The first 200 lines.
آنچه گذشت...
وقتشه خدافظی کنیم
تانیا
این دفعه خبری از ساز و آواز شبونه نیست؟
دانو!؟ نه، نه، نه!
نه. کمک!
امیلی پیشته؟
نه، اتفاقاً زنگ زدم ازت بپرسم تو دفتره یا نه
یه جای کار میلنگه
دخترم کجاست؟
چی شده؟ - باک اونا رو دزدیده -
دخترا، وقتشه ماشین رو بندازیم یه گوشه و
برگردیم سراغ کار خودمون
اوف
صبر کنین. من...
زنگ میزنم کمک بگیرم. چیزی نیست...
ها!
« آسـمـان بیـکـران »
باید باک رو پیدا کنیم - دنبالشیم -
عزیزم...
نه، باید برم داخل
بو؟ - خانوم، لطفاً -
نمیشه برین داخل - وای، نه -
من جایی نمیرم
از جام تکون میخورم - اشکال نداره -
وای خدا - خیلی خب -
چی شده؟
ببخشید
هی، هی
فقط بدون ایوری تمام تلاشش رو کرد تا
اشتباهش رو جبران کنه. باشه؟ میخواست امیلی رو نجات بده
الان امیلی کجاست؟
بو؟
فکر میکنیم باک اون رو دزدیده
وای خدا
گوش بده. پیداش میکنم
صحیح و سالم میارمش. قول میدم
خیلی خب، مرسی
یه خبری شده
یه لحظه صبر کن. باشه؟ - باشه -
پلیس ایالتی زنگ زد. باک شمال اینجا دیده شده
یه نفر رو کشته و ماشینش رو دزیده
دخترم چی؟ - طبق فیلم دوربین امنیتی -
امیلی و دنیس هنوز کنارشن
بو، به نظرم هنوز زندهان
باشه. به کَس زنگ میزنم. میخوام همراه ما بیاد. بریم
پلیسا دیدن اومدی داخل؟
بیخیال انصافاً. احمق که تحویل جامعه ندادی
فکر کردم دیگه نمیخوای منو ببینی
اون موقع نمیدونستم باک زندهست
کجاست؟
برای چی میخوای بدونی؟
چون به پیج صدمه زد
و دوست داره قلب خانوما رو بکشه بیرون
از کارایی که کرده حالم بهم میخوره
فقط یه راه برای حل کردنش مونده
یه نقشهای دارم
همه چی رو درست میکنم
سلام. همین که تونستم اومدم - سلام -
مطمئنین خود باکه؟
نگاه کن
باک داشت پارکینگ رو چک میکرد تا یه ماشین بدزده
احتمالاً این بیچاره صدای دنیس و امیلی رو شنیده
و اینکه هنوز زندهان
وایسا ببینم
نگاه کنین
اینو نگاه
چی هست؟
اونا... یه چیزی رو انداخت
شبیه کلیده. حتماً چیز مهمیه
به آزمایشگاه بگین کیفیتش رو بهتر کنه
شاید کورمک بدونه چیه
ایده خوبیه، کَس. از هر کمکی باید استفاده کنیم
تو این مدت، باید دوباره با سانی صحبت کنیم
هی، اونا رو برمیگردونیم
شما پلیسا اینجا اتراق کردین
کم کم باید ازتون اجاره بگیرم
دستور دارم همینجا نگهتون دارم تا کلانتر برسه
برای همین نمیتونم از خونهام برم بیرون؟
من مامورم و معذور، خانوم
کلانتر تو راهه
فقط...
از بچم حتی محافظت هم نتونستم بکنم
همین یه کار
تو که کار دیگهای نمیتونستی بکنی
حتماً الان خیلی ترسیده، جنی
وحشتزده شده
و هر لحظهای که با دنبال کردن سرنخها هدر میدیم
اون حرومزادهی مریض فرصت داره
یه بلایی سرش بیاره
ببین. هنوز باور دارم برای اهرم فشار اونو زنده نگه میداره
خب، امیدوارم حق با تو باشه چون راحت میتونه
از یکیشون درست عبرت بسازه
خیلی خب، باید با سانی حرف بزنیم. اون بهتر از هرکسی میشناستش
باشه. باشه. بریم سراغش
بریم با سانی صحبت کنیم
باشه
یالا
حله
اوه
این چه مصیبتیه؟
شوخیت گرفته
خانوم بارنز
وای پسر
تمامی واحدها، معاون پاپرنک هستم
سانی بارنز فرار کرده
اینو انداخت
تا حالا ندیدیش؟
چرا، خیلی وقت پیش
چیزی میتونی ازش بگی؟
فقط یه دسته کلید قدیمیه
اگه درست یادم باشه، از استخون ساخته شده
کلیدا برای کجا بودن؟
دروازه زمینی که توش شکار میکردیم
اگه یه سر بریم اونجا، میتونی
دروازه رو باز پیدا کنی؟
اگه دروازه و کلبهای که توش میخوابیدیم
هنوز سر جاشون باشن، حتماً میشناسم
یه حسی میگه هنوز همونجان
از ماشین پیاده شو!
همین الان!
آره
کجا میرفتی؟ به باک کمک میکنی؟
یکم خرید خونه داشتم
باک کجاست؟ - ...آرلن -
دخترم رو کجا برده؟
امیلی دست باکه؟
سانی یا همین الان میگی یا به خدا...
آرلن...
من روحمم خبر نداره چی میگی
پس روحتم خبر نداره؟ - بو -
نه - البته که -
آروم باش
خودت رو جمع و جور کن. میدونی که نیازش داریم
امیلی اون بیرونه. میفهمی؟
میدونم - من باید پیداش کنم -
پیداش میکنیم. قول میدم. فقط باید از راه درست پیش بریم
خاموشش کن لطفاً
شوهرت همچین آدمیه
سانی، ما پناهگاه باک رو پیدا کردیم
قاتل قلب خونین خودشه
میدونم
میدونی. باشه
خیلی خب، یا بهمون میگی چیا بهت گفته
یا به جرم کمک به قاتل بازداشتت میکنیم
بهم گفت دوستم داره
و تحت هر شرایطی، عاشقم میمونه
بعدش کمک خواست
برای چی؟
فرار
پس میخواستی کمک کنی فرار کنه؟
من چنین حرفی نزدم
دنیس و امیلی چی؟
چیزی دربارهشون گفت؟
اصلاً. اگه حرفی میزد، بحث عوض میشد
راه افتاده بودی بری کمکش - نه دقیقاً -
میخواستم قانعش کنم خودش رو تحویل بده
اسلحه برای چی بود؟
محض احتیاط اگه گوشش بدهکار نبود
خب، گوش بده...
باید کمک کنی دخترم رو پس بگیرم
حتماً
شما دخترا این پشت مودب نشستین؟
اه!
بابام پیدات میکنه
آب میخوای یا نه؟
وقتی پیدات کنه،
دخلت رو میاره
باک...
باک، اون فقط یه بچهست
باید ولش کنی
دهنت رو باز کن
یالا
نه، نه!
وای!
باید جیبش رو نگاه میکردم
یکم از یادم رفته
اه
حالا...
دفعه بعد، با بنزین و کبریت میام
هردوتون خفه شین
هیس
بهش اعتماد نداری؟ چون من که ندارم
چارهای نداریم
ریسکیه که باید بکنیم
سانی بهترین شانس ما برای پیدا کردن دخترته
تماس دریافتی داریم. ناشناسه
ممکنه آدمی باشه که دنبالشیم
خیلی خب، افراد، بریم تو کارش
سانی، با نقشه پیش برو
حواسم هست
باک...
زنگ نزدی
یکم وقت بیشتری میخواستم
دو حالت بیشتر نداره. یا هستی یا نیستی، سانی
الان وقت بازی تا پای مرگه. حالیته؟
تا پای مرگ
به اینجا رسیدیم؟
هوم؟
باک... باک، به نظرم
No comments yet. Be the first to leave one.