The first 200 lines.
گوینده: قبلاً در دیدهبان سوم...
جینا اومده بود دنبالت.
گفت چی میخواست؟ گفت میخواست باهات حرف بزنه.
کیم زامبرانو، جینا فوئنتس.
جینا بواردم. از دیدنت خوشبختم.
چه خبر؟ پائولیه.
پائولی.
وای خدای من. وای خدای من. پائولی؟
حالا هروئین میپزی؟ خواهری هم که سر از کارای من درمیاره.
لختِ مادر زاد از پلههای فرار پایین رفتی و فرار کردی.
چه خوشیها!
آره، همینطور بود.
آوردمت تو خونهام، اونوقت تو با دزدی کردن از مادرم جبران میکنی؟
اینطوری جبران میکنی؟ من نبودم.
تو نبودی؟ پس وسایل مادرم کجاست؟
کجاست، پائولی، هان؟
فروختیش؟ هان؟ واسه این فروختیش؟
فروختیش که اینو بخری؟
پائولی، فروختیش که اینو بخری؟ نه، من این کارو نکردم.
نکردی که؟ الان این مهمتره؟
این وسایل منه. این واست مهمتره، نه؟
وسایلم رو بذار زمین.
مهمتر از خانوادهات و بهترین دوستته؟
دوباره بذارش رو میز.
حرومزاده.
اون وسایل منه. کجا میری؟
وسایلم رو پس بده. چیه؟
وسایلم رو بده.
میخوای چیکار کنی؟ الان میخوای بهم شلیک کنی؟
برو اونور. کیم: بابی!
اسلحه رو بده. گفتم برو کنار.
پالی، اسلحه رو بده.
کیم: بابی!
اوه خدایا. بابی. بابی.
پالی، فقط آروم باش. پالی!
پالی!
باشه. باشه.
چی؟
باشه.
چی؟
پالی، خواهش میکنم.
پالی؟
باشه.
باشه.
بابی.
بابی. حرف بزن باهام.
وای خدای من.
خدایا، بابی. وای خدا.
بابی، نگام کن.
بابی.
بابی، باهام بمون. میشنوی؟
بابی؟
بابی، جدی میگم. نگام کن.
باهام بمون. از این میگذریم.
بابی: الو؟ کیم: بابی، باهام بمون. میشنوی؟
دکتر: فشارشو دوباره بگیر. بابی: کسی اینجاست؟
دکتر: علائم حیاتیش پایینه.
کیم، عجله کن. انجامش بده.
بهت یه سوزن میزنم. باید بریم.
کیم: فشارش پایینه، هفتاد (لمس). اونا بالا به من نیاز دارن.
دکتر: سرم نمکی رو براش شروع کنین تا من رگ سوم رو بگیرم.
کارلوس؟ من یه امدادگرم.
دکتر: کیم، اون الان به سرم نمکی نیاز داره.
کیم: باشه.
فهمیدم. دکتر: تا ته بازش کن.
باشه بابی. یه سوزن کوچولو.
زخم گلوله وسط جناغ سینه و یه زخم دفاعی، دست راست.
فشارش داره میفته، شصت (لمس). تاکیکاردی سینوسی روی ۱۴۴.
نبض کاروتید، ضعیف و نخی.
تروما یک. کیم: بابی.
با من بمون. زن ۱: یالا. بریم.
تنفس، ۳۲. پوست، رنگ پریده و سرد. صداهای قلب دور.
بابی؟ دکتر: صدای تنفس چپ کمه.
اکسیژن روی ۱۰. سه تا لاین بزرگ کاملاً بازن. دو لیتر رفته داخل.
مرد: با شمارش من. یک، دو، سه.
چهار واحد او-منفی رو با تزریقکننده سریع آماده کنین.
هماتوکریت بگیرین. یه CBC آماده کنین.
پنل شیمیایی، گروه و کراس، ۱۰ واحد.
زن ۲: اشباع داره میفته. چهار واحد مخصوص گروه خونی رو بیارین.
زن ۲: اشباع اکسیژن خون ۹۰، با اکسیژن صد در صد.
فشار ۶۰ لمسی. نبض ۱۴۴، ضعیف و نخی.
پیترسون: رادیولوژی رو بیارین اینجا. زن ۳: به رادیولوژی زنگ بزنید.
پیترسون: یه عکس از قفسه سینه و لگن میخوام، آزمایش گاز خون. کبود شده.
صدا رو زیاد کن
مردمکها تو رنج متوسط و واکنشدهنده هستن.
خودتو جمع و جور کن. خوبه. خوبه، بابی.
آروم باش. بابی، ریلکس کن.
بابی. کیم: دستش رو ول کن.
بابی، من دستامو لازم دارم. کیم: چیزی نیست. آروم باش.
بابی. بابی. باشه. گرفتمت. باشه عزیزم.
باشه، گرفتیمت. گرفتیمت. گرفتیمت.
پترسون: صدای نفس کشیدنش دو طرفه کم شده.
کیم: طاقت بیار، بابی. پترسون: سمت چپ بیش از حد طنین داره.
رگهای گردن برجسته شده. پنوموتوراکس کششیه.
یه ۱۴ گیج بهم بده. زن ۴: چهارده.
اشباع اکسیژن افت کرده، روی ۸۸.
تیم تروما داره میاد اتاق عمل ۶.
پیترسون: لوله سینه و یه ۳۲ فرنج. زن ۴: باشه، ۳۲ رو وصل میکنم.
کیم، برو کنار!
کیم، یالا.
زن ۵: باشه. یه آمپول بیار.
پراکتور: فشارش افتاده، ۴۰ لمس.
پیترسون: آسیب رگ اصلی داره. باید سریع برسونیمش اتاق عمل.
داره ضربانش کند میشه. انگار ریتم خودبهخودی بطنی روی ۳۰.
پراکتور: نبضش قطع شد. ایست قلبی.
پیترسون: یه اپی و یک میلیگرم آتروپین بهش بدید.
پراکتور: آتروپین کجاست؟ اپی تزریق شد.
نبض نداره.
پیترسون: دور شید؟ زن ۱: دورم.
پراکتور: هیچی. پیترسون: یه میلیگرم دیگه آتروپین بهم بده.
سینی توراکوتومی. زن ۲: یه آمپول دیگه میخوام.
قراره قفسه سینهشو باز کنن.
یالا کیم. نمیخوای اینو ببینی.
نه. پیترسون: رترکتور دنده.
زن ۲: ادامه بدید بهش نفس بدید. زن ۳: پدلهای داخلی.
پالس/اکس افتاده. ساکشن.
تامپوناد پریکارد. متس.
بازم ساکشن.
بطن راستشو گرفتم.
سیمونز، انگشتتو بذار رو سوراخ تا من آئورتو کلمپ کنم.
باشه، ببریمش بالا.
بریم. زن ۲: باشه، آسانسور منتظره.
زن ۳: ماساژ قلبی رو نگه دارید.
تای: اینجا جای قشنگیه.
مطمئنم به زودی خالی میشه.
تا حالا زیاد باهاش حرف زدی؟
سالی: کفی؟ نه. تو چی؟
تای: یه بار تو ماشینش بالا آوردم.
سالی: اوه، چه خاطرهای. تای: آره.
کایزر: هیچ ایدهای داری کجا رو بگردیم؟
از چیزی که از همکارش فهمیدم، تیرانداز معتاده.
هروئین. خیلی بدجور.
حالا امدادگره موادشو ریخته تو توالت.
این یارو حتماً رفته دنبال مواد بگرده.
پس ببینیم کی تو نیویورک مواد میفروشه و بریم سراغشون.
بوسکو چند جا رو اداره میکنه. معتادا زیاد راز نگه نمیدارن.
برو کنار! برو کنار!
این آپارتمان برادرمه. بذار... فقط بذار برم تو.
اشکالی نداره. اشکالی نداره.
جینا: حالا چیکار کرده؟
خدای من. هی، هی، هی.
پالی؟ اون تو نیست.
تای: نمیتونی بیای تو. کجاست؟
سالی: اینجا نیست. چی شده؟
برادرت به کسی آسیب رسونده.
برادر من به هیچکس جز خودش آسیب نمیرسونه.
آره؟ خب، امشب فارغالتحصیل شد.
کی؟ یه امدادگر.
بابی.
بابی کفی رو میشناسی؟
اوه، خدای من. مطمئنم برادرت درگیر نیست.
ما فقط باید باهاش حرف بزنیم تا بتونیم تبرئهش کنیم.
بابی کجاست؟ اول بهمون بگو برادرت کجاست.
نمیدونم کجاست. من فقط... فقط براش غذا آوردم.
اون مریضه. نه، اون معتاده.
میدونی کجا میتونیم پیداش کنیم؟ بابی کجاست؟
خواهش میکنم.
خواهش میکنم، شما نمیفهمید.
این تقصیر منه.
پسرم اینجاست. روبرتو. روبرتو کفی.
بردنش اتاق عمل، طبقه چهارم. آسانسور اون گوشهست.
مرد: خوب به نظر میای. برو به جهنم.
شبیه مادرت هستی. درباره اون حرف نزن.
اون یه زن زیبا بود.
اون یه زن زیباست.
یه زن خیلی خاص.
مادرم هیچ ربطی به تو نداره.
کیم؟ اوه، خانم کفی.
ترزا: کیم. متاسفم.
کجاست؟ تو اتاق عمله.
حالش خوب میشه؟
چطور این اتفاق افتاد؟ اون یارو بود...
میدونی، دوست قدیمیش، امم، پالی؟ اون بهش شلیک کرد.
پالی فوانتس؟ آره.
بابی داشت سعی میکرد بهش کمک کنه و...
پالی بهش شلیک کرد؟
فیت: از دفعه قبل اینجا رو بازسازی کردن.
بوسکو: چطور میشه آدم توی یه همچین جایی مواد بزنه...
و نفهمه که داغون شده؟ مطمئنم میدونن.
پس قرارمون اینه که چند تا از این جاها رو بزنیم؟
بوسکو: همهشون.
پلیس! هیچکس تکون نخوره!
تکون نخور.
وقت نمایشه، کثافتها.
چی شده؟ پاشو بیا اینجا.
اینجا چی داریم؟
این چیه؟ این الان مال منه.
یالا مرد. بوسکو: نه بابا. همهش مال منه.
خواهش میکنم مرد. من اونو لازم دارم.
نظرت چیه؟ نمیدونم.
کمک میکنه؟ سوال خوبیه.
تو کمک میکنی، انیشتین؟ آره، هرچی لازم داشته باشی.
ما دنبال یه نفر میگردیم.
به چی نگاه میکنی؟
مرد: بهتره دیگه در خونه منو نکوبی.
پالی: هی، دالر. منم، پالی. درو باز کن، باشه؟
هی، موادم خیس شد. میای خونه من؟
گوش کن، صبر کن. باشه؟ برو از اینجا.
من یه کم جنس جایگزین لازم دارم. پاتو بکش بیرون.
فقط یه جایگزین میخوام. نمیتونم صبر کنم این خشک بشه.
No comments yet. Be the first to leave one.