The first 200 lines.
هوات رو دارم، داداش - من یه برادری به اسم مارکوس داشتم -
وقتی بچه بودیم برای هالووین رفتیم بیرون
برادر دوقلوم رو ول کردم که بمیره
!کمکم کن - حالا یه نفر لباس اون رو پوشیده -
همون کسی که داره دوستهام رو میکُشه
ولی در اصل دنبال من ـه
انقدر به خودت فشار نیار، عزیزم
میتونی این رو به سندیگو استیت بگی
اونا فقط یه بورسیه دیگه دارن و میدنش
به کسی که عقلش درست کار میکنه
ما الان دنیای فیلم وحشتناک رو ترک کردیم و حالا رفیق پلیس میشیم
فکر میکنی من قاتلم؟
ما میدونیم اونی که این ماسک رو میزنه کیه
داداشم، جی، قاتل ـه و داره میاد سراغمون
از جونم چی میخوای؟ - خودت میدونی -
همون چیزی که همیشه میخواستم
ببین، پسر، گور بابات، جِی
خب؟ من هیچی بهت بدهکار نیستم
جالبه، مگه نه؟ !کاملاً مطمئنی و فکر میکنی فهمیدی من کیام
در حالی که از اول تنها درخواست من ازت این بود که همین کار رو در مورد خودت بکنی
که با ذات واقعی خودت و اونی که واقعاً هستی روبهرو بشی
ببین، من یه آدمِ ترسو ام، خب؟
از همون شبی که داداشم رو ول کردم بمیره ترسو بودم
همین الانشم یه ترسو ام
نه، باید خیلی بیشتر از اینا بری تو عمق ماجرا وگرنه خودم وارد عمل میشم
اگه واقعاً داداشمی خواهش میکنم دست از این کارها بردار
!واسه این حرفها دیگه خیلی دیر شده
اگه مثل برادر تنی باهام برخورد میکردی الان باهم از این حرفها نمیزدیم
ولی داریم میزنیم و نمیتونی گذشته رو تغییرش بدی
عوضی، فکر کردی خودم این رو نمیدونم؟ - پس تمام تمرکزت رو بذار رو زمان حال -
بازیِ خیلی مهمی داری
تنها سؤال اینه که فردا شب رگبی بازی میکنی یا
تو بازی من شرکت میکنی؟
چون بهت قول میدم فقط تو یکیش ممکنه برنده بشی
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!دیان، دیان، دیان
دیان - هوم؟ -
مطمئنم وقتی دارن اینجوری تشویقت میکنن انتظار دارن براشون سخنرانیای چیزی کنی
بیخیال نمیدونم باید چی بگم
بهتره یه حرفی آماده کنی
چون مربی فیشر از سن دیگو پاشده اومده اینجا تا هر حرفی که داری رو بشنوه
!مگه نگفتی نمیاد؟
اینم گفتم که جداً میتونه نقش اساسیای تو موفقیتت داشته باشه. حالا برو صحبت کن
...سلامـ
ببینید، واقعاً از لطفی که بهم دارید ممنونم ...جدی میگم، ولیـ
!لیاقتش رو ندارم
من اونی نیستم که فکر میکنید
...فقط اینجوری قلنبه سلنبه سعی دارم بگم که
!کل زندگیم بر پایۀ دروغ بوده
و دیگه نمیتونم این روال رو ادامه بدم
...میخوام همه بدونن که منـ
!فکرکنم به اندازۀ کافی حرف زدی دیگه
این گردهماییِ تشویقیِ قبل از بازی همینجا خاتمه پیدا میکنه
مدیر ازم خواستن بهتون یادآوری کنم که به دلیل مشکلات امنیتی اخیر
فقط دانشآموزهای همین دورۀ تحصیلی ...میتونن تو مراسم رقص
بیا بریم - جشن افتتاحیۀ سیلوراسکرین دریمز شرکت کنن... -
دیان، نمیخوای بهمون بگی جریان اون حرفها چی بود؟
ببین، دیگه از بازیِ جی خسته شدم، خب؟
نیازی نیست دیگه نگران قضیۀ جی باشی پلیسها به پرونده رسیدگی میکنن
صبرکن ببینم، منظورتون چیه؟
من و کیم دیشب رفتیم پیش پلیس و همهچی رو بهشون گفتیم
چون آخرش گوستفیس به یکی از خودشون حمله کرده
بالاخره حاضر شدن حرفمون رو گوش کنن
الانم دارن دنبال جی میگردن
اینجوری قلنبه سلنبه داریم میگیم گور باباش
حواست رو بده به کار خودت و چیزی که میخوای
مثلاً اینکه امشب اون بورسیه رو به دستش بیاری
بابا: پلیسها دنبال داداشت میگردن قضیه چیه؟
باید برم
از وقتی که این پسر رو میشناسم آرزوش این بود تو تیم رگبی کالج بدرخشه
حیفه واقعاً وقتی اینقدر به آرزوش نزدیکه همهچی رو خراب کنه
مشکل آرزوها و رؤیاها همینه دیگه زودگذرن
اگه قبلاً کسی ازم میپرسید آرزوی من چیه میگفتم اینه که به مردم کمک کنم
ولی بعد از این اتفاقهایی که برامون افتاد
الان تنها چیزی که میخوام اینه که زنده بمونم
بیا با واقعیت کنار بیایم، کیم نه من نه تو دختر بازمانده نیستیم
دختر بازمانده چه کوفتیه دیگه؟
تو اون فیلمهای اسلشری که به عنوان تحقیق نگاه میکردی به اون دختری میگن که تا آخر فیلم زنده میمونه
زنده میمونه و دوستهاش رو نجات میده
تو اخیراً تونستی کسی رو نجات بدی؟
خب، منم نتونستم
!خب، خودمون رو نجات میدیم
همدیگه رو تنها نمیذاریم و هوای هم رو داریم
امشب میریم بازی دیان رو ببینیم
استادیوم پر از تماشاچی ـه اونجا پر پلیس ـه
جی مگه احمق باشه که پیداش بشه !و صورت خودش رو نشون بده
چیزی که من رو میترسونه صورت اون نیست
!اون ماسک ـه که ترسناک ـه
دکتر فلورس، با 8-1-1 تماس بگیرید
انتظار نداشتم اینقدر زود دوباره ببینمت
انگار خطر رفع شده و حالم بهتره
پس بهتره من برم دیگه
به خاطر همۀ این اتفاقها متأسفم - لیو، صبرکن -
تقصیر تو نبود
تو که نمیدونی به خاطر چی دارم عذرخواهی میکنم، بابا
...حقیقت اینه که
تو خبر نداری من واقعاً کیام
خب، میشه برام توضیح بدی؟
یه مدتی میشه که دارم بهت دروغ میگم
وانمود میکنم که هیچ مشکلی ندارم
که دختر خیلی خوبیام
رقاص
ـه A دانشآموزی که همۀ نمرههاش
...ولی واقعیت اینه که
از درون خیلی اوضاعم خرابه
انگار یه نقاب رو چهرهم ـه
خب، نقاب رو بردار، لیو
...بهت قول میدم هرکی که پشت اون نقاب باشه رو هم خیلی دوست دارم
بابا، حالِت خوبه؟
متأسفم، ولی نمیدونم چه توضیحی بهت بدم، دیان
شنیدم چی شده نیازی نیست تو به خاطر هیچی عذرخواهی کنی
!جِی زیر سقف خونۀ من بزرگ شده
...و اگه چیزایی که پلیسها میگن حقیقت داشتهباشه
!یه سری از بچههای مدرسۀ شما رو کُشته
تقصیر خودش ـه مسئولیتش با تو نیست
نمیفهمم چطور این پسر رو بزرگش کردم ولی نشناختمش
میدونم، میفهمم، میفهمم
باورم نمیشه این اتفاق دقیقاً تو روزی که واسه تو خیلی مهم ـه افتاد
من امروز بازی نمیکنم، بابا
!چی؟ چرا؟
فقط یه بازیِ ساده ست ، بابا
حس میکنم تمام چیزهایی رو که فدا کردیم ...تا به اینجا برسم
ارزشش رو نداشت
هی، تو واسه به اینجا رسیدن زحمت کشیدی، دیان
دلم نمیخواد الان یه تصمیمی بگیری که یه روزی ازش پشیمون شی
خدا شاهده من خودم تو این کار استادم
ولی تو رو جوری تربیت کردم که رو پای خودت وایسی
تصمیمش با خودت ـه
مطمئنم تصمیمی که میگیری درستتر از تصمیماتی ـه که من قبلاً گرفتم
!این مدت به اندازۀ کافی رفتم مجلس ختم
!عمراً اگه بذارم اینم تبدیل بشه به یه مجلس ختم دیگه
آره، من و تو باهم میترکونیم
ولی گفته باشم اینجا الانشم مجلس ختم ـه، دلاور
!چون گرگسون رو خاکش میکنیم
!همینه
اینقدر بازی درنیار و بیا اینجا ببینم
میخوام قیافهت رو ببینم
چهرۀ واقعیت رو میگم
لااقل حق این رو که دارم، مگه نه؟
چرا باهام این کار رو میکنی؟ !یه چیزی بگو
!ریپرز !ریپرز! ریپرز! ریپرز
نظرت چیه؟
خب، به نظرم این یونیفرم تو تنِ تو خیلی خوشکلتر ـه
تا تنِ من
ولی لباس خودت کوش؟ - خب، باید یه اعترافی کنم -
!همیشه از رقصیدن متنفر بودم
!دیگه نمیتونم الکی وانمود کنم خوشم میاد
...درک میکنم چه حسی داری
دلم نمیخواست امروز بازی کنم
ولی نخواستم همه بچهها رو ناامید کنم
جی همین الانشم خیلی بهمون ضربه زده نذار این رو هم ازت بگیره
نه، حق با توئه
وقتشه برم و خودم رو نشون بدم - هی، صبرکن، یه کار کوچیک مونده -
حالا برو و به همه نشون بده که واقعاً کی هستی
جریان این صف چیه؟ مثل صفی ـه که موقع اومدن کتونی و لباسهای جدید "ییزی" میبندن
خود ما کاری کردیم که پلیسها هوشیار بشن ها، یادت رفته؟
...حالا تا تو صف منتظریم
یه حرفی که اون موقع زدی هنوز رو مُخم ـه
چرا فکر میکنی هیچکدوم از ما شرایطش رو نداریم تا اون آخرین زنی که زنده میمونه باشیم؟
منظورت دختر بازمانده ست
تو اینجوری بگو، ولی من شخصاً فکر میکنم اون لقب هم تبعیض جنسیتی توش ـه، هم دختره رو کوچیک میکنه
...تو هرچی میخوای بگو ولی تو ژانر وحشت
اون... مهمترین چیز و اصلکاری ـه
دختر بازمانده درستی یا اشتباه بودن تصمیمات رو تو فیلم نشون میده
و فرقی هم نداره وحشتناک بودن قضیه تا کجا پیش بره و اوضاع چهقدر وخیم بشه
کلیشۀ وجود داشتن دختر بازمانده ...به اندازۀ
خود قاتل اصلی مهم و لازم ـه
و من به همین خاطر کاملاً بهش احترام میذارم
به خاطر اینه که قاتل اون رو جدی نمیگیره
دستکمش میگیره و کوچیکش میکنه - ...همیشه -
حالِت خوبه؟ انگار رنگت پریده... هرچند که همیشه رنگپریدهای
این رو ببین
پخشش کن
خیلیخب، رفقا
اونا انتظار دارن تا توپ میافته دستمون مستقیم بدویم و بزنیم تو دلشون
به خاطر همین گولشون میزنیم و اول یه پاس میاندازیم تو منطقۀ یک
یعنی این دفعه باید از راست بری، هاوکینز - داداش، خیالت راحت -
حواسم هست
خیلیخب، برو که رفتیم
!سیاه 40، بنداز
!دیان، دیان، دیان، دیان
این پیام واسه دیان ـه
اگه میخوای من رو نجات بدی من تو خونۀ اِرل ام
ولی باید تنها بیای
!یا خدا
جی قاتل نیست
یا شایدم هست و میخواد دیان رو گول بزنه تا بکشوندش تو تله
خب، ولی اگه من برادری داشتم و حسی نسبت بهش داشتم
دلم میخواست این پیام رو ببینم تو بودی نمیخواستی ببینی؟
سوییچ ماشینت رو بده - باشه، ولی چرا؟ -
باید حواسشون رو پرت کنم تا بتونی سریع بری تو استادیوم
و اون پیام رو به لیو و دیان نشون بدی
بعد از این گندی که میخوام به بار بیارم باید سریع بزنم به چاک
اه، خدایا، پس آدم رفیق داشته باشه اینجوریه، مگه نه؟
هی، شرمنده مزاحمت شدم
ولی اشکال نداره یه لحظه گوشیت رو بهم قرض بدی تا یه زنگ فوری بزنم؟
بهت برنخوره ها ولی من اصلاً نمیشناسمت
!بهم برنخورد
!آهای !اون دختره گوشیم رو دزدید
!گشت 14، گشت 3 هستم
No comments yet. Be the first to leave one.