The first 159 lines.
این سریال حاوی محتوای بزرگسالانه است
میدونی مغازهی چولا الان چند وقتی هست که بسته شده
احتمالا الان که مایا برگشته شهر سرش خیلی شلوغه
آنچه گذشت
چیزی که تو نیاز داشتی یه خونه و یه هدف بود
حالا با من هر دو رو داری
مایا برگشته
حالا نوبت یه ملکهاس
زیادی شبیه باباشه
هیچ وقت بخاطر این نمیبخشمت
خب، شاید نباید باهاش صحبت کنی شاید برای یه بار هم که شده فقط باید گوش بدی
درست شبیه
فیسک شدی
خب، تو با منی یا مقابل منی؟
اجدادت از خانواده مراقبت میکنن
مامان بزرگت همه اینارو میدونه
اجداد دوباره توی گوشت زمزمه میکنن؟
شاید بهتر باشه ازش بپرسی؟
پدر من هم کشته شده
وقتی 12 سالم بود
.نه،نه
نزدیک بود بمیریم چون رو سر تو جایزه گذاشتن؟
باید یاد بگیری بین دو دنیا جابجا بشی
تو خانوادهی منی
فکر کنم هممون یه کارایی کردیم
که آرزو میکنیم، جور دیگهای بودن - منم میام -
!مایا
من و تو، یه خانوادهایم
ممنونم، عمو
مهم نیست چی بشه
سال 2008
شکلات، توت فرنگی، وانیل
پول کافی داری؟
.ممنون.سلام
چی میخوای؟
ها؟
میخوام
نه، تموم کردیم
.میخوام
کدومش؟
.حرف بزن خب
.مایا، همینجا بشین
.عمو یه کارایی رو باید انجام بده
!بیا اینجا
آره، یه کت جدید میخوام ...نمیخوام که مایا
.نترس
سال 2021
به سلامتی
آخرین درسمون
آخری؟
آخری؟ - آره -
.خب، هنوز شام های یکشنبه سرجاشه
.ولی تعلیم تو دیگه تموم شده
.تو آماده ای
برای چی؟
برای اینکه درس های تئوری رو ول کنیم .و بریم سراغ کار عملی
...من و تو
فقط به خودمون میتونیم اعتماد کنیم
.درس آخرت همینه
.مرخصی
.من هیچی نمیدونم
.من چیزی به کسی نمیگم
!لطفا، لطفا، فقط بذارید برم، نه
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئوی بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار و تریلر های فیلم و سریال ها در Tel: @newpersiangeekpedia
:مترجم Tifa
آهنگ:Burning اثر: Yeah Yeah Yeahs
.آروم
میشه لطفا صحبت کنیم؟
این دیگه چه کوفتیه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
یه هدیه
تو میفهمی من چی میگم؟
تو میفهمی من چی میگم؟
.آره
.چند تا اکسسوری خوشگل سفارش دادم
فکر کردم مهمه که ما بتونیم بدون واسطه .باهم ارتباط برقرار کنیم
...فکر کردم تو
مرده بودم؟ .آره
.آره تو نیویورک خوب این قضیه رو روشن کردی
چرا اینجایی؟
گفتم شاید بتونیم مثل قدیما یه شام یکشنبه شب خانوادگی داشته باشیم
امروز پنجشنبهست
...من از دستت عصبی نیستم، مایا
...با اینکه
.یه یادگاری کوچیک برام گذاشتی
ولی تو کاری رو کردی که فکر میکردی مجبوری همونطور که یادت دادم
.و تحت تاثیر قرار گرفتم
و فکر میکنم یه بخشی از تو الان خوشحاله .که من هنوز زندهام
نه. مطمئن باش من میخواستم تو بمیری
ولی قیافت وقتی منو دیدی چیز دیگهای .میگفت
خیالت راحت شده بود
این دردناکه که تو انقدر آماده بودی تا بدترین چیز رو باور کنی
تو با خشونت روی من دست بلند کردی
دعوا و خشونت همیشه روش کار تو بودن
فکر میکردم به نظر تو کارهام قهرمانانه هستن
.بودن
.من همیشه هوای تو رو داشتم
همون موقع هم تحمل آسیب دیدنت رو نداشتم
.این هیچ وقت تغییر نکرده
یه شراب باز میکنم
چی سر لافِت اومد؟
ریختمش رفت
من خیلی تعریف اونو شنیده بودم
.کوکی های لِوِین هنوزم دوستشون داری؟
خوبه
بیا امیدوار باشیم عاقبت اینا .مثل شرابه نشه
از آخرین شامی که باهم خوردیم .خیلی میگذره
بهت گفتم که من و تو فقط میتونیم به همدیگه اعتماد کنیم
.من میدونم که تو چی هستی
.همیشه میدونستم
چرا اومدی اینجا؟
.یه پیشنهادی دارم
تو یه امپراطوری میخوای؟ باشه، برای تو
همه چی برای تو
.فقط باید با من بیای خونه
آخر هفته دارم میرم نیویورک
.تا اون موقع، توی کازینوی چوکتا میمونم
.منتظرتم
امیدوارم که همراهم بیای
بهش فکر کن
به دلیل بازسازی تعیل است
وایسا، شام خوردین؟
اون داره جایگاهش رو بهم میده
.لطفا بگو
.که اونقدر احمق نیستی
...بخاطر اینکه تو فکر میکنی من نمیتونم
میدونم که میتونی
و دقیقا از همین میترسم
میدونی چرا من 45 سالمه و تنهام؟
چون هرکسی که بهش اهمیت میدادم رو
.کینگپین ازم گرفت
،بعد از مرگ بابات
.سعی کردم فرار کنم
فیسک
...تهدید کرد که اگه فرار کنم
.منو میکشه
...پس
من برگشتم اینجا
.و کارای کثیف اونو انجام دادم
،و من
،نمیخوام
که تو
.مثل من بشی
تو میگی که نگران منی
.ولی تو توی نیویورک ولم کردی
.تنهای تنها
.و من حالم خوب نبود
.متاسفم
...من
.من گیج شده بودم
.ترسیده بودم
میشه یکی از اون لامپها رو بهم بدی؟
حتما
چولا؟
!مایا
مایا، حالت خوبه؟
!مایا؟ مایا
No comments yet. Be the first to leave one.