The first 200 lines.
دنیس نیلسن به کشتار کنت اکندن،مارتین دافی
ویلیام ساترلند ، ملکوم بارلو
جان هولت و استیفن سینکلر .متهم شده است
او همچنین متهم به تلاش برای قتل داگلاس استوارت
.و پل نابز است
در حال خوانده شدن هر یک از هشت اتهام
:از متهم پرسیده شد نیلسن خودت رو گناهکار می دونی »
«یا بی گناه؟
هشت بار با صدایی پرصلابت «.پاسخ داد:«بی گناه
اما آیا نیلسن مرتکب قتل عمد شده
یا فقط قتل غیرعمد؟
. این داستانی واقعی است آن چه در ادامه می بینید بر اساس کتاب «کشتن به قصد همراهی» نوشته ی برایان مسترز
.و تحقیقات گسترده و اظهارات شخصی است .برخی نام ها عوض شده اند .بعضی صحنه ها و شخصیت ها با هدف ایجاد درام خلق شده اند
.نمی فهمم
.خب خیلی ساده ـست
با توجه به صحبت هام با وکلای مشاور و دعاویم
،افراد آگاهی از حرفه روانشناسی،
.دیگه مطمئن نیستم گناهکار باشم
اما بر...بر چه اساسی؟
در تمام ماه هایی که صحبت می کردیم
یه بار هم به دادخواستی مبنی بر عدم سلامت عقلانی اشاره نکردی
.عدم سلامت عقلانی نه .سلب مسئولیت
.ولی آیا من دیوونه ام؟ نمی دونم
:به قول دن کیشوت دیوانگی یعنی دیدن زندگی آنگونه که هست
.و نه آنگونه که باید باشد
.تو اون مردها رو کشتی دِز
.و می دونستی که داری چی کار می کنی
واقعا؟ گرفتن جونشون رو انکار نمی کنم
باید برچسب قاتل بهم بزنند و شاید باید به خاطرش دارم بزنند
.ولی از قبل برنامه شونو نریختم. هرگز
.من اونا رو با خلوص نیت به خونه ـم بردم
.بعدش پا می شدم و اونجا درحالت نشسته مرده بودند
.حالا هیچ کس وزنش رو بیش از من حس نمی کنه
ولی قدرت مسئولیتم .اون لحظه هیچ بود
تو آینه نگاه می کنم .و خودمو می بینم
فقط من. اون منِ صمیمی و مقید .و مسئولیت پذیر. همین
اگه این واقعیت داره پس چرا بعد از اولین باری که اتفاق افتاد
پیش پلیس نرفتی؟
فکر نمی کنی بهش فکر کرده باشم؟ هوم؟
فکر نمی کنی می خواستم که خودمو تحویل بدم یا همه چیزو تموم کنم؟
...می دونی؟ ولی بعدش
بقا و شرمساری و آینده
...باعث میشن به خودت قول بدی که دیگه تکرار نشه
.تا این که دوباره اتفاق می افته
...ولی آره. یعنی
.اگه سگه نبود خودم رو تسلیم کرده بودم
.همه ی چیزی که می دونم اینه که نمی دونم
.بنابراین یه هیئت منصفه باید تصمیم بگیره
مطبوعات اجازه خواهند داشت که .تک تک کلماتی که در دادگاه گفته میشه رو چاپ کنند
.تک تک جزئیات رو برملا می کنند
این کاری نیست که تو داری می کنی؟
خب من از تراژدی این مردای جوون .بهره برداری نمی کنم که روزنامه بفروشم
.نه تو فقط داری از من بهره برداری می کنی
.امیدوارم من رو بهتر از این شناخته باشی
.من فقط می خوام به حقیقت برسم
تو چی؟
پیتر آقای گرین وکیل دعاوی رو که می شناسی - .الن صدام کن لطفا -
شنیدم وکیل کرِی رو داره؟
و ایوان لارنس به عنوان وکیل دعاوی
.بدون اغراق بگم تیم دفاعی قوی ایه
.لطفا بفرمایید بشینید
گمونم از زاویه ی سلب مسئولیت روانی وارد میشن؟
.در مورد ساتکلیف قبول نکردند .هیئت منصفه قانع نمیشه
.ساتکلیف با جنازه ها تلویزیون تماشا نمی کرد
.نیلسن جنون نداره
.لازم نیست اثباتش کنند
تنها کاری که باید بکنند
اینه که نشون بدند اون از نوعی ناهنجاری ذهنی رنج می برده
و در نتیجه در کاری که می کرده .کاملا مسئول نبوده
ما بر عکس اون ها باید ثابت کنیم که این جنایات
.به دقت برنامه ریزی شده و با قصد قبلی بوده
.مطمئنا اعترافاتش اون کار رو واسمون می کنند
.متاسفانه اعترافات راه به جایی نمی برند
منظورتون چیه؟
جوابای زیادی بهتون داده که کاری که کرده رو اثبات می کنند
.ولی شرایط ذهنیش زمان ارتکابشون رو نه
.دقیقا چیزایی رو که می خواسته بهتون داده
شما تقریبا هیچ سوال جستجوگرانه ای
.درباره اون چیزی که تو سرش می گذشت ازش نپرسیدین
.صبر کنید. نمی خواستم یهویی از صحبت دست بکشه
.باید 15نفر رو شناسایی می کردیم
متوجهم ولی تاثیرش این بود که بهتون جزئیات زیادی داد
.که قرار نیست کمکی در محکوم کردنش بکنه
ببخشید دارید میگید این رو برنامه ریزی کرده بود؟
هیچ وقت نمی فهمیم. اما اگه تنها چیزی که داریم اعترافاتند
.بعدا اون ها کافی نخواهند بود
.به بیش از این نیاز داریم. خیلی بیشتر
.باید برای انگیزه ـش بهش فشار می آوردیم
.به حرفای گرین گوش نکن
همه همیشه فکر می کنند که از یه پلیس .پلیس بهتری اند
اگه دیگه حرف نمی زد
.عمرا آدمایی که پیدا کردیم رو پیدا نمی کردیم
گوش کن اونا فقط دنبال یکی هستن که اگه شکست خوردن
.سرزنشش کنند
.ولی ما مطمئن میشیم که همچین اتفاقی نمی افته
.آره
.فردا می بینمت
.ممنونم که ملاقاتم می کنید
.لطفا بفرمایید بشینید
.نزدیک بود که نیام
.ولی اومدین
.چون که می دونید این اشتباهه
.گمون می کنم که توی چند ماه گذشته باهاتون مکاتبه داشته - .اُه بله. داشته -
چقدر؟
.به اندازه 52 تا دفتر مشق
.لازمه که یه نگاهی بهشون بندازیم
.ممکنه برای اثبات عمدی بودن جنایاتش به کارمون بیان - ...آقای جی -
تنها چیزی که اهمیت داره اینه که تا جایی که می تونیم مدرک جمع کنیم
.که بگه نیلسن با عقل سلیم این کارها رو کرده
اگه دچار جنون باشه چی؟
فکر می کنید دیوانه ـست؟
.خب من که کاره ای نیستم
.اون دیوانه نیست .می دونست کاری که می کنه اشتباهه
.خب من اون رو انکار نمی کنم
ولی در عین حال
اون توانایی این رو داشت که سر جداشده ی کسی رو که می شناخته بذاره
توی یه قابلمه روی اجاق گاز
.و بذاره در طول شب بجوشه
و بعدش صبح روز بعد توانایی این رو داشته ،واسه خودش یه فنجون قهوه بریزه
به یه تکه تُست کره بزنه و در همین حین شعله ی گاز رو بالا می برده
.تا مطمئن شه که کله کاملا می جوشه
.خب این کاملا دیوانگیه
واقعا روت اثر بد گذاشته نه؟
.شما منو اشتباه گرفتید آقای جی
.اون دوستم نیست .من می دونم اون کیه
می دونید؟
...باشه.خب اگه چیز دیگه ای نیست
گوش کن اگه بتونه هیئت منصفه رو قانع کنه که دیوانه بوده
.فقط به قتل غیرعمد محکوم میشه
میره به یه بیمارستان و پونزده سال دیگه مداوا شده تلقی میشه
.و بر میگرده بیرون تو خیابونا
این برای قربانی ها و خانواده هاشون عادلانه ـست؟
...اگه اون اتفاق بیفته
می تونی با وجدانت کنار بیای؟
.چون می دونم که من نمی تونم
.دفترها رو میارم ایستگاه پلیس
...ولی ما آلت قتاله رو داریم
.کراواتی که به یه طناب گره خورده وصله
.به نظر من که کاملا بازدارنده میرسه
باشه،خوبه. دیگه چی؟
.چاقوهای دافی رو داریم
نیلسن گذاشتشون تو باغچه ی پشتیش .تا زنگ بزنن
تا هرگز نشه به مارتین .ربطشون داد
.این آگاهی از عمل خلافکارانه رو نشون میده .بنابراین از منظر جنایی عاقل بوده
.زیاده رویه
این کتابایی که مسترز بهمون داد چی؟
.مطمئنا باید یه چیزی این تو باشه
تراژدی مرد تک رنگ؟
.منظورم اینه که بیشترش پرت و پلاهای بی معنیه
.برعکس به دفاع ازش کمک می کنند
داگلاس استوارت چطور؟
مطبوعات از بلایی که سر استوارت اومد .حسابی سواستفاده می کنند
..شرمساری پلیس دیگه الان موضوعیت نداره .باید ازش استفاده کنیم
دیگه چی؟
پروژه سوهو چی؟
چی شده؟
یه خانمی زنگ زد
فکر می کنه یه نفر تو گروه تراپیش ممکنه از قربانی ها باشه
.ولی فکر کردم که دیگه دنبالشون نمی گردیم
.باشه. استیو و من پِی اش رو می گیریم
تمومه؟
...پل نابز تو اظهاراتش میگه
ببخشید زنگ زدم
.قضیه اینه که اون یه خواب تکراری رو مدام می بینه
.ولی در واقع فکر می کنم بهش حمله شده - .باشه -
.امیدوارم وقتتون رو تلف نکرده باشم
اشکالی نداره یه صحبت کوتاهی باهاش داشته باشیم؟
بهش سخت نگیرید باشه؟
البته. اسمش چیه؟
.کارل
.خیلی خب
.من توی یه اتاق تاریکم
...نمی دونم کجا و
موسیقی در حال پخشه ولی آرومه
.و بعد... یه مردی میاد
...و من نمی تونم چهره ـشو ببینم
ولی خیلی بهم نزدیکه
.اما من نمی ترسم چون گرمم
.تو یه جور کیسه ی خواب پیچیده شدم
...و بعد یهویی یه چیزی رو دور گردنم حس می کنم
.به گردنم فشار میاره و داره خفه ـم می کنه
:و می تونم بشنوم که میگه «.فقط ثابت بمون»
.و بعدش همه چیز سیاه میشه
اما یه کم بعد یه چیزی رو روی صورتم حس می کنم
...مثل... یه جورایی مثل این که .یه سگی لیسم بزنه یا همچین چیزی
نژادش یادته؟
...نه
کارل؟
این مرد رو دیدی؟
.آره،آره. تو اخبار - .اسمش دنیس نیلسنه -
اون 15مرد جوون رو کشته .و تلاش کرده 7نفر دیگه رو بکشه
.همه ی این مردها خفه شدند
.اغلب با کراوات یا سیم هدفون
.ولی سعی کرد یکیشونو با کیسه ی خواب بکشه
...نه
...چون مردی که تو خوابمه مدام بهم میگه
.به زیپ گیر نکنی
اون گفت سعی کرد غرقش هم بکنه
.پیش از این که احیاش کنه
.من هیچ وقت درباره آب به کسی نگفتم
No comments yet. Be the first to leave one.