The Voice

The Voice

Download Farsi Persian Subtitle

Season 28

Release info

The Voice S28E03 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 28 قسمت 3 The Voice 2011 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام، ربا. صبح بخیر. چه خبر؟

اوه، هیچی. همین‌طور وایستادم دارم فکر می‌کنم

چقدر عالی میشه دوباره برنده «صدای برتر» بشم

اون چی بود؟

اوه، اون صدای خنده خودمه.

هیچ‌وقت بدون اون از خونه بیرون نمیام.

مثل یه حرکت میک دراپه، ولی با یه خنده ریز.

منو یه کم حواسمو پرت می‌کنه.

اوه، اونا از این خوششون نیومد.

اونا خوششون اومد-- اونا کی‌ان؟

راستش، این فقط قدرت ربای مک‌اینتایره.

اوه. یعنی مثل ربا مک‌این-خسته؟

نگرانش نباش، مایکل. این یه جورایی کار خودمه.

تو استعدادهای خیلی دیگه‌ای داری.

اوه. ممنون، ربا.

این حرف برام خیلی ارزش داره.

متاسفانه مربی خوب بودن جزو اونا نیست.

می‌بینمتون اون بیرون.

گوینده: ۳۰ ثانیه مونده. ۳۰ ثانیه مونده.

ربا: فقط دارم خوش می‌گذرونم.

این قسمت مورد علاقه منه توی برنامه، بدون شک.

اوه، آره. من عاشق آدیشن‌های پنهانی‌ام.

این یه برنامه تلویزیونی واقعا خوبیه.

به جز نایل. به جز نایل.

شماها پشت سر من حرف می‌زنید؟

گوینده: خانم‌ها و آقایان،

اولین هنرمندمون الان وارد میشه.

اوکی.

یالا کوری.

کوری.

یالا اسنوپ. بیا دیگه.

بزن بریم.

*تو همه‌جای دنیا دنبال عشق بودی*

*عزیزم، نمی‌دونی که این دختر روستایی هنوز آزاده؟*

اوه. اوه، شروع شد.

*چرا من نه؟*

*خب، بالاخره برگشتی به شهر قدیمت*

یالا ربا.

*دختر کنتاکی‌ت صبورانه منتظر مونده*

*اوه، چرا من نه؟*

ببین، دو تا چرخید! دو تا گرفتیم! *چرا من نه، تو یه روز بارونی؟*

*چرا من نه، تا غصه‌هاتو از بین ببرم؟*

اوه، آره. *چرا من نه؟*

*از اینجا تا سنگاپور رو گشتی*

*وقتش نرسیده که به دختر همسایه توجه کنی، عزیزم؟*

*اوه، چرا من نه؟* *من؟*

*چرا من نه، تو یه روز بارونی؟*

*چرا من نه، تا غصه‌هاتو از بین ببرم؟*

*چرا من نه؟*

*اوه، چرا من نه، وقتی شبا سرد میشه؟*

یالا اسنوپ. چرا که نه؟ بیا دیگه.

*چرا من نه، وقتی پیر میشی؟*

*چرا من نه؟*

*اوهه*

اوه

*چرا من نه اوه*

ربا: ووهو! اوه، آره!

خیلی خوب. خیلی خوب.

خانم، اسمت چیه و اهل کجایی؟

کوری کندی. ۲۸ سالمه.

و اهل کیسون-منتورویل، مینه‌سوتا هستم.

مینه‌سوتا. مینه‌سوتا اینجاست!

راستش، یه آهنگ نوشتم درباره دیدن هر چهار نفرتون.

اشکالی نداره اگه براتون اجراش کنم؟

شوخی می‌کنی! واقعا؟ اوه، لطفا!

بده به من، دختر. بده به من!

اوه، از این خوشم میاد.

*خب، من یه دخترم از یه شهر بدون چراغ راهنمایی*

*ریشه‌های مینه‌سوتایی و لباس‌های دست دوم می‌پوشم*

*از رویاپردازی در تاریکی، بیرون میام و جشن می‌گیرم*

*مادربزرگم باور نمی‌کنه که دارم می‌خونم*

*توی «صدای برتر»!* *توی «صدای برتر»!*

*اسنوپ، من با ریتم و قافیه تو بزرگ نشدم*

*ولی ویلی نلسون رو می‌شناسم، پس فکر کنم مشکلی نداریم*

*خانم ربا، شما منو تو اون سریال کمدی درست حسابی بزرگ کردید*

*یه مادر مجرد دو شغله، ملکه فانتزی مو قرمز من*

آره! *نایل، لبخند شادت*

*روزهای نوجوانی‌مو روشن می‌کرد*

*من فقط تو دوره وان دایرکشنم شیفته هری بودم*

*آقای بوبله، شما مثل یه ستاره کریسمس می‌خونید*

ولی تا حالا سعی کردی یه ماشین رو روشن کنی

که تو مینه‌سوتا یخ زده؟

*مطمئن نیستم چیکار کردم یا چرا اصلا منو انتخاب کردن*

*حتماً یه کار درستی دارم می‌کنم، دارم توی ان‌بی‌سی می‌خونم*

ادامه بده، دختر!

ممنون. بزن بریم!

آره. هی، کوری یه نصیحت کوچیک.

دفعه بعد که اومدی «صدای برتر»، با یه آهنگ اصلی خودت بیا.

ایول!

ممنونم. خیلی ممنونم.

فقط خیلی هیجان‌زده‌ام که دوباره برگشتم به «صدای برتر».

و اینکه صداتو روی اون صحنه شنیدم که می‌خوندی،

اوه، منو برد به تنسی.

دلتنگ خونه‌ام می‌کنه.

آه، ربا. صدات محشره.

چه قدرتی. زیاد اجرای زنده داری؟

هر وقت بتونم. هنوزم کارمندم، از ۹ صبح تا ۵ عصر.

پس بالاخره یکی باید مبل بفروشه.

تو توی مغازه مبل فروشی کار می‌کنی؟ یه فروشنده مبل تجاری.

ما با شرکت‌ها، مدارس، سازمان‌های دولتی و بخش تجاری کار می‌کنیم.

خوبه. عمده هم کار می‌کنی؟

عمده؟ یعنی نه.

حیف شد. دنبال یه کاناپه بودم.

خب، من خیلی دوست دارم که تو تیم من باشی.

و به «د وُیس» خوش اومدی.

خیلی ممنون.

مایکل: سلام، کوری. کوری: سلام، مایکل.

خیلی بم شروع کردی. بعد شروع کردی به خوندن

در اوج و من اینطوری شدم "وای خدای من."

یه چیزی بین کانتری و یه ته مایه‌ای از استیوی نیکس بود.

و بعد ریبا دکمه‌اش رو فشار داد.

می‌دونی امروز چیکار کردم؟ اینا رو امروز به خاطر تو پوشیدم.

وای... خدای... من. کوری: اوه!

میو. آره.

جوراب‌های ریبا؟

آره! جوراب‌های ریبا.

مایکل: اینا جوراب‌های ریبا مک‌اینتایرن، عزیزم!

هی، نایل.

باید ببینی چه لباس زیری پوشیدم.

اگه مجبور شدم رقابت کنم. نه، شوخی می‌کنم.

حالم خوبه، ممنون.

اون خانم اونجا... اوم؟

من بهش میگم ریبا مگنتایر.

هر وقت یکی میاد اینجا و آهنگ کانتری می‌خونه،

من می‌بازم.

و من نمی‌خواستم ببازم.

واسه همین، خیلی خوشحالم که تو "د وُیس" هستی.

و خیلی خوشحالم که قراره انتخاب کنی

یه مربی.

آره. ...برای اینکه تو یه تیم باشی.

خب کوری، کی رو به عنوان مربی‌ت انتخاب می‌کنی؟

تماشاچیان: ریبا! نامزد: ریبا! ریبا!

مثل اینکه کار از پیش تعیین شده است.

آره، الان دیگه همینطوره.

من با اون سریال بزرگ شدم، ریبا.

من با آهنگ‌های تو بزرگ شدم.

پس هر روز و هر لحظه ریبا.

بزن بریم، ریبا! ببین چی گیرت اومد!

ببین چی گیرت میاد!

کوری یه خواننده فوق‌العاده‌ست.

چه آهنگ فوق‌العاده‌ای نوشتی. اوه، ممنون.

فوق‌العاده‌ست که یه خواننده کانتری قوی به دست بیاری

که بتونم یه جوری بهش کمک کنم.

خوش اومدی. با افتخار بپوشش.

اگه قراره با یه آهنگ سر و کله بزنی

که وینونا جاد معروفش کرد،

دختر، باید حسابی آماده باشی.

چون پر کردن جای اون خیلی سخته.

قراره حسابی با هم خوش بگذرونیم.

خیلی بامزه بود. خیلی خوب.

باحال بود. زیرکانه. بامزه.

مایکل: احساس می‌کنم تنها راه

برای اینکه امسال یه خواننده کانتری عالی توی تیمم داشته باشم،

اینه که ریبا رو بلاک کنم.

اون زیباست، ریبا مک‌اینتایر. مگنتایر.

تهیه‌کننده: ولی می‌دونی، راحتن.

ولی برای اینکه کوری بیاد تو تیمت، فایده‌ای نداشتن.

نه، نداشتن. و ضمناً،

ام، اون لباس زیر نایل هوران که پوشیدم،

خیلی تنگه.

نایل: مایکل، بذار اون لباس زیرها رو ببینم. یالا!

نمی‌تونم تکون بخورم، چون الان من...

تو یه موقعیت ناجوری قرار گرفتم.

عجیبه. دالی: در ادامه...

* اوه، چیزهای ساده، کجا رفتید *

اوه!

* یک زن نجاتم داد *

امیدوارم به تیم من بپیوندی.

من ممکنه قهرمان دو فصل قبلی "د وُیس" باشم.

راستی، من قهرمان دو تای قبلی بودم.

نایل هوران، دو دقیقه جریمه‌ای به خاطر اینکه زیادی خوش‌تیپی.

چیکار کردی، بوبله؟ دالی: و در ادامه...

* چرا نمی‌مونی من روی زانوهامم *

عالی بود. راستش رو بخوای، من با بوبله مشکل دارم.

فکر کردم داشت سعی می‌کرد منو بلاک کنه.

فکر کردم نایل قراره منو بلاک کنه. نایل داشت این کار رو می‌کرد.

ها؟ ها؟

چی؟

* اینجا «د وُیس» است *

دالی: دوباره به آزمون‌های انتخاب پنهان خوش آمدید

در یونیورسال استودیوز هالیوود.

چه حسی داری چطور داره پیش میره؟ بابا، شوخی می‌کنی؟

عاشق برگشتنم. واقعا دارم ازش لذت می‌برم.

باحاله.

آقایان، برای یه فصل جدید برگشتیم.

همه چیز خوب به نظر میاد و حس خوبی داره.

خب، تو یه سال نیمکت‌نشین بودی.

ولی شور و شوق رو تو چشمات می‌بینم.

داری برای بردن بازی می‌کنی و من اینو دوست دارم.

ولی چیزی که می‌خوام ما به عنوان یه تیم انجام بدیم اینه:

می‌خوام از بیرون، از داخل، حمله کنیم.

می‌خوام اینجا دوتا پوشش دوبل داشته باشیم.

می‌خوام مطمئن بشم که اون خط جلو رو بستیم.

من توپ رو می‌برم. من می‌رسم به خونه.

رقص منطقه پایانی رو انجام می‌دم. توپ رو می‌دوم.

من فقط می‌دوم و می‌دوم،

و شماها باید اون دفاع رو اجرا کنید.

خب، در مورد ملکه، ریبا...

اون به هیچ کدوم از اینا نیاز نداره. اون همه چیز رو تحت کنترل داره.

باشه، منو بفرست داخل، مربی. آماده‌ام که برم، رفیق.

More Farsi Persian subtitles for The Voice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left