The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت83 اين قسمت:جوگو ليانگ 5 نيروي دشمن رو به ارامي دور نگه ميداره (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
برادر عزيز
بعد اينکه به سرزمين جنوب برگشتي
تشکر قلبيمو به والاحضرت وو برسون
به خاطر بينش و پرهيزکاريه بزرگش در بازگشت اتحاد با ما بعد از اين جنگ اخير که داشتيم تشکر کن
به خاطر بينش و پرهيزکاريه بزرگش در بازگشت اتحاد با ما بعد از اين جنگ اخير که داشتيم تشکر کن
به خاطر بينش و پرهيزکاريه بزرگش در بازگشت اتحاد با ما بعد از اين جنگ اخير که داشتيم تشکر کن
من پيغامتو ميرسونم
برادر دوم
اتحاد وو و شو مقابل وِي براي سالها باعث شده دو طرف سياست مرکزي باشن
اتحاد وو و شو مقابل وِي براي سالها باعث شده دو طرف سياست مرکزي باشن
اتحاد وو و شو مقابل وِي براي سالها باعث شده دو طرف سياست مرکزي باشن
حقيقتا زمان هاي اشفته اي داشتيم
اما مطمئنا سپيده دم بعد از شبي طولاني مياد
اتحاد وو و شو بايد دوباره قدرتمند و خودماني تر بشه
اتحاد وو و شو بايد دوباره قدرتمند و خودماني تر بشه
برادر من به خلوص نيتت شکي ندارم
اما تعجب ميکنم ديگر مقامات سرزمين جنوب
به خوش نيتي برادر عزيزم باشن
برادر دوم منظورت چيه؟
بيشتر عهد نامه ها به خاطر قيچي کردن مصيبت در دوره ها انجام شدن
بيشتر عهد نامه ها به خاطر قيچي کردن مصيبت در دوره ها انجام شدن
اما به خاطر بد گماني و حسادت نابود شدن
براي مثال اگر سااُ پي مبادرت براي حمله به شو کنه
و وو رو با قول تقسيم کردن زمين هاي شو با هم بعد شکستش فريب بده
و وو رو با قول تقسيم کردن زمين هاي شو با هم بعد شکستش فريب بده
اونوقت
بعدش والاحضرت وو به پيمان خودش پايدار مي مونه؟
برادر دوم داره منطقي ميگه
براستي اگه سااُ پي به وو حمله بکنه
و به شو قول بده که بعد از پيروزي زمين هاي وو رو تقسيم بکنه
و به شو قول بده که بعد از پيروزي زمين هاي وو رو تقسيم بکنه
در اون موقع
عمو ليو امپراتوري بازم اتحاد ما رو محترم ميشماره؟
حکومت ما شو-هان بر قواعد راستي متکي هستش
قول ما به ارزش طلائه هرگز از حرفمون برنميگرديم
والاحضرت وو هم اربابي پرهيزکار و بافضيلته
قولهاش ميتونه در ازمايش زمان تاب بياره
خوبه
برادر دوم نگران نباش
من و تو هنوز برادراي خوني هستيم هرچند اربابامون فرق دارن
اما رابطه برادريمون به خاطر موضوعات دولتي خشک نميشه
اما رابطه برادريمون به خاطر موضوعات دولتي خشک نميشه
مطابقا اتحاد بين شو و وو چيزي نيست که به اين راحتي شکسته بشه
مطابقا اتحاد بين شو و وو چيزي نيست که به اين راحتي شکسته بشه
برادر خوب گفتي
و چند تا کلمه حرف از طرف من براي لو شون ببر
لطفا بگو
لوشون 700 هزار سرباز ما رو با اتشي بزرگ در يي لنگ نابود کرد
لوشون 700 هزار سرباز ما رو با اتشي بزرگ در يي لنگ نابود کرد
ما سو هم به من خبر داد
که 8 مثلث مارپيچ در علفزار ناقوس رو با چند تا اسب پير شکسته
که 8 مثلث مارپيچ در علفزار ناقوس رو با چند تا اسب پير شکسته
استعدادها و موفقيت هاش
با جويو در گذشته قابل قياس هستش
من هم تحسينش ميکنم و هم بهش احترام ميذارم
فقط ميخوام که مراقب خودش باشه و خودشو دشمن من نسازه
بايد استعداداشو براي محافظت از مردم و کشورش به کار ببره
بايد استعداداشو براي محافظت از مردم و کشورش به کار ببره
و دفاع ازشون مقابل سااُ وِي
خدمتکار شايسته باعث ميشه اربابش احساس ترس کنه
فرماندهان ارشد قبليه سرزمين جنوب زندگيه خيلي زيادي رو نداشتن
فرماندهان ارشد قبليه سرزمين جنوب زندگيه خيلي زيادي رو نداشتن
من بهش ميگم
اما بايد به تو نصف حرفات رو برگردونم
اما بايد به تو نصف حرفات رو برگردونم
برادر دوم
اوني که از اربابش درخشانتر هستش تو هستي
در مورد صحبت مدت زمان زندگي کردن
الان زندگي عمو ليو امپراتوري
به تار مويي بند نشده؟
نخست وزير
يو چانگ چه خبر شده؟
نخست وزير،پادشاه خواستن بلافاصله به اتاقشون بريد
نخست وزير،پادشاه خواستن بلافاصله به اتاقشون بريد
برادر،پس من نميتونم بدرقتون کنم
برادر دوم،مراقب باش
برادر دوم به اميد ديدار
پدر نخست وزير اومدن
حقير به پادشاه احترام ميذاره
کونگ مينگ،بيا کنار من بشين
پادشاه
کونگ مينگ،موهاي تو هم خاکستري شدن
در گذشته وقتي 3 دفعه به کلبه کاهيه تو اومدم
تو در اوايل جوونيت بودي
هنوز 27 سالت نشده بود
در يه چشم به هم زدن سن داره خودشو روي صورت تو نشون ميده
در يه چشم به هم زدن سن داره خودشو روي صورت تو نشون ميده
پيدا شدن توسط پادشاه در خونه محقر من در نان يانگ
بزرگترين افتخار در تمام طول زندگيم بوده
افتخارش براي ليو بِي بوده
اگر ملاقاتت نکرده بودم خيلي وقت پيش در صحرا مرده بودم
اگر براي کمک شايسته تو نبود
اونچه امروز به دست اوردمو به دست نيورده بودم
افسوس
از وقتي بر تخت نشستم
خيلي خود راي شدم
و از مشاوره هاي وفادارانت پرهيز کردم
که باعث شکست فجيعمون در يي لينگ شد
اين شکست ضربه بزرگي به پيکره سلطنت ما بود
ارتش هايي که در اين سالها اندوخته کرده بوديم
يک چشم بهم زدن نابود شدن
کونگ مينگ اين تا عمق قلب منو درد مياره
پادشاه لطفا ديگه از اين چيزا حرف نزنيد
کونگ مينگ
هنوز اونچه در لانگ جونگ بهم گفتي رو يادت مياد؟
من يادم مياد سااُسااُ ارتشي يک ميليوني داره
و امپراتورو براي کنترل ديگر اربابان نگه داشته
نبايد مستقيما باهاش وارد نبرد شيم
در مورد خاندان سون اونا براي 3 نسله که سرزمين جنوبو محکم در چنگشون گرفتن
در مورد خاندان سون اونا براي 3 نسله که سرزمين جنوبو محکم در چنگشون گرفتن
ايالتش ثروتمنده و ارتشش قوي هستش
شما ميتونيد با سرزمين جنوب متحد بشيد
اما نبايد دنبال غلبه بر سرزمين جنوب باشيد
اما اگر استان هاي جينگ و يي رو بگيريد
و در سرزمين رودخانه مستقر شيد
اگر با سون چواِن متحد بشيد و سرزمين ها رو عاقلانه فرمانروايي کنيد
بعد وقتي فرصتش برسه
ميتونيد سربازاي سرزمين رودخانه رو براي لشکرکشي به چين چواِن ببريد
تمام کشور با دست باز به ارتشتون خوش امد خواهند گفت اگر اين کارو کنيد
تمام کشور با دست باز به ارتشتون خوش امد خواهند گفت اگر اين کارو کنيد
ارزوي بزرگتون به حقيقت مي پيونده و هان دوباره بازميگرده
بيش از 20 سال از اون موقع گذشته
پادشاه شما اينقدر روشن حرفاي منو يادتون مياد
نقشه اي که در لانگ جونگ پيشنهاد کردي در هزار سال بي همتا بود
هر کلمش در گوشم هستش و هر زمان به يادشون ميارم
جوري نيروم ميدن که انگار شبنمي تازه نوشيده باشم
آدو
کمک کن بلند شم
کونگ مينگ،در مورد پسرم چي فکر ميکني؟
فرزند اربابي بزرگه نسل شايسته اي از امپراتوري
هرچند که مهربونه ولي شخصيتش خيلي سسته
کونگ مينگ پايان من نزديک هستش
و بايد مهمترين موضوع ها رو به تو بسپارم
پادشاه نبايد اين چيزا رو بگيد
گوش کن
استعدادهاي تو 10 برابر سااُ پي و سون چواِنه يا حتي 100 برابر
استعدادهاي تو 10 برابر سااُ پي و سون چواِنه يا حتي 100 برابر
با کمک تو امپراتوري ترميم ميشه و بزرگترين ارزو به انجام ميرسه
در مورد پسرم آدو
اگر مايل به انجامش بودي بهش خدمت کن
اما اگر فهميدي که انگيزه اي نداره
ازادي که جاي اونو بگيري
به عنوان فرمانروا قانوني سرزمين رودخانه شو و خودت بر تخت بشين
پادشاه من فقط به شاهزاده وفادارم
حتي اگه توسط پادشاه به ويراني تهديد شده بودم تا زماني که جهان به خرابي برسه
حتي اگه توسط پادشاه به ويراني تهديد شده بودم تا زماني که جهان به خرابي برسه
هرگز همچين خواسته بي اندازه اي رو قبول نميکردم
کونگ مينگ تو ترديدي نداشته باش
من از ته دلم صحبت کردم
من شاهد مهرباني پادشاه نسبت به خودم بودم
اما ترجيح ميدم داخل زمين فرو برم
به خاطر اثبات وفاداريم بهتون
مرگ تنها انتخاب ديگه منه
آدو
پدر
براي مدير تعظيم کن
از امروز به بعد
اقاي کونگ مينگ بايد پدر دوم تو باشه
از اين به بعد با ايشون بايد به عنوان ارباب و پدرت رفتار کني
پادشاه من سزاوار همچين افتخاري نيستم
مشاور،نکنه
اخرين ارزوي يه مرد در حال مرگ رو رد ميکني؟
پدر وزير
خوبه،با انجام اين احترام
ميتونم در ارامش استراحت بکنم
پادشاه
يو چانگ چي شده؟
درود بر پادشاه
مقامات بيرون کاخ منتظر دستورتون جمع شدن
فهميدم
کونگ مينگ
در مورد قابليت هاي ما سو چي فکر ميکني؟
اون مردي بااستعداده
و استعدادش کمتر از لوشون نيست
اين درسته که يو چانگ در نوشتن متن هاي نظامي خوبه
اما به نظر مثل مرديه که بيشتر حرف ميزنه تا عمل کنه
اون نميتونه مسئوليت هاي بزرگ رو بپذيره
حقير يادم مي مونه
پدر
پادشاه
کونگ مينگ
برو مقامات رو احضار بکن
اطاعت
پسرم
ايا ميدوني
چرا ازت خواستم با نخست وزير به عنوان پدر و اربابت رفتار بکني؟
چرا ازت خواستم با نخست وزير به عنوان پدر و اربابت رفتار بکني؟
نميدونم
به خاطر اينکه تو فقط اينجوري
ميتوني ايمن و سلامت بموني
پسرتون متوجه شد
ايا الان تاريخچه جد بزرگ امپراتوري رو به دلت سپردي؟
انجامش دادم
برام بخونش
جد اهل يانگ لي در ايالت فنگ از پِي بوده
نام خانوادگيش ليو و اسمش جي بوده
پدرش تَي گونگ بوده
و مادرش ليو آاُ
No comments yet. Be the first to leave one.