The first 200 lines.
صدامو میشنوی؟
خوبه. بیدار شده.
چیکار میکنی؟
تو به من قول دادی.
قول دادی که بذاری زنده بمونم
دارم سعی میکنم جونت رو نجات بدم
لعنتی!
آمادهاید یا نه؟
دارم میام دنبالتون
چیکار میکنی؟
این...
چیزیه که اعتماد به نفس و قدرتمو زیادتر میکنه
تانوس یه حرومزادهی عوضی بود!
بعد از اون همه نوشیدنیِ مفتی که تو بار مهمونش کردم...
کثافت مثل یه احمق باهام رفتار کرد.
مدام منو «نام سو» صدا میزد
میگفت «گوش کن، نام سو» منم میگفتم «اسم من نام گیو ـه»
میگفت «نام سو» منم میگفتم «اسمم نام گیو ـه»
نام گیو نام گیو
انقد اینو بهش گفتم که دیگه داشت از گوشاش خون میاومد
حرومیِ نجس
میونگ گیِ فوقالعاده!
قرص میخوای؟
نه
باهات سخاوتمندانه رفتار میکنم چون تانوس رو کُشتی.
گفتم نه
بعدا التماس نکنی که بهت بدم ها
دنبالم بیا، بیا بریم نصف بشریت رو بُکشیم
مطمئنی میتونی راه خروج رو پیدا کنی؟
هیس!
من واسه پیدا کردنِ راه به چشمام تکیه نمیکنم
بلکه صدای ارواحی که اینجا مُردن رو دنبال میکنم
یا بی صدا دنبالم بیاین...
یا اگه بهم اعتماد ندارین، گورتون رو گم کنین!
نه، من بهت اعتماد دارم! تحت هر شرایطی ازت پیروی میکنم!
- منم همینطور - منم همینطور
منم... منم همینطور.
ترسوندیم!
چرا اونجا وایسادی؟
کلیدم داخل نمیره
باز نمیشه؟
برو اونور برو
بریم
میشه کلیدت رو ببینم؟
میتونم قرضش بگیرم؟
بذار یه نگاهی بندازم
چی شده؟
هر دری یک سوراخ کلید با شکل متفاوتی داره
بهنظر من سه شکل وجود داره: دایره، مثلث و مربع
همهی ما شکلهای متفاوتی داریم.
کلید من دایرهای شکله
کلیدِ جونهی مثلثه و کلیدِ تو مربع
ما خیلی خوش شانسیم که باهمدیگه هستیم
قطعا
از همون لحظهای که باهم وارد دستشویی شدیم، فهمیدم که ما سه نفر یه تیم بینظیریم
- مگه نه؟ - آره
با این اوصاف، کلیدهامون رو تو نگه دار هیون جو
به این ترتیب، میتونیم با کاراییِ بیشتری حرکت کنیم
موافقید؟
منو نکش! خواهش میکنم!
بازیکن ۳۱۰، حذف شد
بازیکن ۲۶۰، برنده شد
آروم باش
منم یه تعقیب کنندهام
از این طرف
گندش بزنن!
از اونجا برو
لعنتی!
بهم حمله کن، حرومزاده!
کثافت عوضی!
داری چیکار میکنی؟
کمکم کن بزنش!
گفتم بزنش!
بیا اینجا حرومزاده!
ببخشید منو، خواهش میکنم
من زن و بچه دارم. التماسـتون میکنم.
درکت میکنم
صبر کن
چیه؟
اگه اونو بکشی، خودت برنده میشی اما من نه
خب یه بازیکن دیگه رو میکشیم
از کجا بدونم کمکم میکنی که نفر بعدی رو بکشم؟
تو که خودت برنده میشی.
میگی چیکار کنیم؟
همزمان انجامش میدیم
یعنی همزمان بهش چاقو بزنیم؟
خیلی منطقی فکر میکنی والا!
- یک، دو، سه - یک، دو، سه
بازیکن ۲۳۵، حذف شد
از این طرف
چرا...
اوه، میونگ گی
وقتی مُرد، حالت چهرهش رو دیدی؟
کمکم برقِ چشماش از بین رفت
مثل چشمهای یه عروسک شده بودن. همین اتفاق برای سه می هم افتاد.
خارقالعاده ست، مگه نه؟
چیکار میکنی؟
با این میتونیم درها رو باز کنیم
پاشو
هرکدومـمون هنوز نصف یه نفرو کشتیم
خیلی منطقی هستی.
بمون تا بیام
بازیکن ۱۰۵، حذف شد
بازیکن ۰۹۶، برنده شد
لعنتی! دیدیش، آره؟
اما تو مثل یه موش قایم شدی و فقط تماشا کردی؟
باید کمکش میکردی
اون دختریه عوضی دوسِت داشت
پس این دفعه حواست باشه، مین سو، خب؟
جون هی
جون هی
برو اونور
باید اون دخترهی جنده رو بکشم
یا اون پیرزنِ عجوزه رو بهم بده.
لعنتی
نه
مثلثه
بازش کن
بیا اینور
پس این خروجی کجاست؟
- صبر کن - لعنتی
نه، صبر کن! صبر کن!
لعنتی
بذار یه نگاهی بندازم
میتونی راه بری؟
بیاید بریم. هرکی این صدا رو بشنوه، میاد سمتِ ما.
مراقب باش
بازیکن ۲۳۲، حذف شد
بازیکن ۳۴۹، موفق شد
خودشه! اونجا رو نگاه کن!
چشماش، چشمای عروسکیش
این فوقالعاده نیست؟
بازیکن ۴۱۱، حذف شد
بازیکن ۱۲۴، برنده شد
بازیکن ۳۳۳، برنده شد
اون موفق شده
کی؟
- دوستم. - دوستت؟
همون که تیمت رو باهاش عوض کردی؟
آره، خودش گفت اگه موفق شه میاد به منم کمک میکنه
روش حساب نکن. خیلی براش سخت میشه که بخواد پیدامون کنه.
اون به من قول داد
میادش
میونگ گیِ فوقالعاده!
کجا داری میری؟
باید یه نفرو پیدا کنم.
همون دختر کثافته که باهاش بودی؟
اگه پیداش کنی چیکار میکنی؟ ازش محافظت میکنی؟
منم کنارت از اون جنده محافظت میکنم
دستت بهش بخوره دخلتو آوردم
تو که آدمِ منطقیای بودی، این کولی بازیا چیه؟
پس قضیه فقط عشق و حال نیست. تو عاشق شدی.
حرومزاده، عاشقش شدی پس!
عاشقش شدی.
همو دیدیم، عاشق شدیم
با گذشت زمان، شدیم یه داستان فراموش نشدنی
مثل سریالهای غمگینِ تلویزیونی...
کمکت میکنم پیداش کنی
به کمکت احتیاجی ندارم
اگه وقتی داری دنبالش میگردی به یکی از تیم آبیها برخورد کنی چی؟
چیکار میکنی؟
اصلا به من چه؟ من که برنده شدم
نه، تو خیلی مهربونی.
میونگ گیِ فوقالعاده، صاحب کانال امجی کوئین! واسه همین دلرحمیش ورشکست شد.
جون هی جون هی
بازیکن ۴۰۰، حذف شد
اوه، میونگ گی فوقالعاده
باید تموم اعضای تیم آبی که باهاشون روبرو میشیم رو بکشیم
بهش فکر کن
قانون این بود که برای برنده شدن باید یه نفرو میکشتیم
اما نگفتن که نمیتونیم بیش از یه نفرو بکشیم
پس اگه تعداد بیشتری از اون حرومزادهها رو بکشیم...
اونقدی ازشون باقی نمیمونه که تیم قرمز بتونه بکشتـشون.
این یعنی به ازای هر نفری که از تیم آبی میکشیم...
در واقع یک نفر از تیم قرمز رو حذف میکنیم.
و این کار جایزه رو به معادل سهمِ دو نفر افزایش میده
فهمیدی؟
نظرت چیه؟
کاملاً منطقیه، نه؟
بازیکن ۳۹۴، حذف شد
بازیکن ۳۳۶، برنده شد
لعنتی!
یهکم دیگه تحمل کن
از این طرف
یه لحظه بشین
بذار یه نگاهی بندازم
مچ پاش پیچ خورده؟
ممکنه شکسته باشه
چیکار کنیم؟
دیگه نباید روش راه بره
از الان دیگه باید اینجا قایم شیم و ببینیم بعدش چی میشه
خودتونو بهخاطر من قربانی نکنید
خودم تنهایی میمونم اینجا
شما برید دنبال خروجی بگردید
من...
اینجا پیشش میمونم
- چی؟ - تو برو، هیون جو
ما خیلی وقته که باری روی دوشِت بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.