر باقي موندن و به جلو حركت نكردن به نظر منتظر چيزي هستن
چرا اينو ميگي؟
اين...ارباب
شما بايد اينو از برادر بزرگ قسم خورده اونا ليو بِي بپرسيد
شما بايد اينو از برادر بزرگ قسم خورده اونا ليو بِي بپرسيد
شما بايد اينو از برادر بزرگ قسم خورده اونا ليو بِي بپرسيد
گزارش
ارباب،جنرال ليو بِي درخواست ملاقات دارن
بگو بيان داخل
چشم
ليو بِِي به ارباب احترام ميذاره
ليو بِي
من اينو شنيدم كه
گواِن يو سااُسااُ رو ترك كرده
وقتي اون به جي جو رسيد
من سرشو قطع ميكنم و براي عموم به نمايش ميذارن
براي تلافي يان ليانگ و ون چو و كاهش تشنگيم براي انتقام
ارباب بزرگوار
No comments yet. Be the first to leave one.