The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
آمنوکگانگ یه رودخونه تو مرز بین چین و کره شمالیه
بخواب
بعضی از قسمتها فقط 30 متر عرض داره
خیلی از فراریهای کره شمالی ازش برای فرار استفاده میکنن
اگر خوش شانس باشی به کره جنوبی میرسی
و یا راه رسیدن به یه کشور آزاد دیگه رو پیدا میکنی
اما فقط اگر خوش شانس باشی
قایم شو!
فراریها دارن از رودخونه رد میشن
مامان! مامان!
مامان! مامان!
مامان!
بجنبید!
یه بزرگی میگفت: کار کردن مقدسه
اما فشار اینجا
فراتر از مقدس بودنه
بگیر که اومد
تعداد افرادی که واقعا ازش میترسیدن
بعد از هردفعه که برلین به انفرادی انداخته میشد، بیشتر میشد
و بعد...
بذارید برم!
خواهش میکنم من رو نکش
دوست من
آتیش داری؟
میدونی، دلم حتی برای بوی اینجا هم تنگ میشه
لطفا!
هیچکدوم از پیروانش نمیتونستن درکش کنن
اما همه حرفهاش از ته دلش بود
اوضاع چطوره؟
اونایی که تو کارخونه هستن، بی وقفه کار میکنن
حالا باید بقیه گروگانهارو بذاریم سر آشپزی یا کار دیگه
سرشون گرم بشه که فرصت فکر کردن نداشته باشن
مهمترین چیز اینه که گروگانهارو تحت کنترل نگهدارید
باید کاری کنیم که باور کنن جاشون امنه
تا زمانی که همکاری کنن
واقعا همین کافی خواهد بود؟
همینجوری میگم
بگذریم، وقت تعویض شیفته
میسون
هی
میسون
بجنبید. گروه بعدی
گروه بعدی کارگرها
کش و قوس بسه. بجنبید بلند شید
اونهایی که شب کار کردن به اون کیسه خوابها احتیاج دارن
طبق نقشه پروفسور، ما گروگانهارو گروه بندی کردیم
و به کار گرفتیمشون تا زیادی درگیر فکر و اضطراب نشن
سارقین اون بالا دارن پول چاپ میکنن
چی؟ دارن پول چاپ میکنن؟
به تو چه کاری داده بودن؟
باید تو انبار زیرزمینی تونل حفر میکردم
پس یعنی اصلا نمیخوان برن؟
چقد حیلهگرن!
یه بهانهای بیار که بذارنت تو یه گروه دیگه
- چرا؟ - کاری که میگم رو بکن
پروفسور
ازت خوشم میاد. اما...
زیادی سادهای
ها؟
مامان هنوز بیداری؟
سلام
کجا بودی؟
دوباره با همون مرد بیرون بودی؟
دفعه آخری که تموم شب بیرون بودی با همون مرد بودی
صاحب یه کافهست. درسته؟
نه
سر صحنه جرم بودم
صحنه جرم
اوضاع باهاش چطوره؟
اوضاع خوب پیش نمیره؟
خیلی خوشتیپ بود
بعدا حرف میزنیم. فعلا من باید برگردم
میدونی که بزرگترین آرزوم اینه که
قبل از مرگم ببینم که تو با یه مرد خوب آشنا میشی
من صلاحت رو میخوام
نباید این رو ازم بخوای
باید خیلی عمر کنی که این اتفاق بیفته
برمیگردی به ضرابخونه؟
به نظر میاد خیلی خطرناکه
مراقب باش. باشه؟
میدونی که سر کار نمیتونم گوشیم رو جواب بدم
اوهوم
مامان
مطمئنی نمیخوای بری دکتر؟
چی؟
چیزی نیست. نگران من نباش
میدونی که میتونم از پس خودم بربیام. مگه نه؟
- میبینمت. باشه؟ - باشه
ووجین
سر کار نمیتونه
گوشیش رو
جواب بده
خبر داشتی که دانش آموزی که توی ویدیوی دیروز بود
ان کیم، دختر سفیر آمریکا، مارشال کیمه؟
یه جلسه توجیهی رسمی برگزار میکنیم
درسته که دیشب تلاشی در جهت حمله صورت گرفته؟
میگن که مسئولیت این شکست با شمالیهاست
و باید جایگزین بشن
- اگر بخوان توضیح بدم... - همچین اتفاقی نمیفته
ها؟
درسته که ترتیب یه حمله رو داده بودید؟
نه این خبر دروغه
امنیت گروگانها مهمترین اولویت ماست
ما باید درمورد نقشههای احتمالی مظنونین بیشتر بدونیم
اما لطفا درک کنید که خانم ان کیم، یکی از چندین گروگانی هست
که باید نجاتشون بدیم
خبر دروغ؟ میتونیم همچین حرفی بزنیم؟
تیراندازی نشده بود و ماهم سریع حمله رو لغو کردیم
باید بگیم فقط قصد حمله رو داشتیم
اما بخاطر امنیت گروگانها، تصمیم به انجامش نگرفتیم
فکر میکنی مشکلی پیش نمیاد؟ خبرنگارها مارو زیر ذره بین گذاشتن
چارهای نداریم
به محض اینکه اعتراف کنیم حمله درکار بوده
افکار عمومی منفی به سمتمون حمله ور میشه
و بعد باید یکی از ما مسئولیت این شکست رو به عهده بگیره
اونها یه تیم جدانشدنی هستن که بی نقص باهم کار میکنن
و همشون تحت رهبری همین شخص به اصطلاح پروفسور هستن
ماهم باید برای اینکه باهاشون مقابله کنیم، مثل یه تیم کار کنیم
موافقید کاپیتان؟
از حالا به بعد تمام مسئولیت
تصمیم گیری در روند مذاکرات با من خواهد بود
از واحد ویژه عملیات
تا کوچکترین اطلاعاتی که با مطبوعات به اشتراک میذاریم
اگر همه موافقید، ده دقیقه دیگه شروع میکنیم
این یه خلاصه از اطلاعاتیه که از عملیات به دست اومده
ممنون
بیاید یه جمع بندی بکنیم
بله درسته حمله ما با شکست مواجه شد
اما تونستیم اطلاعاتی درمورد ظرفیت و توانایی رزمی اونها به دست بیاریم
اونها شدیدا مسلح هستن
و میدونستن قراره بهشون حمله کنیم و کاملا برای آمادگی داشتن
و قطعا یه سری آموزشهای نظامی هم دیدن
شاید واقعا یهجور برنامه سیاسی دارن
اگر همچین قصدی داشتن، تا الان باید یه بیانیه سیاسی رسمی و مشخص میدادن
شاید بعدا که اوضاع متشنج شد قصدشون رو بگن
اما فعلا نمیتونیم مطمئن باشیم
و دختر سفیر چطور؟ یعنی از اردو خبر داشتن؟
نباید ازش غافل بشیم
در هر صورت ما از یه چیز مطمئنیم
اونم اینه که اینها سارقین معمولی نیستن
باز هم خورشید طلوع کرد و روزی دیگر آغاز شد
و ضرابخانه کره همچنان در سکوت است
در پاسخ برخی مطبوعات درمورد حمله شب گذشته
نیروهای وظیفه مشترک اظهار داشتند که این خبر صحت ندارد
و تمام تلاش خود را برای اطمینان از امنیت گروگانها به عمل میاوردند
حال گروگانها خوبه؟
البته
بگذریم، من ازتون سوال دارم
بله؟
آخرین بار که سکس داشتید کی بوده؟
چرا جواب نمیدین؟ با کسی قرار نمیذارید؟
این سوال خیلی شخصیه
بد شد
فکر کردم صحبت درمورد موضوعات شخصی
راه خوبی برای ایجاد یه ارتباط وسط این بحرانه
این سوال چطور؟
تا به حال ادای اورگاسم (ارضا شدن) درآوردید؟
- چی؟ - خجالت نکشید
نیمی از تمام زنان جهان این کار رو کردن
خب، من...
همیشه نه اما گاهی وقتها شاید
اداشو درآوردن میتونه به سادهتر شدن یه رابطه کمک کنه
اما این کار دروغ گفتن به شریکتونه
مثل همون مامورهای ویژه که دیشب فرستادید
میدونی که تو بهمون دروغ گفتی
گفتی که افرادتون 4 نفرن این کارت عمدی بود؟
احتمالا سخت بوده
که برای همه اون گروگانها لباس مبدل بیارید
- دوست دارم برای هرچیزی آماده باشم - برای هرچیزی آماده باشی؟
سارقهای بانک معمولا آماده گروگانگیری میان؟
مسئله این نیست
مسئله اینه که باهمدیگه صادق نبودیم
منو بازی نده بازرس
هممون رو تو خطر میندازی
مسئولیت این ماموریت با منه (من رئیسم)
پس از این به بعد خبری از دروغ نیست
خب، نمیتونم همینجوری بهت اعتماد کنم
اولویت ما اینه که همدیگه رو بشناسیم
باهم یه رابطه بسازیم
وقتی حاضر بودی درمورد آخرین اورگاسمت حرف بزنی
بهم زنگ بزن
ای مادرجنده
دیوانهست
نیست
درواقع توی مذاکره خیلی ماهره
کسی که دقیقا خواستهش رو بیان نمیکنه همیشه سختترین حریفه
اما به زودی یه درخواستی میکنه. توی ضرابخونه غذا هست؟
کافه تریا داره و با توجه به تعداد افراد
شاید چهار روز جوابگو باشه
پس فعلا اوضاعشون خوبه
اما کنترل کردن 50 تا گروگان کار راحتی نیست
اونها به راه فرار فکر میکنن
اما راهی براشون وجود نداره
به تدریج مضطرب میشن
اما اگر بیشتر از انتظارمون طول بکشه چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.