Inside Job

Inside Job

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Inside Job S01E09 1080p WEB H264-CAKES
Inside Job S01E09 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E09 WEBRip x264-ION10
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
Published on: 2021-11-13
Downloads: 73
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫زمان تحویل زودتر از موعد فرا رسیده،

‫شخص دیگری باید به جمع ما بپیوندد.

‫آغاز تاریکی، نزدیک است.

‫خدای من!

‫ذرت‌ها یه تصویر ساختن !

‫زمانش فرا رسیده!

‫زمانش فرا رسیده!

‫زمانش فرا رسیده!

‫زمانش فرا رسیده!

‫زمانش فرا رسیده...

‫تا پاداش پایان سال رو بگیریم!

‫خبرای خوب بچه‌ها!

‫می‌دونم گاهی می‌تونم ‫خیلی ضد حال باشم

‫ولی آمار به دستمون رسیده،

‫و تو پایان ماموریت‌های امسال ‫از نظر زمانی رکورد زدیم!

‫پس این هدایا از طرف جی‌آر ‫هستن تا قدردانیش رو نشون بده!

‫اوه چی می‌تونه باشه؟ ‫یه جزیره‌ی خصوصی؟

‫لطفا کد فعال‌سازی ‫سلاح هسته‌ای باشه!

‫ساک خرید؟ دوباره؟ حرومزاده!

‫من نیاز ندارم هیچ کوفتی ‫رو با ساک حمل کنم!

‫من 6 تا دست کوفتی داری!

‫صبر کنین، شاید یه چکی توش باشه یا...

‫یه کلاه یادگاری حلبی!

‫این فقط آشغال واقعیه!

‫-اوه مرد ‫-اوه خدای من

‫-من هدیه می‌خوام! ‫-بچه‌ها، هی بچه‌ها!

‫می‌دونین چیه؟ حق با شماست!

‫شما لیاقتتون بیشتر از ساک ‫خریده! با جی‌آر صحبت می‌کنم!

‫-حالش رو جا بیار! ‫- آره دختر!

‫جی‌آر، تیم من سخت‌تر از همیشه ‫برای انجام ماموریت‌ها کار کرده...

‫و بلاخره جواب داده!

‫بعد از سال‌ها پاچه‌خواری ‫پاچه‌های تک تک مسئولین

‫خودم بلاخره تبدیل به ‫یه پاچه‌ی مسئول شدم!

‫رداپوش‌ها قراره من رو وارد ‫هیئت مدیره‌ی دولت پنهان کنن!

‫عجب! چه قدر هاگوارتزی!

‫و... دستام خونی شده.

‫خوش اومدی به جمع!

‫تمام زندگیم، یه رویای فروتنانه داشتم...

‫اینکه پولدارترین و ‫قدرتمندترین آدم جهان بشم

‫و الان داره اتفاق میوفته

‫و می‌خوام که تو مدیر عامل بعدی باشی!

‫اوه خدای من!

‫من قراره کاگنیتو رو اداره کنم؟

‫فکر می‌کردم این روز هرگز ‫نرسه! اصلا آماده نیستم!

‫آره باشه، الان یه کلاسور دستته که ‫روش نوشته "ریاست حتمی ریگن"؟

‫عجب!

‫خیلی هضمش سخته! ‫حس می‌کنم باید جشن بگیرم!

‫اوه دلت می‌خواد برای ‫تفریح یکی رو ناپدید کنی؟

‫خیلی خنده داره! می‌فرستنشون به ‫زندان پنهان و از تاریخ پاکشون می‌کنن.

‫حس می‌کنم باید حداقل یه هفته صبر کنم ‫قبل از اینکه از شدت قدرت روانی بشم.

‫تو من رو یاد خودم می‌ندازی ‫وقتی مو و ارزش‌های بیشتر داشتم.

‫نصیحت من رو می‌خوای؟

‫برای اداره کردن اینجا باید بی‌رحم باشی

‫وقتی واقعا روی این صندلی ‫بشینی، همه‌چیز تغییر می‌کنه

‫با تمام احترام قربان، این دقیقا ‫همون چیزیه که انتظارش رو دارم.

‫آره موش کور!

‫چه خبرا تری پاک؟

‫استیو سلول بنیادی! جوون‌تر نشدی؟

‫کارم همینه!

‫چه خبرا دولت پنهان؟

‫امروز، من کنترلتون می‌کنم!

‫خب، این قراره خوب پیش بره...

‫بابا! من چندتا خبر خوب ‫و کمی مشروب خوب دارم!

‫-یه نفوذی! ‫-آی! ری... بچه! منم! بچه!

‫اوه، شرمنده بابا!

‫می‌خواستم با تمیز کردن خونه به خاطر

‫ترفیع کاریت غافلگیرت کنم!

‫تقریبا لکه‌ی استفراغم رو ‫از مدرک دیپلمت پاک کردم!

‫عجب! به طرز عجیبی ‫خیلی کار باملاحظه‌ای کردی!

‫هی بابا، میشه یه مشکل کاری ‫رو باهات در میون بذارم؟

‫شوخی می‌کنی؟ من خودم سال‌ها ‫یه مشکل کاری بودم! بگو ببینم!

‫فکر می‌کنی برای مدیر عامل بودن، ‫حتما باید یه روانی بی‌رحم مثل جی‌آر باشم؟

‫گور بابای جی‌آر ریگن!

‫تو از 6 سالگی داشتی خودت ‫رو برای این کار آماده می‌کردی!

‫به خودم افتخار می‌کنم برای بزرگ گردنت!

‫پس با معنی کردن حرفت، داری ‫میگی که به من افتخار می‌کنی

‫یه چیزی تو همون مایه‌ها

‫آخی بابا! بغل از راه دور!

‫-آره، چطوره؟ ‫-یه چیزیه...

‫قابل تحمله...

‫امروز، بلاخره از شرکت کاگنیتو ‫میرم و به هیئت پنهان صعود می‌کنم.

‫می‌خوام بدونین که همتون رو دوست دارم

‫همونقدر که یه گروه ‫معمولی مردم رو دوست دارم

‫که طبق قرارداد مجبور بودم 40 ‫ساعت در هفته رو باهاشون بگذرونم.

‫به قول کریستین بیل وقتی سر صحنه‌ی ‫فیلم "رستگاری نابودگر" روانی شده بود:

‫"از نظر حرفه‌ای دیگه کاری با هم نداریم!"

‫ممنونم، و از میگو لذت ببرید.

‫امروز، سپیده دم تازه‌ای طلوع می‌کند...

‫ببینین، بیاین واقع‌گرا باشیم

‫سال‌های زیادیه که این ‫شرکت شده اکیپ پیرمردا!

‫یعنی... واقعا پیر!

‫حرفت رو پس بگیر!

‫برای مدت طولانی‌ای، این ‫شرکت با دروغ، خودخواهی

‫و یه هوس برای پول که جنبه‌ی ‫جنسی هم داره، اداره شده.

‫آره!

‫خب، نه از این به بعد.

‫من Cognito 2.0 رو ارائه می کنم

‫قراره دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم

‫از صندلی‌هایی شروع می‌کنیم ‫که پشت گردنی بهتری دارن

‫مخصوص اون بخشی از جمعیتمون ‫که از جزیره‌ی ایستر هستن...

‫اوه چه ارگونومیک...

‫برای افزایش هزینه‌ی پیام‌های مهم ‫ناخود‌آگاهی که از طریق رسانه‌ها می‌فرستیم!

‫بازیافت کنید. خدمات درمانی ‫حق شماست. توئیتر رو پاک کنید.

‫حتی یک ربات اخلاق ساختم

‫تا مطمئن بشیم که ماموریت‌هامون ‫از نظر انسانی قابل قبول هستن!

‫تبریک میگم شرکت کاگنیتو، ‫شما 51% ظالم نیستید.

‫ایول!

‫ولی از همه بهتر، دیگه ‫ساک خرید مزخرف نداریم!

‫گروه ضربت، شما قراره ژاکت‌های ‫جدید برای خدمه‌تون بگیرین!

‫منم! من روی یه ژاکتم!

‫اینقدر هیجان زده‌ام نمی‌تونم نفس بکشم!

‫ژاکت؟

‫برعکس این ابله‌ها، ‫وفاداری من خریدنی نیست!

‫اوه، دستگاه عجیب جق ‫زدن مایک رو هم ارتقا دادم

‫تا بتونیم هر 6 تا آلتش رو همزمان بدوشیم.

‫جرم بده، بابا قارچی!

‫هم حاضرم برات بکشم و هم بمیرم!

‫ریگن تا 2024!

‫ریگن! ریگن!

‫ایول! بهترین دوستم رئیسمه!

‫اصلا قرار نیست اوضاح پیچیده بشه!

‫بلاخره قراره یه دولت پنهان داشته ‫باشیم که میشه بهش اعتماد کرد!

‫به هیچکس اعتماد نکنید! ‫یه نقض امنیتی رخ داده!

‫لعنتی! کون گوهی! لعنت ‫بهش! شلوار پر شده از گوه!

‫بهمون نفوذ کردن!

‫وارد شدن و پرونده‌ی ناگفته رو دزدیدن!

‫پرونده‌ی ناگفته چیه دیگه؟

‫همونی که راجع بهش حرف نمی‌زنیم! ‫اصلا پشت اون صورت خوشگلت مغز داری؟

‫این پرونده‌ی اصلی

‫تک تک توطئه‌هاییه که ‫تا به حال مرتکب شدیم!

‫اگر افشا بشه، کل شرکت به فنا میره!

‫یکی اینجا شخصا داره سعی می‌کنه ‫من رو دور بزنه و من تحملش نمی‌کنم!

‫اگر رداپوش‌ها با خبر بشن، تنها ‫جایی که من رو ارتقا میدن و می‌فرستن

‫زندان پنهان ایکسه.

‫همونجایی که وقتی آدما رو ‫ناپدید می‌کنیم می‌فرستیمشون

‫جایی که اینقدر محرمانه‌ست ‫حتی ما هم نمی‌دونیم کجاست!

‫همونجایی که سومین سه قلوی ‫خواهران اولسن رو فرستادیم.

‫استیسی می اولسن بیچاره!

‫باشه، بیاین همه آروم باشیم ‫و منطقی بهش فکر کنیم...

‫سالن اصلی رو از کوسه‌هایی که ‫کراو ماگا آموزش دیدن پر می‌کنم!

‫من میرم به مراسم تاج‌گذاریم حالا ‫چه جهنم بپا شه چه آب استخر کوسه‌ها!

‫ریگن، تو می‌خواستی رئیس ‫بشی؟ این اولین کارته!

‫نفوذی رو تا آخر روز پیدا کن

‫وگرنه تک تکتون رو ناپدید می‌کنم!

‫اوه و ریگن! تبریک بابت ترفیع!

‫ممنونم!

‫امیدوارم تو هم از ترفیع ‫خودت جون سالم به در ببری!

‫سلام کاگنیتو!

‫مدیر عامل جدیدتون هستم، ‫بابت همکاریتون تشکر می‌کنم

‫از طریق این تصویر‌سازی ‫هولوگرامی دوستانه‌ی اجباری...

‫تفتیش بدون حکم غیر اخلاقیه!

‫اوکی ریگن... فشاری نیست

‫10 ساعت وقت داری نفوذی ‫رو پیدا کنی وگرنه همه می‌میرن!

‫این شغل آرزوهامه! ‫من بیخیال رویاهام نمیشم!

‫من نمی‌تونم به زندان پنهان ایکس برم!

‫من تمام دستگاه‌های ‫سکنجه‌شون رو اختراع کردم

‫با این درک که هیچوقت قرار ‫نیست خودم تجربه‌شون کنم!

‫اوکی، هر کسی که اینکار رو ‫کرده می‌خواسته جی‌آر رو بکشه پائین

‫و هیچ اهمیتی به عواقبش نمی‌داده، اما چرا؟

‫کی توی این شرکت اینقدر عوضیه؟

‫اوه، بیخیال!

‫نه، فقط یه انتقامجوی ‫خیانتکار واقعی وجود داره

‫تو این ساختمون..

‫و اینو می‌دونم چون همیشه ‫فقط راجع به همین حرف میزنه!

‫اینطور نیست! در ضمن ‫من نمی‌تونم نفوذیتون باشم...

‫من تو یه قبر شیشه‌ای گیر کردم به ‫خاطر چیزی که هیچکدوممون یادمون نیست.

‫تلاش برای نسل‌کشی جهانی منظورته؟

‫به همه‌ی ما لطفی بکن، ‫یه پل بساز و ازش بگذر! (گذشت داشته باش.)

‫درست نمیگم رفقا؟

‫این یارو خیلی باحاله! چرا ‫بیشتر باهاش نمی‌گردیم؟ مرد..

‫محفظه‌ش سالمه

‫هیچ راهی نیست که ‫تونسته باشه پرونده رو بدزده

‫ولی من تو ویدیوی امنیتی دیدم

‫که یکی با مجوز رئیس بخش، ‫نیمه شب وارد دفتر جی‌آر شد.

‫صبر کن، این به این ‫معنی نیست که نفوذی باید یکی...

‫تو همین اتاق باشه؟

‫دراما!

‫مشکلی نیست جی‌آر، ‫رداپوش‌ها راجع به نفوذ نمی‌دونن!

‫کنترلت رو از دست نده، فقط آروم پیش برو...

‫اوه سلام!

‫شورای پنهان مورد علاقه‌ی من چطوره؟

‫شما حرومزاده‌های مرموز ‫هنوزم مشکوکین یا چی؟

‫سلام، جی‌آر

‫حواسمون بهت بوده...

‫خب پس اینجا قراره مراسم ‫رداپوشی من رو انجام بدیم؟

‫ما نیاوردیمت اینجا تا بهت یه ردا بدیم جی‌ار

‫باشه، مچم رو گرفتین...

‫ببینین، می‌تونم توضیح بدم!

‫آوردیمت اینجا تا برای یه ‫ردا تا مرگ رقابت کنی!

‫اوه پس این زندان پنهان نیست؟

‫نه، این یک مارپیچ توطئه آمیز

‫پر از مخلوقات شوم و تله‌های مرگبار هست.

‫عجب

‫چه غافلگیری شیطانی‌ای

‫شماها کارتون درسته!

‫عاشق دکور شدم راستی!

‫اولین کسی که از مارپیچ ‫خارج بشه خواهد برد.

‫بازی رو آغاز کنید.

‫اوکی، پیرمرد شکسته، پیرمرد شکسته...

More Farsi Persian subtitles for Inside Job

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left