The first 200 lines.
لعنت
آهای؟
کسی اونجاست؟
خدا لعنتت کنه
الان نمیتونی حرف بزنی
حتی نمیتونی نفس بکِشی
نباید لعنت بفرستی، دختر خانم
!لعنت نفرست، مگه اینکه بخوای خودتم لعنت بشی
میدونی... گناهـه
لعنت کردن و ناسزا گفتن
میدونی گناه چیه، اِلا؟
راحت باش نفس بکِش
اسم من رو از کجا بلدی؟
من از خیلی چیزها خبر دارم
راستی
میخوای یه چیز خیلی جالب برات تعریف کنم؟
!در مورد بابای کثافتتـه
کابوسهای کوفتی
خوابهای ناراحتکننده و ترسناک
صرفاً تلاش ذهن برای رهاسازی از فشارِ
ترسها و افکار روزانهمونـه
،طی فراگیری مراقبه
متوجه خواهیدشد که آرام کردن ذهنتون کار بسیار دشواریـه
اگه برای متوقف کردن افکارتون تلاش کنید یا
،مانع ورودشون به ذهنتون بشید
با این کار فقط موجب بهوجود اومدن یک کشمکش حینِ
...تلاشِ برای رسیدن به آرامش میشید
یکی کارِت داره
کی؟
روحمم خبر نداره
حسابی سرحال اومدم
تو هم باید تنی به آب بزنی
با اجازه
جاش وقعاً احمقـه
کاملاً موافقم
امروز میری دنبال الا؟
هر موقع و هر جایی حاضرم برم دنبال الا
مرسی
فردا هم همینطور. من کار دارم
فکر میکردم قراره بیام به دیدنت
واقعاً؟
خیلیخب. عالیـه
به لینا میگم
خب
ای پیرمرد
!ضدآفتاب
خداحافظ
...وای، خدایا! این دیگهـ
...خیلیـ
این موقعیتیست که
نباید به درازا بکِشد
!یک! دو
سه. چهار. پنج
شیش. هفت
!هشت، نُه، ده !چه آماده باشی چه نه، داریم میایم
یعنی ممکنه کجا قایم شده باشه؟
!اینجایی
.خیلیخب. خیلیخب .خوب بود
...و شما
پدرشی؟
همسرشم
خب، هیچی تو برنامهی کاریمون ذکر نشده و
این یه سکانسِ ممنوعالوروده
من شوهرشم
این سکانسِ ممنوعالوروده
گفتم شوهرشم
!حرکت
!حرکت - !حرکت -
!من یه متر باهات فاصله دارم ها
خب. حرکت
...آره، خب
!خدایا
خدای من
خدای من
!کات - !دیگه کات -
قهوه لاتهش رو آوردم - باشه، بیا تو، پسر -
...اونـ - روبهراهی، داداش؟ -
ردیفی؟ - آره، حسابی عشق میکنم -
...شاید بشه از یه نفر بپرسی ببینی اونـ
دوباره ضبط میکنیم - !دوباره ضبط میکنیم! فوراً -
!حرکت
خب
!حالا کات - !کات -
!حالا از سوزی بگیر
این دیگه چه کُسشعریـه؟
خب، شرمندهام، مرد. باشه؟
ببین، الان با بیسیم بهشون اطلاع میدم، باشه؟
گفتی اسمت چیه؟
تیو کانروی
خب، یکی به اسم تیو... کانروی اومده
آره، تیو کانروی اومده سوزی رو ببینه
حسابی شوکهت کردم - آره. واقعاً غافلگیرم کردی -
.محشر بود، پسر .خیلی خوب بود
مرسی - پس قرارمون فردا 6 صبح -
حله - ...و فیلمنامهی فیلم کوتاهم رو هم برات فرستادم -
خیلی خوبه. مرسی
خیلیخب. بعداً میبینمت - فعلاً -
اینجایی
سلام - سلام -
بابت اون سکانس شرمندهام
زیادهروی بود، مگه نه؟
یهجورایی حس پورن رو به آدم میداد
جاش خیلی منحرفـه
کلی برام رفته رو منبر که ارضای زنان
هیچوقت تو فیلمهای آمریکایی نمایش داده نشده ولی
بهنظرم فقط دلش میخواست من رو لخت ببینه
البته فکرکنم سکانس قشنگی از آب در اومد
چیه؟
خب، میدونی... اون یارویی که جلوم رو گرفت
...اونی که یه بیسیم داشت
ای خدا! ببخشید
من بهش گفتهبودم قراره بیای
نه، مسئله اون نیست
من رو شناخت
متأسفم. خیلی ناجوره
تا الان دیگه باید عادت کردهباشم
به نظرشون تو خطرناکی
نباید از این خوشحال باشی ها
خیلی نبایدها هستن که رعایتشون نمیکنم
میخوای تو ماشین باهام سکس کنی؟
خدایا، خیلی حس خوبیـه که مجبور نیستم ادا دربیارم
خیلی بدم اومد امروز اونجا بودم
یادم رفته بود امروزه
شنیدن اون صداها مثل این بود یه چاقو تو مغزم فرو میکردن
خیلی متأسفم
اگه یه مدت از اینجا نبرمت
فکرکنم پاک قاطی کنم
بیا بریم
کجا؟ - هرجا -
دور از اینجا
،خب، قبل از فیلمبرداری تو لندن
چند هفتهای فرصت دارم
خیلیخب، سریع میریم
.یه جایی بیرون شهر اجاره میکنیم .فقط خودم و خودت و الا
خیلی حس خوبیـه وقتی فقط خودمون سه تا باشیم
آره، باشه
آره
فکرکنم آبت اومد
ببخشید
حریصم
دیگه از اینجور نقشها قبول نمیکنم
حرفت واقعبینانه نیست
.تو بازنشسته و پولداری .با پول تو زندگی میکنم
این رو جدی نمیگی
وانمود میکنم. کارم همینـه
دارم رو این قضیهی حسادت کار میکنم
واقعاً در تلاشم
.تو دفترچه خاطرات مینویسم .مراقبه میکنم
از برنامه استفاده میکنم
خیلی دوستت دارم
پس بیا باهم بریم
زیادی دست چپ رو گرفتی - نه، اینطور نیست -
عزیزم، فکرکنم زیادی رفتی چپ
،اگه بیشتر دست راست رو میگرفتم
میزدم به اون یارو
عالی میرونی
میخوای خودت رانندگی کنی؟
نه، نه، نه. جدی میگم
خب، منم جدی میگم
لطفاً خودت رانندگی کن - من پیرتر از اونیام که از ذهنم کار بکشم -
خودت کارت درسته
بابایی، تو چون پیری، زودتر از مامانی میمیری، نه؟
هی، هی، هی
اونقدرا هم پیر نیستم
ولی اول تو میمیری، مگه نه؟
عمراً اگه بذارم اینطور بشه
عزیزم، مسئله اینه که
هیچکس از زمان دقیق مرگ کسی خبر نداره
فرقی هم نداره چند سالت باشه
اصلاً چرا باید حتماً بمیریم؟
چون زندگی پایدار نیست و .نمیشه ازش جون سالم به در برد
واقعاً؟! این جوابیـه که به ذهنت رسید؟
ببخشید
گندش بزنن
،عاشق روحیات تلخت هستم .ولی اون فقط شیش سالشـه
حواسم هست
میشه دفعهی بعد در جواب از بهشت براش بگی؟
عقیدهای که خودت بهش باور نداری رو .نمیشه به خورد بقیه بدی
من همیشهی خدا کارم اینـه
!عزیزم، اون واسه رفت و آمد چهارپاهاست
!خیلی هم باحالـه
!چه بامزه
ازت بدم میاد
این خونهی جدیدمونـه؟
!خیلی قشنگـه
!عاشقشم
،واسه یه بارم هم که شده واقعیتِ یه چیز .قشنگتر از عکسهاش توی اینترنتـه
مزخرف نیست
داخلش بزرگتر بهنظر میاد
خدای من
خیلی بزرگتر
عاشق اینجام
ولی گوشی آنتن نمیده
...خب
!وای، خدا
صبرکن
چیه؟ - گوش کن -
سکوت
!لا لا لا لا - خب، دیگه سکوتی در کار نیست -
اونجا آنتن میده؟ - یه خط -
No comments yet. Be the first to leave one.