The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
مینکس
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
سلام. ببخشید میشه کمکم کنین تا مجله ای رو که
قرار بود امروز صبح منتشر بشه پیدا کنم
اسمش «مینکس» ـه
همون شهر روسی؟ - نه، اون «مینسک» ـه -
نه، «مینکس» به دخترهایی میگن که شیطون و هوس بازن
اسمش طعنه آمیزه چون مینکس یه مجله ی فمینیستی ـه
منظورت مجله ی «کازمو»ئه؟ اون داخل قفسه ست
نه
... ام
مطالبش یه کم شهوانی تره
اینجا رو نگاه کردی؟
.آره کردم اونجا ... نیست
آها، همونی که داخلش عکس کیره
هی، داریوس! اون مجله ای که توش عکس کیر بود رو چکار کردی؟
!زیر پیشخون رو نگاه کن، احمق
.نه اینم نه
آها، ایناهاش
چه محیط کار نا امنی هم داره
خیلی ممنون
.وای خدایا خیلی ممنون
خوش بگذره
... خب میزان فروشمون تا الان
ایده آل نبوده ولی خب من فروش بدتر از اینم داشتم
جدی داشتی؟ - آره -
. و همینطور فروش بهتر خیلی بهتر
ببین، جای تعجب نداره
هیچ زنی دلش نمیخواد مجله ای رو بخره
که حس منحرف بودن بهش میده
یاید یه راهی پیدا کنیم
که نیاز نباشه زیر پیشخون قایمش کنن
درسته. ما باید به زنها آگاهی بدیم
باید کاری کنیم مردم راجع بهش حرف بزنن و سوال کنن
درسته - اصلا هیشکی میخونتش؟ -
معلومه که میخونن - باشه -
فروشمون توی گرینیچ ویلج» خیلی خوبه»
... «توی «پراوینس تاون
«کسترو»
فروشمون توی کاسترو عالیه - جذابه -
بیاین از این آمار انگیزه بگیریم
بیاین توی شماره دوم مجله بترکونیم
مصاحبه یا یه آدم مشهور چطوره؟
آره - آره. خوبه -
بلا ازاگ» ... شرط میبندم اون» داستانهای باحالی داره
داستانهای سکسی؟ - شاید -
- من دورادور «جکی او» رو میشناسم - بابی یا تدی؟
آره - به نظر من کسی رو میخوایم -
که یه کم پر سروصداتر باشه
یه اسم بزرگتر
چیز چی ... من فقط دارم پیشنهاد میدم
ولی «بیلی برانسون» چی؟
اون ... کیه؟ - خیلی خب -
.بیلی برانسون بزرگ بیلی برانسون
همون بازیکن فوتبالی که «مشت زد توی صورت «وارن بیتی
.وای خدایا نه امکان نداره
نه. اونها باید با ماموریت مجله ما همسو باشن
حالا هرچقدر هم میخوان مشهور باشن
.اون خیلی مشهوره ... به نظر من باید بیل
داگ، بسته پستی داریم
خب میتونی تحویلش بگیری
نه، نمیتونم
هی، اینجا چه خبره؟ بیست و پنج هزار نسخه برگشت خورده؟
گفتن محتوای مستهجنی داره
.عوضیهای «تمپه» ای حتی یه خبر هم ندادن
چی بگم والا
اونا یکی دوباری زنگ زدن
.«گری «برکنر معاون عملیاتیشون
.تو جواب زنگهاشو ندادی فکر میکردم بهشون بدهکاریم
.بدهکار که هستیم - خب دیدی؟ حق با من بود -
یکی باید اینا رو تحویل بگیره
«بهت میگم چکار کنی، «ران
،هر چقدر «ثریفتی» بهت میده من دو برابرشو میدم
میشه تا قضیه رو حل کنم همینجا بمونی؟
.عالیه خیلی خوبه
... داگ
این مجلهها رو که نمیتونیم پس بگیریم
فکر کردی خودم نمیدونم، تینا؟
از عهده هزینهـش برنمیایم
مشکل فقط ثریفتی نیست
منظورت چیه؟ - از طرف شرکت «پیگلی ویگلی» زنگ زدن -
کیرم توش
خیلیخب
کیرم توش
خیلیخب
.این قسمت جذابشه یه محصول خوب داریم
حالا فقط باید ببین مردم تبلیغش کنیم
الان فقط باید اینکارو کنیم
من چند تا آشنای پرنفوذ توی رسانه ها دارم
یکیشون حتماً میتونه کمکمون کنه تا یه اسم بزرگ
برای جلد مجله پیدا کنیم
یه فمنیست مشهور
همینو میخوام، جویس
آفرین! زرنگ باش - باشه -
فکر کردی ما چجوری اینجا رو ساختیم؟
اینجا رو با زرنگ بازی ساختیم
تینا، بیا اینجا لطفاً
من و تینا توی شهر چرخ میزدیم و مجله «لاستی لزبوز» رو
میدادیم دست هرکی که میتونستیم
و بعدش چی شد؟ مردم براش له له میزدن
برای «مینکس» هم به زودی له له میزنن
من یه چیزایی راجع به حوانندههای هدفمون میدونم
و یه چی بهتون میگم
ترس به اونا انگیزه میده
ترس اینکه یه زن دیگه چیزی داشته باشه که اونها ندارن
خونهات توی محله باکلاسیه، نه؟
تو پول داری - دستمون به دهنمون میرسه -
.خدا رو شکر این کاری که میگم رو بکن
بمبی رو با خودت ببر
و یه عالمه مجله بریز توی ماشینت
.بعد بین مردم پخششون کن همهـشونو، مجانی
باشه - خوبه. بهم اعتماد کن -
فکر کنم بدونم کجا باید بریم
خوبه. منم همینو میخوام
.ابتکار عمل خوش فکری
.قراره این کارو کنیم ... قراره ببریم
خب حالا - به عنوان یه تیم -
.خوبه تیم نخبهها
میخوای چکار کنی؟
با پرواز بعدی میرم تمپهی آریزونا
و دوباره مجلهـمون رو «برمیگردونم به قفسههای «ثریفتی
گلن
جویس - سلام -
سلام - اینجا چکار میکنی؟ -
این دور و بر بودم
و فرصت نشد ... یه قرار ناهار بذاریم
آره میدونم. چندتا پیام برات فرستادم
ببخشید خیلی سرم شلوغ بود
از اون شیرینی فروشی مورد علاقهـمون
توی خیابون برتون یه کم شیرینی برات گرفتم
اوه - گفتم سری بهت بزنم -
لطف کردی - قربانت -
میخوای باهم بازش کنیم؟
آره
خب، این اطراف جلسهای چیزی داری؟
آره - عجب -
باید یه آدم معروف برای شماره دوم مجله پیدا کنم
«مدیر برنامه «جین فاندا
گفته شاید جین قبول کنه
اگه بیاد عالی میشه
.آره همینطوره میدونی چیه؟
اون داره منو میپیچونه
هنوز آشنای خوبی ندارم
پیدا کردن آشنا چندسال طول میکشه
دیگه کیو مدنظر داری؟ - وای خدای من -
نمیخوام با مشغلههای کاریم حوصلهات رو سر ببرم
.این چه حرفیه باعث افتخاره
چند نفر که بهشون فکر کردم
«خب. «سوزان سان تاگ اون قبول نمیکنه
«ویکتوریا هارت نت»
عاشق اونم - خبر دارم -
ولی اون فقط با مجلههای باکلاس مثل «نیویورکر» کار میکنه
هوم
یه فکری دارم
«وندی ما»
نویسنده کتاب «قوای جنسی»؟ - آره -
«قرار بود به عنوان «دلبر ماه باهاش مصاحبه کنم
ولی خب برنامههامون جور درنیومد
چی بگم. توی کتابش حرفهای عامیانه و بچهگانه رو
به جای یه مقاله عملی درمورد زنها قالب کرده
تو خوندیش؟ - معلومه که نه -
«ولی مجلهی «تایمز نابودش کرد
تو خوندیش؟ - آره -
بخاطر کارم مجبور بودم
ولی نمیدونم
به نظر میاد سرگم کننده و
و تامل برانگیز بود
چون یه چیزی بین مردم محبوبه دلیل بر بد بودنش نیست
«خب اون کتاب «جاناتان لوینگستون سیگال رو توی فهرست
پرفروش ترین کتابها کنار زد
میدونستی اون توی دانشگاه وودبریج درس میده
مطمئنم میتونم ترتیب یه ملاقات باهاش رو بدم
پس جای درستی اومدم
ولی حرفی از حربههای گشتاپو نزن
بهش برمیخوره - ولی حقیقت همینه -
آخه گری برکنر خر کیه که تصمیم بگیره چی برای
مشتریهای ثریفتی مناسبه
معاون عملیاتیشون که حق این کار رو داره
اون مجله «پلیبوی» میفروشه - خیلی خب -
میخوای بگی کیر خوابیده
از جنگل پشمالوی زنها زشتتره؟
اسم آلت جنسی زنها جنگل پرپشم نیست
واژن همینه دیگه - ببین، گوش کن -
همین که تونستیم یه قرار ملاقات بگیریم، شانس آوردیم
هر چقدر اون مجلهها بیشتر توی اون کامیون بمونن
دهن ما بیشتر سرویس میشه
پس لطفاً خودتو جمع و جور کن و قضیه رو درستش کن
باشه. موافقم
خیلیخب
ار پسش برمیام، باشه؟
تا شب برمیگردم خونه
باشه. میام دنبالت
عالیه - سفرت به سلامت -
ممنون
ببخشید
فکر کنم وقتی آقای برکنر ... حرفهای من رو بشنوه
... میشه لطفاً بهش بگین که
اون باید امروز منو ببینه
چون من الان توی فرودگاهم
No comments yet. Be the first to leave one.