The first 200 lines.
لوسی دیگه تحملش رو ندارم یهچیزی بگو دیگه
ما بردیم. وینکمن رو شکست دادیم
آینه رو که گرفتیم و جاش پیش بارنز امنه جورج هم که الانهاست برگرده
میتونی آروم باشی، تموم شد
نه، تموم نشده
امشب نزدیک بود همهمون بمیریم همهش بهخاطر شرط لعنتی تو
حالا هرچی شکارچی تو لندنه دنبالمونه تا بکشتمون
ممکنه همین الان زیرنظر داشتهباشنمون یا توی خونه منتظرمون باشن
برای چی داریم این کار رو میکنیم؟
چه فایدهای دارن اگه قراره
بمیریم و جسدمون رو بندازن ته رودخونه تیمز
این احساس بردن نداره
متاسفم
حق با تو بود
من سر این کار زیادهروی کردم
بیپروا بودم و بیفکری کردم
فقط میخواستم بگم
از ما ناامید نشو
لطفا
چیزی که باید بگم اینه که
از من ناامید نشو
راستش، ته رودخونه تیمز
جای خیلی دنجتری بود
و هیچکس براش مهم نبود
ولی حالا
نارنجکانداز یا مامور پلیس؟
نارنجکانداز
خیلیخب
اگه جورج بیاد ببینه داری از لیوانش استفاده میکنی
من مسئولیت عواقبش رو قبول نمیکنم
درباره کتاب دولاک درست میگفتم، نه؟ بیشترش مزخرفه
بیشترش یهسری هذیون درباره دانش ممنوعه و اسرار خلقته
این تیکه رو درباره بیکراستف ندیدی؟ گوش کن
بله من کشتمش"
با کلت پدرم بهش تیر زدم با آهن مهرش کردم و خاکش کردم
اما هنوز وقتی چشمهام رو میبندم، میبینمش
تو شنل مخملیش داره مراسمهاش اجرا میکنه
ماری دولاک بیکراستف رو کشت؟ چرا؟ - میگه دفاع از خود بوده -
"خدمتکار زیرکش من رو گیر انداخت و پزشک ها شیشه رو جلوم گرفتن"
"با یه نگاه احساس از دستدادن سلامتعقلم بهم دست داد"
پس قبل اینکه اون بتونه با آینه بکشهش بهش تیر زده
منطقیه - نه، وایسا -
"این شیشه، یک آینه نبود"
"یک پنجره بود"
یه پنجره به کجا؟
"جرات نمیکنم بیشتر بگم و کسی رو هم برای رازداری ندارم"
"از همون نگاه اول، نفرینشدهم" "فقط میخوام بیشتر ازش ببینم"
لاکوود، ببین
تصویر رو ببین
آینه رو
جورج کجاست؟
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
چیزی نیست
چیزی نیست
آروم باش
پاملا
پاملا
شرمنده، ترسوندمت؟
نه، از دیدنت خوشحالم - خوب شد اومدی -
نگران بودم دودل شدی
مطمئنی کسی تعقیبت نکرد؟
باید بریم، باید انجامش بدیم
چهطوری پیش رفت؟ اون دختره فلو بونز سعی نکرد بگیرهش؟
نه، سخت نبود
مثل همیشه لاکوود و لوسی کار های خفن رو کردن و خرحمالی رو گذاشتن برای من
از خودت اینطوری نگو، جورج
شاید لاکوود و لوسی استعداد داشتهباشن
ولی حرفم رو باور کن اگه کسی قرار باشه اسمش توی تاریخ بره، تویی
واقعا؟
کار درست رو کردی اگه سازمان دستش به شیشه استخونی برسه
تاابد از دست میره
پیش بقیه چیز هایی که میتونه درباره مشکل به ما کمک کنه
اون ها فقط نابود میکنـن
اونها هیچوقت یاد نمیگیرن ولی من و تو یاد میگیریم
همهچیز رو میفهمیم
میشه پیشم باشه؟
تا وقتی باهاش فرار نکنی - اصلا، من به تو نیاز دارم -
بیا. میخوام نشونت بدم داشتم چیکار میکردم
چی میدونی؟ کجا دیدیش؟ کجا بردهش؟
زیادی مشغول مرغعشقبازی بودید ها؟ تعجبی نداره یه دوست دیگه پیدا کرده
لوسی، بگو چی داره میگه؟ - یهچیزی درباره یه دوست دیگه -
کدوم دوست دیگه؟ فلو؟ جورج که غیر از ما دوستی
جاپلین
اون که کاری نمیکنه، ها؟
مرگ داره سر میرسه
و اون همراهش رفته که ملاقاتش کنه
جاپلین هم گرفته، هر کی نزدیکش میشه، عقلش رو از دست میده
بهم بگو کجان
اگه من رو ببری، بهت میگم
کجا؟ - به دیدن استادم -
بیکراستف - توی قبرستون هستن -
همراه مردهها
میخوان بهشون ملحق بشن
و همهش تقصیر توئه
خالیه، جورج یادش رفته پرشون کنه
نه. تقصیر منه، باید میفهمیدم چه بلایی داره سرش میاد
نه. همهش با اومدن من شروع شد
من میونه شما رو خراب میکنم
فقط یه جعبه خراب بمبنمک
این یه کابوسه، کارمون تمومه
شاید. ولی اگه چیزی بخواد ارزش مردن داشتهباشه
اگه یه مامور باشه که بتونه شیشه استخونی
بیکراستف، و هربلایی سر جورج آوردن اون تویی
ممنون، همهش رو بذار رو دوش من دیگه - منظورم این نبود
منظورم اینه که قراره این کار رو با هم بکنیم
برای جورج - برای جورج -
تمام مدت بیخ گوشمون بود
قبل از اینکه تابوت بیکراستف رو باز کنیم داشت سرک میکشید
حتما کارور هم برای دزدیدن شیشهاستخونی اجیر کردهبود و به اون هم از پشت خنجر زده
وقتی میخواست بهش خیانت کنه و ببرش پیش وینکمن
باورم نمیشه قادر به همچین چیزیه
تظاهر میکرد براش مهمه میخواست بخشی از تیم باشه
خدا میدونه تو گوش جورج چی میخونده
میدونستیم چهقدر روش تاثیر داشت
نظر های کوچیکش، سردرگم بود
متوجه شدیم ولی بهش توجه نکردیم
سرمون تو کار لعنتی خودمون بود - من که گفتم چهقدر متاسفم -
دیگه مهم نیست چهقدر متاسفیم
متاسف بودن نجاتش نمیده
واقعا فکر میکنی گرفتهش؟
فکر نمیکنم کنترلش رو دست گرفتهباشه
جورج همچین کاری نمیکنه کار یکی دیگهست
یهچیز دیگه
اینجا پر از چیز های مردهست
اینقدر سریع نرو. باید این چراغ ها رو خاموش کنم، شاید کسی تعقیبمون کنه
کسی تعقیبمون نمیکنه مگهاینکه دیوونه باشن، بیا دستم رو بگیر
نگران نباش چیزی نیست که من از پسش برنیام
آپارتمانت ولی بهتر بود ها - نه، باید همینجا میبود
بهخاطر یهچیزی تو کاغذ های بیکراستف؟
یه راه امن که بهش نگاه کنیم؟
دقیقا
چی بود؟ - نمیدونم
تکون نخور، همینجا بمون
برمیگردم
سریع باش
کیپس، اینجا چیکار میکنی؟
من هم میتونم همین رو ازت بپرسم
میدونم که آینه دست توئه - با من درنیفت -
همینالان جونت رو نجات دادم - گوه نخور، اوضاع تحت کنترلم بود -
نهخیر نبود، باید وضع خودت رو میدیدی، گیج بودی
داری استعدادت رو از دست میدی
اگه به کسی بگی
میکشمت، فهمیدی؟
آروم باش آقای کیپس دوست من هم ول کن
دستهات رو بذار پشت سرت
و آروم برگرد
تو چی... چی
جفتتون بهخاطر اینکار دستگیر میشید شما جنایتکارید
جورج، داغون میشی دیگه نمیتونی کار کنی
چرا اون رو با خودت آوردی؟
دستبند و چاقو؟
چون میدونستم ممکنه همچین اتفاقی بیفته
همه توی لندن دنبال چیزی هستن که دست ماست
ولی مال ماست
نباید اجازه بدیم کسی به خطر بندازش
یالا دیگه عوضی
بهمون بگو کجاست - با من بودی یا جمجمه؟ -
جمجمه عمرا با تو اینقدر مودبانه حرف بزنم
نمیتونی صدات رو موقع حرف زدن باهاش تغییر بدی؟ - نه -
میشه اینقدر ندرخشی؟ الان جامون رو لو میدی
با جمجمه بودم - فهمیدم -
چهطور میتونم وقتی استادم اینقدر نزدیکه؟ میتونم احساسش کنم
بهتره اینجا باشن وگرنه اگه ازمون سوءاستفاده
نگران نباش، هستن
اون دیگه اربابشه دیگه از دنیای شما از دست رفته
فقط یه نگاه کافیه
و همه هم میخوان نگاهش بکنن
من نمیخوام - نمیتونی مقاومت کنی -
اون هم نمیتونه کسی چهمیدونه چی ممکنه ببینه؟
شاید مامانی و بابایی - چی داره میگه؟ -
میگه اگه شانس دیدن شیشهاستخونی رو داشتیم قادر نبودیم جلوی خودمون رو بگیریم
فقط بهم قول بده این کار رو نکنی، لاکوود
میخوام به یه اندازه مناسبی بیپروا باشی
البته، ولی چرا اینقدر نگران منی؟
خودت چی؟ - اون مشکلی نداره -
از آینه ها متنفرم، همهش یه دختره ابله بهم خیره شده
بیا شمشیرمون رو بکشیم و در ها با لگد باز کنیم
مثلا ما خیلی خفنیم و میدونیم داریم چیکار میکنیم
باشه
چیزی میشنوی؟
هیچی
گرمه ولی خیلی گرم نیست یکی امشب اینجا بوده، ولی زیاد نمونده
اونجا رو
تابوت بیکراستف
چیزی حس نمیکنم اینجا هیچی نیست
چرا باید جسدش رو ببره؟ - واسه یه آزمایش دیوونهوار -
میخواد اربابش شاهد کاری که میکنه، باشه
این خوبه
با یه جسد نمیتونن زیاد دور شدهباشن حتما همین اطرافن
قفله - خدایا -
از داخل - کجا میره؟ -
جورج قبلا گفت دخمه هست پس حتما یه راه دیگه هست
میز تابوت، ساندرز گفت هنوز کار میکنه
همهجا رو بگرد حتما یه راهی برای راهانداختنش هست
لاکوود
کیپس کجاست؟ - شما چرا اینجایید؟ -
منظورتون چیه کیپس کجاست؟ - تا اینجا دنبال کریم اومد، با ما تماس گرفت -
مامور هامون روزهاست زیرنظر دارنتون
No comments yet. Be the first to leave one.