The first 200 lines.
حالا میفهمم کارتل چطوری اداره میشه
همه سرجوخه های شوهرتو به زور بیرون کردی
و چند تا زنو جانشینشون کردی
میدونم از این کار چقدر عصبانی میشی
میخوای به همه بقبولونی که من مغز متفکرم؟
تو بازداشتی
حق داری سکوت کنی
و جواب سوالاتو ندی
هی،پدرم امروز بعد از ظهر تماس گرفت
میخواد ما رو شام ببره بیرون
متاسفم که اینقدر طول کشید که باهم باشیم
تو فوق العاده ای
میدونی،شاید باید قبول کنی که
رابطه ت با اندرو هر معنی داشته باشه
تو نمیخوایش
پس چی میخوام؟
لاته بدون سرشیر برای جوآن
و لاته سرشیردار برای اندرو
ممنونم
اوه.ببخشید
شیرین بدون سرشیر
فکر میکنم به من اشتباهی دادید.اوه
وای،خدای من چی شده؟
اوه،خدای من !یکی آمبولانس خبر کنه
اندرو.اندرو
شیش روز قبل
دوست پسرم اندرو میتال
از فنجونی که اسم من روش بود،قهوه خورد
آغشته به سم بود
قبل از اینکه آمبولانس برسه اونجا،از دست رفت
زنی که ژاکت چرمی آبی پوشیده بود
تو کافی شاپ بود
وقتی داشتم نوشیدنیامونو تحویل میگرفت به من تنه زد
اسمش ماریون دسجاردینزه
یه مهاجر فرانسوی که با ویزای شرکت قدیمیت
تو آمریکا زندگی میکنه
ما افراد زیادی رو از خارج میاریم
مخصوصا مشاور
خانم دسجاردینز آدمکشه
وقتی شناساییش کردیم حکم قضایی گرفتیم
آپارتمانشو بگردیم و گیاه سمی رو پیدا کردیم
اعتراف کرد که قهوه منو مسموم کرده
اما ادعا میکنه که جرم سازماندهی شده ای نبوده که
به تو مربوط باشه
خب،بابت این کار چقدر بهش میدید؟
حتی اگه بتونید بهش بقبولونید که از من پول گرفته
که من این کارو نکردم
من تا زمان مرگ تو این زندانم
به لطف تو
...پس
اینجا چی کار میکنی،جوآن؟
اندرو فوق العاده و مهربون بود
این رقابت بین من و توئه
چطور میتونی اینقدر ساده باشی؟
وقتی با تو رابطه داشت
یعنی با منم داشت
ببریدش
منظورت اینه که اندرو دوست پسرت بود؟
اونطور که من شنیدم همون روز داشتی ازش جدا میشدی
باید احساس وحشتناکی داشته باشه
واقعا نمیتونیم با اینکه
النا مارچ گفت میدونه
تو و اندرو در مورد چی حرف میزدید،کاری کنیم
چون خیلیا تو اون کافی شاپ بودن
و شاید از هر کسی شنیده باشه
من اون رییس زندانو میشناسم
و امشب سلولشو بازرسی کرد
و اونقدر جنس قاچاق اونجا پیدا کرد که
دو هفته بندازتش تو انفرادی
پس یه مدتی
با هیچ کدوم از دوستاش حرفی نمیزنه
دوباره سراغ من نمیاد
نه فعلا
صبر میکنه تا آب ها از آسیاب بیفته
اما واسه امنیت خودتم شده
باید الگوی سفراتو تغییر بدی
و منم یه واحدو بیرون ساختمونت میذارم
ما ازت محافظت میکنیم
ممنونم
اوه،واتسون من بازم
غذا میارم آپارتمانت
اگه مشکلی نیست
فعلا فکر تو خیلی شلوغه
و نیازای روزانه نباید بهشون اضافه بشه
در مورد همکاریم،هر وقت آماده کار شدی
کافیه بهم خبر بدی
و تا اون موقع مزاحم نمیشم
ممنونم.فقط چند روزی طول میکشه
اوهوم
مشاور داری؟
یه هفته ای از مرگ اندرو گذشته
تقریبا هیچی در موردش نگفتی
که البته حق داری این کارو بکنی
من فقط میخوام مطمئن بشم
یکی رو داری که در موردش باهاش حرف بزنی
اگه تو پا پیش نمیذاری من میتونم کمکت کنم
اندرو مرد چون منو میشناخت
من واقعا نمیدونم دیگه چی باید بگم
آقای هولمز،ممنونم که موافقت کردید منو ببینید
البته ما قبلا یه جورایی همدیگه رو دیدیم
شما بی بی کینگ 17 هستید
بله
شما کاراگاهید
از پستاتون میشناسمتون
یه مشکل کوچیک دارم
نیازی نیست ادامه بدید آقای جوزف
نمیتونم کمکی بهتون بکنم
شما که نمیدونید چی قراره ازتون بخوام
نیازی نیست
طی چهارسالی که به سایتتون سر میزنم
سیزده تا نامه براتون فرستادم
که راه حل پیشنهادیمو در مورد پدیده ای که
به عنوان ناهنجاری سقوط کولونی میشه با جزییات براتون فرستادم
شما هیچ جوابی به من ندادید
میدونید من چقدر پیغام میگیرم؟
نمیدونم
میدونم،اما
کیفیت محتوی پیغامای من بالاست
اگه براتون مهم بود بدونید
وقتی که نیاز دارید
بدون بازرس نبودید
راهی برای جبرانش هست؟
اگه قراره بود نظریه های منو
در مورد اشعه گاما به عنوان راه حل سی.سی.دی منتشر کنید
شاید بتونم به حرفاتون گوش کنم
اشعه گاما؟
اما اونا...اونا جواب محسوب نمیشه
حقیقتی که تو نامه اخیرم بهش اشاره کردم
خیلی خب
بله،میذارمش روی سابت
به علاوه لازمه اسم کاربریتونو تغییر بدید
مفهوم طعنه آمیزی که پشت کلمه بی بی کینگ 17 هست
به نظر موسیقیدادنا و زنبوردا یه یه اندازه توهین آمیز میاد
تغییرش میدید؟
فکر میکنم
خوبه
خب مشکل چیه؟
نظرتون در مورد یه سفر کوتاه علمی چیه؟
من اینجا سرپرست پستانداران هستم
مشکل شما در ارتباط با گورخرهاست
دقیق تر اینکه مربوط به فقدان کامله
رد گورخرارو گم کردی؟
یکی دیشب اومده اینجا و اونا رو برده
دو تا ماده اونا رو به طور قرضی آوردیم اینجا
چون تخصص ما زاد و ولد اسبه
زاد و ولد؟
هردو حیوون دزدیده شده باردارن
و تا کمتر از یه هفته دیگه زایمان میکنن
کاراگاه بل،اومدید عالیه
نه،امروز کاراگاه بل نیست
از بخش بهم گفتن طلب مرخصیم زیاد شده
منم باید میرفتم مرخصی یا فراموششون میکردم
میدونم که مرخصی هستید
راستش،واسه همین خواستم بیاین اینجا
کار جالبی بهم واگذار شده
که مربوط به گورخرای دزدیده شده ست
فکر میکردم فرصت خوبیه
که بتونید با روشای من بیشتر آشنا بشید
میخواین باهاتون همکاری کنم؟
یه محیط غیررسمی برای یادگیری بهتره
اینطور فکر نمیکنید؟
فکر کنید دارم بهتون لطف میکنم
پس من براتون کار میکنم و شمام به من لطف میکنید؟
خب،من بهتون بدهکارم اون مسئله ناخوشایند
که مربوط به خودتون و گلوله بود که یادتون میاد
یادم میاد که باعث شدید تیر بخورم
ببینید،میفهمم...شما یه نفرو میخواین که باهاش حرف بزنید
اما حالا نمیخواین مزاحم جوآن بشید؟
من بهتون پول میدم
من امروز پول گرفتم
اهدای پول به خیریه ای که میخواین
از کجا میدونستید من امروز برنامه ای ندارم؟
اونایی که به زور کارفرماشون مرخصی میگیرن
زندگی اجتماعی فعالی ندارن
رتبه من در کلوپ جوانان هارلم
لحظه شماری میکنید
پس فکر میکنید
یه نفر چند تا زرافه رو
از در عقب بیرون برده و فراری داده؟
باید یه جورایی حیوونارو از اینجا بیرون میبردن
قسمت بارگیری
تنها جای نسبتا خلوت برای خروجه
من قبل از ورود شما صحنه رو بررسی کردم
و روی خاک نزدیک یکی از درها،چند تا جای سم
دیده میشد
تو باغ وحش چند تا دوربین مداربسته دیدم
رد پاها رو دیدید؟ هیچ رد پایی نیست
نه به طور اتفاقی،دوربین ها
مدت کوتاهی قبل از سرقت خاموش شده بودن
و این باعث به صدا دراومدن آلارم نشده؟
...اینجا باغ وحشه فکر نمیکنم سرقت
نگرانی عمده ای باشه
دو ردیف رد لاستیک
نزدیک محل بارگیری
میشه شناساییشون کرد اما یکی ردیف از ردها
از اون یکی یک سانتی متر عمیق تره
اگه میخواین
با اصطلاح استثناگرایی آمریکایی ترجمه ش کنم
یه سانتی منتر برابر یک سوم اینچه
فهمیدم،منونم
No comments yet. Be the first to leave one.