The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت68 این قسمت:گواِن یو تنها در یک مهمانی،مسلح با یک تیغه حضور پیدا میکند (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
داداش،وقتیکه شنیدم رسیدی در حال گشت زدن بودم بنابراین با عجله برگشتم
داداش،وقتیکه شنیدم رسیدی در حال گشت زدن بودم بنابراین با عجله برگشتم
داداش،وقتیکه شنیدم رسیدی در حال گشت زدن بودم بنابراین با عجله برگشتم
برادر دوم،سرنوشت برادرت در دست توئه
زندگیه تمام 38 نفر در منزل من به تهدیدی بند شده
زندگیه تمام 38 نفر در منزل من به تهدیدی بند شده
برادر بزرگ لطفا مضطرب نباش چه اتفاقی افتاده؟
اربابم ناگهان تمام خونوادم رو گرفت به زندان فرستاد
اربابم ناگهان تمام خونوادم رو گرفت به زندان فرستاد
مجبورم کرد اینجا بیام برگردوندن جینگو بخوام
همچنین گفت اگر در ماموریتم شکست بخورم
منو خیانتکار میدونه
و تمام خونوادم رو از دم اعدام میکنه
من متوجه شدم
من باعث این شدم
برادر دوم نجاتم بده زود باش نجاتم بده
داداش من و تو از یک شکم هستیم
زمختو نازک با هم بودیم
مشکل داداش بزرگ مشکل داداش کوچیک هست
داداش نگران نباش
من باهات برای دیدن اربابم میام
و کمک میکنم جینگو برگردونی
خوبه خوبه
کی جینگو خواسته؟
جوگو جین،ارباب تو خجالت نمیکشه اینقدر درخواست جینگو میکنه؟
اون خواهرشو با برادرم عروسی داد
اما مخفیانه زن برادرم رو گرفت
و به سرزمین جنوب برشگردوند
تقریبا داشت پسرش رو هم میدزدید
بگو چطور باید به این کار رسیدگی کنیم؟
ییدو،بی احترامی نکن
بهت میگم
برادر بزرگم در تدارک نبردی با سرزمین جنوب هستش
برادر بزرگم در تدارک نبردی با سرزمین جنوب هستش
برای گرفتن جایگاه سون چواِن
به خاطر بُردن زن برادرم
ارباب اگر میخواید به جنگ برید
لطفا اول منو بکشید
ارباب،سون چواِن 38 نفر منزل برادرم رو دستگیر کرده و مجبورش کرده بیاد جینگو تقاضا کنه
ارباب،سون چواِن 38 نفر منزل برادرم رو دستگیر کرده و مجبورش کرده بیاد جینگو تقاضا کنه
ارباب،سون چواِن 38 نفر منزل برادرم رو دستگیر کرده و مجبورش کرده بیاد جینگو تقاضا کنه
اگر ارباب جینگ جو رو برنگردونه
سون چواِن برادرمو خیانتکار میدونه
و تمام خونوادش رو اعدام میکنه
و اگر اینطور شه جوگو لیانگ نمیتونه تنها روی زمین باقی بمونه
زی یو بی گناه هست
چطور میتونه این تقدیرو داشته باشه؟
کونگ مینگ لطفا بلند شو هر کاری بگی انجامش میدم
زود بلند شو
ارباب ممکنه گستاخی کنم ازتون بخوام افتخار بدین قول بدین
که جینگ جو رو به مقام وو برگردونید؟
هرگز ،هرگز برنمیگردونیم
جوگو جین
اگر سون چواِن خونوادتو اعدام بکنه
ارتشی رو مستقیم سمت سرزمین جنوب میبرم
و تمام خونواده سون چواِن رو میکشم
برای انتقام گیریه تو
ترکمون کن،زود باش ترکمون کن
برنمیگردونیم،امکان نداره برگردونیم
زی یو این چطوره؟
برگرد به مقام وو بگو
تازه سرزمین رودخانه ها رو گرفتیم و هنوز ایمن نیست
تازه سرزمین رودخانه ها رو گرفتیم و هنوز ایمن نیست
و هنوز برای سرباز و تدارکات روی جینگ جو تکیه داریم
بنابراین اول فرمانداری های چانگ شا،لینگ لینگ و گویی یانگ رو برمیگردونیم
بنابراین اول فرمانداری های چانگ شا،لینگ لینگ و گویی یانگ رو برمیگردونیم
وقتیکه خان جونگو به دست اوردیم
تمام باقیه فرمانداری های جینگ جو رو برمیگردونیم
چی فکر میکنی؟
متشکرم ارباب تا ابد
متشکرم عموی امپراتوری
عموی امپراتوری،با این 3 فرمانداری
خونوادم باید نجات پیدا بکنن
اما
ممکنه از عموی امپراتوری بخوام حکمی بنویسن
به جنرال گواِن دستور بدن 3 فرمانداری رو انتقال بدن؟
خب،من فورا این حکم رو می نویسم
و میدمش به جینگ جو ببری
تشکر عموی امپراتوری
هر متر از سرزمین استان جینگ جو
توسط مردان ما به زور از سااُسااُ گرفته شده
توسط مردان ما به زور از سااُسااُ گرفته شده
من چطور میتونم تسلیمشون بکنم؟
این دستور عمو لیو امپراتوری هست
جنرال چطور میتونید نافرمانی بکنید؟
یک فرمانده در نبرد مطیع دستورات اربابش نیست
شاید برادرم اسون گیر باشه اما من نیستم
جنرال گواِن،مقام وو تمام 38 نفر خونواده منو دستگیر کرده
جنرال گواِن،مقام وو تمام 38 نفر خونواده منو دستگیر کرده
اگر شما راضی نشید که این 3 فرمانداری رو واگذار بکنید
پیر و جوون در خونواده من همه اعدام خواهند شد
این حیله سون چواِن هستش نمیتونه منو باهاش فریب بده
جنرال چطور میتونید بی رحم باشید؟
شمشیری که اینجا در غلافه هستش بی رحمه
اگر برای خاطر کونگ مینگ نبود
هرگز به سرزمین جنوب برنمیگشتی بدرقش کنید
اقا بفرمائید
گواِن پینگ دستور دارم در خدمتم
بلافاصله کشتی ها رو برای ارایش گیری در رودخانه بفرست
و جلوی سرزمین جنوبو از یورش به 3 فرمانداری بگیر
همچنین اگه هر وزیری از سرزمین جنوب برای گرفتن محل کاری به چانگ شا رفته
بلافاصله بفرستش برگرده
اقای فنگ،چه اتفاقی براتون افتاده؟
فرمانده ارشد،به دستور ارباب من به لینگ لینگ رفته بودم تا مسئولیت اداره اونجا رو به عهده بگیرم
فرمانده ارشد،به دستور ارباب من به لینگ لینگ رفته بودم تا مسئولیت اداره اونجا رو به عهده بگیرم اما وقتی از رودخونه عبور کردم
افراد گواِن یو جلوی منو گرفتن
سعی کردم براشون توضیح بدم
اما در عوض منو زدن
اقای فنگ به خاطر این اتفاق متاسفم
به اقای فنگ کمک کنید برای استراحت به عمارتشون برگردن
چشم
میخوام فورا به جینگ جو برم گواِن یو رو ببینم
فرمانده ارشد نباید برید
نگران نباشید همه کمپ ها گوش کنن
اماده برای نبرد بشین اطاعت
فرمانده ارشد،لطفا بزارید من باهاتون بیام
درود من به جنرال گواِن
تو کی هستی؟
من نایب فرمانده ارشد ناو سرزمین جنوب،لو مانگم
تو اون روستایی نادان از وو نیستی؟
جنرال گواِن درست میگن
وقتی اول فرماندهی رو گرفتم نادان بودم
همه منو روستایی نادان از وو صدا میزدن
کارت چیه؟
برای مذاکره با جنرال
راجع به انتقال فرمانداری های چانگ شا،لینگ لینگ و گویی یانگ
شایسته مذاکره با من نیستی
زود باش برو خونه
اگر سرزمین جنوب واقعا میخواد مذاکره کنه
باید لو سو رو اینجا بفرسته
فرمانده ارشد بیماریه سختی دارن
نمیتونن به این سفر بیان
باشه،حالا که لو سو بیماره
به خاطر دوستیه قدیمیمون
من تا نیمه راه به ملاقاتش میام
کنار رودخانه لوکو منتظرش می مونم
باید تو رو راضی بکنه
دا دو دو فرمانده ارشد
فرمانده ارشد
من در اینجا
به دعوت گواِن یو هستم
برای مذاکره در مورد 3 فرمانداری چانگ شا لینگ لینگ و گویی یانگ
برای مذاکره در مورد 3 فرمانداری چانگ شا لینگ لینگ و گویی یانگ
در هر صورت برای مذاکره صلح اینجام نه صحبت جنگ
لو مانگ
فرمانده ارشد چه دستوری دارید؟
ارایش کشتی ها روی رودخانه رو
فورا به 20 مایل عقب تر برگردون
فرمانده ارشد،اما این معنیش باز کردن دربازه های سرزمین جنوب جلوی ارتش جینگه
فرمانده ارشد،اما این معنیش باز کردن دربازه های سرزمین جنوب جلوی ارتش جینگه
فرمانده ارشد،اما این معنیش باز کردن دربازه های سرزمین جنوب جلوی ارتش جینگه
زی مینگ
بزار بهت بگم سربازان هر دو طرف در رودخانه
همه اماده جهش برای عکس العملن
در چنین وضعیتی
چه کسی مشتاقه بشینه و ارام مذاکره بکنه؟
گواِن یو داره به ما توهین میکنه
زی مینگ،باید یادت باشه
سرزمین جنوب هرگز برای دیگری قلدری وتوهین نمیکنه
اما از توهین شدن هم رنج نمیبره
کسی که بی احترامی میکنه انتقام به زودی سراغش میاد اینطور نیست؟
شما درست میگی فرمانده ارشد
جیا خوا
به ناو دستور عقب نشینی بده
چشم
زی مینگ
زی مینگ
داره دیر میشه
برگرد و استراحت بکن
فرمانده ارشد نگران من نباشید
من تا زمانیکه به رختخواب برید منتظر می مونم
...فرمانده ارشد این میتونی بری
زی مینگ داری چی کار میکنی؟
فرمانده ارشد،به خاطر سرزمینمون خیلی سخت تلاش کردید
خودتونو بیمار کردید و پاهاتون هر دو ورم کردن
به سختی میتونید خم بشید بزارید من براتون انجام بدم
حتی اگه نتونم خم بشم
نمیتونم بزارم تو همچین کاری رو انجام بدی
تو الان نائب فرمانده ارشد سرزمین جنوب هستی
تو الان نائب فرمانده ارشد سرزمین جنوب هستی نباید اینکارو کنی
در جلوی شما
فقط به عنوان شاگردتون هستم
فرمانده ارشد،شما ناجی زندگیه من هستید
این کار ناچیزیه که براتون انجام میدم
منو تو مثل برادر می مونیم
ناجی چه صحبتیه؟
پدر
کشتی های سرزمین جنوب 20 مایل به عقب برگشتن
چطور شده؟
منم فکر میکنم عجیبه
باید لو سو گفته باشه عقب برن
اون داره خلوص نیتشو نشونمون میده
مقامات نظامی و غیر نظامی وو
هرگز اینطور نیستن تنها لوسو مردی معقوله
پدر،چرا شما زرتون رو تنتون نکردید؟ نمیخواد
من 500 محافظ رو برای همراهیتون در ملاقات میارم
من 500 محافظ رو برای همراهیتون در ملاقات میارم
در این روزهای گذشته در میان دریای های شمشیر ها و کولاک های تیرها به تنهایی بدون ترسی چهار نعل تاختم
No comments yet. Be the first to leave one.