The first 200 lines.
من به شدت معتقدم که نحوه لباس پوشیدن بازتابی از شخصیت فرده
پیروی از عرف و همرنگی ایرادی نداره به شرط اینکه بدونی داری همرنگ چه جماعتی میشی
با اینکه لباس گوسفندان رو به تن کردم
نشانههای واضحی وجود داره
که فقط عده کمی قادر به تشخیصشون هستن
چیزهایی که نشون میدن من درواقع گرگی هستم در لباس گوسفند
برنامه خاصی برای پردهبرداری از این موضوع دارین؟
البته
کت و شلواری جدید برای آغاز عصری جدید
«آقایان - اثری از گای ریچی»
روح نیرومندی داره
و جسمش هم از اون پیروی میکنه
خیال دلگرمکنندهایه
باید سعی کنین ازش روحیه بگیرین
نمیخوام کاری کنم که منجر به آزردن شما یا پدرتون بشه
دیگه دستت بازه جان
«قسمت هشتم: حقیقت بر اساس گفتههای بابی گلاس»
نام موزیک: Nothing is Safe نام خواننده: Clipping
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
جفری
.عذر میخوام که مزاحمتون شدم اعلیحضرت منتظر کسی بودین؟
چون الان دارم پنج تا ماشین تو فیلد بارن لین میبینم
نه. اصلا
قیافههاشون به مردم محلی میخوره؟
.نه. کاملا شبیه ولگردهان از این بابت مطمئنم قربان
.خیلیخب. همونجا بمون من بیام پیشت
هرکس به سمتتون حملهور شد ...به سمتش تیراندازی میکنید
اومده بودم به لونه پرندهها سر بزنم که اینها رو دیدم
حدودا بیست دقیقهای میشه که اینجان
.ظاهرا دنبال دردسر میگردن فکر میکنین دنبال کی باشن؟
اون سرکرده مذهبی لیورپوله که کوکائین معامله میکنه
اتفاقات خوبی در انتظارمون نیست
آمین - آمین -
اخیرا تماسی با گاسپل داشتی فردی؟
...میپرسی تازگیها با گاسپل درارتباط بودم یا نه
آره البته. میدونی دیگه مرتب پیام میدیم گاهی هم ایمیل میدیم و راجع به کاغذدیواری گپ میزنیم
آخه چرا باید با اون حرومزاده روانی درارتباط باشم؟
خیلیخب. به همه بگو تو خونه بمونن و بیرون نیان
باشه. چرا؟ ماجرا چیه؟
هروقت چیز بیشتری دستگیرم شد خبرت میکنم
باید بریم کلبه من و یه سری چیزها برداریم
یهکم زیادی نیست جفری؟
بالاخره برای کشتن آفات استخدامم کردین اعلیحضرت
کیر توش
مادر. من کار بدی کردم
و اینکه الان اون مرد بیرون ایستاده یعنی احتمالا فهمیده
سلام فردی
اومدم بدهیم رو بگیرم
دینی که به من داری رو
حالا دو راه داریم
یا تو بیای بیرون یا اینکه من بیام تو
سلام بابا. چطوری؟ - نگران من نباش. خبر جدید چی داری؟ -
تازه با دکترش صحبت کردم
.حال جک خوبه خوابه، اما حالش رو به بهبودیه
با ادی صحبت کردم. من رو به فکر انداخت
میخوام فورا بیای اینجا و اون دوکه رو هم با خودت بیاری
خب یهکم مشکله - چطور؟ -
فروختمون
برای همین من هم فروختمش
ببین، فکر کنم بهتره اخبار جدید رو دنبال کنی
گمونم یه روز از همه چی عقبی
هرکاری کردی بهتره بری و درستش کنی
به اعلیحضرت احتیاج دارم و میخوام راضی و خوشحال باشه
کاری که کردم این بود که با گاسپل یه تماسی گرفتم
لعنت بهت سوزی
گاسپل جان همین الان با افرادش وارد ملکم شدن سوزی
.شرمنده ادی گمونم این یکی تقصیر منه
چرا همچین کاری کردی؟
.اون موقع دلایل خودم رو داشتم رسیده؟
خودش و نصف برادرهای مسیحیش
منتظر باش. کمک تو راهه - هرکاری میخوای بکنی دست بجنبون -
خوب به حرفهایی که میزنم گوش کن جیمی
دوک تو بد دردسری افتاده
.یه سری از پسرها رو با تجهیزات لازم میفرستم مطمئن شو به خونه میرسن
.عذر میخوام جان برادرم اینجاست. یه لحظه
آقای دیکسون
شما بدون اجازه وارد ملک شخصی شدین
فقط اومدم تفنگت رو پس بدم
میخواستم به برادرت تقدیمش کنم - من میرم بیرون ادی -
پنج دقیقه بهتون فرصت میدم
صرفا بهخاطر احترامی که برای خاندانتون قائلم
خوبه
.تمی، مادر، پردهها رو بکشید مطمئن بشید که پنجرهها کاملا بسته باشن
باشه
دیگه کافیه
ببینید، همهتون رو دوست دارم
از آشنایی با همگی خوشحال شدم - فردی -
.نه. این گندیه که خودم بالا آوردم دیگه وقتش شده که برم و با عواقبش روبرو بشم
اجازه نمیدم بری - چیزی نیست -
طوری نیست
حقمه این بلا سرم بیاد
من یه آشغال بیمصرفم
درسته؟ و اگه اونها زندهم بذارن
دوباره برمیگردم و به همین زندگی نکبتبارم ادامه میدم. اگه اشتباه میگم بگین
درسته ادوارد؟
دقیقا
ولی اشکالی نداره
چون این تنها باریه که میتونم ازخودگذشتگی کنم
تنها شانسم برای اینه که ذرهای از شرافتم رو پس بگیرم
پس این فرصت رو ازم دریغ نکنین
این کار رو نکنین
این کار آبرو و شرافتت رو بهت برنمیگردونه
صرفا برات عذاب و خشونت و مرگ به همراه میاره
ما دوستت داریم
...و آره درسته
بعضی وقتها عوضی بازی درمیاری
بدجور - بدجور -
همیشه
ولی الان بهت نیاز داریم
خب؟
من بهت نیاز دارم
باشه - خوبه -
خدمه رو به زیرزمین ببر مادر
باشه. میرم چارلی رو خبر کنم
لطفا مراقب باشین
.درها رو ببند تمی مطمئن شو قفلن
الان قراره سه تایی جلوی یه خاندان جنایتکار وایسیم؟
برنامه خاصی داری ادوارد؟
.عالی شد. نقشهای هم در کار نیست ...این همه برام سخنرانی کردی که
ببند! الان نقشه خودت چی بود مثلا؟
کامیکازی - ...که بری تسلیم بشی -
اعلیحضرت - و خودت رو فدا کنی؟ -
پنج تا تفنگ شکاری و یه گلولهزن پیدا کردم
عالیه
.پنج دقیقه دیگه داره تموم میشه میخوای دست به کار بشیم؟
نقشهمون چیه اعلیحضرت؟
کمک تو راهه - خیلیخب -
این همه چیز رو تغییر میده
نظرت درباره این تفنگه چیه جیمی؟
نمیتونم رئیس. من صلح طلبم
باشه پس. برو تو زیرزمین پیش مادرم و خدمه
.تو برو بالا پیش بقیه بقیه همه اینجا تو موقعیتهاشون آماده باشن
مسلسل من کجاست؟
سلام
کون لقش
میدونی چرا عاشق کبوترهام؟
چون نماد توازن و هارمونی انسان با طبیعتن
حتی قبل از اینکه نوح پاش به خشکی برسه
دوشادوش انسان کار میکردن
تا حالا داستان شر آمی رو شنیدین؟
آخرین سال جنگ جهانی اول
پونصد تا از سربازهای فرانسه پشت خطوط دشمن گیر افتاده بودن
بمبهای جبهه خودی داشت رو سرشون فرود میومد
که یکی از سرگردها تصمیم میگیره کبوتری رو برای کمک بفرسته
یه گلوله میخوره تو سینه کبوتره
یکی از چشمهاش رو از دست میده و پاش تو وضعیت اسفباری بوده
با این وجود تا خود پایگاه پرواز میکنه
پیام رو میرسونه و سربازها نجات پیدا میکنن
همهش به لطف اون کبوتر
فرانسویها بهش مدال شجاعت اهدا کردن
میدونی، کبوترها ارزشها و اصول خاص خودشون رو دارن
از جمله وفاداری
شجاعت
صداقت
میخوام کینههاتون رو کنار بذارین
البته اگه بشه اسمش رو کینه گذاشت
نکته اخلاقی داستان اینه که
آدم باید مقاومتش رو بالا ببره اشتباهاتش رو بپذیره
و به اهداف بزرگتر و آینده فکر کنه
میخوام شما دوتا شرآمیهام باشین
چون دیگه نمیتونم
با جاروجنجالها و اتفاقاتی مثل امروز صبح سروکله بزنم
هیچکس دوست نداره اون لیورپولی دیوونه
با ارتش کیری شیفته دین و مذهبش پاشنه خونهش رو از جا دربیاره
خیلی رک باهاش صحبت کردم
و گفتم اگه برگرده خونه
براش جبران میکنم
...پس ادی الان
تو باید واسه من جبران کنی
بتمرگین
قشنگ دارم با یه مشت بچه کلنجار میرم
شرایطم رو خوب بررسی کردم
به این نتیجه رسیدم
که دیگه بسمه. کافیه. نمیخوام ادامه بدم
جک خوب میشه
ولی این رو یه نشونه میدونم
یه بینش و جرقه ناگهانی
میخوام کسب و کارم رو به یکی دیگه بفروشم
به همین سادگی
خب پس قراری که باهم داشتیم چی میشه؟
نمیخوام دیگه باهاتون همکاری کنم
نمیخوام کارم از پرورش ماریجوانا به تولید انبوه متآمفتامین برسه
آره. متوجهم و پای حرفی که زدم هستم
میفهمین؟
متوجهین که دارین دقیقا مطابق میل آقای جانستون عمل میکنین دیگه؟
آقای جانستون کوچیکترین اطلاعی
از جزئیات موقعیت نداره
پس نه. به هیچکسی هیچ باجی ندادم
مخصوصا اون پلشت آمریکایی
تشکیلاتم رو به بالاترین قیمت پیشنهادی میفروشم
و فقط پیشنهادهایی که بالای ۱۵۰ میلیون باشن رو میپذیرم
تمامی پیشنهادات باید تا آخر این هفته به دستم برسن
تنها چیزی که ازت میخوام
اینه که به سوزی کمک کنی بهترین قرارداد ممکن رو ببنده
و چرا من؟
...حواسم هست
که باهم زوج خوبی شدین
چرا هیچی نگفتی؟
سالهاست داری تشکیلاتش رو اداره میکنی
میخوای اجازه بدی به همین راحتی همه چیز رو بفروشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.